جنگ ترامپ علیه حقوق بینالملل در موضوع ایران؛ از تجاوز نظامی تا مذاکره
جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران که در ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ (۹ اسفند ۱۴۰۴) آغاز شد، یکی از بحثبرانگیزترین جنگهای قرن ۲۱ از منظر حقوقی به شمار میرود؛ این جنگ با صدها حمله هوایی و موشکی علیه ایران در ساعات اولیه همراه بود و اهداف متعدد عمدتا غیرنظامی را هدف قرار داد.
نقضهای حقوق بینالملل و حقوق بشر در ایام جنگ
از مهمترین موارد نقض ادعایی اصل تمایز (Distinction) در حقوق بشردوستانه بینالمللی (پروتکل اضافی اول کنوانسیونهای ژنو ۱۹۷۷) است؛ حمله به مدرسه دخترانه در میناب نزدیک بندرعباس که منجر به شهادت حدود ۱۷۰ غیرنظامی، عمدتا دختران دانشآموز شد، نمونه بارز آن است.
گزارشها نشان میدهد این حمله توسط موشک تاماهاک آمریکایی انجام شده است؛ منتقدان، ازجمله سازمانهایی مانند عفو بینالملل، این را حمله نامتناسب به هدف غیرنظامی یا عدم احتیاط کافی در انتخاب سلاح و زمان حمله میدانند.
اصل تناسب (Proportionality) نیز در جنگ علیه ایران زیر سوال رفته است؛ حملههای اولیه نزدیک به ۹۰۰ ضربه در ۱۲ ساعت اول بود که با تلفات غیرنظامی قابل توجه همراه شد.
هدف قرار دادن رهبر انقلاب و مقامهای ارشد ایران در حملههای هدفمند (decapitation strikes) توسط حقوقدانان بهعنوان ترور فراقانونی یا نقض مصونیت مقامهای دولتی مورد انتقاد و اعتراض واقع شده است.
نقض احتمالی دیگر مربوط به حقوق بشر است: حملههای آمریکا زیرساختهای مختلفی را در ایران را تحت تاثیر قرار داد؛ گزارشها از اختلال در خدمات پزشکی و امدادرسانی در میان غیرنظامیان حکایت دارند که نقض حق حیات و سلامت براساس میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی تلقی میشود.
علاوه بر این، حمله آمریکا به تاسیسات هستهای ایران نگرانیهایی در مورد انتشار مواد رادیواکتیو و تهدید بلندمدت محیط زیست و سلامت عمومی ایجاد کرد که نقض اصول حقوق محیط زیستی بینالمللی مانند اصل عدم آسیب به محیط خارج از مرزها است.
از منظر حقوق بینالملل، عدم وجود مجوز شورای امنیت سازمان ملل برای اقدام نظامی گسترده، یکی از انتقادهای اصلی است؛ اگرچه آمریکا مدعی دفاع مشروع پیشدستانه بود، اما بسیاری از کشورها ازجمله روسیه، چین و برخی اعضای غیرمتعهد آن را تجاوز تلقی کردند.
گزارشهایی از حملههای آمریکا به اهداف غیرنظامی در شهرها مانند پلها و محلههای مسکونی تهران وجود دارد که اصل احتیاط (Precaution) را نقض میکند.
انتقادات به آمریکا بهطور خاص بر نقش آن در هماهنگی و اجرای حملهها متمرکز است؛ تحقیقات اولیه نظامی آمریکا خود حمله به مدرسه میناب را تایید کرد، اما آن را «تراژدی جانبی» نامید؛ سازمانهای حقوق بشری خواستار تحقیقات مستقل بینالمللی شدهاند.
علاوه بر این، اقدامهای ترامپ برای آشوب و اغتشاش در ایران در میانه بمباران، از منظر حقوقدانان بهعنوان مداخله در امور داخلی (نقض اصل عدم مداخله) تفسیر شد.
در مجموع، این بخش از جنگ با هزاران غیرنظامی جانباخته، آوارگی میلیونها نفر و آسیبهای زیرساختی گسترده همراه بود که چالشهای جدی برای رعایت حقوق بینالملل ایجاد کرد.
منتقدان استدلال میکنند که حتی اگر اهداف اولیه نظامی بودند، مقیاس و روش اجرا اصول بنیادین jus in bello را نقض کرده است.
- بیشتر بخوانید:
- نگاه حقوق و قوانین بینالملل به تهدید به جنایت
- پیامدهای بینالمللی بشردوستانه، اقتصادی و ژئوپلیتیکی جنگ علیه ایران؛ مخربترین پیامدها در میان فجایع ساخته دست آمریکا
نقضهای حقوق بینالملل در ایام مذاکره
یکی از جنبههای جنجالی جنگ فوریه ۲۰۲۶ آمریکا علیه ایران که با همراهی و تحریک رژیم صهیونیستی انجام شد، وقوع آن در میانه مذاکرات هستهای بود؛ این مذاکرات میان ایران و آمریکا در فوریه در جریان بود و آمریکا سیگنالهایی از ادامه گفتوگوها ارسال میکرد، در حالی که حملههای هماهنگ با رژیم صهیونیستی در حال برنامهریزی بود.
این امر اتهام «فریب» یا نقض اصل حسن نیت (Good Faith) در مذاکرات بینالمللی را به دنبال داشته است.
اصل حسن نیت (پیمان وین ۱۹۶۹ در مورد حقوق معاهدهها و عرف بینالمللی) ایجاب میکند طرفها در مذاکرات صادقانه عمل کنند و اقدامهای خصمانهای که مذاکرات را بیاثر کند، انجام ندهند.
منتقدان، ازجمله تحلیلگران الجزیره و برخی دیپلماتها، آمریکا را به "deception" متهم کردهاند: ادامه ظاهری مذاکرات برای غافلگیری ایران؛ این میتواند نقض تعهدات ناشی از مذاکرات پیشین مانند برجام یا گفتوگوهای وین تلقی شود.
علاوه بر این، اصل عدم تهدید یا استفاده از زور (ماده ۲ (۴) منشور سازمان ملل) در دوره مذاکره برجسته است؛ حملههای بهاصطلاح پیشدستانه در حالی انجام شد که ایران همواره تاکید کرده است که فعالیت هستهایاش همان گونه که آژانس بینالمللی انرژی اتمی تایید کرده، صلحآمیز است و مذاکرات ادامه دارد.
اجرای حمله علیه در ماه رمضان نیز توسط برخی بهعنوان عدم احترام به حساسیتهای فرهنگی-مذهبی انتقاد شد، هرچند این مستقیما نقض حقوقی نیست، اما در ارزیابی تناسب تاثیرگذار است.
پس از آغاز جنگ و در دوره آتشبس مشروط آوریل ۲۰۲۶ به میانجیگری پاکستان، گزارشهایی از ادامه حملههای آمریکا مانند حملههایی در نزدیکی تنگه هرمز وجود دارد که ایران آن را نقض آتشبس خواند؛ این موارد میتواند نقض توافق آتشبس و تعهد به عدم تشدید (de-escalation) باشد.
از منظر حقوق معاهدهها، اگر مذاکرات بهعنوان پیشدرآمد توافق تلقی شود، اقدامهای یکجانبه نظامی میتواند اصل pacta sunt servanda را تضعیف کند؛ علاوه بر این، حمله به سران سیاسی در حین یا بلافاصله پس از دوره تنش دیپلماتیک، خطر ایجاد سابقه خطرناک برای ترور در زمان مذاکره را ایجاد کرده که حقوق بینالملل را تضعیف میکند.
حقوق و قوانین بینالملل به همان اندازه که دیگر اقدامهای غیرقانونی را پوشش میدهد، تهدیدها را نیز بهوضوح پوشش میدهد؛ در همین چارچوب میتوان تهدیدهای ترامپ و دولتش علیه ایران را بررسی کرد.
تهدید به تخریب زیرساختهای غیرنظامی که بهعنوان وسیلهای برای جنگ استفاده نمیشوند، خود یک جرم است و ارعاب جمعیت غیرنظامی نیز یک جنایت جنگی است.
طبق کنوانسیون لاهه، اعلام اینکه یک مقام نظامی در جنگ «هیچ امتیازی» نخواهد داد، یک جنایت جنگی است؛ اعطای امتیاز به معنای پذیرش تسلیم دشمن و اسیر کردن آنها به جای کشتن آنهاست؛ با وجود این، پیت هگست، وزیر دفاع ترامپ، در ماه مارس در یک کنفرانس مطبوعاتی دقیقا همین کار را کرد و گفت که ارتش آمریکا در جنگ ایران «هیچ امتیازی، هیچ رحمی به دشمنان ما» نخواهد داد.
ماده ۳۳ کنوانسیون چهارم ژنو مجازات جمعی جمعیت غیرنظامی را ممنوع میکند؛ هشدار ترامپ درباره اینکه غیرنظامیان «در جهنم زندگی خواهند کرد» مگر اینکه ترامپ تنگه هرمز را باز کند، بهوضوح تهدید به مجازات جمعی است.
تهدید به نسلکشی یک جنایت جنگی است؛ تهدید ترامپ به پایان دادن به تمدن ایران، تهدید به نسلکشی است؛ دستور ترامپ به نظامیان آمریکا برای ارتکاب جنایتهای جنگی، خود یک جنایت جنگی است.
انتقادهای دیگر به نقش رژیم صهیونیستی در ترغیب و تشویق آمریکا برای حمله با وجود در جریان بودن مذاکرات، مربوط است که آن را نقض تلاشهای چندجانبه دیپلماتیک میدانند؛ سازمان ملل و برخی کشورها خواستار تحقیقات در مورد مشروعیت این اقدام شدند.
این دوره نشاندهنده تنش میان دیپلماسی و قدرت نظامی است و پرسشهای اساسی در مورد اعتبار سازوکارهای چندجانبه حل اختلاف مطرح کرد.
جنگ آمریکا علیه ایران؛ نقطه عطفی در حقوق بینالملل
جنگ اخیر آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، نقطهعطفی در تاریخ غرب آسیا بود که آسیبهای گستردهای درپی داشت؛ در عین حال، از منظر حقوقی، این درگیری نمونهای از چالشهای اجرای حقوق بینالملل است.
نقضهای ادعایی حقوق بشری (تلفات غیرنظامی، آسیب به زیرساختها) و حقوق بینالملل (زمانبندی حمله در دوره مذاکره، عدم مجوز شورای امنیت) نشان میدهد که سازوکارهای موجود ناکارآمد هستند.
آتشبس آوریل به دلیل نقضهای آمریکا شکننده باقی مانده است و مذاکرات با میانجیگریهایی مانند پاکستان در سایه نقضهای یادشده ادامه دارد.
در بلندمدت، این جنگ میتواند به بازنگری در هنجارهای بینالمللی منجر شود: تقویت نظارت بر حملههای پیشدستانه، حفاظت بهتر از غیرنظامیان و سازوکارهای موثرتر برای جلوگیری از فریب دیپلماتیک.
جنگ آمریکا با همراهی رژیم صهیونیستی علیه ایران بار دیگر ثابت کرد که راهحلهای نظامی، اغلب هزینههای انسانی و حقوقی سنگینی دارند و پایداری صلح را بدون دیپلماسی فراگیر تضمین نمیکنند و جامعه بینالمللی باید بر تقویت قوانین تمرکز کند تا از تکرار چنین درگیریهایی جلوگیری شود؛ آینده غرب آسیا به تعادل میان امنیت، حقوق و دیپلماسی بستگی دارد.
انتهای پیام/