صفحه نخست

رئیس قوه قضاییه

اخبار غلامحسین محسنی اژه‌ای

اخبار سید ابراهیم رئیسی

اخبار صادق آملی لاریجانی

قضایی

حقوق بشر

مجله حقوقی

سیاست

عکس

جامعه

اقتصاد

فرهنگی

ورزشی

جهان

فضای مجازی

چندرسانه

اینفوگرافیک

حقوق و قضا

محاکمه منافقین

جنگ دوم ۱۴۰۴

صفحات داخلی

نگاه حقوق بین‌الملل به ادعای بی‌طرفی میزبانان پایگاه‌های نظامی آمریکا در جنگ علیه ایران

۰۹ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۸:۵۲:۳۰
کد خبر: ۴۹۰۰۰۹۰
دسته بندی‌: حقوق بشر ، عمومی
پاسخ ایران به تجاوز نظامی آمریکا در جریان جنگ اخیر در قالب هدف قرار دادن پایگاه‌های نظامی این کشور در کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس، سبب طرح ادعای پایتخت‌های کشورهای یادشده درباره بی‌طرفی و عدم نقش‌آفرینی در تجاوز نظامی آمریکا به ایران شد.

وقتی جنگ از پایگاه‌های دائمی خارج از کشور انجام می‌شود، حقوق بین‌الملل در توضیح اینکه کشورهای میزبان چه چیزی را مجاز می‌دانند و چه متخاصمانی می‌توانند به‌طور قانونی حمله کنند، با مشکل‌هایی مواجه می‌شود، اما واقعیت‌های حقوقی همچنان شفاف است.

پاسخ ایران به تجاوز نظامی آمریکا در جریان جنگ اخیر در قالب هدف قرار دادن پایگاه‌های نظامی این کشور در کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس، سبب طرح ادعای پایتخت‌های کشورهای یادشده درباره بی‌طرفی و عدم نقش‌آفرینی در تجاوز نظامی آمریکا به ایران شد.

دکترین بی‌طرفی چه می‌گوید؟

قانون بی‌طرفی بر یک فرض خاص متمرکز است: قرار نیست سرزمین بی‌طرف به سکویی برای عملیات نظامی یک طرف متخاصم تبدیل شود و کشورهای بی‌طرف باید از چنین استفاده‌ای از خاک خود جلوگیری کنند.

شبکه پایگاه‌های نظامی آمریکا به یک آزمون استرس برای این قانون تبدیل شده است؛ این پایگاه‌ها دائمی هستند و در یک شبکه بزرگ‌تر جنگی با نیروهای از پیش مستقرشده ادغام شده‌اند، از زیرساخت‌های کشور میزبان استفاده می‌کنند، در فرآیندهای اطلاعاتی و لجستیکی مشترک مشارکت دارند و عملیات نظامی در لحظه را امکان‌پذیر می‌سازند.

با انجام این کار، آن‌ها فرض قانون بی‌طرفی را که کشورها می‌توانند به‌طور واقع‌بینانه خود را از یک درگیری جدا کنند، تضعیف می‌کنند. 

بخش عمده‌ای از قانون بی‌طرفی در لاهه پنجم و لاهه سیزدهم تدوین شده است؛ در حالی که ایران و آمریکا امضاکنندگان این کنوانسیون‌ها هستند، کشورهای خلیج فارس که مستقیما در این درگیری دخیل هستند، ازجمله قطر، امارات، بحرین، کویت و عربستان، امضاکننده این کنوانسیون‌ها نیستند.

با وجود این، بسیاری از محققان استدلال می‌کنند که قانون بی‌طرفی به‌عنوان قانون بین‌المللی عرفی پذیرفته شده و برای همه کشورها الزام‌آور است؛ طبق مفاد لاهه پنجم، سرزمین بی‌طرف غیرقابل تعرض است و اجازه هیچ‌گونه جابجایی نیرو یا تدارکات جنگی در آن سرزمین را نمی‌دهد؛ طبق لاهه سیزدهم، کشورها نمی‌توانند کشتی‌های جنگی، مهمات یا مواد جنگی (ازجمله اطلاعات یا تدارکات) را به متخاصمان ارائه دهند؛ هر ۲ کنوانسیون، کشورهای بی‌طرف را ملزم می‌کنند که برای جلوگیری از چنین اقدام‌های ممنوعه یا استفاده متخاصمانه از قلمرو خود اقدام کنند.

ایده اصلی در زمینه جنگ آمریکا علیه ایران این است که بی‌طرفی محدود به یک «مجوز زمان جنگ» موردی نیست؛ به عبارت دیگر، استدلال ضمنی در مورد پایگاه‌های دائمی این است که آن‌ها در زمان صلح مورد توافق قرار می‌گیرند، بنابراین هیچ اقدام مثبتی در زمان جنگ وجود ندارد که یک کشور بی‌طرف انجام دهد و بی‌طرفی را نقض کند؛ با وجود این، ماده ۳ لاهه پنجم نه‌تنها ساخت تاسیسات زمان جنگ در سرزمین بی‌طرف، بلکه «استفاده از هرگونه تاسیساتی از این نوع را که توسط [متخاصمان] قبل از جنگ ایجاد شده است» نیز برای اهداف نظامی ممنوع می‌کند.

کار جرمی دیویس در مورد بی‌طرفی و معاهده‌های دفاعی دوجانبه، پاسخ‌هایی ارائه می‌دهد؛ وی بی‌طرفی را به‌عنوان وظایف تحمیلی عدم مشارکت و پیشگیری توصیف می‌کند؛ دیویس «عدم مشارکت» را به‌عنوان خودداری از ارائه «نیرو، تدارکات یا دیگر اشکال پشتیبانی [ازجمله] خدمات لجستیکی، ازجمله پایگاه‌سازی و تامین مجدد نقاط» به متخاصمان تعبیر می‌کند؛ در همین حال، «پیشگیری»، به گفته دیویس، وظیفه یک کشور بی‌طرف برای مقاومت در برابر استفاده متخاصم از قلمرو یا منابع آن کشور است؛ این دسته‌ها به‌طور کامل در مورد موارد ذکر شده صدق می‌کنند.

پایگاه‌های هوایی آمریکا در کشورهای خلیج فارس. به‌عنوان مثال، مرکز عملیات هوایی مشترک در العدید قطر، یک مرکز فرماندهی و کنترل برای عملیات لجستیکی در سراسر منطقه است؛ کمی قبل از جنگ علیه ایران، فرماندهی مرکزی آمریکا حتی از یک واحد هماهنگی جدید در العدید خبر داد «تا دفاع هوایی و موشکی یکپارچه را تقویت کند»؛ در بحرین، تاسیسات نیروی دریایی آمریکا از عملیات‌های تهاجمی و واکنش پشتیبانی می‌کند؛ در همین حال، آمریکا از پست فرماندهی عملیاتی خود در کمپ عریفجان کویت، به‌عنوان یک مرکز لجستیک و فرماندهی استفاده می‌کند.

نقض قانون بی‌طرفی زمانی رخ می‌دهد که یک کشور میزبان اجازه دهد یک پایگاه (که در زمان صلح ساخته شده است) در زمان جنگ به روشی که دیویس در بالا توضیح داد، مورد استفاده قرار گیرد؛ اگر یک کشور واقعا از استفاده از خاک خود برای اهداف تهاجمی جلوگیری کند، بی‌طرفی خود را حفظ می‌کند، اما اگر یک کشور میزبان به‌طور مثبت اجازه دهد که از خاک خود به‌عنوان پایگاهی برای حمله‌ها استفاده شود، بسیار به نقض کلاسیک بی‌طرفی نزدیک‌تر می‌شود.

با خواندن اظهارات بی‌طرفی ذکر شده از سوی عربستان، کویت و امارات، به نظر می‌رسد کشورهای خلیج فارس از این تمایز قانونی آگاه هستند؛ چارچوب‌بندی مداوم آن‌ها نشان می‌دهد که یک کشور میزبان تلاش می‌کند از نقض بی‌طرفی اجتناب کند، مانند تاکید مجدد امارات  درباره اینکه خاک یا حریم هوایی آن «در هیچ اقدام نظامی خصمانه علیه ایران استفاده نخواهد شد و [متعهد می‌شود] هیچ‌گونه پشتیبانی لجستیکی در این زمینه ارائه ندهد».

آن‌ها در تلاشند تا مرز بین میزبانی یک پایگاه و شرکت در یک درگیری را رعایت کنند، اما وقتی پایگاه دائمی باشد، اعمال این تمایز دشوار است؛ یک پایگاه دائمی از قبل شامل سربازان، تجهیزات، سیستم‌های فرماندهی و زیرساخت‌های لجستیکی خارجی است که می‌توانند از عملیات نظامی در لحظه شروع خصومت‌ها پشتیبانی کنند؛ اگر صاحب پایگاه پس از شروع جنگ این عملیات را آغاز کند، کشور میزبان توانایی عملی کمی برای جدا کردن خود از درگیری دارد؛ از همه مهم‌تر، حتی اگر یک کشور میزبان سعی کند نحوه استفاده از یک پایگاه خارجی را محدود کند، صرف حضور این نیروها می‌تواند پس از شروع درگیری، کشور میزبان را به یک هدف تبدیل کند.

ایران مجاز به انجام چه کاری براساس حقوق بین‌الملل بوده است؟

بیانیه‌های دوران بی‌طرفی، ازجمله دستورالعمل‌های مدرن، در مواردی که یک سرزمین بی‌طرف توسط یک متخاصم مورد استفاده قرار می‌گیرد و قادر یا مایل به متوقف کردن نقض نیست، نوعی «خودیاری» را مجاز می‌دانند.

در دستورالعمل HPCR آمده است که «اگر استفاده از قلمرو یا فضای هوایی بی‌طرف توسط یک طرف متخاصم نقض جدی محسوب شود، طرف متخاصم مخالف می‌تواند، در غیاب هرگونه جایگزین عملی و به موقع، از نیرویی که برای پایان دادن به نقض بی‌طرفی لازم است، استفاده کند.»

تفاسیر خاص هر کشور از این قانون نیز از این ایده پشتیبانی می‌کند؛ منشور سازمان ملل، به نوبه خود، یک مبنای سختگیرانه‌تر تعیین می‌کند.

کشورها نمی‌توانند از زور علیه قلمرو دیگری استفاده کنند، مگر در موارد نادری مانند دفاع از خود و اگر قرار باشد کسی حمله مسلحانه‌ای انجام دهد، باید در چارچوب قوانین منشور، مانند ضرورت و تناسب (نیروی مورد استفاده باید برای دفع حمله ضروری و متناسب با آن هدف دفاعی باشد)، قرار گیرد.

ماده ۱۰۳ منشور همچنین تصریح می‌کند که اگر بین منشور و قوانین قبلی تعارضی وجود داشته باشد، منشور اولویت دارد. 

مشکل جداسازی قانون بی‌طرفی و محدودیت‌های منشور به‌ویژه در کشورهای خلیج فارس آشکار می‌شود؛ وقتی نیروهای آمریکایی در کشور دیگری مستقر هستند، تمایز بین حمله به نیروهای دشمن و استفاده از زور در داخل خاک یک کشور خارجی شروع به فروپاشی می‌کند. 

در عین حال، ترتیبات مدرن استقرار پایگاه‌ها این مسئله را تشدید می‌کند؛ همانطور که در بالا توضیح داده شد، نیروهای آمریکایی محدود به تاسیسات مستقلی نیستند که به راحتی از کشور اطراف قابل تفکیک باشند؛ آن‌ها در قلمرو و زیرساخت‌های کشور میزبان بافته شده‌اند، از شبکه‌های برق و شبکه‌های حمل و نقل محلی استفاده می‌کنند و در سیستم‌های فرماندهی و حسگر مشترک فعالیت می‌کنند، فعالیت نظامی نیز توزیع شده است، به جای تمرکز در یک پایگاه واحد، از چندین مکان عبور می‌کند.

پیامد عملی این است که حمله ایران به پایگاه‌های آمریکایی تقریبا به ناچار در قلمرو کشور میزبان رخ می‌دهد. 

این تنش کاملا جدید نیست؛ از زمان کنوانسیون‌های لاهه در سال ۱۹۰۷، قانون بی‌طرفی به موقعیت‌هایی پرداخته است که در آن متخاصمان به دنبال استفاده از قلمرو بی‌طرف برای ترانزیت، تدارکات یا ارتباط بودند، اما این قوانین در جهانی تدوین شدند که چنین استفاده‌هایی پراکنده‌تر و از نظر سرزمینی محدودتر بودند؛ ترتیبات پایگاه‌سازی مدرن متفاوت است.

آن‌ها یک حضور مداوم و یکپارچه ایجاد می‌کنند که در آن نیروها، زیرساخت‌ها و عملیات خارجی در داخل کشور میزبان جاسازی شده‌اند؛ بنابراین، حفظ تمایزی که قانون بی‌طرفی سعی می‌کند بین فعالیت متخاصمانه و فضای بی‌طرف قائل شود، بسیار دشوارتر می‌شود.

وضعیت نهایی بی‌طرفی چیست؟

بی‌طرفی اغلب به‌عنوان یک وضعیت دوگانه در نظر گرفته می‌شود: یک دولت یا بی‌طرف است یا متخاصم. 

همانطور که بحث لاهه پنجم در مورد تاسیسات از پیش موجود نشان می‌دهد، ریشه‌های زمان صلح یک پایگاه نظامی هیچ سپر خودکاری ارائه نمی‌دهد: یک کشور میزبان اگر نتواند گام‌های فعالی برای جلوگیری از استفاده متخاصمان از خاک خود به‌عنوان سکوی پرتاب حمله‌ها بردارد، همچنان می‌تواند بی‌طرفی خود را نقض کند.

کشور میزبان با یک معضل دوجانبه روبرو است: این کشور خواهان مزایای دیپلماتیک، امنیتی و اقتصادی ناشی از میزبانی نیروهای آمریکایی است، اما همچنین می‌خواهد در صورت وقوع جنگ، وضعیت بی‌طرفی خود را حفظ کند.

مشکل این است که این ۲ هدف در جهت مخالف هم قرار می‌گیرند؛ هرچه نیروهای آمریکایی خود را بیشتر در قلمرو و زیرساخت‌های کشور میزبان مستقر کنند، ادعای معتبر بی‌طرفی در یک درگیری برای آن کشور دشوارتر می‌شود و هرچه بیشتر درگیر این درگیری شود، احتمال بیشتری دارد که مورد حمله قرار گیرد و مجبور می‌شود تصمیم بگیرد که چقدر می‌تواند از خود دفاع کند، قبل از اینکه این دفاع به خودی خود به یک اقدام خصمانه تبدیل شود.

انتهای پیام/



ارسال دیدگاه
دیدگاهتان را بنویسید
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *