صفحه نخست

رئیس قوه قضاییه

اخبار غلامحسین محسنی اژه‌ای

اخبار سید ابراهیم رئیسی

اخبار صادق آملی لاریجانی

قضایی

حقوق بشر

مجله حقوقی

سیاست

عکس

جامعه

اقتصاد

فرهنگی

ورزشی

جهان

فضای مجازی

چندرسانه

اینفوگرافیک

حقوق و قضا

محاکمه منافقین

جنگ دوم ۱۴۰۴

صفحات داخلی

مواجهه آمریکا با پیامدهای دشوار تحقیر شکست در جنگ علیه ایران

۰۹ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۷:۰۱:۰۳
کد خبر: ۴۹۰۰۰۸۵
دسته بندی‌: جهان ، آمریکا و اروپا
آمریکا درپی تحقیر به دلیل شکست در جنگ علیه ایران با پیامدهای ناگوار متعددی مواجه شده است.

جنگ آمریکا علیه ایران با شکست و اجبار واشنگتن به عقب‌نشینی در تنگه هرمز، به‌عنوان استراتژی ناامیدی، اشتباه تاریخی و شکست استراتژیک نامگذاری شده است.

یک تحلیل اخیر واشنگتن‌پست از تصاویر ماهواره‌ای به این نتیجه رسید که خسارت به دارایی‌های نظامی آمریکا در منطقه «بسیار بیشتر از آن چیزی بوده که دولت آمریکا به‌طور علنی اذعان کرده یا قبلا گزارش کرده است.»

این جنگ محدودیت‌های قدرت آتش آمریکا را برای همه جهانیان آشکار کرده است، به‌طوری بسیاری آن را «لحظه سوئز آمریکا» نامیده‌اند.

با وجود این، چنین صحبت‌هایی، آنچه را که در حال وقوع است، هم اهداف ترامپ در این درگیری و هم اهمیت بحران اصلی سوئز در وهله اول، اشتباه تعبیر می‌کند.

در سال ۱۹۵۶، توطئه انگلیس-فرانسه-رژیم صهیونیستی برای اشغال مصر و سرنگونی جمال عبدالناصر، با ترکیبی از تسلیحات مصر، فشار مالی آمریکا و سیاست هسته‌ای اتحاد جماهیر شوروی خنثی شد؛ انگلیس با آشکار شدن ضعف خود، روند استعمارزدایی سیاسی رسمی را در سال بعد آغاز کرد.

بازی برای امپراتوری انگلیس تمام شده بود، اما بازی جدیدی در جریان بود.

نیکلاس شاکسون در کتاب «جزایر گنج» که تاریخ امور مالی فراساحلی است، در مورد این دوره می‌نویسد: این داستان جنبه مالی دارد که تقریبا هیچ‌کس از آن خبر ندارد، زیرا از دل گرد و غبار و آتش سوئز، چیز جدیدی در لندن ظهور کرد که در نهایت جایگزین امپراتوری قدیمی شد و شهر لندن را به افتخارات مالی حتی بیشتری رساند.

در اواسط دهه ۱۹۵۰، هزینه‌های حکومت استعماری مستقیم شروع به غلبه بر درآمدهای حاصل از آن کرد؛ هزینه‌های نظامی انگلیس، به دلیل تعهدات استعماری‌اش، کمرش را شکست؛ همانطور که هارولد مک‌میلان، نخست‌وزیر وقت، گفت، به‌ویژه خدمت سربازی اجباری که منابع زیادی را هدر می‌داد.

با وجود این، خطر بزرگ عقب‌نشینی این بود که جنبش‌های ضداستعماری زمین و منابع خود را بازپس بگیرند.

آنچه انگلیس به دنبال آن بود، واگذاری یا دست‌کم سهیم شدن، مسئولیت سرکوب لازم برای جلوگیری از این نتیجه بود؛ نقشی که در نهایت تا حد زیادی در واگذاری آن به آمریکا، پادشاهی‌های خلیج فارس و دیگر حاکمان نظامی دستچین‌شده در سراسر امپراتوری سابق موفق شد.

درست مانند انگلیس پس از سوئز، آمریکا نیز در حال تثبیت مجدد سلطه امپراتوری خود از طریق یک تحول نظام‌مند در نظم مالی جهانی است.

در عین حال، این شکل جدید و ساده‌شده «تقسیم بار» امپریالیسم به انگلیس اجازه داد تا هزینه‌های خود را کاهش دهد و در عین حال از طریق راه‌اندازی مجدد شهر لندن، جریان‌های درآمدی جدیدی را اضافه کند؛ با اعمال محدودیت‌های شدیدتر توسط دولت انگلیس بر تجارت بین‌المللی استرلینگ، بانک‌های تجاری لندن به سادگی به وام‌دهی به دلار روی آوردند و با یک ترفند باورنکردنی، این معاملات دلاری، به دلایل نظارتی، در انگلیس انجام نمی‌شد.

اما از آنجایی که آن‌ها آشکارا در هیچ حوزه قضایی دیگری انجام نمی‌شد، هیچ دولت دیگری نیز قادر به تنظیم بازار جدید نبود.

نتیجه، بهشت ​​بانکداران از سفته‌بازان، وام‌ها و سرمایه‌گذاری‌های عاری از هرگونه نظارت نظارتی بود که به‌عنوان «بازار یورو» شناخته شد.

به گفته شاکسون، «در این نقطه» که ظرف چند ماه پس از ماجرای سوئز، سیستم مدرن فراساحلی واقعا آغاز شد، امپراتوری رسمی انگلیس جای خود را به چیزی ظریف‌تر داد.

گری برن، مورخ اقتصادی، می‌گوید: این بزرگ‌ترین نوآوری مالی از زمان اسکناس بود.

در طول دهه پس از آن، بازار یورو از لندن به رشته‌ای از سرزمین‌های جزیره‌ای که انگلیس به آن‌ها چسبیده بود، گسترش یافت و شبکه‌ای جهانی از پناهگاه‌های مالیاتی از جزایر مانش گرفته تا کارائیب و جزایر مرجانی اقیانوس آرام، ایجاد کرد که هنوز هم جنوب جهان را تا تریلیون‌ها دلار تخلیه می‌کنند و بخش عمده‌ای از آن به لندن بازگردانده می‌شود.

لندن نه تنها راهی برای حفظ سلطه مالی خود پیدا کرده بود، بلکه سیستم جهانی استعماری را بسیار سودآورتر از اوج امپراتوری خود کرده بود.

مانند انگلیس در سال ۱۹۵۶، آمریکا ممکن است با تحقیر نظامی روبرو شود - اما در حال ایجاد یک امپراتوری جدید است.

جنگ علیه ایران، همانطور که ریچارد مدهرست، مفسر، اشاره کرده است، بخشی از یک جنگ گسترده‌تر برای انحصار منابع انرژی جهانی و تبدیل آمریکا به چیزی است که او آن را «دولت دزدان دریایی» می‌نامد.

تصرف مسلحانه منابع نفت و گاز جهان در حال انجام است، آشکارترین نمونه آن تصرف نفت ونزوئلا توسط آمریکا در ژانویه امسال است، اما همچنین شامل یک جنگ جهانی علیه صنعت نفت روسیه نیز می‌شود.

با وجود این، سلطه جدید دلاری که امروز توسط ترامپ ایجاد می‌شود، عمیقا ناپایدار است؛ جنگ‌هایی که برای حفظ آن لازم است، تنش‌ها را با همه، ازجمله متحدان، افزایش می‌دهد و عملا به محاصره انرژی چین منجر می‌شود.

 بحران نهایی، یعنی جنگ جهانی خطر واقعی فزاینده این قمار ناامیدانه ترامپ است.

انتهای پیام/


برچسب ها: آمریکا تنگه هرمز

ارسال دیدگاه
دیدگاهتان را بنویسید
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *