به گربهها غذا ندهید!
درحالی که برخی از شهروندان با دلسوزی به حیوانات بیسرپناه غذا میدهند، کارشناسان محیط زیست میگویند این مهربانیِ بیآگاهی، گاهی نتیجهای معکوس دارد: از فراموشی غریزه شکار تا گسترش بیماریهای مشترک و حتی دامن زدن به بازار سیاه غذای حیوانات.
در یکی از روزهای گرم اواسط بهار تهران، پشت یک مغازه متروکه که بوی زباله آن فضا را دربرگرفته، دو بچهگربه در حال بازی هستند. روی کرکره فروشگاه بسته، کاغذی چسبیده: «لطفاً در این محل به حیوانات غذا ندهید». چند قدم آن طرفتر، زنی با لباس اداری خم شده و تکههای نان و غذای خشک را با احتیاط کنار دیوار میچیند. گربهها با ذوق به دورش میچرخند.
این زن، که یک کارمند میانسال تهرانی است میگوید: «همیشه توی کیفم غذا دارم. هر کجا گربه ببینم، بی اختیار دست به کیف میبرم و غذا برای گربه بیچاره میریزم.» وی ماهی حدود ۸۰۰ هزار تومان از حقوقش را خرج خرید غذای خشک میکند و آن را یک وظیفه اخلاقی میداند. اما از نگاه متخصصان محیط زیست، این صحنه نماد یک پارادوکس تلخ است: مهربانی بدون آگاهی، میتواند به موجودی که دوستش دارید، آسیب بزند.
مثلث گربهها، گرگها و یک جزیره دورافتاده
برای فهمیدن این تناقض، باید به دههها پیش و به قلب جزیره «قویونداغی» دریاچه ارومیه سفر کنیم. آنجا زیستگاهی بکر برای قوچ و میش ارمنی و گوزن زرد ایرانی است.
حسن اصیلیان، عضو هیأت علمی دانشگاه تربیت مدرس و معاون اسبق سازمان محیط زیست، در گفتوگو با خبرنگار میزان روایت میکند: «پیش از انقلاب، تعدادی آهو در جزیره رها شدند. مدتی بعد، متوجه شدند که بیشتر آهوها لنگ میزدند در واقع آهوها به بیماری عجیبی به نام «سمدرد» مبتلا شده بودند. عجیب اینجا بود که هیچ شکارچی در جزیره نبود و آهوها به آسانی به غذا دسترسی داشتند.»
تحقیقات نشان داد که تنبلی و نبود تحرک ناشی از آسودگی کامل، باعث این بیماری شده بود. درمان چه بود؟ آوردن چند گرگ به جزیره. شکارچیان طبیعی آهوها را دوباره به دویدن، هوشیاری و بقا وادار کردند.
اصیلیان میگوید: «دقیقاً همان خطا دارد در شهرهای ما تکرار میشود. غذای دستی و بدون محدودیت، غریزه شکار و تحرک را در گربههای خیابانی میکشد و آنها را به مصرفگرایانی افسرده و وابسته تبدیل میکند.»
مهربانی یا بمب بیولوژیک
در رابطه با این موضوع، جمال نصیری، کارشناس کنترل حیوانات شهری و دانشآموخته حشرهشناسی، که با شهرداری تهران هم همکاری دارد، نگرانی دیگری را مطرح میکند: ریسک بیماریهای مشترک.
این کارشناس کنترل حیوانات شهری گفت: «زمانی که گربهها یا کبوترها را در یک نقطه مشخص غذا میدهید، تجمع اجباری ایجاد میشود. فضولات و تماس نزدیک، انتقال بیماریهایی مثل هاری، توکسوپلاسموز و انواع انگلهای پوستی را سرعت میبخشد. به ویژه در میادینی مثل میدان راهآهن یا منیریه تهران، فضولات پرندگان به یک معضل بهداشتی مزمن تبدیل شده است.»
نصیری با ذکر مثالی گفت: «وقتی در بالکن خانه به یک کبوتر غذا میدهید، آن نقطه را به توقفگاه پرندگان تبدیل میکنید. همین کار ساده، انگلهای خارجی بدن پرنده را وارد فضای زندگی شما میکند. نیت شما مهربانی است، اما نتیجه میشود زمینهسازی برای مخاطرات ثانویه بهداشتی.»
اقتصاد زیرزمینی قربانیها
اما این سکه روی دیگری هم دارد که بوی پول و سوداگری میدهد. در حالی که دلسوزان محلی از هزینههای شخصیشان میگذرند، یک «اقتصاد زیرزمینی» پیرامون غذای حیوانات شکل گرفته است. جنبه دیگر این ماجرا، پولی است که در سایه احساسات مردم جابهجا میشود. از سال ۱۳۹۸ که واردات رسمی غذای پت به دلیل محدودیتهای ارزی در ایران ممنوع شد، بازار سیاه غذای حیوانات رونق گرفت. کشف محمولههای ۳۷ تنی در مریوان و ۱۸ تنی در جنوب تهران، فقط چند نمونه از نوک کوه یخ است.
کارشناسان میگویند سوداگران با سوءاستفاده از دلسوزی مردم، محصولات بیکیفیت و تاریخگذشته را با قیمتهای گزاف میفروشند. بخشی از پویشهای اینترنتی برای «غذا دادن به حیوانات ولگرد» ممکن است ریشه در سود اقتصادی این شبکهها داشته باشد، نه فقط عشق به حیوانات.
اگر به گربهها غذا ندهیم!
بنابراین آیا نباید به حیوانات گرسنه غذا داد؟ پاسخ کارشناسان «نه» قاطع نیست، اما میگویند مهربانیِ بیبرنامه به اندازه بیمهری و بیتوجی میتواند مخرب باشد.
راهکارهای علمی مثل روش TNR عقیمسازی، واکسیناسیون، بازگردانی کنترلشده و مدیریت درست پسماندهای شهری، جایگزینهای مؤثر و انسانیتری هستند. تا وقتی که احساسات به جای دانش تصمیمگیرنده باشد، همان ظرفهای غذای کنار دیوار که به نیت پناهگاه گذاشته میشوند، میتوانند به تدریج هم به حیوانات و هم به انسانها آسیب بزنند.
اصیلیان عضو هیئت علمی دانشگاه تربیت مدرس معتقد است: «دوستیِ به قول ما ایرانیها "خالهخرسهای" به جایی نمیرسد. طبیعت را با قوانین خودش بشناسید، نه با دلتنگیهای لحظهای.»
ملیکا مفرحی دامپزشک و فعال حوزه حمایت از حیوانات نیز از اینکه به یکباره بسیج عمومی برای غذا ندادن به حیوانات شکل بگیرد هشدار میدهد و میگوید: «برای کنترل جمعیت حیوانات بدون آن که به حقوقشان لطمه وارد شود باید همزمان دو کار انجام شود تا هم چاقالوهای تنبل و متفرعن شهر، گرسنه نمانند و هم مراکز و سمنهای تخصصی کنترل جمعیت حیوانات پای کار بیایند.»
این دامپزشک به حامیان حیوانات پیشنهاد جالبی ارائه میکند: «به جای غذا دادن به حیوانات آواره شهری هزینه آن را به موسسات خیریه فعال این حوزه بدهید.»
مفرحی مدیریت زادآوری را نکته حائز اهمیتی توصیف کرده و وجود نوعی وحدت رویه در این حوزه بین نهادهای دولتی و عامه مردم را مهمترین راهکار حل مسئله میداند.
اما در چنین شرایطی شاید وقت آن رسیده که از خود بپرسیم: آیا مهربانی ما با حیوانات خیابانی، واقعاً به نفع آنهاست، یا فقط وجدان خودمان را آرام میکند؟ و یا شاید هم نوعی تب و موج است که فراگیر شده است.
انتهای پیام/