صفحه نخست

رئیس قوه قضاییه

اخبار غلامحسین محسنی اژه‌ای

اخبار سید ابراهیم رئیسی

اخبار صادق آملی لاریجانی

قضایی

حقوق بشر

مجله حقوقی

سیاست

عکس

جامعه

اقتصاد

فرهنگی

ورزشی

جهان

فضای مجازی

چندرسانه

اینفوگرافیک

حقوق و قضا

محاکمه منافقین

جنگ دوم ۱۴۰۴

صفحات داخلی

عبور رژیم صهیونیستی از ادعای «شلیک و گریه»؛ تکیه مهاجران استعمارگر بر خشونت عریان

۰۶ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۷:۰۱:۴۹
کد خبر: ۴۸۹۹۶۹۷
دسته بندی‌: حقوق بشر ، عمومی
جامعه صهیونیستی کمتر و کمتر به تلفات خشونت علیه خود اهمیت داده و به‌طور فزاینده‌ای بر کشتار فلسطینی‌ها تاکید می‌کند.

در جدیدترین افشاگری‌ها در مورد شکنجه اسیران فلسطینی توسط رژیم صهیونیستی که شامل خشونت جنسی می‌شود، جهان نگاهی دیگر به واقعیت وحشتناک زندگی فلسطینی‌ها تحت اشغال استعماری بی‌پایان شهرک‌نشینان صهیونیست انداخت؛ بیشتر مردم در سراسر جهان حتی نمی‌توانند تصور کنند که اعمال شکنجه تهوع‌آور و وحشتناکی را که با شهادت قربانیان فلسطینی بازگو می‌شود، ببینند، چه رسد به ارتکاب آن.

به گزارش الجزیره، واقعیت تلخ این است که این نخستین باری نیست که جهان از خشونت جنسی و دیگر اشکال وحشتناک شکنجه روانی و جسمی در زندان‌های رژیم صهیونیستی می‌شنود؛ محققان و سازمان‌های مختلف دهه‌هاست که چنین جنایت‌هایی را مستند می‌کنند.

پیش از اکتبر ۲۰۲۳ (مهر ۱۴۰۲) محققان مستند کرده بودند که چگونه شرایط درون زندان‌های رژیم صهیونیستی برای فلسطینی‌ها از دهه ۲۰۱۰ بدتر شده است؛ در طول ۲ سال و نیم گذشته، این شرایط وحشتناک به‌طور قابل توجهی بدتر شده است.

در این دوره، جهان همچنین شاهد ظهور یکی دیگر از ویژگی‌های نگران‌کننده خشونت رژیم صهیونیستی، نه‌تنها در داخل اتاق شکنجه، بلکه فراتر از آن بوده‌ است: شادی که با آن خشونت انجام می‌شود.

با خواندن شهادت‌های بازداشت‌شدگان و اسیران فلسطینی، مشخص می‌شود که نه‌تنها نگهبانان صهیونیست مرتبا شکنجه می‌کنند، بلکه یکی از مهم‌ترین توصیفات این شکنجه این است که نگهبانان صهیونیست هنگام خندیدن مرتکب چنین اعمال وحشتناکی می‌شوند؛ قربانیان در شهادت‌های پیاپی، خنده نگهبانان را بازگو می‌کنند.

این موضوع، سوالی را مطرح می‌کند که اغلب نادیده گرفته می‌شود: چه کسی چنین اعمال شکنجه‌ای را منبع لذت و شادی می‌داند؟ تحت چه شرایطی خنده به‌عنوان واکنشی مناسب و همراه با شکنجه تلقی می‌شود؟ اهمیت این پرسش‌ها وقتی وحشتناک‌تر و دلهره‌آورتر می‌شود که در نظر گرفته شود که این پدیده خندیدن در حین اعمال خشونت بی‌مهار و بی‌دلیل، منحصر به این افشاگری‌های اخیر نیست.

در طول ۲ سال و نیم نسل‌کشی مداوم، جهان شاهد بوده‌ که ده‌ها سرباز صهیونیست نه‌تنها هنگام ارتکاب اعمال نسل‌کشی، مانند تخریب بی‌رحمانه خانه‌ها و کل محله‌ها، قتل‌عام غیرنظامیان، ازجمله کودکان، دزدیدن اموال غیرنظامیانی که به‌تازگی قتل‌عام شده یا به زور اخراج کرده‌اند، ناقص کردن فلسطینی‌های بی‌گناه و غیره، از خود فیلم گرفته‌اند، بلکه هنگام انجام این کار شادی آشکاری نیز نشان داده‌اند.

واحد تحقیقات الجزیره یک پایگاه داده ایجاد کرده است که برخی از این ویدیوها را به نمایش می‌گذارد؛ در یک مثال، یک سرباز فرانسوی-صهیونیست به یک بازداشتی اشاره می‌کند و با افتخار می‌گوید:«ببین، او خودش را خیس کرد؛ قرار است بخندی؛ ببین، او را شکنجه کردند تا حرف بزند..

چرا این سرباز اینقدر قاطعانه معتقد است که کسانی که این ویدیو را تماشا می‌کنند «قرار است بخندند»؟ در اینجا واقعیت ترسناکی وجود دارد که باید نامی بر آن گذاشت: شادی قاتلان خونسرد، شکنجه‌گران و نابودکنندگان زندگی فلسطینی‌ها توسط جامعه صهیونیستی پاداش داده می‌شود.

ویدیوهای آن‌ها، در کل، با واکنش مثبتی از درون جامعه خودشان مواجه می‌شود؛ رسانه‌های جریان اصلی رژیم صهیونیستی نیز مملو از تجلیل از نسل‌کشی و درخواست برای تشدید بیشتر آن هستند؛ چرا این اتفاق می‌افتد و چه چیزی در مورد جامعه رژیم صهیونیستی می‌گوید؟

برای دهه‌ها، تبلیغات رژیم صهیونیستی این ایده را القا کرده است که صهیونیست‌ها قتل، شکنجه و آوارگی فلسطینی‌ها را غم‌انگیز اما ضروری می‌دانند، این احساس در نقل قول معروفی که به صهیونیست‌ها نسبت داده شده، به تصویر کشیده شده است.

گلدا مایر، نخست‌وزیر اسبق رژیم صهیونیستی مدعی بود: ما می‌توانیم اعراب را به خاطر کشتن پسرانمان ببخشیم، اما هرگز نمی‌توانیم آن‌ها را به خاطر مجبور کردن ما به کشتن پسرانشان ببخشیم.

از آن زمان، نسخه‌های مختلفی از این طرز تفکر به چنان ابزار تبلیغاتی غالب رژیم صهیونیستی تبدیل شد که برای توصیف آن، عبارت «شلیک و گریه» ظهور کرد.

از زمان انتفاضه دوم و به‌ویژه پس از آغاز محاصره وحشیانه غزه در سال ۲۰۰۷، «شلیک و گریه» به آرامی از جریان اصلی جامعه صهیونیستی محو شد؛ گفتمان عمومی رژیم صهیونیستی که همیشه تلفات خشونت آن‌ها علیه فلسطینی‌ها را به حاشیه رانده و پاک کرده است، به‌طور فزاینده‌ای از تاکید بر تلفات روانی خشونت آن‌ها بر سربازانشان دست کشید؛ در عوض، آن‌ها از اینکه چگونه سربازانشان به قاتلان و نابودکنندگان کارآمد فلسطینی‌ها تبدیل شده‌اند، تجلیل می‌کردند.

آرنون سافر، جمعیت‌شناس، با پیش‌بینی اینکه محاصره چگونه منجر به کشتار بیشتر فلسطینی‌ها خواهد شد، در سال ۲۰۰۴ اعلام کرد: فشار در مرز وحشتناک خواهد بود؛ این یک جنگ وحشتناک خواهد بود؛ بنابراین، اگر می‌خواهیم زنده بمانیم، باید بکشیم و بکشیم و بکشیم؛ تمام روز، هر روز.

اگرچه سافر در آن زمان تصریح کرد که «تنها چیزی که مرا نگران می‌کند این است که چگونه اطمینان حاصل کنیم که پسران و مردانی که قرار است این قتل‌ها را انجام دهند، بتوانند به خانه و خانواده‌های خود بازگردند و انسان‌های عادی باشند»، اما کار از کار گذشته بود.

جامعه صهیونیستی کمتر و کمتر به تلفات خشونت علیه خود اهمیت می‌داد و به‌طور فزاینده‌ای بر کشتار فلسطینی‌ها تاکید می‌کرد؛ کشتار و شمارش اجساد برای جامعه صهیونیستی چنان مهم می‌شد که چنین اخباری به‌عنوان شادی مورد استقبال قرار می‌گرفت؛ امروزه، تظاهر به گریه کردن هنگام تیراندازی کاملا از بین رفته و جای خود را به واقعیت شادی صهیونیست‌ها هنگام تیراندازی داده است.

این خشونت شادمانه نتیجه دلایلی نیست که مختص ملیت یا هویت صهیونیستی باشد و مطمئنا نه مختص هویت، فرهنگ یا مذهب یهودی، بلکه نتیجه قابل پیش‌بینی یک رژیم و جامعه است که عمیقا از خشونت استعماری مهاجران و جهان‌بینی نژادپرستانه اشباع شده است؛ استعمار مهاجران، یک سیستم و ساختار خشونت است که بدترین جنبه‌های مردم را آشکار می‌کند و آن‌ها را به افراطی‌تر شدن در دیدگاه‌ها و اعمالشان سوق می‌دهد؛ چرا؟

برای اینکه استعمار مهاجران موثر باشد، ۲ ویژگی باید در رژیم و جامعه مهاجران غالب شود؛ مورد اول، غیرانسانی‌سازی کامل ساکنان بومی سرزمینی است که پروژه استعمار مهاجران به دنبال حذف فیزیکی، سیاسی و فرهنگی از وجود آن است؛ این نوع غیرانسانی‌سازی، تمام موانع اخلاقی را از ارتکاب هرگونه خشونت علیه استعمارشدگان از بین می‌برد.

در عین حال، به مهاجران حس برتری مطلق می‌دهد تا حدی که برعکس غیرانسانی‌سازی عمل می‌کند و منجر به فوق انسانی‌سازی مهاجران می‌شود؛ همانطور که فلسطینیِ فاقد انسانیت به یک شیء ناخواسته مانند زباله تبدیل می‌شود که می‌توان بدون هیچ مانع اخلاقی از شر آن خلاص شد؛ صهیونیست فوق انسانی تقریبا مانند موجودی الهی می‌شود که تابع قوانین ساخته‌ دست بشر، ممنوعیت‌های اخلاقی و حتی نجابت اولیه‌ انسانی نیست.

دومین ویژگی مرتبط این است که با هر عمل خشونت استعماریِ شهرک‌نشینان و موفقیت ظاهری آن در تامین زمین بیشتر برای شهرک‌نشین بدون هیچ پیامد منفی جدی، شهرک‌نشین خشونت را با پاداش مرتبط می‌داند؛ خشونت دیگر به‌عنوان یک شر ضروری یا یک ضرورت غم‌انگیز دیده نمی‌شود، بلکه به‌عنوان وسیله‌ای برای تامین پاداش، شناخت، حمایت و تقویت مثبت دیده می‌شود.

این همان چیزی است که باعث شادی در حین ارتکاب خشونت می‌شود، وقتی خشونت انجام می‌شود، به‌عنوان چیزی که جامعه‌ جمعی صهیونیستی را تقویت و پاداش می‌دهد، دیده می‌شود و بنابراین واکنشی شادمانه ایجاد می‌کند.

جامعه‌ای که با چنین شادی از استفاده از برخی از فجیع‌ترین اشکال خشونت شناخته‌شده برای بشریت تجلیل می‌کند، ظرفیت اصلاح از درون را ندارد؛ این جامعه‌ای است که قادر به التیام خود و تبدیل شدن به یک عضو عادی منطقه نیست؛ تنها راه‌حل، گرفتن پاداش خشونت خود است؛ امروزه، رژیم صهیونیستی همچنان پاداش‌های فتح استعماری فلسطین و همچنین بخش‌هایی از سوریه و لبنان توسط مهاجران را درو می‌کند؛ این پاداش‌ها به شکل افزایش فروش سلاح، رشد روابط اقتصادی با مناطق قدرتمند مانند اتحادیه اروپا و حمایت سیاسی مداوم از رژیم صهیونیستی در سراسر نهادهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی جریان اصلی غرب است.

این وضعیت باید تغییر کند؛ رژیم صهیونیستی به جای پاداش گرفتن، باید به خاطر خشونت استعماری مهاجران خود به‌شدت مجازات شود و این حداقل به معنای انزوای کامل و مطلق اقتصادی رژیم صهیونیستی است؛ تنها زمانی که صهیونیست‌‌ها از نظر مادی از جهان منزوی شوند، مجبور به ورود به مسیر جدیدی خواهند شد، جایی که آن‌ها به این هنجار اخلاقی می‌رسند که خشونت نسل‌کشی نباید مورد تجلیل و استقبال قرار گیرد، بلکه باید تابو تلقی شود.

اگر جهان برای وادار کردن رژیم و جامعه صهیونیستی به رعایت این اساسی‌ترین اصول اخلاقی اقدامی نکند، تمام ننگی که به حق بر جامعه صهیونیستی وارد می‌شود، باید گریبان کشورهای جهان را نیز بگیرد که خشونت شادمانه رژیم صهیونیستی را ممکن می‌سازند.

انتهای پیام/



ارسال دیدگاه
دیدگاهتان را بنویسید
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *