صفحه نخست

رئیس قوه قضاییه

اخبار غلامحسین محسنی اژه‌ای

اخبار سید ابراهیم رئیسی

اخبار صادق آملی لاریجانی

قضایی

حقوق بشر

مجله حقوقی

سیاست

عکس

جامعه

اقتصاد

فرهنگی

ورزشی

جهان

فضای مجازی

چندرسانه

اینفوگرافیک

حقوق و قضا

محاکمه منافقین

جنگ دوم ۱۴۰۴

صفحات داخلی

جنگ علیه ایران؛ ششمین شکست آمریکا در جنگ‌های غرب آسیا در ۲۵ سال گذشته

۰۵ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۰:۰۱:۰۲
کد خبر: ۴۸۹۹۴۸۴
دسته بندی‌: جهان ، آمریکا و اروپا
مقاومت ایران در برابر تسلیم، پیام قدرتمندی برای جهان عرب دارد: با عزم کافی و آستانه درد به اندازه کافی بالا، قدرت‌های متوسط ​​غرب آسیا می‌توانند در برابر سلطه استعماری آمریکا و رژیم صهیونیستی مقاومت کنند و پیروز شوند.

هر روز چرخش تازه‌ای در مذاکرات طاقت‌فرسا بین آمریکا و ایران به همراه دارد؛ هر بار که توافق بر سر یک نکته نزدیک است، دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا گوشی را برمی‌دارد تا با شریک جرم خود، بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی، تماس بگیرد و سپس ترامپ از آن عقب‌نشینی می‌کند.

به گزارش میدل‌ایست آی، هر چقدر هم که مسیر پر پیچ‌وخم باشد و حتی اگر این توافق شکست بخورد و ترامپ تصمیم به حمله به ایران برای سومین بار بگیرد، کاملا واضح است که آمریکا جنگ دیگری را در خاورمیانه، ششمین جنگ خود در ۲۵ سال گذشته باخته است.

ایران همه کارت‌ها، عمدتا تنگه هرمز و همچنین بازدارندگی پهپادها و موشک‌هایش را دارد و کارت‌های دیگری که هنوز بازی نکرده است، در حالی که ترامپ هیچ کدام را ندارد.

این شکست‌های سریالی آمریکا در ربع اول این قرن، زمانی که ادعا می‌شد قدرت نظامی آن بلامنازع است، دستاورد بزرگی است و باید در تاریخ جنگ‌ها ثبت شود.

ترامپ در حمله به ایران، صرفا اشتباه‌های اسلاف خود در افغانستان، عراق، یمن، لیبی و سوریه را تکرار نکرد؛ وی، چند اشتباه دیگر نیز به اشتباه‌های خود اضافه کرد.

اگر جورج دبلیو بوش، رئیس‌جمهور سابق آمریکا، براساس اطلاعات نادرست درباره وجود سلاح‌های کشتار جمعی توسط صدام به عراق حمله کرد، ترامپ نیز به همین ترتیب براساس اطلاعات نادرست به ایران حمله کرد.

ظهور یک اتحاد نظامی و دیپلماتیک قوی از کشورهای مسلمان دقیقا همان چیزی است که رژیم صهیونیستی و امارات نمی‌خواستند، اما دست‌کم پرونده مشکوک بوش توسط سرویس‌های اطلاعاتی خودش ارائه شده بود.

اطلاعات غلط ترامپ توسط موساد ساخته و پرداخته شد و فرمانده کل قوای آمریکا، برخلاف بهترین توصیه‌های جامعه اطلاعاتی خودش، آن را به‌طور کامل بلعید.

نتانیاهو و دیوید بارنیا، مدیر موساد، ترامپ را متقاعد کردند که ایران ضعیف شده است؛ هیچ‌کس به اندازه نتانیاهو که آرزوی زندگی‌اش در شرف تحقق بود، برای متقاعد کردن ترامپ تلاش نکرد؛ اکنون که جنگ در شرف پایان است، هیچ‌کس به اندازه او بازنده بزرگی نیست از این رو، او تمام تلاش خود را می‌کند تا مانع از امضای توافق با ایران توسط ترامپ شود.

اما مطمئنا زمانی که این جنگ سرانجام متوقف شود، تسویه حساب نهایی برای هر ۲ نفر از راه خواهد رسید.

توازن قدرت

آن‌ها فقط بازنده‌های بدی نیستند؛ تهدیدی که ایران برای برنامه‌های منطقه‌ای آمریکا و رژیم صهیونیستی ایجاد می‌کند، قابل توجه است.

سیاست ۳ دولت آمریکا، دوره اول ترامپ، جو بایدن و اکنون دوره دوم ترامپ، این بوده است که کشورهای عرب را به عادی‌سازی روابط با رژیم صهیونیستی وادارند.

نظم جدید پیشنهادی با نام‌های مختلفی خوانده شده است: ناتوی عربی، توافق آبراهام، ...، اما شکل آن مشخص است؛ این نظم به هیچ‌وجه مشارکت برابر نخواهد بود، بلکه رژیم صهیونیستی را به‌عنوان هژمون جدید منطقه‌ای، مرکزی که از طریق آن سلاح، فناوری پیشرفته، داده‌ها و تجارت از شرق به غرب جریان می‌یابد، منصوب خواهد کرد.

این اتحاد تنها یک شریک متعهد داشته است: امارات.

توهم تسلیم شدن ایران، خیالی است که اکنون فقط در سر ترامپ وجود دارد و بقای جمهوری اسلامی ایران اساسا تعادل قدرت در منطقه را تغییر داده است.

اتحادهای نوظهور

با جنگ آمریکا علیه ایران، اتحادهای متمایزی را در منطقه پدیدار کرده است؛  یکی که در گرماگرم نبرد شکل گرفته است شامل عربستان، پاکستان، ترکیه، قطر و عمان است. 

بیشتر این کشورها عضو «هیئت صلح» ادعایی ترامپ هستند، اما این پس از پیروزی ایران معنای چندانی ندارد؛ همه آن‌ها با تلاش‌های رژیم صهیونیستی برای اشغال دائمی نیمی از غزه، جنوب لبنان و دو سوم کرانه باختری مخالفند.

یکی دیگر از نشانه‌های این اتحاد نوظهور، بیانیه‌ای از سوی وزرای خارجه آن‌ها بود که افتتاح سفارت در رژیم صهیونیستی برای منطقه جدایی‌طلب سومالی‌لند را محکوم کرد. 

ظهور یک اتحاد نظامی و دیپلماتیک قوی از کشورهای مسلمان دقیقا همان چیزی است که رژیم صهیونیستی و امارات نمی‌خواستند.

تاکتیک امارات در تلاش برای کشاندن عربستان به درگیری نظامی با ایران شکست خورد؛ ریاض کم و بیش به مواضع خود پایبند ماند و رابطه خود با ایران و آتش‌بس با یمن را حفظ کرد.

یک چیز قطعی است؛ اگرچه اتحاد نوظهور کشورهای مسلمان قطعا به نفع رژیم صهیونیستی نیست.

ترامپ ممکن است سعی کند ریاض را به امضای توافق‌نامه آبراهام به‌عنوان بهای آتش‌بس با ایران ترغیب کند، اما آنچه به دست خواهد آورد سکوت کرکننده است؛ وی در آخرین پست خود در رسانه‌های اجتماعی دوباره تلاش می‌کند تا پیروزی را از کام شکست نجات دهد.

تقویت مقاومت

اینجا روی کره زمین، ایران خود را در موقعیت یکی دیگر از بازیگران اصلی خلیج فارس قرار می‌دهد؛ این کشور بار دیگر بازدارندگی خود را نسبت به دیگر تولیدکنندگان نفت و گاز در منطقه تثبیت کرده است و با همکاری عمان، دیگر هرگز کنترل بالفعل هرمز را واگذار نخواهد کرد.

این برای ایران ارزشمندتر از اورانیوم غنی‌شده‌اش است که تنها پس از خروج ترامپ از توافق هسته‌ای مذاکره‌شده با باراک اوباما، رئیس‌جمهور سابق، تولید کرد.

حتی اگر رژیم صهیونیستی یا ترامپ در چارچوب توافق آتش‌بس موجود خرابکاری کنند، کارت‌های ایران هنوز وجود دارند؛ در عین حال، قدرت هوایی و دریایی ایران که توسط پهپادها، موشک‌ها، قایق‌های کوچک و مین‌های دریایی منتقل می‌شود، همچنان وجود دارند.

در روزهای اخیر، تصادفی نیست که تانکرها از طریق هرمز به مقصد پاکستان و چین در حال عبور بوده‌اند؛ ایران ثابت کرده است که می‌تواند هرمز را مانند یک کلید روشن و خاموش کند.

پیروزی ایران همچنین جنبش‌های مقاومت در سراسر منطقه را توانمند کرده است؛ حزب‌الله پس از آن که رهبری آن چندین بار توسط پیجرهای تله‌گذاری‌شده و حمله‌های پی‌درپی هدف قرار گرفت، با نسل جدیدی از مبارزان و با یک سلاح جدید - پهپاد FPV - از لبنان بسیار موثرتر از دولت لبنان که در حال مذاکره با رژیم صهیونیستی است، دفاع می‌کند.

ایران همچنین تعادل قدرت جهانی را تغییر داده است؛ تماشای ترامپ که در مقابل رئیس‌جمهور بسیار آرام شی جین پینگ، خم به ابرو می‌آورد، دردناک بود، در حالی که  شی جین پینگ به اندازه کافی اعتماد به نفس داشت که تهدید صریحی درباره عدم دست زدن به تایوان، در حالی که ترامپ در کنارش ایستاده بود، صادر کند.

فرانسیس فوکویاما، دانشمند علوم سیاسی، به درستی اظهار داشت که نوبت آمریکا است که به‌عنوان یک کشور سرکش در نظر گرفته شود و چین به صدای ثبات و مرکز توافق‌های بین‌المللی آینده تبدیل می‌شود؛ چین تنها قدرت بزرگی بوده است که در ۲۵ سال گذشته در جنگ شرکت نکرده است. 

مقاومت ایران در برابر تسلیم، پیام قدرتمندی برای جهان عرب دارد؛ این پیام این است: با عزم کافی و آستانه درد به اندازه کافی بالا، قدرت‌های متوسط ​​خاورمیانه می‌توانند در برابر سلطه استعماری آمریکا و رژیم صهیونیستی مقاومت کنند و پیروز شوند.

شکست تاریخی

پرسش این است که پس از امضای توافق‌نامه چه اتفاقی می‌افتد؟

انتظار می‌رود رژیم صهیونیستی بمباران لبنان و غزه را با شدت بیشتری از سر بگیرد، چراکه نتانیاهو می‌خواهد به تخریب هر خانه، روستا و شهری در جنوب رودخانه لیتانی ادامه دهد تا تا حد امکان شکست خود در ایران را پنهان کند؛ او حتی ممکن است اشغال کل غزه را برای خلع سلاح مقاومت در نظر بگیرد.

اما او گور سیاسی خود را خواهد کند، زیرا هیچ شانسی وجود ندارد که رژیم صهیونیستی از جنگ‌های مداوم خود با دستیابی به هیچ‌یک از اهدافش بیرون بیاید.

نه ترامپ و نه نتانیاهو نمی‌توانند به ملت‌های خود نگاه و ادعا کنند که چیزی جز شکست از ایران به دست نیاورده‌اند.

ترامپ و نتانیاهو پس از انجام توافق با ایران چقدر با انجام اقدام‌های شکست‌خورده مشابه تلاش می‌کنند منتقدان داخلی را که سعی می‌کنند آن‌ها را به خاطر ۳ ماه گذشته یک جنگ بسیار نامحبوب پاسخگو کنند، تکرار کنند.

اگر کارزار نسل‌کشی صهیونیستی در غزه حمایت یک نسل کامل از یهودیان آمریکایی را از دست داد، جنگ آن علیه ایران تاثیر مشابهی بر نسل قدیمی‌تر حامیان جمهوری‌خواه ترامپ داشته است.؛ در محافل مسیحی جمهوری‌خواه، این ایده که رژیم صهیونیستی در حال «اشغال» آمریکا است، به سرعت در حال افزایش است.

انتهای پیام/



ارسال دیدگاه
دیدگاهتان را بنویسید
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *