بُنبست جناح چپ در آستانه جامجهانی/ از تکیه ژنرال به عَصای کاپیتان تا میراث سوخته لیگبرتر در استعدادیابی
تیم ملی فوتبال ایران در شرایطی آخرین مراحل آمادهسازی خود را در کمپ آنتالیا و سپس مکزیک دنبال میکند که یک پرسش بزرگ، فضای اردو را تحت تأثیر قرار داده است و آن این است که در جناح چپ زمین چه کسی قرار است مقابل سرعتِ ویرانگر مهاجمان جهانی ایستادگی کند؟
قحطیِ ستاره؛ وقتی لیگ برتر در استعدادیابی دست تیم ملی را خالی گذاشت
باید با صراحت لهجه نوشت که وضعیت فعلی، نتیجهی مستقیم رخوت در استعدادیابی و فقدان خروجیِ باکیفیت از دل لیگ برتر است. در حالی که باشگاههای مدعیِ ایران بودجههای کلانی را صرف جابهجایی بازیکنان تکراری میکنند، خروجی آکادمیها برای پست حساس دفاع چپ تقریباً «صفر» بوده است. کادرفنی تیم ملی نیز در این سالها نتوانست یا نخواست که با ریسکپذیری، چهرهای جوان و نترس را در این منطقه از زمین پرورش دهد. تکیه بر مهرههای چندپسته و اصلاحاً «آچار فرانسه» به جای متخصصانِ خط طولی، امروز گریبان یوزها را در آستانهی بزرگترین تورنمنت فوتبالی جهان گرفته است.
حاجصفی و چالشِ سن؛ عبور از مرز تجربه به سمت خطر
احسان حاجصفی، مردی که حالا برای چهارمین بار اتمسفر جام جهانی را لمس میکند، در ۳۶ سالگی به شکلی دراماتیک به گزینهی اول تبدیل شده است. اگرچه تجربه و شخصیت رهبری او غیرقابل انکار است، اما واقعیتِ عریان فوتبال مدرن، «دوندگی» و «سرعتِ انتقال» است.
حاجصفی در حالی قرار است مقابل وینگرهای تند و تیز مصر، بلژیک و نیوزیلند صفآرایی کند که با ۳۶ سال سن، فشارِ فیزیکی این مسابقات میتواند برای او و ساختار دفاعی ایران شکننده باشد. بازگشت او به ترکیب اصلی، بیش از آنکه نشاندهندهی آمادگی خیرهکننده باشد، محصولِ مصدومیتهای بدموقع میلاد محمدی، نوسانات شدید علی نعمتی و دوری امید نورافکن از مرز آمادگی است.
مرور تاریخ؛ از صخرههای پولادی تا بنبست ۲۰۲۶
نگاهی به ادوار گذشته نشان میدهد که ایران همواره در این پست، از متخصصانی بهره میبرد که هرچند متفاوت، اما در اوج پختگی فیزیکی بودند.
برزیل ۲۰۱۴: جایی که مهرداد پولادی با نمایشهای خیرهکنندهاش استاندارد جدیدی برای دفاع چپ ساخت و حاجصفی جوان در کنار او به پختگی رسید.
روسیه ۲۰۱۸: دورانِ تثبیت میلاد محمدی و استفاده از وحید امیری برای انسداد نفوذهای حریف؛ تیمی که در جناح چپ از نظر فیزیکی هرگز کم نمیآورد و احسان حاجصفی که دومین تورنمنت جهانی را تجربه کرد.
قطر ۲۰۲۲: ترکیبی از تجربه حاجصفی و پویایی ابوالفضل جلالی و میلاد محمدی که سعی داشت تعادلی میان دفاع و حمله ایجاد کند.
اما حالا در آمریکا ۲۰۲۶، علامت سؤال بزرگی مقابل این پست قرار دارد. نه از طراوت ابوالفضل جلالی خبری هست و نه میلاد محمدی از کمند مصدومیت رها شده است.
تیم ملی ایران در حالی عازم نبرد با بزرگان جهان میشود که جناح چپ آن، بیش از آنکه بوی نوسازی و جوانی بدهد، بوی «تکرار» و «اجبار» میدهد. اگر کادرفنی در این سالها شجاعتِ بازی دادن به استعدادهای گمنام را داشت، امروز لازم نبود تمام بارِ روانی و فیزیکی یک سمت زمین را بر دوش کاپیتانی بگذاریم که در سالهای پایانی فوتبال خود، باید سختترین آزمونِ عمر ورزشیاش را پشت سر بگذارد. جام جهانی جای تعارف نیست؛ جایی است که ثانیهها و گامهای جامانده، سرنوشت یک ملت را تغییر میدهند.
انتهای پیام/