پیامدهای بینالمللی بشردوستانه، اقتصادی و ژئوپلیتیکی جنگ علیه ایران؛ مخربترین پیامدها در میان فجایع ساخته دست آمریکا
با ورود جنگ به بنبست رسیده آمریکا علیه ایران به چهارمین ماه خود، مقایسههای بیاساس با باتلاقهای قبلی آمریکا در عراق، افغانستان و ویتنام مطرح میشود؛ وقتی این جنگ آغاز شد، هشدارها در مورد «جنگ ابدی» دیگری اغراقآمیز به نظر میرسید، اما دیگر با توجه به اوضاع اینطور نیست و به نظر میرسد پیامدهای منفی بینالمللی بشردوستانه، اقتصادی و ژئوپلیتیکی این فاجعه، بهطور جهانی مخربتر از هر یک از فجایع گذشته ساخته دست آمریکا خواهد بود.
با این اوصاف، یک پرسش فوری مطرح میشود: چه کسی دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا را متوقف خواهد کرد؟
به گزارش گاردین، رئیسجمهور آمریکا که کاری را شروع کرده که نمیتواند آن را تمام کند، با تحریک بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر جنگطلب رژیم صهیونیستی، خود را در گوشهای گیر انداخته است؛ وی تهدید میکند که بمباران غیرقانونی ایران را در مقیاسی حتی بزرگتر از سر میگیرد و با گستاخی تهدید به جنایتهای جنگی میکند؛ ترامپ در حالی همه اینکارها را برای به ادعای خود «تسلیم ایران» میکند که احتمالا باید مصالحهای را بپذیرد که به طرز شرمآوری از اهداف ادعایی اولیهاش، فاصله دارد.
هیچکدام از این ۲ گزینه برای ترامپ جذاب یا قابل دفاع نیست؛ وی و دستیار متعصبش، پیت هگست، باید تاکنون دریافته باشند که بمباران نمیتواند مقاومت و سرسختی ایران را از بین ببرد؛ حتی از نظر نظامی هم موثر نیست، زیرا طبق گزارشها، ۷۰ درصد از ذخایر موشکی ایران دستنخورده باقی مانده است.
در هر صورت، تهدیدهای ترامپ برای شکستن آتشبس، مانند پروژه آزادی لغوشده وی در تنگه هرمز، با مخالفت کشورهای خلیج فارس، متحدان واشنگتن، به جز رژیم صهیونیستی و بیشتر رأیدهندگان آمریکایی مواجه شده است.
یک توافق صلح، با الحاقاتی که عمدتا با توافق هستهای باراک اوباما در سال ۲۰۱۵ با تهران، که ترامپ احمقانه آن را خراب کرد، مطابقت دارد، به درستی یک شکست تحقیرآمیز ترامپ محسوب میشود.
این یک شکست استراتژیک برجسته آمریکا با پیامدهای قابل توجه برای رقابت جهانی با چین و روسیه خواهد بود؛ هیچ مقدار از دروغپردازی نمیتواند چنین شکست فاجعهباری را پنهان کند.
ترامپ میداند که نمیتواند به سادگی کاری نکند؛ وی که با تردید به این سو و آن سو میچرخد، دیوانه به نظر میرسد؛ تهدیدهای خونین، اغلب در همان روز، با ادعاهایی درباره اینکه چیزی ظاهر خواهد شد، دنبال میشوند؛ از یک نظر، این مشکل اوست.
سقوط رتبهبندی محبوبیت ترامپ به حدود ۳۷ درصد کاملا شایسته است؛ این بنبست همچنین آسیب عظیم و احتمالا جبرانناپذیری به مردم در سراسر جهان وارد میکند.
بنابراین باید دوباره این سوال پرسیده شود: چه کسی ترامپ را متوقف خواهد کرد؟
در میان فقیرترین کشورها، نیاز به پایان دادن به جنگ ایدئولوژیک نیست، بلکه وجودی است؛ قیمت کالاهای اساسی مانند برنج و گندم در سومالی از زمان شروع درگیری ۲ برابر شده است؛ کمبود کود میتواند فصل کشت را خراب کند و قحطیهای ویرانگری را به دنبال داشته باشد.
برنامه جهانی غذا پیشبینی میکند که اگر جنگ ادامه یابد، ۴۵ میلیون نفر دیگر با گرسنگی حاد مواجه خواهند شد و این بدبختی با کاهش کمکهای خارجی آمریکا و انگلیس (و دیگر کشورها) تشدید میشود.
تاثیر اقتصادی بر ثروتمندان نیز مشهود است؛ کشورهای توسعهیافته از اروپا تا آسیا از طریق افزایش قیمت انرژی، سوخت، غذا و کالاها جریمه میشوند که تاثیر کامل آن هنوز احساس نشده است؛ ماه گذشته، صندوق بینالمللی پول پیشبینی رشد جهانی خود را در سال ۲۰۲۶ به ۳.۱ درصد کاهش داد و «سایه جنگ» را مقصر دانست؛ در واقع، مردم عادی در همه جا مالیات جنگ ترامپ را میپردازند.
جنگ ترامپ، توازن ژئوپلیتیک را برهم میزند؛ آمریکا اکنون آشکارا با نزدیکترین متحدان خود، آلمان، فرانسه و انگلیس، اختلاف نظر دارد؛ کشورهای خلیج فارس نیز اتحاد آمریکا را، زیر سوال میبرند؛ در همین حال، در کمال تعجب ژاپن، کره جنوبی، فیلیپین و تایوان، اجلاس پکن در این ماه، صعود جهانی رو به رشد چین را تایید کرد، زیرا ترامپ مطیع و بیخبر نتوانست کمک آن را در مورد ایران جلب کند.
اثرات منفی جهانی این جنگ غیرقابل اجتناب و غیرقابل تحریک، روزانه آشکار میشود؛ این جنگ، ثبات سیاسی، حقوق بشر، منشور سازمان ملل، کنوانسیونهای ژنو، حفاظت از محیط زیست و سیاستهای اقلیمی، نجابت عمومی و مهمتر از همه، عقل سلیم را تضعیف میکند؛ با وجود این، فریاد خشمگین خشم جهانی از آنچه ترامپ، تقریبا به تنهایی، با جهان میکند کجاست؟ با تشدید این بحران، واکنش منفی به کجا میرود؟
یک فاجعه رو به گسترش اجتنابناپذیر نیست و باید و میتوان جلوی ترامپ را گرفت.
اقدامهای هماهنگ فورا مورد نیاز است؛ دولتهای غربی بیشترین اهرم را بهصورت فردی و جمعی در اختیار دارند؛ اگر بهعنوان مثال، انگلیس واقعا «رابطه ویژهای» با آمریکا دارد، اکنون زمان بهرهبرداری از آن برای خیر عمومی است؛ امانوئل مکرون، رئیسجمهور فرانسه، از کشورهای بهاصطلاح «قدرتهای متوسط» مانند کانادا، هند، برزیل و ژاپن خواسته است تا در یک «ائتلاف استقلال» به اروپا بپیوندند.
اکنون زمان آن است که از این ایده در نبرد برای وادار کردن ترامپ به پذیرش منطق استفاده شود.
انتهای پیام/