«بهشت تبهکاران»؛ روایتی از توطئه در دل نهضت ملی نفت
کمتر فیلمسازی را در سینمای ایران میتوان یافت که به اندازه مسعود جعفری جوزانی به تاریخ و روایتهای ملی و میهنی دلبسته باشد. پس از آن شاهکار دهه قبل یعنی سریال «در چشم باد»، حالا او با «بهشت تبهکاران» بار دیگر سراغ یکی از سرنوشتسازترین مقاطع تاریخ معاصر ایران رفته است؛ مقطع ملی شدن صنعت نفت و آنچه بر آن گذشت.
«بهشت تبهکاران» که در چهل و دومین جشنواره فیلم فجر حضور داشت و توانست نامزد دریافت هفت سیمرغ بلورین شود و این روزها بر پرده سینماست، از همان نماهای نخست نشان میدهد که قرار نیست اثری ساده و تک بعدی را پیش روی مخاطب بگذارد. این فیلم از دل وقایع سال ۱۳۲۹ روایت میکند؛ زمانی که همهچیز در کشور در آستانه تحول بود، اما هنوز بسیاری نمیدانستند سودای ملی شدن نفت تا کجا میتواند پیش برود و چه دسیسههایی پشت پرده در جریان است.
داستان حول محور حسن جعفری با بازی امیرحسین آرمان شکل میگیرد؛ کارمند جوان شرکت نفت آبادان که پس از موفقیت در آزمون استخدامی، شیفته دختری به نام شبنم با بازی لادن مستوفی میشود. رابطهای که در نگاه نخست، یک ماجرای عاشقانه ساده به نظر میرسد، اما به زودی ماهیت خود را آشکار میکند؛ ابزاری در دست مخالفان ملی شدن صنعت نفت برای منحرف کردن و نهایتاً نابود کردن یک فعال کارگری و میهنی و سرانجام، حسن متهم به قتل احمد دهقان، صاحب امتیاز روزنامه تهران مصور و تئاتر نصر میشود و اینجاست که مخاطب حس میکند در یک درام دادگاهیِ نفسگیر قرار گرفته، بیآنکه هیچ یک از مؤلفههای یک تریلر سیاسی از آن رخت بربسته باشد.
نقطه قوتی که «بهشت تبهکاران» را از بسیاری آثار تاریخی ساخته شده در همین سالها متمایز میکند، رویکرد پژوهشی و مستندگونه فیلمساز به ماجراست. جعفری جوزانی بارها تأکید کرده است که نزدیک به ۹۸ درصد شخصیتهای فیلم واقعی هستند. همین تعهد به حقیقت است که مخاطب را درگیر یک معمای واقعی تاریخی و به او القا میکند که صرفاً با یک اثر تخیلی روبهرو نیست. اگرچه تدوین فشرده و زمان نسبتاً کوتاه ۱۱۷ دقیقهای فیلم در مقایسه با نسخه بلندترش که برخی خبرها از پنج ساعت بودن آن خبر میدهند، گاهی مخاطب را در تحلیل ریز وقایع سیاسی و اجتماعی آن روزگار تنها میگذارد، اما همین چکیدهسازی باعث شده است که فیلم از اطناب جدی که ممکن بود وجه روایی آن را تهدید کند، مصون بماند.
ساختار چند ژانری فیلم از دیگر برگهای برنده آن محسوب میشود. «بهشت تبهکاران» گاه در چارچوب یک درام تاریخی پیش میرود، برخی فصول به درام دادگاهی بدل میشود و در بخشهایی، به ویژه در پرداخت صحنههای شبانه و فضاسازی معمایی، از مؤلفههای ژانر نوآر بهره میبرد.
امیر کریمی با فیلمبرداری تماشایی خود، این جهان تاریک و سردِ دهه ۲۰ را به ماندگارترین بخش فیلم تبدیل کرده است؛ محصولی خوش آب و رنگ که بخش قابل توجهی از جذابیت بصری خود را از صحنه آرایی و فیلمبرداریاش میگیرد و تصاویری به یادماندنی خلق میکند که در سینمای ایران کمنظیر است. این تعهد به فرم، به خصوص در نماهای شبانه و صحنههای تعقیب و گریز در دل کوچه پس کوچههای تهران قدیم، فیلم را از یک اثر تاریخی صرف فراتر میبرد و به تجربهای سینمایی تمام عیار بدل میکند.
بازیها نیز در همین چارچوب، اکثراً متقاعدکننده از آب درآمدهاند؛ از حضور امیرحسین آرمان در نقش اصلی گرفته که نشان داد رخت نقشهای تاریخی را خوب بر تن میکند تا لادن مستوفی، رضا یزدانی، پژمان بازغی و سحر جعفری جوزانی که همگی در هدایت کارگردان، دستیابی به ورودی باورپذیر از کاراکترهای دورانی نه چندان ملموس برای مخاطب امروزی را ممکن ساختهاند.
موسیقی متن فیلم را نیز فردین خلعتبری ساخته که با حفظ ملودیهای برآمده از فضای دهه بیست، در حفظ تعلیق و انتقال هیجان صحنهها، نقشی تعیینکننده ایفا کرده است.
با این حال برای رعایت عدالت در نقد، باید به دو نقطه ضعف قابل توجه اشاره کرد. نخست آنکه فیلم در پازلهای دراماتیک خود، گاهی سادهسازی از آب درمیآید. آنچنان که فیلمساز آن قدر در تحلیل روابط سیاسی و اقتصادی ملی شدن نفت غوطهور شده است که گاه درام و موقعیتهای دراماتیک را به عنوان عنصر اصلی و غایی یک فیلم سینمایی کنار نهاده و پیش بردن داستان را فدای کلی گوییهای تاریخی کرده است. در این موارد، کاراکترها بیشتر به سخنرانان تاریخ بدل میشوند تا آدمهایی با عواطف درگیر در رویدادها. دومین ضعف، مربوط به بحرانهای پیش از تولید فیلم و نتیجه نهایی تدوین آن است.
شایعه حذف بخشهای فراوان از نسخه اولیه که ظاهراً بیش از پنج ساعت بوده، لطمات جبرانناپذیری بر پیوستگی روایت و ضرباهنگ فیلم وارد کرده است. خشکی دیالوگها و در برخی سکانسها، ناهماهنگی در صدای شخصیتها نیز از همین عامل نشات میگیرد. انگار یک فرصت طلایی برای روایت یک اپرای تاریخیِ پنجساعته از دست رفته است و «بهشت تبهکاران» فعلی، ناقصِ همان کلِ ازدسترفتهای است که شاید هیچگاه نمیتوانیم روی پرده ببینیم.
«بهشت تبهکاران» اگر چه در فرم و تکنیک، اثری دیدنی و به لحاظ بازیها و فیلمبرداری، قابل دفاع است، اما یک سؤال بزرگ را پیش روی مخاطب خود باقی میگذارد؛ آیا میتوان به سادگی از کنار بحرانهای قبل از تولید و کاستیهای دراماتیکِ آن گذشت؟ پاسخ شاید این باشد که در میان حجم انبوه آثار کممایه این روزهای سینما، فیلمی که چنین جسارت و پشتکاری در بازنمایی یک تکه از تاریخِ حساس و ناگفته این مرزوبوم را داشته باشد، حتی با همه نقصهایش، مستحق تماشا و تأمل است؛ چرا که مهمترین کارکرد سینما، پیش از سرگرم کردن، به خاطر آوردن است. همان کاری که جوزانی خواسته با «بهشت تبهکاران» انجام دهد.
انتهای پیام/