صفحه نخست

رئیس قوه قضاییه

اخبار غلامحسین محسنی اژه‌ای

اخبار سید ابراهیم رئیسی

اخبار صادق آملی لاریجانی

قضایی

حقوق بشر

مجله حقوقی

سیاست

عکس

جامعه

اقتصاد

فرهنگی

ورزشی

جهان

فضای مجازی

چندرسانه

اینفوگرافیک

حقوق و قضا

محاکمه منافقین

جنگ دوم ۱۴۰۴

صفحات داخلی

گزارش الجزیره از ۴ موج جهانی پیامد جنگ آمریکا علیه ایران

۳۱ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۱۳:۲۸:۴۵
کد خبر: ۴۸۹۸۶۹۴
دسته بندی‌: جهان ، غرب آسیا و آفریقا
بحران‌های ناشی از جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران در ۴ موج به جهان ضربه خواهد زد.

بررسی‌ها نشان می‌دهند که بحران‌های ناشی از جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران در ۴ موج به جهان ضربه خواهد زد؛ تاثیر این جنگ به افزایش قیمت انرژی محدود نخواهد شد و بحران به بخش‌های مختلف و سال‌های آتی گسترش خواهد یافت.

به گزارش الجزیره، اگر فردا توافق صلح آمریکا و ایران اعلام و تنگه هرمز بازگشایی شود، جنگ تمام نخواهد شد.

جنگ‌ها با توقف پرواز موشک‌ها پایان نمی‌یابند؛ آن‌ها زمانی پایان می‌یابند که آسیب ساختاری که به سیستم تجارت جهانی وارد می‌کنند، از طریق قیمت‌ها، قراردادها، ترازنامه‌ها و مشروعیت سیاسی، راه خود را به پایان برساند.

با این حساب، به‌عنوان مثال، تاثیر جنگ خلیج فارس در سال ۱۹۹۰، دهه‌ها طول کشید؛ تولید نفت خام عراق تا یک دهه پس از جنگ به سطح قبل از جنگ نرسید، در حالی که دولت عراق همچنان تا سال ۲۰۲۲ به پرداخت غرامت ۵۲.۴ میلیارد دلاری سازمان ملل به کویت ادامه داد.

به همین ترتیب، شوک جنگ اوکراین ممکن است در سال ۲۰۲۲ در ملموس‌ترین حالت خود بوده باشد، اما هنوز هم بر اقتصادهای سراسر جهان تاثیر می‌گذارد و حتی پس از پایان آن نیز تاثیر خواهد گذاشت.

جنگ علیه ایران تازه شروع به تحمیل هزینه‌های خود کرده است، هزینه‌هایی که مانند همیشه توسط کشورهایی که هیچ نقشی در شروع درگیری نداشتند، پرداخت خواهد شد؛ تاثیر جهانی آن در ۴ موج ظاهر خواهد شد.

موج اول همان موجی است که همه می‌بینند؛ قیمت نفت خام جابجا می‌شود، تغییر قیمت گاز طبیعی مایع (LNG) به دنبال آن می‌آید، نرخ حمل‌ونقل افزایش می‌یابد و مطبوعات مالی در مورد تورم انرژی طوری می‌نویسند که گویی اختلال اصلی است.

اما اینطور نیست، این نقطه ورود است.

انرژی ورودی تقریبا هر کالای قابل تجارت است و عبور از آن از یک توالی قابل پیش‌بینی پیروی می‌کند؛ برای مثال، گاز طبیعی ۷۰ تا ۸۰ درصد از هزینه متغیر تولید آمونیاک برای تولیدکنندگان در سطح جهان را تشکیل می‌دهد. در نتیجه، ظرف چند ماه پس از یک شوک گازی پایدار، قیمت کود نیز افزایش می‌یابد.

مورد فعلی، فشار را به ۲ صورت همزمان تشدید می‌کند: این اختلال نه تنها LNG را از بازار جهانی حذف می‌کند، بلکه کود تولیدشده در خلیج فارس را نیز از بین می‌برد، منطقه‌ای که حدود ۳۰ درصد از صادرات جهانی آمونیاک و ۳۵ درصد از صادرات جهانی اوره را تشکیل می‌دهد که بخش عمده آن از طریق تنگه هرمز صادر می‌شود.

در عرض تقریبا ۲ فصل کاشت، قیمت مواد غذایی از افزایش قیمت کود پیروی می‌کند؛ در عرض ۱۲ تا ۱۸ ماه، قیمت کالاهای تولیدی از قیمت انرژی پیروی می‌کند.

موج دوم، موجی است که تقریبا هیچ‌کس در مورد آن چیزی نمی‌نویسد؛ این آسیب به خود سیستم تجارت است، تغییراتی که در طول یک بحران به سرعت افزایش می‌یابند و سپس از کاهش مجدد خودداری می‌کنند.

موج سوم، تاثیر اقتصادی پیچیده بر کشورهای جنوب جهان است؛ اقتصادهای پیشرفته شوک‌های انرژی و حمل‌ونقل را از طریق ضربه‌گیرهای مالی، ارزهای ذخیره و تامین‌کنندگان متنوع جذب می‌کنند؛ اقتصادهای در حال توسعه آن‌ها را از طریق فشرده‌سازی واردات، کاهش ارزش پول، سهمیه‌بندی کود و گرسنگی جذب می‌کنند.

این نتیجه بازار نیست. این یک توزیع مجدد است؛ هیچ آتش‌بس به این توزیع مجدد نمی‌پردازد.

ابزار دیپلماتیکی که به جنگ پایان می‌دهد، برای خنثی کردن انتقال‌های اقتصادی تحمیل‌شده توسط جنگ طراحی نشده است؛ این انتقال به سادگی به‌عنوان مبنای جدید در سیستم مستقر می‌شود و شوک بعدی بر روی آن ایجاد می‌شود.

موج چهارم سیاسی است؛ شوک‌های زنجیره تامین در ترازنامه‌ها متوقف نمی‌شوند؛ آن‌ها به قراردادهای اجتماعی هم آسیب می‌رسانند. 

انتهای پیام/


برچسب ها: آمریکا ایران

ارسال دیدگاه
دیدگاهتان را بنویسید
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *