صفحه نخست

رئیس قوه قضاییه

اخبار غلامحسین محسنی اژه‌ای

اخبار سید ابراهیم رئیسی

اخبار صادق آملی لاریجانی

قضایی

حقوق بشر

مجله حقوقی

سیاست

عکس

جامعه

اقتصاد

فرهنگی

ورزشی

جهان

فضای مجازی

چندرسانه

اینفوگرافیک

حقوق و قضا

محاکمه منافقین

جنگ دوم ۱۴۰۴

صفحات داخلی

تجاوز نظامی آمریکا علیه ایران؛ جنگی با هزینه اقتصادی و سیاسی بالا برای واشنگتن

۲۷ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۱۰:۱۹:۵۰
کد خبر: ۴۸۹۷۸۸۸
دسته بندی‌: جهان ، آمریکا و اروپا
بخش‌هایی از دستگاه سیاست خارجی آمریکا اذعان می‌کنند که جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران اساسا موازنه قدرت جهانی را تغییر داده و موقعیت منطقه‌ای و بین‌المللی ایران را تقویت کرده است.

پایگاه المیادین نوشت که انتشار ارزیابی رابرت کاگان از جنگ دولت ترامپ علیه ایران، نقطه عطفی تاریخی خواهد بود. کاگان با هر معیار عینی، یک نومحافظه‌کار افراطی است. او از موسسان «پروژه قرن جدید آمریکایی» است که پس از ۱۱ سپتامبر، کمپین تغییر از افغانستان به لبنان را طراحی کرد. او همچنین در هیئت مشاوره امور خارجه به دولت‌های آمریکا، جمهوری‌خواه و دموکرات، در نقش مشاور خدمت کرده است.

بنابراین، تز او مبنی بر اینکه ایران دولت ترامپ را کیش و مات کرده است، صرف نظر از اینکه واشنگتن و تل‌آویو تجاوز را از سر بگیرند یا خیر، اذعان خیره‌کننده‌ای به شکست آمریکا توسط تجسم مجتمع نظامی-صنعتی است.

المیادین نوشت: از آن هم خیره‌کننده‌تر، این است که کاگان، و به تبع آن طبقه «دولت پنهان» آمریکا، پذیرفته‌اند که این جنگ که ترامپ انتخاب کرده، ایران را به جایگاه یک قدرت جهانی رسانده است.

کاگان گفته بود: هیچ بازگشتی به وضع موجود قبل از آن وجود نخواهد داشت، هیچ پیروزی نهایی برای آمریکا وجود نخواهد داشت که آسیب‌های وارده را جبران یا بر آنها غلبه کند. تنگه هرمز مانند گذشته باز نخواهد بود. با کنترل این تنگه، ایران به عنوان بازیگر کلیدی در منطقه و یکی از بازیگران کلیدی در جهان پدیدار می‌شود.

با توجه به اینکه واشنگتن خود را به عنوان یک «ببر کاغذی» نشان داده است، کاگان معتقد است که نه تنها کشور‌های شورای همکاری خلیج فارس، بلکه تمام کشور‌های وابسته به آزادی دریانوردی از طریق هرمز (یعنی بیشتر جهان) برای ایجاد سازش با تهران صف خواهند کشید. این موضوع نه تنها جایگاه جهانی ایران را بیش از پیش ارتقا خواهد داد، بلکه اساساً خطوط کلی دیپلماسی و ژئوپلیتیک بین‌المللی را تغییر خواهد داد. تقریباً همه کشور‌ها در ازای عبور ایمن کشتی‌ها و کالا‌های خود، علاقه زیادی به نشان دادن عدم خصومت خود با تهران خواهند داشت.

کاگان تاکید می‌کند که دست‌کم این به معنای فروپاشی شبکه تحریم‌های واشنگتن خواهد بود که بیش از ۴ دهه با دقت بافته شده است. حتی متحدان آمریکا نیز تحریم‌های ثانویه علیه یک کشور دوردست را به قیمت ویرانی اقتصادی خود اعمال نخواهند کرد. پیش از محاصره ایران توسط آمریکا، ایران به چندین کشتی، از جمله کشتی‌های متعلق به ژاپن، پاکستان، هند و فرانسه اجازه عبور داد. 

المیادین اضافه کرد: در مواجهه با بحران جاری، هیچ کس جز شرکت بزرگ انرژی فرانسوی «توتال» اذعان نکرده است که پرداخت عوارض به ایران در ازای دسترسی، ترتیبی ترجیحی نسبت به وضع موجود است. این مدت‌ها قبل از وقوع شوک‌های اقتصادی واقعی بحران (که هنوز در پیش رو است) بود. وقتی این شوک‌ها در هفته‌ها و ماه‌های آینده رخ دهند، پرداخت عوارض برای ترانزیت دیگر صرفاً ترجیحی نخواهد بود و صرف نظر از هرگونه اعتراض آمریکا، به تنها اقدام منطقی برای هر دولت و شرکتی که از تنگه هرمز استفاده می‌کند، تبدیل خواهد شد. 

همزمان، نفوذ جهانی جدید ایران به معنای انزوای تقریباً کامل رژیم صهیونیستی از سیستم جهانی و محدودیت چشمگیر آزادی عمل آن خواهد بود. اگر اکثریت جهانی، همانطور که نشان داده شده است، بدانند که عدم مجازات اقدامات رژیم صهیونیستی در غزه، لبنان یا جا‌های دیگر، با تلافی در هرمز مواجه خواهد شد، منافع جمعی در مهار، تحریم و مجازات نهایی این رژیم را به طور تصاعدی افزایش می‌یابد. باز هم، حتی یک کشور برجسته حامی رژیم صهیونیستی مانند فرانسه یا آلمان، که با انتقام وجودی علیه مدل اقتصادی و استاندارد‌های زندگی اجتماعی خود رو‌به‌رو است، سرمایه دیپلماتیک و واقعی را فدای نماینده منطقه‌ای نسل‌کش خود نخواهد کرد.

نظر کاگان در مورد محتمل‌ترین اقدام رئیس‌جمهور آمریکا این است که او در نهایت شکست را اکنون می‌پذیرد. تا اینکه تجاوز نظامی را از سر بگیرد و بعدا آن را با هزینه بسیار بیشتری بپذیرد. بازگشت به جنگ در حال حاضر، یک رکود نسلی جهانی را که از دهه ۱۹۲۰ دیده نشده است، تضمین می‌کند، زمانی که تهران ناگزیر با بمباران اشباع زیرساخت‌های انرژی در منطقه تلافی می‌کند. 

اظهارات کاگان نشان می‌دهد که حتی در میان مراکز قدرت جمعی در سیستم آمریکا که دهه‌ها خواهان این جنگ بوده‌اند، این درک آشکار شده و درس عبرتی آموخته شده است که قدرت سخت آمریکا به بن‌بست رسیده است. حتی اگر خود ترامپ هنوز با این واقعیت کنار نیامده باشد، آن دسته از نهاد‌های قدرت غیرمنتخب که سیاست را شکل می‌دهند و در نهایت تصمیم می‌گیرند که دولت چه کاری انجام دهد، به نظر می‌رسد گزینه کم‌خطرتر را پذیرفته‌اند، یعنی کاهش ضرر‌های آمریکا در حال حاضر و کنار کشیدن تا زمانی که هنوز فرصت دارد.

انتهای پیام/


ارسال دیدگاه
دیدگاهتان را بنویسید
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *