کارزار آموزشکشی رژیم صهیونیستی؛ از بمباران دانشگاههای ایران تا حملههای خاموش به دانشگاههای اروپا و آمریکا
به گزارش میدلایست آی، زمانی که نیویورکتایمز برای گزارش حمله وحشیانه رژیم صهیونیستی به دانشگاههای ایران وارد عمل میشود، یعنی اوضاع بهشدت بد است.
اما مثل همیشه، نکته این نیست که بهاصطلاح «روزنامه ثبت وقایع» حقیقت ترور انجامشده توسط مستعمرهنشینان مورد علاقه تایمز را گزارش کند. بلکه این است که هر زمان که وحشیگری رژیم صهیونیستی باعث تبلیغات بد میشود، حقایق را دستکاری و مدیریت کند.
نیویورکتایمز با لحن و ادبیاتی کاملا دوگانه از محکومیت حمله رژیم صهیونیستی به دانشگاه صنعتی شریف در تهران توسط همه ایرانیان خبر داد؛
تخریب یک موسسه بزرگ آموزش عالی، موضوعی نیست که بتوان آن را با روشهای معمول، فیلتر کرد؛ بمباران یک دانشگاه در ایران، فلسطین یا لبنان صرفنظر از تقسیمات سیاسی درون یک کشور، عملی وحشیانه است.
وزارت علوم و فناوری ایران اعلام کرده است که دستکم ۳۰ دانشگاه ایران از زمان آغاز جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی مورد حمله قرار گرفتند، چیزی که دانشگاهیان و دانشجویان ایرانی میگویند تلاشی برای از بین بردن حاکمیت و استقلال فناوری است.
اکنون جهان با چیزی روبرو است که محققان آن را یک معرفتکشی epistemicide مینامند: یک مستعمرهنشین صهیونیست، با کمک صهیونیستهای نسلکشی مانند میریام ادلسون و سیاستمدارانی مانند دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، به دنبال نابودی کل یک اکوسیستم دانشگاهی، علمی و دانشگاهی هستند که ریشههای آن دستکم به آکادمی جندیشاپور در قرن ششم در دوره ساسانیان برمیگردد.
با فاصلهای اندک حتی رسانههای صهیونیستی نیز مجبور شدند به وسعت این جنایت اذعان کنند؛ روزنامه تایمز اسرائیل در مورد دانشگاه صنعتی اصفهان گزارش داد: ایران دانشگاه بمبارانشده را به موزه تبدیل خواهد کرد.
در آن زمان، این داستان در سطح جهانی پخش شده بود و اخبار جهانی دانشگاهها نیز در حال مستندسازی تخریبهای جنایتکارانهای بود که رژیم صهیونیستی همچنان به نهادها و جوامع در سراسر منطقه وارد میکند.
طبق گزارشها، تا اوایل آوریل ۲۰۲۶، بیش از ۳۰ دانشگاه و مرکز تحقیقاتی ایران در اثر حملات رژیم صهیونیستی، آسیب دیده یا نابود شدهاند.
موسسههایی که رژیم صهیونیستی شناسایی کرده، هدف قرار داده و به دنبال نابودی آنها بوده است، طبق گزارشها شامل دانشگاه صنعتی شریف، دانشگاه صنعتی اصفهان و دانشگاه شهید بهشتی هستند.
گزارشهای دیگر نشان میدهد که دانشگاه شیراز و دانشگاه ارومیه نیز مورد حمله قرار گرفتهاند.
طبق گزارشها، تأسیسات تحقیقاتی، آزمایشگاهها، ساختمانهای اداری، کلاسهای درس، سالنهای سخنرانی، مسجدها و دیگر اماکن عبادی همگی توسط بمبافکنهای رژیم صهیونیستی هدف قرار گرفتهاند، در حالی که لابی رژیم صهیونیستی، سیاستمداران فاسد آمریکایی مانند لیندسی گراهام و تد کروز را هماهنگ کرده و بهکار گرفت تا از این حمله برخلاف میل بیشتر آمریکاییها، حمایت کنند.
اما چرا در این حمله گسترده به مؤسسات آموزش عالی، این همه دانشگاه ایرانی هدف قرار میگیرند؟
دلایل متعددی وجود دارد؛ دانشگاهها محل تحقیق و پژوهش هستند، آنها زیرساخت علمی هر جامعه قوی را تشکیل میدهند.
دانشگاههای ایران مانند دانشگاههای سراسر آسیا، آفریقا، آمریکای لاتین، اروپا و آمریکا مکانهایی هستند که در آنها کارهای پیشرفته در پزشکی، مهندسی، معماری، هنر، علوم اجتماعی و علوم انسانی دنبال میشود.
رژیم صهیونیستی نه فقط بنیامین نتانیاهو، نمیخواهد چنین موسسههایی در جوامع سالم اطراف خود شکوفا شوند؛ هدف آن، تقلیل جهان پیرامون دولت پادگانیاش به همان بربریت بیحاصلی است که خود صهیونیسم نسلکش از آن ظهور کرد.
در برابر حمایت پرشور و پرشور بیشتر صهیونیستها، ارتش آنها مکانهای مشابه آموزش عالی را در فلسطین و لبنان نابود کرده است و اکنون آشکارا تهدید میکند که همین کار را در جاهای دیگر شاید حتی در ترکیه و پاکستان انجام خواهد داد.
آنها میخواهند دنیای اطرافشان را ویران ببینند تا دولت پادگانیشان، آن مستعمرهنشین، آن آخرین میراث وحشیگری اروپاییها در این سیاره، بتواند از طریق تخریب به تسلط بر منطقه ادامه دهد.
به چهرههای شرور ایتامار بن گویر، بزالل اسموتریچ، نتانیاهو، نفتالی بنت، اسرائیل کاتز، دنی دانون، ...، در حالی که این جنایتها را مرتکب میشوند، نگاه کنید؛ این رژیم صهیونیستی است؛ این آخرین هدیه بربریت اروپایی است که به جهان ما تحمیل شده است.
میتوانید تصور کنید که اگر رژیم صهیونیستی شروع به بمباران دانشگاههای بزرگ اروپا و آمریکا کند، چه واکنشی نشان خواهند داد؟ اگر آکسفورد و کمبریج، کلمبیا و هاروارد، دانشگاه شیکاگو و استنفورد توسط این رژیم بمباران شوند، اروپاییها و آمریکاییها چه واکنشی نشان خواهند داد؟
فکر میکنید این هرگز اتفاق نخواهد افتاد؟ چرا؟ مشکل اینجاست.
صهیونیستها و طرفداران رژیم صهیونیستی دهههاست که به این دانشگاهها حمله میکنند، و وحشیانهترین آنها در چند سال گذشته نه با بمب، بلکه با تهمت و ارعاب، جاسوسی، دعاوی چند میلیون دلاری، خبرنگاری زرد و کارزارهای بیوقفه برای ساکت کردن مخالفان علیه وحشیگریهای نسلکشی رژیم صهیونیستی رخ داد.
آنها در حال حاضر این دانشگاهها را از نظر سیاسی و فکری بمباران میکنند.
پروژه استر که توسط بنیاد هریتیج ارائه شده است، جز تلاشی برای بمباران سیاسی و فکری دانشگاههای آمریکا، گسترش ترس، ارعاب و سکوت در سراسر دانشگاهها بهطوری که هیچکس جرات نکند کلمهای انتقادی از رفتار منزجرکننده رژیم صهیونیستی بگوید، نیست.
آیا آنها دفتر ادوارد سعید، محقق فقید فلسطینی-آمریکایی، در دانشگاه کلمبیا را با بمب آتشزا هدف قرار ندادند تا او را بترسانند و ساکت کنند؟
اگر آمریکاییها و اروپاییها فکر میکنند رژیم صهیونیستی حملههای خود را به دانشگاههای فلسطینی، لبنانی و ایرانی محدود خواهد کرد، پس به آنچه صهیونیستها در حال حاضر با مؤسسات خود انجام میدهند، توجه نکردهاند.
هدف قرار دادن دانشگاههای آمریکا و اروپا از طریق سانسور، ارعاب، ساکت کردن و کنترل برنامه درسی، معادل سیاسی بمباران دانشگاههای ایران است.
آنها از حقیقت متنفرند؛ از تفکر انتقادی متنفرند؛ از واقعیتها متنفرند؛ آنها میخواهند دنیا بیتفاوت باشد در حالی که آنها فلسطینیها را قتلعام میکنند، لبنان را نابود میکنند، ایران را بمباران میکنند، خاک سوریه را تصرف میکنند و آمریکاییها را با فریب دادن رئیسجمهورشان برای حمایت از جنگهای بیپایان، ورشکسته میکنند.
به همان دلایلی که ترامپ و صهیونیستهای نسلکش آمریکایی دانشگاههای آمریکا را هدف قرار میدهند و برای آن پروژه استر را توسعه دادهاند، آنها همچنین رژیم صهیونیستی را برای نابودی دانشگاههای ایران و فلسطین تشویق، تامین مالی و مسلح میکنند.
پروژه استر یک جبهه داخلی (دانشگاهها و کالجهای آمریکایی) و یک جبهه خارجی دارد، جایی که دانشگاههای ایران و فلسطین بمباران فیزیکی و نابود میشوند.
هدف قرار دادن دانشگاههای آمریکا و اروپا از طریق سانسور، ارعاب، ساکت کردن و کنترل برنامه درسی، معادل سیاسی بمباران فیزیکی دانشگاههای ایران و فلسطین به ویرانی است.
پردیسهای دانشگاههای ایران، مانند پردیسهای دانشگاه در همه جا، صرفا مکانهای تحقیق و پژوهش نیستند؛ آنها همچنین مراکز مقاومت در برابر گرایشهای تمامیتخواهانه دولتی هستند که به دنبال خاموش کردن دشمنان است.
رژیم صهیونیستی از چنین چیزی میترسد، زیرا آنها نمایانگر امکان یک جامعه سالم و آگاه سیاسی هستند.
این کارزار علیه آموزش عالی، چیزی که بسیاری از محققان اکنون آن را آموزشکشی scholasticide مینامند، همچنین منعکسکننده تاریخ عمیقتری از نفرت رژیم صهیونیستی از هر فرهنگ دانشگاهی است که نمیتواند بر آن تسلط یابد؛ این از روی حسادت و کینه است، زیرا آنها فاقد آن هستند.
پاسخ به چنین وحشیگری، آسیب رساندن به حتی یک دانشگاه در اراضی اشغالی نیست. کاملا برعکس؛ پاسخ، تحریم آن موسسهها تا زمانی است که درهای خود را بهطور مساوی به روی فلسطینیها در اراضی اشغالی باز کنند.
حتی یک آجر، دانشجو، عضو هیئت علمی یا مدیر نباید هرگز آسیب ببیند.
این موسسهها بر روی زمین و کار فلسطینیخا، بر روی کمرهای شکسته اما خمنشدنی ساخته شدهاند و باید تا زمانی که در نهایت به صاحبان اصلی خود یعنی فلسطینیهت - یهودیان، مسیحیان، مسلمانان و دیگران - بازگردانده شوند، حفظ شوند.
انتهای پیام/