صفحه نخست

رئیس قوه قضاییه

اخبار غلامحسین محسنی اژه‌ای

اخبار سید ابراهیم رئیسی

اخبار صادق آملی لاریجانی

قضایی

حقوق بشر

مجله حقوقی

سیاست

عکس

جامعه

اقتصاد

فرهنگی

ورزشی

جهان

فضای مجازی

چندرسانه

اینفوگرافیک

حقوق و قضا

محاکمه منافقین

جنگ دوم ۱۴۰۴

صفحات داخلی

واکنش یک استاد دانشگاه به نمایشگاه آیین «اسم سرخ عشق»؛ اسم سرخ عشق نمادی از تاب آوری و مقاومت است

۲۲ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۲۱:۵۸:۲۸
کد خبر: ۴۸۹۷۱۴۸
دسته بندی‌: فرهنگی ، عمومی
ابراهیم متقی، استاد دانشگاه علوم سیاسی تهران، برگزاری آیین «اسم سرخ عشق» را نمادی از مقاومت در جامعه ایرانی دانست و تاکید کرد که این آیین، پیوند میان هنر و سیاست در فضای اجتماعی امروز ایران را آشکار می‌کند.

ابراهیم متقی، استاد دانشگاه علوم سیاسی تهران، در گفت‌وگو با میزان درباره آیین «اسم سرخ عشق» اظهار کرد: جامعه ایرانی در فضای تهدید، ماهیت نهفته پیدا می‌کند. جامعه ایرانی، جامعه‌ای درونگرا است؛ جامعه‌ای که درد را می‌فهمد و درمان را نیز می‌شناسد، اما ریسک زیادی برای عبور از خط قرمزها انجام نمی‌دهد، به ویژه پس از تجربه‌های تراژیک.

 

وی افزود: امروز شاهد آن هستیم که هنر، سیاست و مقاومت با یکدیگر پیوند خورده‌اند. این مقاومت در چند سطح قابل مشاهده است؛ از یک طرف مقاومت اجتماعی خانواده‌ها که در درون خود برای تأمین زندگی با چالش‌های داخلی مواجهند و اصطلاحاً در فرهنگ ایرانی گفته می‌شود که «صورتشان را با سیلی سرخ نگه می‌دارند». این همان مفهومی است که بزرگان ایرانی وقتی بدن خود را مثله می‌کردند، خون را به صورت می‌مالیدند تا رنگ رخساره قرمز باقی بماند. موسیقی و هنر، ایستادگی درونی را معنا می‌بخشند.

 

استاد دانشگاه علوم سیاسی تهران ادامه داد: سیاست امروز، حوزه اندیشه را از اپیکور و فضای رواقی تا اندیشه‌های پست‌مدرن و فوکو پیش برده است. مسئله اپیکور تا فوکو، تماماً مربوط به تاب‌آوری است و این تاب‌آوری همان آیین «اسم سرخ عشق» و آگاهی مبهم و حتی خودآگاهی مبهم جامعه ایرانی است که هیچ‌گاه به خودآگاهی کامل نرسیده است. این جامعه همواره زبانش، زبان انقلاب و آیینش، آیین نقد بوده است.

 

وی اضافه کرد: گذر از ساختار، زمانی معنا پیدا می‌کند که با اپیکور مرتبط باشد. هنگامی که سهراب شعری بسیار پرمعنا می‌گوید: «جای مردان سیاسی بنشانید درخت تا هوا تازه شود»، واقعیت، نوعی آگاهی محدود و خودآگاهی درهم‌تنیده را نشان می‌دهد که احساس می‌کند باید با درون خود ارتباط برقرار کند و آینده خود را بر اساس انگاره‌های درون‌گرایانه بسازد.

 

هنر زیستن و تاب‌آوری در جامعه ایرانی 

 

متقی عنوان کرد: هنر واقعیت درونی یک انسان را منعکس می‌کند و آنچه در آیین «اسم سرخ عشق» آمده است، نشان می‌دهد که امروز و نه تنها امروز بلکه هر روز، ما با نشانه‌هایی از بحران، تهدید و سوگ پیوند یافته‌ایم.

 

وی افزود: انسان ایرانی برای ۲۵۰۰ سال ایستاده و در معرض قتل‌عام، بمب، توپ و تفنگ قرار گرفته و با چالش‌هایی از جمله اقدامات ترامپ، صدام حسین و نتانیاهو مواجه شده است، اما می‌تواند با پیوند سیاست، ادبیات، هنر، شعر و موسیقی، معنای مقاومت را به دست آورد و از طریق مقاومت، معنای زیست دوباره را کشف کند.

 

این استاد دانشگاه تصریح کرد: آیین «اسم سرخ عشق» با روح ایرانی، با انگاره مقاومت در سیاست ایرانی و با زیست‌واره جامعه ایرانی که پیوند میان تاریخ، سیاست، هنر، قدرت و فرهنگ با شعر و موسیقی ایجاد می‌کند، هماهنگی دارد. اینجاست که جامعه به لحاظ روانی در وضعیت تاب‌آوری قرار می‌گیرد. اگر شعر، فرهنگ و هنر را از جامعه بگیریم، تاب‌آوری از بین خواهد رفت.

 

وی در ادامه گفت: روح ایرانی با اندیشه مقاومت پیوند خورده است و آیین «سرخ عشق» هنر زیستن جامعه ایرانی را منعکس می‌کند. این آیین در خط آگاهی وجود دارد، شعر، این آگاهی را به زبان می‌آورد و موسیقی آن را آهنگین می‌کند. برای افزایش تاب‌آوری، باید سیاست، هنر، جامعه، فرهنگ، شعر و موسیقی با یکدیگر پیوند داده شوند تا بتوان نام آن را آیین «اسم سرخ عشق» گذاشت.

 

نگاهی به معنای «سرخ عشق» در زندگی اجتماعی

 

متقی تأکید کرد: زندگی در جامعه ایران امری درونی است. حتی در خانه‌های قدیمی، اندرونی وجود داشت و بیرونی، نمایی از زندگی در اندرونی را نشان می‌داد. آیین «اسم سرخ عشق» بیانگر همین رابطه میان فضای اندرونی و بیرونی نیست، زیرا جامعه ایرانی همواره در فضای تهدید قرار دارد و این فضای تهدید باعث جدایی میان اندرونی و بیرونی می‌شود.

 

وی افزود: نشانه‌های تهدید امروز نیز مشاهده می‌شود؛ نوعی نگرانی، ترس و وحشت در ساخت اجتماعی و ساخت بروکراتیک وجود دارد. هیچ کشوری همانند ایران طی یک سال دو جنگ بزرگ را با دو قدرت بزرگ جهانی تجربه نکرده است.

 

استاد دانشگاه علوم سیاسی تهران ادامه داد: آیین «اسم سرخ عشق» و نام آن، نمادی از تاب‌آوری انسان، جامعه و قبیله است. مسئله اصلی این است که این تاب‌آوری چگونه به یک امر اجتماعی تبدیل می‌شود و آگاهی چگونه از طریق شعر، متون و موسیقی پیوند می‌خورد تا با خودآگاهی در هم آمیخته شود.

 

وی درباره چالش‌های آگاهی کاذب گفت: برخی مواقع، آگاهی کاذب از کانال رسانه‌هایی همانند ایران اینترنشنال منتشر می‌شود، همان چیزی که افلاطون به آن فضای مجاز می‌گفت. ایرانی سرگشته نمی‌داند باید به کجا برود تا به حقیقت برسد. این وضعیت در شعر حافظ نیز دیده می‌شود؛ جامعه ایرانی همیشه به دنبال حقیقت بوده اما در فضای سرگشتگی قرار گرفته است. این همان زبان اثر است که در قالب آیین «اسم سرخ عشق» معنا پیدا می‌کند.

 

متقی به ساخت اجتماعی و شناخت مبهم در ایران اشاره کرد و گفت: زندگی گروه‌های اجتماعی در ایران مبتنی بر شناخت در هم تنیده و مبهم است. هر فضای اجتماعی بخشی از واقعیت را منعکس می‌کند. سوال این است که چه کسانی باید حقیقت کامل‌تری را بیان کنند. شعر، موسیقی، خط، ادبیات و زبان با یکدیگر پیوند پیدا می‌کنند و به این ترتیب، معنا شکل می‌گیرد.

 

وی خاطرنشان کرد: زندگی انسانی در جامعه ایرانی همواره با ابهام همراه است. هنگامی که زندگی با ابهام همراه باشد، آیین «اسم سرخ عشق» شکل می‌گیرد. هنر زیست ایرانی، آن چیزی که به عنوان هویت یا عادت‌واره یاد می‌شود، مبتنی بر مقاومت و تاب‌آوری است و شعر، ادب، هنر، موسیقی و خط می‌توانند پیوندی میان روح ایرانی و اندیشه‌های از رواقی تا پست‌مدرن ایجاد کنند.

 

درس‌هایی از انقلاب فرانسه و اتحاد جماهیر شوروی

 

این استاد دانشگاه با اشاره به نمونه‌های تاریخی مشابه در دنیا اظهار کرد: در دوران انقلاب فرانسه چنین وضعیتی شکل گرفت. فضای انقلاب فرانسه بسیار تراژیک بود و روبسپیر، دانتون، ژیرودن‌ها و ژاکوب‌ها عرصه‌هایی را ایجاد کردند که جامعه پس از مدتی در وضعیت درون‌گرایانه قرار گرفت. در آن شرایط، مداخله خارجی و بین‌المللی به منظور به قدرت رسیدن لویی هجدهم شکل گرفت، اما به قدرت رسیدن او یک نوع تراژدی بود که تنها ۱۵ سال دوام آورد و با شورش‌های ۱۸۳۰ پیوند پیدا کرد و در نهایت ناپلئون بناپارت مجدداً به قدرت رسید.

 

وی افزود: مشابه این وضعیت را در دوران گورباچف در اتحاد شوروی شاهد بودیم. مردم انقلابی روسیه تحریم‌های اقتصادی را پذیرفتند و با آن کنار آمدند، اما در نهایت فضای تاب‌آوری آن‌ها به پایان رسید. علت آن، امید به زندگی بهتر و اثربخش‌تر برای آینده بود.

 

متقی ادامه داد: فضای اجتماعی ایران از لحاظ تاریخی مشابهت‌هایی با فرانسه و روسیه دارد، اما برخی دیگر از کشورها مانند انگلیس عادت‌های متفاوتی دارند. در آنجا، مفهومی مانند «اسم سرخ عشق» ناپیداست؛ همه چیز باید با عینیت و واقعیت پیوند برقرار کند و در چنین فضایی، عشق معنا پیدا نمی‌کند. واقعیت تراژیک و کار، نوآوری، تلاش، تولید پول و تولید ثروت محور اصلی فعالیت گروه‌های انسانی می‌شود.

 

وی خاطرنشان کرد: آینده در هر جامعه‌ای معنای متفاوتی دارد. آینده جامعه ایران با موسیقی، سیاست، مقاومت، ادبیات و شعر معنا پیدا می‌کند. دیسپاری انسان ایرانی بدون هنر فرو می‌ریزد. طبیعی است که در این شرایط، سیاست قدرت مسیر خود را طی می‌کند و جامعه را به تنگنا می‌برد؛ همان گونه که امروز در وضعیت جنگ قرار داریم و مهاجرت به شهرهای پیرامونی رخ می‌دهد.

 

این استاد دانشگاه علوم سیاسی تهران توضیح داد: مردم به درون خود بازمی‌گردند، زیرا نمی‌خواهند با واقعیت تراژیک روبه‌رو شوند. آن‌ها می‌خواهند به خویشتن خویش، به درون صلح‌گرایی‌شان و به آرامش از دست رفته خود بیاندیشند و بررسی کنند که چه آینده‌ای در انتظارشان است.

 

بازگشت به درون در فرهنگ ایرانی

 

متقی بیان کرد: ارزش‌گذاری یک امر معیاری نیست و ارزش‌ها قالب هنجاری دارند. 

 

به گفته وی، این بدان معناست که یک شخص با قالب‌های تجربه دوران زیست کودکیش معنا پیدا می‌کند و تجارب دوران کودکی و نوجوانی آثار خود را در انگاره‌های بلوغ و بزرگسالی بازتاب می‌دهد و دورانی که زندگی را تجربه می‌کند، خودش را بازسازی و منعکس می‌کند.

 

این استاد دانشگاه افزود: بحث اصلی این است که نمی‌توان جامعه را با سیاست اجبار محدود کرد. جامعه با فرهنگ، معنا پیدا می‌کند، با خط ترسیم می‌شود و با موسیقی و عشق به عرصه درونیات می‌رسد. مهم‌ترین مسئله این است که چگونه می‌توان کشش فرهنگی ایجاد کرد. کشش فرهنگی صرفاً از طریق عشق و آگاهی حاصل می‌شود.

 

وی ادامه داد: بیانیه فرهنگی این نمایشگاه یک بیانیه درون‌گرایانه است که سیاست، فرهنگ و جامعه را با هم پیوند می‌دهد و هنر زیستن را در مواجهه فرهنگی با تهاجم فرهنگی غرب پاس می‌کند. یک بار دیگر، بازگشت به درون حاصل می‌شود.

 

متقی درباره مفهوم بازگشت به خود گفت: آنچه دکتر شریعتی از آن به عنوان بازگشت به خویشتن یاد می‌کند، همان چیزی است که افرادی مانند فرانس فانون نیز در قالب هویت همیشه نادیده گرفته شده، به آن اشاره می‌کنند. در کتاب «پوست سیاه، صورتک‌های سفید» نشان داده شده است که انسان شرقی و انسانی که در معرض استعمار قرار می‌گیرد، چگونه باید خودش را با آینده و زندگی‌های جدید پیوند دهد.

 

وی در پایان تصریح کرد: در این شرایط سرنوشت مبهم است و تنها تاب‌آوری معنا پیدا می‌کند. «اسم سرخ عشق» نمادی از تاب‌آوری است و تاب‌آوری به معنای مقاومت و مقاومت به معنای بازگشت به درون است.

 

انتهای پیام/


ارسال دیدگاه
دیدگاهتان را بنویسید
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *