صفحه نخست

رئیس قوه قضاییه

اخبار غلامحسین محسنی اژه‌ای

اخبار سید ابراهیم رئیسی

اخبار صادق آملی لاریجانی

قضایی

حقوق بشر

مجله حقوقی

سیاست

عکس

جامعه

اقتصاد

فرهنگی

ورزشی

جهان

فضای مجازی

چندرسانه

اینفوگرافیک

حقوق و قضا

محاکمه منافقین

جنگ دوم ۱۴۰۴

صفحات داخلی

«خط نجات»؛ جسارتی که توانست عدالت در روایت را تمرین کند

۲۲ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۰۷:۲۸:۰۱
کد خبر: ۴۸۹۶۹۴۲
«خط نجات» اثر تازه وحید موسائیان از آن دست فیلم‌هایی است که دیدنشان به هر حال برای سینمای ایران مفید است؛ حتی اگر کیفیت نهایی آنچنان که باید نباشد. 

در روزگاری که یکدست شدن موضوعات و فقدان تنوع ژانری به معضلی جدی بدل شده است، ساخت یک تریلر سیاسی‑عاشقانه با فضایی متفاوت در تهران دهه پنجاه و اوج جنگ سرد، خود به تنهایی اقدامی ارزشمند و جسورانه محسوب می‌شود. این فیلم بی‌آنکه ادعای کمال کند، توانسته است در ژانر خود به بازتعریف نسبتاً قابل قبولی از مفاهیم اطلاعات، ضداطلاعات و امنیت برسد. مهم‌تر از همه، برخلاف بسیاری از فیلم‌های مشابه که برداشتی ساده انگارانه و تک بعدی از نهادهای اطلاعاتی آن دوره ارائه داده‌اند، این اثر ابعاد دیگری از پیچیدگی‌های کار اطلاعاتی در شرایط اوج تخاصمات جنگ سرد را نشانه رفته و شخصیت‌پردازی‌های سیاه و سفید را کنار گذاشته است. 

محوری‌ترین نقطه قوت «خط نجات»، فارغ از جذابیت‌های فرمی آن در نوع شخصیت‌پردازی و مواجهه با تاریخ رقم می‌خورد. فیلم‌نامه که به صورت مشترک توسط وحید موسائیان و مهدی سجاده‌چی نوشته شده است، شخصیت‌هایی در مرز بین خیر و شر روایت نمی‌کند و راه راحت دوگانگی سیاه و سفید را کنار می‌گذارد. برای نمونه، نقش‌آفرینی مجید مظفری در قامت «پرویز ثابتی» به عنوان فرد دوم دستگاه امنیتی آن دوره، مصداق موفق این رویکرد است. 

فیلم از قهرمان‌پروری‌های کلیشه‌ای خودداری کرده و به جای آن تصویری از ساختار و آدم‌هایی ارائه می‌دهد که درگیر نظامی بزرگ‌تر از خودشان هستند. از نخستین لایه‌های فیلم، خبری از آگونیست و آنتاگونیست‌های پرهیاهوی مرسوم نیست و شخصیت‌ها در موقعیت‌های اخلاقی خاکستری قرار می‌گیرند. همین خصلت، فیلم را به اثری بالغ‌تر و متمایزتر از بسیاری از هم ژانرهای خود بدل کرده و از ورطه شعارزدگی و سطحی‌نگری نجات داده است. 

قدرت بازی‌ها برگ برنده دیگر «خط نجات» است. گروهی از بازیگران خوشنام چون مصطفی زمانی، امیر آقایی، لادن مستوفی، پگاه آهنگرانی، آرمین رحیمیان و مجید مظفری با بازی‌هایی وزین و منقح، فیلم را به اثری حرفه‌ای در سطح بین المللی نزدیک کرده‌اند. برخلاف بسیاری از فیلم‌های پرستاره، هیچ کدام از این بازیگران ناجی فیلم یا قهرمان ماجرا نیستند و همه به یک اندازه مهم و باورپذیر ظاهر شده‌اند. امیر آقایی در نقش مأمور ویژه که به مرور به یک قهرمان اجباری تبدیل می‌شود، یکی از بهترین نقش‌های چند سال اخیر خود را خلق کرده و مصطفی زمانی نیز در قامت سعید افراشته، مأموری سرگردان میان وظیفه و تعهدهای قدیمی، لحظاتی به یاد ماندنی را رقم زده است. بازی لادن مستوفی و پگاه آهنگرانی نیز در به تصویر کشیدن تضادهای پیچیده روانی زنانه در فضای ملتهب دهه پنجاه، انتخابی هوشمندانه بوده است. در چنین فضایی، کارگردانی موسائیان و به ویژه تدوین بهرام دهقانی، ضرباهنگی تند و جذاب را برای مخاطب امروزی حفظ کرده است و تعلیق را تا پایان با حوصله و مهارت ادامه می‌دهد. 

با این همه «خط نجات» خالی از ضعف‌های محسوس نیست. نخست، فیلم به لحاظ داستان‌گویی گاه دچار اطناب و کشش بیش از حد در برخی سکانس‌ها می‌شود؛ به ویژه در ابتدای فیلم که معرفی شخصیت‌ها صورت می‌گیرد، سرعت روایت با ریتم کلی فیلم در موقعیت‌های اکشن و معمایی همخوانی مطلق ندارد و همین موضوع نشان‌دهنده‌ عدم دقت کافی در تدوین است. نقطه ضعف دوم، مهم‌تر و اساسی‌تر است، برخی از تعلیق‌های فیلم و گره‌گشایی‌های داستانی چنان ساده و کلیشه‌ای و حتی در مواردی غیرمنطقی از آب درآمده‌اند که در عین حفظ جذابیت برای عامه مردم، بینندگان حرفه‌ای را قانع نمی‌کند. برای مخاطب حرفه‌ای که با استانداردهای جهانی فیلم‌های جاسوسی آشناست، بعضی پیچش‌های روایی ناگهانی و راه حل‌های آسان برای خروج از مخمصه شخصیت‌ها، باورپذیری فضای پرالتهاب دهه پنجاه را تا حدی تحت‌الشعاع قرار داده است. 

با تمام فراز و نشیب‌ها، «خط نجات» نشان می‌دهد که وحید موسائیان با جسارت و پشتکاری قابل توجه قدمی به سوی احیای یک ژانر نیمه‌جان در سینمای ایران برداشته است. ساخت تریلر عاشقانه سیاسی در حالی که تماشاگر ایرانی سال‌هاست از دیدن چنین آثاری محروم بوده، خود یک دستاورد مهم است. «خط نجات» نه یک شاهکار ماندگار که یک شروع خوب است؛ همان چیزی که سینمای ایران در آستانه دهه ۱۴۰۰ به آن نیاز دارد. تنوع، جسارت و عشق به سینما، بدون ترس از آزمون و خطا. 

در عصر اوج‌گیری سینمای خانگی، شاید چنین فیلم‌هایی بتوانند مردم را بار دیگر به سوی صندلی‌های سینما بکشانند و طلسم فرار مخاطب از سالن‌های نمایش را بشکنند. 

انتهای پیام/


ارسال دیدگاه
دیدگاهتان را بنویسید
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *