صفحه نخست

رئیس قوه قضاییه

اخبار غلامحسین محسنی اژه‌ای

اخبار سید ابراهیم رئیسی

اخبار صادق آملی لاریجانی

قضایی

حقوق بشر

مجله حقوقی

سیاست

عکس

جامعه

اقتصاد

فرهنگی

ورزشی

جهان

فضای مجازی

چندرسانه

اینفوگرافیک

حقوق و قضا

محاکمه منافقین

جنگ دوم ۱۴۰۴

صفحات داخلی

عقب‌نشینی؛ تنها مسیر پیش روی آمریکا در قبال ایران

۱۹ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۱۴:۵۷:۵۶
کد خبر: ۴۸۹۶۴۹۷
دسته بندی‌: جهان ، غرب آسیا و آفریقا
جنگ آمریکا علیه ایران احتمالا با بازگشت به چیزی نزدیک به وضع موجود قبل از آن پایان خواهد یافت، به جز ۳ واقعیت جدید در میدان.

جنگ علیه ایران که آمریکا و رژیم صهیونیستی در ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ (۹ اسفند ۱۴۰۴) آغاز کردند، احتمالا با عقب‌نشینی آمریکا پایان خواهد یافت.

به گزارش الجزیره، آمریکا نمی‌تواند بدون ایجاد پیامدهای فاجعه‌بار به جنگ ادامه دهد؛ تشدید مجدد تنش احتمالا منجر به تخریب زیرساخت‌های نفت، گاز و نمک‌زدایی منطقه خواهد شد و فاجعه جهانی طولانی مدتی را به بار خواهد آورد؛ ایران می‌تواند هزینه‌هایی را تحمیل کند که آمریکا قادر به تحمل آن نیست و جهان نباید متحمل آن شود.

طرح جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، کارزار نظامی بود که توسط بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر و دیوید بارنیا، مدیر موساد، به دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا فروخته شد؛ فرضیه این بود که یک کارزار بمباران مشترک و تهاجمی آمریکا و رژیم صهیونیستی، ایران را چنان تضعیف می‌کند که حکومت آن دچار فروپاشی می‌شود.

به نظر می‌رسد ترامپ متقاعد شده بود که ایران همان مسیری را که در ونزوئلا طی شد، دنبال خواهد کرد؛ عملیات آمریکا در ونزوئلا در ژانویه ۲۰۲۶، نیکولاس مادورو، رئیس‌جمهور ونزوئلا را برکنار کرد؛ به نظر می‌رسد ترامپ ساده‌لوحانه باور داشته است که همین نتیجه در ایران نیز رخ خواهد داد.

با وجود این، جنگ علیه ایران نتیجه مشابهی را رقم نزد؛ ایران از نظر تاریخی، فناوری، فرهنگی، جغرافیایی، نظامی، جمعیتی یا ژئوپلیتیکی ونزوئلا نیست و مشخص شد که هر اتفاقی که در کاراکاس افتاد، ارتباط چندانی با آنچه در تهران رخ داد، نداشت.

۲ ماه بعد از آغاز جنگ علیه ایران، ترامپ و نتانیاهو شاهد هستند که هیچ تسلیمی از سوی ایران برای پایان دادن به جنگ وجود ندارد و هیچ مسیر نظامی به سوی پیروزی وجود ندارد؛ تنها مسیر و مسیری که به نظر می‌رسد آمریکا در پیش گرفته است، عقب‌نشینی است و باید بپذیرد ایران مسئول تنگه هرمز است.

دلایل متعددی محاسبات فاجعه‌بار آمریکا و موفقیت‌های ایران را توضیح می‌دهد.

نخست، مقام‌های آمریکا اساسا در مورد ایران اشتباه قضاوت کردند؛ ایران تمدنی بزرگ با ۵۰۰۰ سال تاریخ، فرهنگ عمیق، تاب‌آوری ملی و غرور است؛ دولت ایران قرار نبود در برابر قلدری و بمباران آمریکا تسلیم شود، به‌ویژه با توجه به این واقعیت که ایرانیان به یاد دارند که چگونه آمریکا در سال ۱۹۵۳ با سرنگونی یک دولت منتخب دموکراتیک و روی کار آوردن یک دولت پلیسی که ۲۷ سال دوام آورد، دموکراسی ایران را نابود کرد.

دوم، سران آمریکا به طرز چشمگیری پیچیدگی‌های فناوری ایران را دست‌کم گرفتند؛ ایران دارای مهندسی و ریاضیات در سطح جهانی است؛ این کشور یک پایگاه صنعتی دفاعی بومی با موشک‌های بالستیک پیشرفته، صنعت پهپاد داخلی و قابلیت پرتاب مداری بومی ایجاد کرده است؛ سابقه توسعه فناوری ایران که با وجود ۴۰ سال تحریم‌های فزاینده ایجاد شد، یک دستاورد ملی خیره‌کننده است.

سوم، فناوری نظامی به گونه‌ای تغییر کرده است که به نفع ایران است؛ موشک‌های بالستیک ایران بخش کوچکی از رهگیرهای آمریکایی مستقر علیه آن‌ها را هزینه می‌کنند؛ پهپادهای ایرانی ۲۰ هزار دلار هزینه دارند؛ موشک‌های رهگیر دفاع هوایی آمریکا ۴ میلیون دلار هزینه دارند؛ موشک‌های ضدکشتی ایران، با هزینه‌هایی در حدود ۶ رقم پایین، ناوشکن‌های آمریکایی را که ۲ تا ۳ میلیارد دلار هزینه دارند، تهدید می‌کنند؛ شبکه ضد دسترسی و ممانعت از دسترسی منطقه‌ای ایران در اطراف خلیج فارس، دفاع هوایی چند لایه، ظرفیت اشباع پهپاد و موشک و قابلیت ممانعت از ورود کشتی‌ها در تنگه هرمز، این کشور را به یک قدرت برتر تبدیل کرده است.

هزینه عملیاتی تحمیل اراده آمریکا بر ایران بسیار بیشتر از آن چیزی است که واشنگتن بتواند تحمل کند.
 
چهارم، روند سیاست‌گذاری آمریکا غیرمنطقی شده است؛ جنگ ایران توسط حلقه کوچکی از وفاداران به ریاست جمهوری در مار-آ-لاگو، بدون هیچ فرآیند بین سازمانی رسمی و یک شورای امنیت ملی که در طول سال گذشته تهی شده بود، تصمیم گرفته شد؛ جو کنت، مدیر مرکز ملی مبارزه با تروریسم ترامپ، در ماه مارس با نامه‌ای عمومی استعفا داد و آن را «اتاق پژواک» توصیف کرد که برای فریب رئیس‌جمهور استفاده می‌شد؛ این جنگ نتیجه یک سیستم تصمیم‌گیری بود که در آن دستگاه مشورتی خاموش شده بود.
 
این نه جنگ ضرورت بود و نه جنگ انتخاب؛ این جنگ هوی و هوس بود؛ فرضیه اصلی، هژمونی بود؛ آمریکا در تلاش بود تا سلطه جهانی را که دیگر ندارد حفظ کند و رژیم صهیونیستی در تلاش بود تا سلطه منطقه‌ای را که هرگز نخواهد داشت، ایجاد کند.
 
با توجه به همه این موارد، پایان احتمالی این بازی این است که جنگ احتمالا با بازگشت به چیزی نزدیک به وضع موجود قبل از آن پایان خواهد یافت، به جز ۳ واقعیت جدید در میدان؛ نخست، ایران کنترل عملیاتی بر تنگه هرمز خواهد داشت؛ دوم، وضعیت بازدارندگی ایران به‌طور قابل توجهی افزایش خواهد یافت؛ سوم، حضور نظامی بلندمدت آمریکا در خلیج فارس به‌طور قابل توجهی کاهش خواهد یافت.
 
حتی با عقب‌نشینی آمریکا، ایران از برتری خود در برابر همسایگانش استفاده نخواهد کرد؛ چند دلیل دلیل آن را توضیح می‌دهد؛ نخست، ایران منافع استراتژیک بلندمدتی در همکاری با همسایگان خلیج فارس خود دارد، نه یک جنگ مداوم؛ دوم، ایران هیچ علاقه‌ای به شروع مجدد جنگی که به‌تازگی با موفقیت به پایان رسانده است، نخواهد داشت.

ترامپ بدون شک سعی خواهد کرد عقب‌نشینی پیش رو را به‌عنوان یک پیروزی بزرگ نظامی و استراتژیک به تصویر بکشد؛ چنین ادعاهایی صحت نخواهد داشت؛ حقیقت این است که ایران بسیار پیچیده‌تر از آن چیزی است که آمریکا درک می‌کرد؛ تصمیم برای ورود به جنگ غیرمنطقی بود و فناوری اساسی جنگ علیه آمریکا تغییر کرده است.

آمریکا نمی‌تواند جنگ علیه ایران را با هزینه مالی، نظامی و سیاسی قابل قبولی پیروز شود؛ با وجود این، آنچه آمریکا می‌تواند دوباره به دست آورد، مقداری عقلانیت است؛ وقت آن رسیده است که آمریکا به قوانین و دیپلماسی بین‌المللی بازگردد.

انتهای پیام/



ارسال دیدگاه
دیدگاهتان را بنویسید
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *