صفحه نخست

رئیس قوه قضاییه

اخبار غلامحسین محسنی اژه‌ای

اخبار سید ابراهیم رئیسی

اخبار صادق آملی لاریجانی

قضایی

حقوق بشر

مجله حقوقی

سیاست

عکس

جامعه

اقتصاد

فرهنگی

ورزشی

جهان

فضای مجازی

چندرسانه

اینفوگرافیک

حقوق و قضا

محاکمه منافقین

جنگ دوم ۱۴۰۴

صفحات داخلی

بهشت تبهکاران، ظاهری چشم‌نواز اما بدون درونمایه

۱۶ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۱۳:۲۶:۲۲
کد خبر: ۴۸۹۶۰۲۶
«بهشت تبهکاران» را مسعود جعفری جوزانی در قامت یک اثر اپیزودیک یا یک مینی سریال بلند پروازانه طراحی کرده است؛ روایتی نه چندان خطی از رد و بدل شدن کیسه‌هایی پُر از اسکناس میان متهمان یک پرونده قتل که در پس زمینه آن، پرونده‌ای بزرگ‌تر از «محاکمه نفت» برگزار می‌شود. تک‌تک عناصر بصری این فیلم، از نخستین نماها با فیلم‌برداری لوکس و صحنه‌آرایی پر جزئیات امیر کریمی، وعده تجربه‌ای سینمایی و درخور را می‌دهد. 

در «بهشت تبهکاران» ساخته مسعود جعفری جوزانی انتخاب فضای نوآر در روایتی سیاسی، فصل بندی‌های دقیق و بازیگرانی که چهره‌هایشان وزن و اعتبار کافی برای نقش‌آفرینی در یک تریلر تاریخی را دارند، همگی بر بلند پروازی فیلم‌ساز دلالت دارد؛ با این حال، پس از پایان نمایش اثر، این پرسش در ذهن تأمل‌برانگیز هر مخاطب نقش می‌بندد، چگونه فیلمی با این همه پشتوانه فنی و سرمایه انسانی تا این اندازه از دستیابی به هدف اصلی خود، یعنی اقناع و درگیر کردن مخاطب، باز می‌ماند؟ پاسخ در روایتی نهفته است که به جای فرود روی درام، گرفتار زبانی ایدئولوژیک، شخصیت‌هایی بی‌وجه و مهم‌تر از همه، آسیب‌هایی می‌شود که از یک فاجعه پس‌تولیدی غیرقابل انکار نشات می‌گیرد. 

نخستین و شاید تعیین‌کننده‌ترین نقطه ضعف فیلم، ریشه در شکاف میان نسخه اصلی و نسخه نهایی آن دارد. نسخه اصلی فیلم که بیش از پنج ساعت بوده و کارگردان برای ارائه اثری مناسب اکران سینمایی، ناچار به حذف حجم عظیمی از سکانس‌ها شده است. این فرآیند تدوین فشرده و شتاب‌زده، چون تیشه به ریشه علیت‌های دراماتیک می‌زند. 

مخاطب فیلم را با شخصیت‌هایی آغاز می‌کند که بی‌مقدمه و بدون آنکه فرصتی برای ایجاد همذات‌پنداری یابند، وارد دیالوگ‌های پیچیده اقتصادی و سیاسی می‌شوند. علیت‌ها و انگیزه‌های رفتاری شخصیت حسن جعفری با بازی امیرحسین آرمان، قربانی اصلی این حذفیات است. تماشاگر نمی‌داند چرا یک کارمند ساده شرکت نفت در آبادان با این سرعت و شدت درگیر توطئه‌ای درباره قتل یک روزنامه‌نگار تهرانی می‌شود. هر پاسخ، در پازلی گم شده که قطعاتش بر کف اتاق تدوین باقی مانده است. گویی با فشردن بیش از دو سوم محتوای اصلی، چارچوب روایت فروپاشیده و اثری بر جای مانده که نه سریال است و نه فیلم. نتیجه این آشفتگی، به توقف مداوم جریان تعلیق و جایگزینی آن با گفت‌وگوهایی صرفاً مفهومی و سیاسی می‌انجامد که فاقد گره‌افکنی و زمینه‌چینی لازم هستند. 

جعفری جوزانی که در آثار ماندگاری همچون مجموعه «در چشم باد» توانایی بالای خود را در پیوند زدن درام شخصی با فضای سیاسی تاریخی به اثبات رسانده بود، در اینجا چنان شیفته تحلیل اقتصاد سیاسی دوران ملی شدن صنعت نفت می‌شود که درام و موقعیت‌های دراماتیک را به فراموشی می‌سپارد. 

فاجعه تدوین که گفته می‌شود برای تبدیل فیلم ۵ساعته به یک اثر اکران تجاری صورت گرفته، اما در روند پس‌تولید متوقف نشده و حتی به بخش‌های فنی اثر نیز رسوخ کرده است. یکی از آشکارترین این نقایص، در سکانس‌های میانی فیلم رخ می‌دهد؛ جایی که ناگهان صدای شخصیت «سیمین» (لادن مستوفی) بدون هیچ توضیحی جای خود را به صدای یک دوبلور کاملاً متفاوت می‌دهد. این اتفاق نه به عنوان یک شوک روایی یا یک تکنیک فرمال، بلکه صرفاً به عنوان یک نقص فنی آشکار خود را به رخ می‌کشد. تماشاگری که تا پیش از این، خود را تسلیم فضای فیلم کرده است، ناگهان از خیال سینما به واقعیت اتاق تدوین پرتاب می‌شود. 

این مسائل باعث می‌شود که گرچه «بهشت تبهکاران» در لایه تولید، محصولی خوش آب و رنگ و از صحنه‌آرایی و فیلم‌برداری تماشایی برخوردار است، اما این مؤلفه‌های فنی در سایه فقدان انسجام داستانی و پشت صحنه نابسامان و درگیری‌های سیاسی، نتوانسته‌اند در راستای خدمت به روایت قرار گیرند و بیش از آنکه مکمل درام باشند، واکسن اثر می‌شوند. 

اما هیاهوی پس‌تولیدی و رنج تدوین، تنها سد راه این فیلم برای تبدیل شدن به اثری قابل قبول نبوده است. جعفری جوزانی همواره کارگردانی متعهد و ایدئولوژیک شناخته شده که نگاه ضد غرب خود را از هیچ اثری پنهان نکرده است، اما در «بهشت تبهکاران»، او مرز اقامه یک استدلال سیاسی در قالب سینما را پشت سر گذاشته و به خلق اثری پرداخته که گاه بیشتر به یک جزوه ایدئولوژیک مصور شبیه است تا یک روایت سینمایی زنده. شخصیت‌های فیلم در لحظاتی، نه از روی باورپذیری شخصیتی که برای قرائت متنی از پیش آماده‌شده پشت تریبون قرار می‌گیرند و انگار مدام در حال دفاع از پایان‌نامه دکتری خود در توطئه شوم استعمار علیه صنعت نفت هستند. فیلم آنچنان در تحلیل اقتصاد سیاسی دهه ۲۰ و ۳۰ غرق شده است که دیگر فرصتی برای پرداخت شخصیت اصلی (حسن) یا جذابیت‌های ذاتی ژانر جنایی و نوآر باقی نمی‌گذارد. در این میان، وفاداری جوزانی به رویکردهای فرمایشیِ پیشین خود و وفاداری به جهان‌بینی مشخص، نه تنها به ساختار فیلم لطمه زده، بلکه رابطه علی میان باورهای کارگردان و شخصیت‌پردازی‌های تک بعدی را نیز آشکار می‌سازد. شخصیت حسن جعفری چنان مظلوم و قربانی جبر حوادث است که برای مخاطب غیرمتخصص غیر قابل باور می‌شود که این سطح تأکید بر قربانی نمایی تا چه حد می‌تواند از شکست درام خبر دهد. 

با همه این فراز و فرودهای روایی و مشکلات فنی، نباید از قابلیت‌های ویژه این فیلم در حوزه بازیگری به سادگی عبور کرد. هدایت تیم بازیگری از سوی کارگردان در این اثر در اغلب نقش‌ها موفق بوده و بازیگرانی چون هومن برق‌نورد، درخشان ظاهر شده است. حتی از امیرحسین آرمان و رضا یزدانی که معمولاً نقش‌آفرینی‌های درخشانی از خود به جا نمی‌گذارند، در این فیلم بازی‌های قابل قبولی دیده می‌شود. لادن مستوفی نیز در نقش همسر حسن، با بازی طبیعی و تأثیرگذار خود، لحظاتی از فیلم را که خالی از دیالوگ‌های سیاسی صرف است، نجات می‌دهد. متأسفانه این بازی‌های خوب نیز قربانی ناهماهنگی و فقدان فضای دراماتیک مناسب می‌شوند. شخصیت‌ها دائماً آن‌قدر مشغول بیان متون ایدئولوژیک هستند که فرصتی برای «بودن» و واکنش نشان دادن باقی نمی‌ماند و عملاً بازیگران در حالی که تمام توان خود را به کار گرفته‌اند، در دالان‌های بی‌سرانجام فیلم‌نامه رها می‌شوند. 

«بهشت تبهکاران» با این همه فراز و فرود، در نهایت در یک نقطه گمشده دیگر گرفتار می‌شود: هویت ژانری خود. 

فیلم در عین حال که می‌خواهد یک درام تاریخی باشد، گاه پای در ژانر دادگاهی می‌گذارد و در بخش‌های قابل توجهی نیز اصول فیلم «نوآر» را رعایت می‌کند، اما پرداخت صحیح هیچ یک از این ژانرها به طور کامل صورت نمی‌پذیرد. اگر «نوآر» است، عناصر لازم برای نوآر همانند حریف، روایت دو دلی و پیچیدگی‌های اخلاقی، جایش خالی است. اگر دادگاهی است، قاضی و قوه قضاییه نقش پررنگی ندارند و اگر درام تاریخی است، رنگ و بویش را در هیاهوی اندیشه‌های سیاسی کهنه می‌کند. این گنگی ژانری و سرگشتگی، حاصل همان دگردیسی دردناک از سریال به فیلم و از روایت مفصل و لایه‌لایه به نسخه‌ای فشرده و زمخت است. گویی جوزانی اثر خود را در میان این‌همه ابعاد مختلف، گم کرده و در نهایت هیچ کدام از آن‌ها را به سرانجام درخوری نرسانده است. 

اگر این فیلم را میراثی از مجموعه‌ای چند قسمتی به طول پنج ساعت بدانیم، مشکلات و گسست‌های آن تا حدی، قابل درک و شاید قابل توجیه باشند، اما در قامت یک اثر سینمایی مستقل که در آن خانواده، عشق، خیانت، فساد و آرمان‌خواهی باید درون یک کالبد فشرده به حیات دراماتیک خود ادامه دهند، این فیلم نه تنها پاسخی برای «چگونگی»، بلکه حتی پاسخی برای «چرایی» به مخاطب نمی‌دهد. گویی با پایانی در انتظار نسخه سریالی به انت‌ها می‌رسد، در حالی که مخاطب امروز سینما حوصله برزخ بی‌پایانِ انتظار را ندارد.

انتهای پیام/


ارسال دیدگاه
دیدگاهتان را بنویسید
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *