ابراهیم امینی: پیچینگ به درک بهتر نویسنده و شفافیت فرایند کمک میکند/ پرداختن به میناب یک ضرورت است
ابراهیم امینی فیلمنامهنویس و کارگردان سینمای ایران، در گفتوگو با میزان درباره مسابقه فیلمنامهنویسی «مدرسهای که میرفتم» که از سوی بنیاد سینمایی فارابی برگزار میشود، گفت: در مدیریت جدید بنیاد سینمایی فارابی، فیلمنامهها به صورت پیچینگ پذیرفته میشوند که به نظر من اقدام مثبتی است. من نیز در سال گذشته طرحی را برای ساخت فیلمی درباره جنگ ۱۲ روزه ارائه کردم که منجر به تولید فیلم «سقف» شد. بدین ترتیب، سال گذشته چنین مسیری را با فارابی تجربه کردم و از نزدیک شاهد فرآیند آن بودم.
وی تاکید کرد: به طور کلی، انتشار فراخوان عمومی برای دریافت طرحها، سپس برگزاری نشستهای حضوری (پیچینگ) و دیدارهای رو در رو با کارشناسان و مدیران، نسبت به رویکردهای پیشین که اغلب منفعلانه، غیرشفاف و مبهم بود، یک نوآوری محسوب میشود. در آن روشهای کلاسیک، ما به عنوان فیلمساز طرح یا فیلمنامه را ارسال میکردیم و اغلب حتی پاسخی دریافت نمیکردیم، اما اکنون خوشبختانه فرآیند شفاف و سازوکار آن روشن و از پیش تعیین شده است.
فیلمنامهنویس «ماجرای نیمروز» با اشاره به اینکه در داوری حضوری ذهنیت نویسنده مشخص میشود، تأکید کرد: در فضایی که فراخوان شفاف و مرحلهبندی شده باشد و امکان گفتوگوی رو در رو با مدیران و داوران فراهم شود، بیتردید فرآیند داوری نیز شفافتر و عادلانهتر خواهد بود. گاهی اوقات انتقال تمام آنچه در ذهن یک نویسنده میگذرد، صرفاً روی کاغذ میسر نیست و گفتوگوی حضوری با داوران میتواند کمک شایانی به درک بهتر اثر و فضای ذهنی نویسنده باشد.
کارگردان فیلم «چشمبادومی» انتشار فراخوان برای دریافت فیلمنامه درباره بچههای میناب را یک اقدام ضروری دانست و گفت: برخلاف بسیاری از رویدادهای تلخ تاریخ کشورمان که پس از مدت کوتاهی به فراموشی سپرده شدند، ماجرای میناب هنوز داغی بسیار تازه و زنده در وجدان جمعی جامعه است و گمان نمیرود به این زودیها فراموش شود. چنین فاجعهای، شایسته این است که به آثار ماندگار سینمایی تبدیل شود و امید میرود از دل این فاجعه انسانی، آثاری ارزشمند و تأملبرانگیز بیرون بیاید.
وی در ادامه با اشاره به تجربه ساخت فیلم درباره دوران هشت سال دفاع مقدس گفت: در آن دوره، فیلمسازان درباره زمانی حرف میزدند که اغلب مخاطبان جوان آن دوره را تجربه نکرده بودند، اما در قضیه جنگ تحمیلیِ اخیر، نسل جدید خودشان شاهد این روزها بودند و درک و دریافت مستقیم و شخصیای از آن وقایع دارند. در این یک سال گذشته با واکنشهایی از سوی نسل جوان مواجه شدهام که در ابتدا برایم بسیار تعجببرانگیز و حتی غافلگیرکننده بود. در فیلمنامه «سقف» نیز از دو کاراکتر نوجوان استفاده کردم که مسئله اصلی آنها عشق به وطن، تعلق خاطر به شهرشان و اتحاد در شرایط بحرانی و زمان حمله بود. این نسل امروز هم ثابت کرده که به اندازه نسلهای پیشین از عرق ملی برخوردار است و به شدت از متجاوزان به کشورشان ناراضی و خشمگین است.
فیلمنامهنویس «مرد بازنده» در ادامه به مقوله زمان در تولید آثار جنگی اشاره کرد و گفت: همواره در رویدادهایی نظیر جنگها، آثاری تولید میشوند که واکنشی سریع به وقایع هستند. این آثار علیرغم فشار زمانی و احتمال کاهش کیفیت در برخی موارد، به عنوان یک واکنش فوری و صادقانه به موضوع، از اهمیت بالایی برخوردارند. به مرور زمان و با فاصله گرفتن از رویداد، پژوهشهای عمیقتری انجام و زوایای پنهان و تازهای از آن رویداد پدیدار میشود. بنابراین هم آثار واکنش سریع و هم آثاری که با تأمل و دقت بیشتر ساخته میشوند، هرکدام به نوبه خود میتوانند ژانر دفاع مقدس و ژانر جنگی را در سینمای ایران زنده یا احیا کنند
امینی در پایان با اشاره به تجربه شخصی خود درباره جنگ رمضان گفت: من در ایام جنگ رمضان داستانهای روزانهای را که برخی از آنها از خبرها الهام گرفته میشد، به روایتهای داستانی کوتاه تبدیل کردم. حدود ۹ قصه در آن دوره در روزنامه «فرهیختگان» منتشر شد. یکی دو تا از آن داستانها هنوز در ذهنم بسیار پررنگ و زنده هستند، اما به طور قطع برای تبدیل آنها به فیلم سینمایی هنوز تصمیم نهایی نگرفتهام و نیاز به تأمل بیشتری دارم
فراخوان مسابقه فیلمنامهنویسی «مدرسهای که میرفتم» شامل طرحهایی «درباره کودکان» یا «برای کودکان» میشود که با موضوع دانشآموزان شهید و مظلوم جنگ رمضان بهویژه دانشآموزان شهید میناب به نگارش در میآید. اهالی سینما تا پایان اردیبهشت فرصت دارند تا طرحهای خود را برای بررسی به منظور شرکت در مسابقه، در سامانه خانه فیلمنامه بنیاد سینمایی فارابی به نشانی script.fcf.ir ثبت کنند.
انتهای پیام/