صفحه نخست

رئیس قوه قضاییه

اخبار غلامحسین محسنی اژه‌ای

اخبار سید ابراهیم رئیسی

اخبار صادق آملی لاریجانی

قضایی

حقوق بشر

مجله حقوقی

سیاست

عکس

جامعه

اقتصاد

فرهنگی

ورزشی

جهان

فضای مجازی

چندرسانه

اینفوگرافیک

حقوق و قضا

محاکمه منافقین

جنگ دوم ۱۴۰۴

صفحات داخلی

شماره جدید صدای ایران منتشر شد

۰۷ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۱۸:۰۰:۲۲
کد خبر: ۴۸۹۴۴۵۹
دسته بندی‌: سیاست ، عمومی
شماره جدید صدای ایران با عنوان حیرت و استیصال آمریکا در برابر واقعیت قدرت ایران منتشر شد.

شماره جدید صدای ایران با عنوان حیرت و استیصال آمریکا در برابر واقعیت قدرت ایران منتشر شد. 

در سرمقاله این شماره آمده است: در جنگ‌ها، نقطه آغاز خطا معمولاً جایی شکل می‌گیرد که تصویر ذهنی از واقعیت فاصله می‌گیرد. آنچه در جنگ چهل‌روزه رخ داد، بیش از هر چیز محصول همین فاصله بود. آمریکا و رژیم صهیونیستی با این برداشت وارد میدان شدند که می‌توانند با یک ضربه سریع، مسیر تحولات را عوض کنند و ایران را در موقعیت ضعف قرار دهند. اما میدان، روایت دیگری را پیش برد و نشان داد که برآوردها از ابتدا دقیق نبوده است و قدرت واقعی ایران را در بهترین شکل به نمایش گذاشت.

در همان روزهای نخست، نشانه‌های غافلگیری در رفتار متجاوزان به‌وضوح دیده می‌شد. آنها انتظار داشتند ضربه اولیه نوعی اخلال در روند تصمیم‌گیری ایجاد کند و زمان را به نفعشان تغییر دهد. اما پاسخ ایران، قدرتمندتر، منظم‌تر و سریع‌تر از آن چیزی بود که پیش‌بینی می‌کردند و همین مسئله، محاسبات اولیه را به‌هم زد.

با طولانی شدن جنگ، این غافلگیری به سردرگمی تبدیل شد. تصمیم‌ها دیگر بر پایه یک مسیر روشن گرفته نمی‌شد و هر اقدام، واکنشی به وضعیتی بود که از کنترل خارج می‌شد. آنها نه می‌توانستند شدت درگیری را به سطحی برسانند که نتیجه‌ای تعیین‌کننده به دست آورند و نه امکان داشت بدون پرداخت هزینه از میدان فاصله بگیرند. همین وضعیت، به‌تدریج فشار را از سطح عملیات به سطح تصمیم‌گیری منتقل کرد.

در ادامه، نشانه‌های استیصال یکی پس از دیگری ظاهر شده است. تغییر مداوم لحن، عقب‌نشینی از ضرب‌الاجل‌ها و تلاش برای باز کردن مسیرهای دیپلماتیک، همگی نشان داده که طرف مقابل دیگر در موقعیت طراحی یک پیروزی قرار ندارد. آنچه دنبال می‌شود، بیشتر به مدیریت وضعیت شباهت دارد تا پیشبرد یک راهبرد مشخص. این تغییر جهت، نتیجه مستقیم ناتوانی در تبدیل فشار نظامی به نتیجه ملموس است.

ریشه این وضعیت را باید در نوع نگاه به ایران جست‌وجو کرد. طرف مقابل، ایران را در چارچوبی ساده‌تر از واقعیت تحلیل کرد و بسیاری از مؤلفه‌های تعیین‌کننده را در محاسبات خود وارد نکرد. همین نگاه باعث شد که واکنش‌ها و ظرفیت‌ها به‌درستی دیده نشود و تصمیم‌ها بر پایه اطلاعات ناقص شکل بگیرد. نتیجه چنین روندی، طبیعی است که به خطاهای پیاپی منجر شود و مسیر را پیچیده‌تر کند.

در این میان، تاب‌آوری ایران به‌تدریج به عامل تعیین‌کننده تبدیل شده است. توانایی حفظ انسجام در شرایط فشار، مدیریت همزمان چند سطح از درگیری و بازتولید ظرفیت در میانه بحران، معادله را به شکلی پیش برده که پیش‌بینی نشده بود. همین ویژگی، زمان را از یک متغیر خنثی به عاملی علیه طرف مقابل تبدیل کرده و هزینه‌ها را برای او افزایش داده است.

در نقطه مقابل، آمریکا و رژیم صهیونیستی با وضعیتی روبه‌رو شدند که پایان مشخصی نداشت. جنگی که قرار بود کوتاه باشد، ادامه‌دار شد و هر روزی که می‌گذشت، بار تصمیم‌گیری را سنگین‌تر می‌کرد. آنها به‌تدریج در موقعیتی قرار گرفتند که ادامه دادن، فشار را بیشتر می‌کرد و عقب‌نشینی، تصویر نامطلوبی از نتیجه به‌جا می‌گذاشت. این همان نقطه‌ای است که تصمیم‌گیران میان دو گزینه پرهزینه گرفتار می‌شوند.

همزمان، تلاش برای تغییر فضا شدت گرفت. از افزایش تهدیدها تا طرح پیشنهادهای سیاسی، مسیرهای مختلفی آزموده شد تا شاید راهی برای خروج پیدا شود. اما واقعیت این بود که مشکل در سطح ابزارها قرار نداشت، بلکه به برآوردهای اولیه بازمی‌گشت. وقتی نقطه شروع دچار خطا باشد، تغییر مسیر در میانه راه به‌سادگی نتیجه را اصلاح نمی‌کند.

پیامد این وضعیت، محدود به میدان جنگ باقی نمانده است. در سطح ادراکی، تصویری شکل گرفته که نشان می‌دهد برتری نظامی لزوماً به توان تحمیل اراده منجر نمی‌شود. این برداشت، بر نگاه سایر بازیگران نیز اثر گذاشته و محاسبات آنها را تغییر داده است. در چنین فضایی، هر نشانه‌ای از ناتوانی در رسیدن به هدف، فراتر از یک شکست مقطعی معنا پیدا می‌کند.

در نهایت، آنچه از این جنگ باقی مانده، تجربه‌ای است که نشان می‌دهد خطا در شناخت، چگونه می‌تواند یک عملیات به‌ظاهر محدود را به مسئله‌ای پیچیده تبدیل کند. طرفی که با اطمینان وارد میدان شده بود، در ادامه مسیر با واقعیتی مواجه شد که برای آن آمادگی نداشت. حیرت اولیه، جای خود را به سردرگمی داد و این سردرگمی در نهایت به استیصال انجامید.

این روند نشان می‌دهد که در معادلات پیچیده، فهم دقیق از طرف مقابل نقش تعیین‌کننده‌ای ایفا می‌کند. هر جا این فهم دچار نقص شود، حتی ابزار‌های قدرتمند نیز نمی‌توانند نتیجه مطلوب را تضمین کنند. جنگ چهل‌روزه و نمایش قدرت ایران در میدان نبرد، نمونه‌ای از همین واقعیت است که در آن، شکاف میان تصور و واقعیت، مسیر تحولات را تغییر داد و طرف مقابل را در موقعیتی قرار داده که خروج از آن به‌سادگی ممکن به نظر نمی‌رسد.

انتهای پیام/ 


برچسب ها: آمریکا ملت ایران

ارسال دیدگاه
دیدگاهتان را بنویسید
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *