صفحه نخست

رئیس قوه قضاییه

اخبار غلامحسین محسنی اژه‌ای

اخبار سید ابراهیم رئیسی

اخبار صادق آملی لاریجانی

قضایی

حقوق بشر

مجله حقوقی

سیاست

عکس

جامعه

اقتصاد

فرهنگی

ورزشی

جهان

فضای مجازی

چندرسانه

اینفوگرافیک

حقوق و قضا

محاکمه منافقین

جنگ دوم ۱۴۰۴

صفحات داخلی

یک مقایسه تاریخی؛ شباهت‌های غیرقابل انکار میان جنایت‌های ترامپ و نتانیاهو در غزه و ایران با جنگ جهانی دوم

۰۲ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۰۷:۲۲:۰۰
کد خبر: ۴۸۹۳۴۸۱
دسته بندی‌: حقوق بشر ، عمومی
مقایسه‌هایی بین تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران و نسل‌کشی غزه با جنگ جهانی دوم و حمله‌های هیتلر توسط محققان در حال انجام است.

مدت‌هاست که مقایسه بین آلمان نازی و رژیم صهیونیستی توهین‌آمیز و یهودستیزانه تلقی می‌شود! اما در مورد مسئله خاص نسل‌کشی رژیم صهیونیستی در غزه و جنگ‌های توسعه‌طلبانه این رژیم، ازجمله جنگ علیه ایران، سد مقاومت در برابر این مقایسه‌ها شکسته شده است.

به گزارش میدل‌ایست آی، نورمن فینکلشتاین، محقق برجسته یهودی آمریکایی به‌تازگی مقایسه مستقیمی بین جنگ هیتلر در شرق و جنگی که دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو در ۲۸ فوریه (۹ اسفند ۱۴۰۴) علیه ایران آغاز کردند، انجام داد.

به نظر می‌رسد این مقایسه به دلایل مختلفی، از سال ۲۰۲۳ با شروع جنگ علیه غزه، شایسته است؛ سران رژیم صهیونیستی مانند آلمان هیتلر، اشتباه مهلکی مرتکب شدند که نمی‌دانستند چه زمانی باید متوقف شوند و چندین جبهه (۷ جبهه در یک مقطع) را باز کردند؛ هر پیروزی تاکتیکی علیه مقاومت فلسطین و سپس حزب‌الله، حمله‌های جسورانه بیشتری را تشویق می‌کرد.

بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی، پس از انجام یک کارزار نسل‌کشی در غزه، گسترش استعماری در کرانه باختری و حمله‌های بی‌امان به لبنان، سوریه و یمن، در سال ۲۰۲۵ به ایران روی آورد.

چرا؟ یک رویکرد ادعایی برتری یهودی که نخست‌وزیر و سیاستمداران شهرک‌نشینی را که او به آن‌ها وابسته است، هدایت می‌کند؛ سیاست‌های به‌اصطلاح ناسیونالیسم قومی، گسترش ارضی و نظامی‌گری افراطی، اگر نگوییم کاملا مشابه رویکرد محور فاشیستی جنگ جهانی دوم به هدایت آلمان نازی است و این رویکرد برتری قومی منجر به زیاده‌روی می‌شود.

ترامپ، به‌عنوان یک ملی‌گرای سفیدپوست که به استثناگرایی آمریکا اعتقاد دارد، همان باور اغراق‌آمیز به قدرت نامحدود آمریکا را دارد، اما کمتر به‌طور واضح به جنگ دائمی تمایل دارد (ترامپ تا حدودی با دیکتاتور فاشیست ایتالیایی، بنیتو موسولینی، مقایسه می‌شود که سابقه ماجراجویی‌های شکست‌خورده امپراتوری او بیشتر شبیه به ترامپ است).

فینکلشتاین، در مورد جنگ ایران، آن را با چگونگی جنگ نابودی که توسط هیتلر علیه مردم شوروی آغاز شد و آن‌ها را به تجمع و دفاع از کشور الهام بخشید، مقایسه کرد و گفت: این همان اشتباهی بود که ترامپ مرتکب شد؛ هر چه ترامپ بیشتر آن را به جنگی برای نابودی تبدیل می‌کرد، مانند کاری که نازی‌ها با روسیه کردند، مردم متحدتر می‌شدند.

مانند صهیونیست‌ها و کاخ سفید ترامپ، نازی‌ها نسبت به دشمنان اسلاو خود که آن‌ها را پست‌تر و ناتوان از مقاومت در برابر پیشرفت نیروهای مسلح آلمان می‌دانستند، تحقیر نژادی داشتند؛ ترامپ و نتانیاهو نیز به‌طور مداوم ظرفیت دشمنان خود را کوچک می‌شمارند، معتقد بودند که ایران تحت حمله مستقیم فرو خواهد ریخت و برتری تکنولوژیکی و نظامی خود را بر ایران تعیین‌کننده می‌دانستند؛ ترامپ در همین چارچوب به ایرانیان توهین می‌کرد.

آلمان و آمریکا و رژیم صهیونیستی، فقدان مسیر استراتژیک برای شکست دشمنان خود در درازمدت را نادیده گرفتند؛ در کوتاه‌مدت تا میان‌مدت، آن‌ها براساس قدرت هوایی برتر، اطلاعات و نیروهای تهاجمی مخرب پیروز می‌شوند، اما در درازمدت، چشم‌انداز مشکل‌سازتر است، زیرا مردمی که دائما در سرزمین‌های خود مورد حمله قرار می‌گیرند، مطمئنا مقاومت خواهند کرد.

ایران، مانند روسیه که کشوری پهناور در قاره اروپا است، کشوری وسیع است و چالش‌های بزرگی را برای هر قدرت خارجی که مایل به فتح یا تجزیه آن باشد، ایجاد می‌کند؛ هیتلر آشکارا اتحاد جماهیر شوروی را بخشی از رایش سوم آینده، به‌عنوان یک قلمرو استعماری وسیع که منابع و زمین‌های کشاورزی را برای تغذیه امپراتوری فراهم می‌کند، در حالی که مردم آن را به چیزی بیش از برده تبدیل نمی‌کند، می‌دید؛ پس از پیروزی‌های سال اول جنگ در شرق، اوضاع برای نازی‌ها در استالینگراد در اواخر سال ۱۹۴۲ تلخ شد.

در عین حال، نتانیاهو و دیگر سران رژیم صهیونیستی مدت‌ها قصد ادعایی خود را برای سرنگونی حکومت ایران اعلام کرده بودند و از ماموران خود در میدان، ترورها و خرابکاری‌ها استفاده می‌کردند، اما ایرانیان پیوستگی خود را نمایش داده‌اند.

اگر، هرچند بعید به نظر می‌رسد، آخرین آتش‌بس بین آمریکا و ایران به نحوی به توافقی دائمی‌تر برای پایان دادن به خصومت‌ها با شرایط ایران تبدیل شود، به‌عنوان یک شکست تاریخی برای آمریکا در حد ویتنام، تلقی خواهد شد و گسستی از جنگ تمام‌عیاری که در دهه ۱۹۴۰ ده‌ها میلیون نفر را کشت.

در حال حاضر، آمریکا بنادر ایران را محاصره کرده و یک کشتی ایرانی را توقیف کرده است، در حالی که هزاران سرباز را به منطقه منتقل می‌کند؛ در داخل، ترامپ در موقعیت جنگی قرار دارد و به بخش خودروسازی هشدار داده است که به تولید سلاح روی آورد، در حالی که از کنگره درخواست بودجه «دفاعی» ۱.۵ تریلیون دلاری، بزرگ‌ترین بودجه تاکنون را کرده است؛ این به نظر نمی‌رسد که صلح قریب‌الوقوعی باشد، اما با ترامپ، چه کسی می‌داند؟

در مورد غزه نیز نسل‌کشی به هیچ وجه تمام نشده است و برای فلسطینی‌ها، این سوال وجودی است.

تاریخ سرنخ‌هایی ارائه می‌دهد؛ هیچ نسل‌کشی مدرنی بیش از ۴ سال طول نکشیده است؛ نسل‌کشی رواندا ۱۰۰ روز طول کشید  و سریع‌ترین و وحشیانه‌ترین نسل‌کشی در تاریخ است؛ نسل‌کشی کامبوج بیش از ۳ سال طول کشید؛ ...

تاکنون فلسطینی‌ها ۹۲۶ روز نابودی و محاصره را تحمل کرده‌اند؛ طبق یک نظرسنجی خانوار ۲۰۲۵ و مطالعه مشترک مرگ‌ومیر، تعداد قربانیان نسل‌کشی در غزه تا ژانویه ۲۰۲۵ به ۸۴ هزار نفر رسیده بود و احتمالا اکنون بیش از ۱۰۰ هزار نفر است، علاوه بر ۶ هزار و ۵۰۰ نفری که رژیم صهیونیستی در لبنان و هزاران نفر دیگر در ایران قتل‌عام شده‌اند.

بزرگ‌ترین شکست نه در لبنان یا ایران، بلکه در واشنگتن است؛ رأی‌دهندگان آمریکایی از جنگ‌ها و رژیم صهیونیستی خسته شده‌اند.

نکته مهم این است که در بیشتر موارد، نسل‌کشی قبل از فروپاشی یا شکست نظامی عاملان رخ می‌دهد.

رژیم صهیونیستی همیشه به حمایت بی‌قیدوشرط آمریکا متکی بوده است، حمایتی که به تسلیح یک نسل‌کشی توسط واشنگتن، سپس حمایت از نه یک، بلکه ۲ حمله بی‌دلیل به ایران و یک جنگ طولانی علیه حزب‌الله لبنان منجر شد؛ همه آن‌ها با هزینه‌های وحشتناک انسانی شکست خوردند و اکنون که خط لوله تسلیحاتی آمریکا در خطر است.

رأی‌گیری هفته گذشته در سنای آمریکا در مورد تامین سلاح برای رژیم صهیونیستی تاریخی بود؛ اگرچه این قطعنامه تصویب شد، اما ۴۰ نفر از ۴۷ سناتور دموکرات به قطعنامه برنی سندرز برای مسدود کردن مجموعه‌ای از کمک‌های نظامی رأی دادند؛ در مقابل، آوریل گذشته، فقط ۱۵ نفر از ۴۷ عضو فراکسیون دموکرات‌ها از اقدام‌های مشابهی حمایت کردند؛ این نشان‌دهنده یک تغییر چشمگیر علیه رژیم صهیونیستی در واشنگتن است.

دموکرات‌هایی که می‌خواهند در ماه نوامبر دوباره انتخاب شوند، می‌دانند که اکنون باید نه‌تنها از نظر لفاظی، بلکه از نظر مالی و سیاسی نیز از رژیم صهیونیستی و لابی قدرتمند آمریکایی آن فاصله بگیرند.؛ آیپک هنوز صدها میلیون دلار برای انتخاب شدن نامزدهای خود هزینه می‌کند، اما لکه پول لابی به‌طور فزاینده‌ای به سم انتخاباتی تبدیل می‌شود.

نتانیاهو دوران طلایی خود را با دوره اول ترامپ، سپس جو بایدن و دوره دوم ترامپ گذراند؛ آن دوران رو به پایان است؛ به احتمال زیاد، او به دنبال راهی برای ادامه کارزار رژیم صهیونیستی برای برتری منطقه‌ای و ماندن در قدرت تا حد امکان خواهد بود، اما او در حال خروج از مسیر است.

نتانیاهو اکنون با بزرگ‌ترین شکست خود روبرو است؛ نه در لبنان یا ایران، بلکه در واشنگتن؛ رأی‌دهندگان آمریکایی از جنگ‌های ابدی و رژیم صهیونیستی خسته شده‌اند.

در اراضی اشغالی، همانطور که فینکلشتاین هشدار می‌دهد، نه‌تنها نتانیاهو، بلکه کل ساکنان اراضی اشغالی به دیوانه‌های آدمکش تبدیل شده‌اند که از جنگ علیه ایران، پاکسازی قومی در کرانه باختری و لبنان و نسل‌کشی در غزه حمایت می‌کنند.

درس آخر جنگ جهانی دوم این بود که فاشیسم پس از زیاده‌خواهی نظامی فاجعه‌بار رهبرانش و شکست از ارتش سرخ شوروی و مقاومت حزبی، شکست خورد؛ سران جنگ فاشیست امروزی هیچ چیز از این تاریخ نیاموخته‌اند.

انتهای پیام/



ارسال دیدگاه
دیدگاهتان را بنویسید
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *