صفحه نخست

رئیس قوه قضاییه

اخبار غلامحسین محسنی اژه‌ای

اخبار سید ابراهیم رئیسی

اخبار صادق آملی لاریجانی

قضایی

حقوق بشر

مجله حقوقی

سیاست

عکس

جامعه

اقتصاد

فرهنگی

ورزشی

جهان

فضای مجازی

چندرسانه

اینفوگرافیک

حقوق و قضا

محاکمه منافقین

جنگ دوم ۱۴۰۴

صفحات داخلی

میادین شهر و خیابان؛ تجلی اشک و آتش، ایمان و اقتدار

۱۳ فروردين ۱۴۰۵ - ۱۰:۱۳:۲۲
کد خبر: ۴۸۸۹۷۰۲
دسته بندی‌: جامعه ، عمومی
رئیس جمعیت هلال‌احمر پس از حضور در میان مردم در میادین و خیابان‌های کشور تاکید کرد: میادین اصلی شهر و محل تجمعات به حریم‌های مقدس بدل شده‌اند. این فضاها، دیگر صرفاً محل گردهمایی نیستند؛ محل تلاقی زمین و آسمان‌اند.

پیرحسین کولیوند، پس از حضور در میان مردم در میادین و خیابان‌های اصلی شهر در یادداشتی نوشت: من در میان این سیل خروشان انسان‌ها، چیزی فراتر از یک اجتماع دیدم؛ گویی روح یک ملت از کالبد‌های پراکنده برخاسته و در هیئتی واحد تجلی یافته است. اینجا دیگر تک‌تک افراد نبودند؛ «ما» بودیم، یک حقیقت زنده و بیدار. اشک‌ها جاری بود، اما نه از اندوهِ صرف؛ اشک‌هایی که از عمق ایمان می‌جوشید، از شوق ایستادگی و از غرورِ تعلق به ملتی که در سخت‌ترین لحظات، قامتش خم نمی‌شود. این خیابان، زمین نبود؛ قطعه‌ای از آسمان بود که مردم، ستارگان درخشان آن شده بودند. وقتی در میان پیکر‌های مطهر شهدا قدم برمی‌داشتم، گویی زمان ایستاده بود. بوی عجیبی در فضا پیچیده بود؛ بویی آشنا، بوی کربلا. هر تابوت، روایت زنده‌ای از ایثار بود و هر قطره اشک، تجدید عهدی خاموش، اما استوار. اینجا، غم، شکوه داشت و اندوه، عزت. دل‌ها می‌سوخت، اما این سوختن، خاموشی نبود؛ شعله‌ای بود که راه را روشن‌تر می‌کرد. مردم آمده بودند تا بگویند این مسیر ادامه دارد، این پرچم بر زمین نخواهد ماند. در این خیابان‌ها، صدا‌ها دیگر صرفاً آوا نبود؛ تپش‌های یک حقیقت بودند. «هیهات منا الذله» از لب‌ها عبور می‌کرد، اما در دل‌ها ریشه داشت. این فریاد، از عمق تاریخ برمی‌خاست و در اکنون جاری می‌شد. در نگاه جوانان، برق غیرتی می‌درخشید که آینده را تضمین می‌کرد و در گام‌های پیران، صبری موج می‌زد که گذشته را معنا می‌بخشید. اینجا، نسل‌ها به هم رسیده بودند تا یک حقیقت را فریاد بزنند.

کولیوند در ادامه این یادداشت نوشته است: امدادگران هلال‌احمر را دیدم؛ بی‌ادعا، بی‌وقفه، بی‌صدا. آنان در میان این دریای انسانیت، همچون رگ‌های حیاتی در جریان بودند. دستانشان مرهم بود، نگاهشان آرامش و حضورشان اطمینان. در اوج التهاب، آنان مظهر تعادل بودند؛ در میان هیجان، نشانه‌ی عقلانیت. اینجا، خدمت معنا یافته بود؛ خدمتی که از دل ایمان برمی‌خیزد و به جان انسان می‌نشیند.

رئیس جمعیت هلال‌احمر اشاره کرده است: در آن لحظات، همه مرز‌ها فرو ریخته بود. تفاوت‌ها رنگ باخته و انسان‌ها به حقیقت مشترکشان بازگشته بودند. مادری با کودک، جوانی با پرچم، پیرمردی با عصا؛ همه در یک مسیر، در یک ضرباهنگ، در یک ایمان. این وحدت، نه یک اتفاق، که یک سرمایه‌ی عظیم بود؛ سرمایه‌ای که دشمن هرگز قادر به درک آن نیست. صدای پدافند که در آسمان می‌پیچید، نه اضطراب، که آرامش می‌آورد. این صدا، نوای امنیت بود، نوای اقتداری که از دل ایمان برخاسته است. مردم ایستاده بودند؛ بی‌هراس، بی‌تزلزل، با اطمینانی عمیق که ریشه در باورشان داشت. اینجا، ترس جایی نداشت؛ زیرا یقین، همه فضا را پر کرده بود.

کولیوند در ادامه این یادداشت آورده است: خیابان را دیدم که چگونه از یک مسیر عبور، به مسیر عروج تبدیل شده است. هر قدم، اوج گرفتن بود و هر نگاه، گشودن افقی تازه. مردم، سبک شده بودند؛ گویی بار‌های سنگین دنیا را زمین گذاشته و تنها با حقیقت خود آمده بودند. اینجا، انسان به اصل خویش نزدیک‌تر می‌شد. این ملت، ملتی استثنایی است؛ ملتی که در دل سختی، زیبایی می‌آفریند. از اشک، قدرت می‌سازد و از رنج، امید. این ویژگی، یک اتفاق نیست؛ ریشه در تاریخ، در فرهنگ، در ایمان این مردم دارد. آنچه در خیابان دیدم، جلوه‌ای از همین حقیقت عمیق بود. دشمن باید بداند که با مردمی مواجه است که صرفاً در زمان حال زندگی نمی‌کنند؛ این مردم، امتداد یک تاریخ‌اند. هر قطره خون شهید، در این ملت تکثیر می‌شود و به فریاد‌های تازه بدل می‌گردد. این حضور، بی‌پاسخ نمی‌ماند؛ بلکه خود پاسخی است روشن، آرام و در عین حال کوبنده.

کولیوند در پایان این یادداشت خاطرنشان کرده است: امروز، خیابان دیگر یک مکان نیست؛ یک مفهوم است، یک تجربه‌ی زیسته، یک حقیقت جاری. عهدی است میان مردم و ارزش‌هایشان؛ عهدی که نه با زمان، که با ایمان سنجیده می‌شود. امروز حتی میادین اصلی شهر و محل تجمعات نیز به حریم‌های مقدس بدل شده‌اند. این فضاها، دیگر صرفاً محل گردهمایی نیستند؛ محل تلاقی زمین و آسمان‌اند. هر میدان، قبله‌ای شده برای دل‌هایی که در جستجوی معنا گرد هم آمده‌اند. در اینجا، لحظه‌ها رنگ عبادت می‌گیرند و حضور مردم، حال و هوای زیارت پیدا می‌کند. این میادین، تجلی روح جمعی یک ملت‌اند؛ روحی که در اوج ایمان و همبستگی، خود را آشکار کرده است. پیروز باد این دل‌های بیدار؛ زنده باد این اشک‌های آگاه و این راه روشن.

انتهای پیام



ارسال دیدگاه
دیدگاهتان را بنویسید
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *