صفحه نخست

رئیس قوه قضاییه

اخبار غلامحسین محسنی اژه‌ای

اخبار سید ابراهیم رئیسی

اخبار صادق آملی لاریجانی

قضایی

حقوق بشر

مجله حقوقی

سیاست

عکس

جامعه

اقتصاد

فرهنگی

ورزشی

جهان

فضای مجازی

چندرسانه

اینفوگرافیک

حقوق و قضا

محاکمه منافقین

جنگ دوم ۱۴۰۴

صفحات داخلی

یادداشت|

آغوش باز عدلیه در میان جنگ روایت‌ها

۲۰ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۱:۱۸:۴۲
کد خبر: ۴۸۸۵۸۴۶
دسته بندی‌: قضایی ، حقوقی
سرپرست پیشین دادسرای فرهنگ و رسانه، در یادداشتی واکنش دادستانی کل کشور به رفتار اخیر چند عضو تیم فوتبال بانوان را تحلیل کرد و نوشت: بیانیه صادرشده با زبانی انسانی و با بازقاب‌بندی روایت از «فرار» به «فریب» در جنگ روانی دشمن، از تبدیل یک لغزش احساسی به بحران ملی جلوگیری کرد.

سعید دلفانی سرپرست پیشین دادسرای فرهنگ و رسانه و قاضی دیوان عدالت اداری در یادداشتی که در اختیار خبرگزاری میزان قرار داد نوشت: از همان لحظه‌ای که خبر رفتار احساسی چند عضو تیم فوتبال بانوان در فضای رسانه‌ای منتشر شد، روشن بود که ماجرا فراتر از یک اتفاق ورزشی است. در میانه جنگ روانی و عملیات ادراکی که آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران به راه انداخته‌اند، هر حرکت کوچک می‌تواند بهانه‌ای برای ساختن روایت‌های بزرگ شود. رسانه‌های معارض، طبق عادت همیشگی، تلاش کردند این رفتار را در قالب «گریز»، «اعتراض» یا «قطع رابطه» بازنمایی کنند و از آن شکافی نمادین بسازند. درست در همین نقطه، دادستانی کل کشور وارد شد؛ نه برای تهدید، نه برای تشدید التهاب، بلکه برای بازگرداندن روایت به جای درستش و جلوگیری از تبدیل یک لغزش احساسی به یک بحران ملی.

بیانیه‌ای که صادر شد، از همان جمله نخست نشان داد که زبان آن، زبان «پرونده» نیست؛ زبان «انسان» است. وقتی متن با «هموطنان دلسوز» و «فرزندان این آب و خاک» آغاز می‌شود، یعنی نقطه عزیمت، نه مجازات، بلکه هویت مشترک است. این انتخاب، در منطق حقوق عمومی معنای مهمی دارد: حاکمیت در لحظه حساس، به‌جای تکیه بر ابزار سخت، به ابزار نرمِ پیونددهنده متوسل می‌شود. همان چیزی که هابرماس آن را «ترمیم پیوند‌های نمادین جامعه» می‌نامید و باور داشت که قدرت، زمانی پایدار است که بتواند پیوند‌ها را بازسازی کند، نه فقط نظم را حفظ.

در تحلیل رسانه‌ای، این بیانیه یک حرکت کلیدی انجام می‌دهد: بازقاب‌بندی روایت. رسانه‌های معارض، تلاش داشتند این رخداد را به‌عنوان «فرار آگاهانه» بفروشند؛ اما بیانیه، با واژگانی، چون «توطئه»، «شیطنت»، «ذوق‌زدگی توهم‌آمیز دشمن»، روایت را از «فرار» به «فریب» تبدیل می‌کند. این جابه‌جایی، یک تکنیک حرفه‌ای در مهندسی روایت است: وقتی کنش فرد در چارچوب «برانگیختگی احساسی در میدان جنگ روانی» تعریف شود، نه «خیانت»، مسیر بازگشت نه‌تنها ممکن، بلکه طبیعی و انسانی می‌شود. این همان لحظه‌ای است که رسانه، به‌جای تشدید شکاف، آن را ترمیم می‌کند.

در لایه حقوقی، بیانیه بر یک اصل مهم تکیه دارد: خطا، مساوی با قطع رابطه نیست. رفتار این بازیکنان، در مقام «لغزش در شرایط استثنایی» دیده می‌شود، نه در مقام «کنش علیه کشور». این صورت‌بندی، در سیاست عمومی، همان رویکرد «بازپذیری اجتماعی» است؛ رویکردی که به‌جای ساختن طردشدگان دائمی، تلاش می‌کند افراد را دوباره به مدار جامعه بازگرداند. منتسکیو می‌گفت: «قدرتی که می‌تواند ببخشد، از قدرتی که فقط می‌تواند مجازات کند، قوی‌تر است.» این بیانیه، دقیقاً همین منطق را بازتاب می‌دهد: قدرتی که در اوج بحران، به‌جای سخت‌گیری، ظرفیت جذب را برجسته می‌کند.

اما نقطه درخشان بیانیه، آن‌جاست که بازگشت را نه یک عقب‌نشینی، بلکه یک کنش مثبت و قابل تحسین معرفی می‌کند؛ بازگشت به‌عنوان پیوستن دوباره به صف ملت، نه تسلیم شدن. این ارتقای معنایی، بازگشت را از سطح «رفع نگرانی خانواده» به سطح «بازگشت به نقش ملی» می‌برد. این همان لحظه‌ای است که روایت، از سطح فردی به سطح ملی ارتقا پیدا می‌کند. گرامشی می‌گفت: «هژمونی زمانی پایدار است که حتی بازگشتِ مخالف، در چارچوب معنایی آن قابل تفسیر باشد.» این بیانیه، دقیقاً همین کار را می‌کند: بازگشت را در چارچوب «ملت» معنا می‌کند.

در سطح حکمرانی، این بیانیه تصویری از نظام ارائه می‌دهد که فقط قدرت ندارد، بلکه ظرفیت ترمیم هم دارد. حکمرانی بالغ، همیشه ترکیبی از اقتدار و انعطاف است؛ اقتدار برای حفظ نظم، انعطاف برای حفظ جامعه. این بیانیه، نشان می‌دهد که نظام، در لحظه‌ای که انسجام ملی مهم‌تر از هر چیز است، «آغوش باز» را برجسته می‌کند. این نه ضعف است و نه عقب‌نشینی؛ این همان چیزی است که در نظریه‌های حکمرانی از آن به‌عنوان «قدرت نرم مبتنی بر اعتماد» یاد می‌شود؛ و در پایان، امیدی که در متن بیانیه جاری است، امیدی که می‌گوید بازگشت ممکن است و تحسین‌برانگیز هم خواهد بود، نه فقط امید به بازگشت چند نفر، بلکه امید به بازگشت یک اعتماد جمعی است. امید به اینکه در میانه جنگ روانی، پیوند ملی می‌تواند دوباره ترمیم شود؛ امید به اینکه خطا، پایان رابطه نیست؛ امید به اینکه این رویکرد قضایی—رویکردی که بر جذب، ترمیم و بازگشت استوار است—ادامه یابد و به یک سنت پایدار در سیاست عمومی کشور تبدیل شود.

انتهای پیام/


ارسال دیدگاه
دیدگاهتان را بنویسید
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *