قطعنامههای پارلمان اروپا علیه ایران؛ ابزاری برای نمایش ژستهای حقوق بشری
پارلمان اروپا بهتازگی بهطور جداگانه ۲ قطعنامه ضدایرانی را به بهانههای واهی حقوق بشری تصویب کرد.
این درحالی است که کارشناسان میگویند که قطعنامههای پارلمان اروپا علیه ایران در واقعیت فاقد ارزش حقوقی هستند.
در همین رابطه، زهیر اصفهانی، کارشناس مسائل سیاسی طی یادداشتی برای میزان به ارزش حقوقی این قطعنامهها پرداخته و ابعاد تلاشهای اروپا را برای تحت فشار قرار دادن ایران تشریح کرد.
متن این یادداشت را در ادامه میخوانید:
در ابتدا باید به نکاتی در مورد نقش و جایگاه پارلمان اروپا و تفاوت آن با شورای اروپا اشاره شود. پارلمان اروپا شامل حدود ۷۲۰ عضو پارلمان از کشورهای مختلف اتحادیه اروپا است. پارلمان اروپا بیشتر نهاد قانونگذاری و نظارتی است. اما در حوزه سیاست خارجی و امنیتی اتحادیه اروپا اصلا هیچ نقشی، چه از لحاظ اجرایی و جایگاهی ندارد. این شورای اتحادیه اروپا است که به لحاظ مصوبات و تصمیماتش میتواند در روابط با کشورهای مختلف تاثیرگذار باشد.
اگر بخواهیم واقعبینانه بررسی کنیم، از این جهت قطعنامههایی که در پارلمان اروپا تصویب میشوند، بیشتر جنبه جنگ روانی و دارای فشارهای سیاسی در حوزههای مربوطه است.
ما در بهمن شاهد تصویب ۲ قطعنامه (یک بار در اوایل بهمن و یک بار در اواخر بهمن) توسط پارلمان اروپا علیه ایران و علیه ترکیه و اوگاندا بودیم. بهطور معمول پارلمان اروپا به لحاظ حقوقی نقش اجرایی در این زمینه ندارد، بنابراین ادبیات این بیانیهها و قطعنامهها تند و رادیکال است.
اما در عمل اگر بخواهیم در حوزه اقدامهای اجرایی و روابط بینالملل بررسی کنیم، تصمیمهای شورای اتحادیه اروپا بالاتر از قطعنامههای پارلمان اروپا است.
هدف اصلی قطعنامههای اخیر پارلمان اروپا علیه ایران و ابراز ژستهای حقوق بشری، تحت فشار قرار دادن ایران است. البته نمیتوان منکر اثرگذاری این قطعنامه بر رای شورای اتحادیه اروپا در آینده بود، زیرا در عمل یک تقسیم وظیفهای که در اروپا وجود دارد، این است که در ابتدا سعی میشود که از طریق پارلمان اروپا انواع مانورهای سیاسی در روابط دیپلماتیک به نمایش گذاشته شود و بعد از آن اروپاییها سعی میکنند که با فشارهای نمادین یا در واقع ژستهای تبلیغاتی-سیاسی و به صورت گام به گام بتوانند از طریق شورای اتحادیه اروپا تصمیمهای تندتری را علیه کشورهای مستقل بگیرند.
در این زمینه مسائل بسیار قابل نقد است، زیرا ما شاهد این موضوع هستیم که همین کشورهای اروپایی که به ظاهر سنگ خیلی از افراد تروریست و نظامهای سلطهگر در دنیا را به سینه میزنند، در بزنگاههای اصلی سکوت را بر عمل ترجیح میدهند. یکی از بزرگترین و خفتبارترین لکههای ننگ در تاریخ سیاسی و دیپلماتیک اروپا نحوه موضعگیریهای این کشورها در زمینه جنایتهای رژیم اشغالگر صهیونیستی در غزه طی ۲ سال گذشته است.
اگر بخواهیم به سیاستهای مزورانه و فریبکارانه کشورهای اروپایی اشاره کنیم، آنها سیاست دنیا را یک بام و چند هوا میدانند؛ در جاهایی که به نفع مقاصد سیاسی خود و یا بهتر بگوییم صهیونیست ایمان داشته باشند، سعی میکنند از هرگونه اظهار نظر خودداری و یا طفره بروند. اگرچه ما در بزنگاههایی شاید بعضی رفتارهای به ظاهر مستقلانه را از بعضی از کشورها شاهد بودیم، اما همواره تاریخ ثابت کرده که بیشتر این رفتارها در جهت یک فریبکاری سیاسی بوده است؛ مانند ژستهای سیاسی فرانسه و انگلیس مبنی بر به رسمیت شناختن کشور فلسطین در چند ماه گذشته.
اما کشورهای اروپایی در بزنگاههای دیگری باطن سیاسی و نیت خودشان را افشا کردند؛ مانند عدم حمایت از جنبشهای آزادیخواهی و صلحطلبانه و عدم حمایت از مردم مظلوم جهان. نمونه اصلی این موضوع را در همین ۲ سال نسلکشی اسرائیل در غزه شاهد بودهایم.
انتهای پیام/