شکسته شدن سد رسانههای غربی در انتشار اسناد ارتباط رژیم صهیونیستی با رسوایی اپستین
روابط بین جفری اپستین، مجرم جنسی آمریکایی و رژیم صهیونیستی پس از انتشار میلیونها سند مربوط به مجرم جنسی محکومشده توسط وزارت دادگستری آمریکا، پس از یک کارزار چندساله، آشکارتر میشود.
این اسناد جزئیات بیشتری از تعاملات اپستین با اعضای نخبگان جهانی، از جمله ایهود باراک، نخستوزیر سابق رژیم صهیونیستی را فاش کردهاند، اما آنها همچنین تامین مالی گروههای صهیونیستی، ازجمله دوستان ارتش رژیم صهیونیستی و سازمان شهرکنشینان صهیونیست و همچنین روابطش با اعضای سرویسهای اطلاعاتی خارج از اراضی اشغالی را مستند کردهاند.
۱۰ روز پس از انتشار میلیونها سند مربوط به اپستین توسط وزارت دادگستری آمریکا و حدود ۷ سال پس از مرگ او در زندان نیویورک، جزئیات تعاملات این مجرم جنسی با دیگر اعضای نخبگان جهانی همچنان بر عناوین خبری جهان تسلط دارد.
آیا اپستین جاسوس رژیم صهیونیستی بود؟
یادداشتی از افبیآی (سازمان اطلاعات داخلی و امنیتی آمریکا) که توسط دفتر میدانی این اداره در لسآنجلس در اکتبر ۲۰۲۰ تهیه شده است، گزارش میدهد که یکی از منابع آن به این باور رسیده است که اپستین «یک مامور موساد بوده است».
طبق این سند، مجرم جنسی رسواشده بهعنوان فردی توصیف شده که «بهعنوان جاسوس» برای سرویس اطلاعاتی رژیم صهیونیستی آموزش دیده است.
این منبع همچنین ادعا کرد که اپستین از طریق وکیل قدیمی خود، آلن درشویتز، استاد حقوق دانشگاه هاروارد که به گفته این منبع، شبکه او شامل «بسیاری از دانشجویان از خانوادههای ثروتمند» است، با محافل اطلاعاتی آمریکا و متحدانش ارتباط برقرار کرده است.
در میان افراد ذکرشده، نام جرد کوشنر، داماد و فرستاده دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا و برادرش، جاش کوشنر که هر ۲ در این یادداشت بهعنوان دانشجویان سابق توصیف شدهاند، حضور داشتند.
مکاتبات ایمیلی اپستین همچنین نشان میدهد که او تماسهای گستردهای با یونی کورن، دستیار ارشد ایهود باراک و اطلاعات نظامی رژیم صهیونیستی داشته است که مرتبا در محل اقامت اپستین در نیویورک اقامت داشته و طبق ایمیلها، به نظر میرسد اپستین هزینه درمان سرطان او در سال ۲۰۱۲ را پرداخت کرده است.
ارتباطات اپستین با رژیم صهیونیستی به گذشتههای بسیار دورتر برمیگردد؛ شایعه ارتباط رابرت مکسول، سرمایهدار انگلیسی که پدر گیسلاین مکسول، شریک زندگی سابق اپستین و همدست او در توطئههای جنایتکارانه بود، با اطلاعات رژیم صهیونیستی مطرح بود.
مکسول پول زیادی را به اقتصاد رژیم صهیونیستی سرازیر کرد و پس از آن که گفته شد در سال ۱۹۹۱، پس از اختلاس میلیونها دلار از صندوق بازنشستگی شرکتش، از قایق تفریحی خود سقوط کرده است، در شرایط مرموزی درگذشت.
به نظر میرسد خود اپستین به نقش سازمان اطلاعات موساد در مرگ مکسول مشکوک بوده است؛ ایمیلی که اپستین در سال ۲۰۱۸ ارسال کرد، با عنوان «او فوت کرده است» بود که به مکسول اشاره داشت.
در این پیام، اپستین ادعا کرد که مکسول قبلا سرویس اطلاعات رژیم صهیونیستی را تهدید کرده و نوشته بود: اگر آنها موساد ۴۰۰ میلیون پوند به او ندهند تا امپراتوری در حال فروپاشیاش را نجات دهد، تمام کارهایی را که برای آنها انجام داده است، افشا خواهد کرد.
اپستین همچنین ادعا کرد که مکسول بهعنوان یک مامور غیررسمی عمل کرده و اطلاعاتی در مورد آمریکا، انگلیس و اتحاد جماهیر شوروی جمعآوری کرده است.
آیا اپستین مورد توجه آژانسهای اطلاعاتی بوده است؟
اپستین بهعنوان یک سرمایهدار بینالمللی با روابط قوی با نخبگان جهانی و همچنین اطلاعات بالقوه افشاگرانه در مورد آنها، از آن دسته افرادی است که آژانسهای اطلاعاتی به آنها مراجعه میکنند.
آهرون برگمن، مدرس کالج کینگ لندن که رابطهاش با مامور مصری موساد، اساس کتاب و فیلم «جاسوسی که به زمین افتاد» را تشکیل داد، گفت: بعید است که موساد با اپستین تماس نگرفته باشد.
منابع دیگر، ازجمله کریستوفر استیل از اعضای سازمان جاسوسی انگلیس MI۶ بود، اظهار کردهاند که «کاملا محتمل» است که اپستین توسط جنایتکاران سازمانیافته استخدام شده باشد.
- بیشتر بخوانید:
- پرونده جنایتهای جنسی اپستین؛ نقطه تلاقی اکوسیستم جنایتکارانه آمریکا و رژیم صهیونیستی
- رسوایی اپستین؛ خروجی قابل پیشبینی فرآیند مستمر غیرانسانیسازی در آمریکا
درباره رابطه اپستین با سازمانهای مرتبط با رژیم صهیونیستی چه میدانیم؟
او از طریق بنیاد COUQ اپستین، دستکم در یک مورد به سازمان دوستان ارتش رژیم صهیونیستی FIDF و صندوق سراسری یهودیان (JNF) کمک مالی کرد، زمانی که در سال ۲۰۰۶، حدود ۲۵ هزار دلار به ارتش این رژیم و ۱۵ هزار دلار به صندوق سراسری یهودیان هدیه داد.
طبق وبسایت سازمان دوستان ارتش رژیم صهیونیستی، این سازمان برنامههایی را برای سربازان صهیونیست تامین مالی میکند؛ این سازمان از طریق وبسایت خود، از اهداکنندگان دعوت میکند تا یک تیپ یا گردان، مانند گردان ۹۷ نتزا یهودا را انتخاب کنند، گردانی که بهطور گسترده به کشتار غیرنظامیان غیرمسلح، کشتن بازداشتشدگان، شکنجه و بدرفتاری متهم شده است.
صندوق سراسری یهودیان همچنین متهم شده است که از نظر تاریخی دسترسی فلسطینیها را تحت پوشش محیط زیستگرایی محدود کرده است.
این صندوق به مشارکت در آوارگی جوامع فلسطینی از طریق پروژههای جنگلکاری ساخته شده بر روی روستاهای خالی از سکنه متهم شده است؛ حمایت ادعایی این سازمان از فعالیتهای شهرکسازی در کرانه باختری اشغالی، عمدتا در خوشه شهرکسازی گوش عتصیون، باعث درخواستهایی در برخی کشورها برای لغو وضعیت خیریه آن شده است.
این سازمان همچنین به دلیل اقدامهای زیستمحیطی که به اکوسیستمهای محلی آسیب میرساند، مورد انتقاد قرار گرفته است.
تلاش بیفایده برخی از رسانههای غربی برای پنهان کردن ارتباط اپستین با رژیم صهیونیستی
از زمان انتشار میلیونها پرونده دیگر در ماجرای اپستین در اواخر ماه گذشته، رسانههای غربی پوشش بیوقفهای ارائه دادهاند؛ با وجود این، با وجود تمرکز گسترده بر روابط این سرمایهدار رسوا با چهرههای قدرتمند، ارتباطات او با محافل سیاسی و اطلاعاتی رژیم صهیونیستی تا حد زیادی نادیده گرفته شده که نشاندهنده یک غفلت آشکار است.
جستوجو در آرشیوهای خبری آنلاین، هزاران گزارش جدید در مورد مسائل مشروع مورد توجه عموم را نشان میدهد که قربانیان سوءاستفاده اپستین و ادعای دخالت افراد و گروههای برجسته در آن سوءاستفاده را برجسته میکند.
نیویورک تایمز، پیبیاس، انبیسی و سیانان، در میان دیگر رسانههای قابل توجه، از این پروندهها برای انتشار روایتهای جامع از نخبگان مرتبط با اپستین استفاده کردهاند.
علاوه بر نام بردن از چهرههای تجاری، دانشگاهی و ورزشی، بسیاری از گزارشها بر چهرههای سیاسی مانند ترامپ، توربیورن یاگلند، نخستوزیر سابق نروژ و شاهزاده اندرو و سیاستمدار انگلیسی، پیتر مندلسون، متمرکز شدهاند.
پوشش رسانهای همچنین روابط اپستین با کشورهای خارجی و پیوندهای ادعایی اپستین با نروژ و اسلواکی را مستند کردهاند؛ با وجود اینکه روابط اپستین با رژیم صهیونیستی ماههاست که شناخته شده است تحقیقات مداوم Drop Site News نشان میدهد که اپستین از نزدیک با باراک، همکاری داشته و در ابتکارهای مرتبط با اطلاعات این رژیم شرکت داشته است.
حتی با اینکه سایتهایی مانند Middle East Eye، Al Jazeera، Mondoweiss و TRT World و دیگران، پوشش قابل توجهی به روابط اپستین و رژیم صهیونیستی اختصاص دادهاند، به نظر میرسد شکاف آشکاری در رسانههای جریان اصلی غربی وجود دارد.
رسانههای جریان اصلی غربی برای جلوگیری از فیلِ صهیونیستی موجود در اتاق، تمام تلاش خود را میکنند؛ این موضوع با پرسشهای گستردهتری در مورد اینکه چرا رسانههای غربی تمایل به همدردی با روایتهای صهیونیستی دارند، همخوانی دارد.
در حال حاضر، بزرگترین خطر برای خبرنگاران، اشتباه کردن در یک داستان نیست، بلکه این است که به نظر میرسد اصلا تمایلی به گفتن آن ندارند.
برخی از رسانهها یا دستکم برخی از سردبیران و تهیهکنندگان قدرتمند ممکن است مستقیما در محافظت از رژیم صهیونیستی ذینفع باشند؛ همچنین ممکن است مدیران خبر از پیامدهای انتشار اخبار مربوط به رژیم صهیونیستی یا مواجهه با اتهام ادعایی یهودستیزی بترسند.
جان مرشایمر و استفن والت، محققان، بهطور مشهوری قدرت گروههای لابی طرفدار رژیم صهیونیستی را توصیف کردند که مدتهاست نفوذ قابل توجهی بر سیاست و رسانههای آمریکا دارند و به ایجاد پوشش مطلوب کمک میکنند؛ گزارشهایی که از رژیم صهیونیستی انتقاد میکنند، اغلب باعث ایجاد کارزارهای فشار از سوی این گروهها میشوند.
در چنین محیطی، حذف بهعنوان نوعی مدیریت ریسک عمل میکند؛ سردبیران خبر میدانند که حتی درک بیعدالتی نسبت به رژیم صهیونیستی میتواند اتهامهای ادعایی یهودستیزی را برانگیزد.
موسسههای رسانهای در فضای اجتماعی-سیاسی وسیعتری فعالیت میکنند؛ از زمان آغاز جنگ غزه در اکتبر ۲۰۲۳ (مهر ۱۴۰۲)، دانشگاههای آمریکایی و انگلیسی به دلیل سرکوب فعال سخنرانیهای طرفدار فلسطین و اعتراضهای دانشجویی منتقد رژیم صهیونیستی، مورد انتقاد قرار گرفتهاند.
یک دانشگاه آمریکایی در سال ۲۰۲۴ گامی غیرعادی برداشت و یک استاد رسمی را به دلیل سخنرانی انتقادی از صهیونیسم اخراج کرد و این نشان داد که چگونه انتقادهای مرتبط با رژیم صهیونیستی، ریسک حرفهای غیرمعمول بالایی را به همراه دارد، واقعیتی که رسانههای خبری به خوبی از آن آگاه هستند.
لحظه محوری برای رسانههای غربی در پوشش پرونده اپستین
خبرنگاران غربی مدتهاست که باید در پوشش اخبار رژیم صهیونیستی محتاط باشند؛ در سال ۲۰۱۸، مارک لامونت هیل، نویسنده، به دلیل صحبت در حمایت از آزادی فلسطین توسط سیانان اخراج شد، اما حساسیتها پس از اکتبر ۲۰۲۳، زمان آغاز نسلکشی رژیم صهیونیستی در غزه افزایش یافت.
از زمان آغاز خشونتها، چهرههای رسانهای به دلیل سخنان انتقادی از اقدامهای رژیم صهیونیستی در غزه با واکنشهای شدید، ازجمله اخراج، مواجه شدهاند؛ برنامه مهدی حسن، روزنامهنگار، در MSNBC پس از انتقادهایش از رژیم صهیونیستی لغو شد.
فشار مستقیم اغلب توسط صاحبان رسانهها اعمال میشود که بهطور فزایندهای در مورد لزوم محافظت از رژیم صهیونیستی در حالی که با عدم پذیرش بیسابقه جهانی روبهرو است، صحبت میکنند.
لری و دیوید الیسون، تجار شناختهشده داراییهای رسانهای ازجمله عملیات تیکتاک در آمریکا و اخبار سیبیاس CBS را بهصورت استراتژیک خریداری کردهاند تا ظاهرا بر روایتها در مورد رژیم صهیونیستی تاثیر بگذارند.
از زمان این خریدها، تیکتاک بهشدت محتوای طرفدار فلسطین را سانسور کرده است و سیبیاس به موضع طرفداری آشکارتری از رژیم صهیونیستی روی آورده است؛ زویکا کلاین، سردبیر جروزالم پست، بهتازگی از سردبیر جدید سیبیاس، به دلیل «انجام کارهای بیشتر برای اسرائیل نسبت به اکثر ما» تمجید کرد.
در همین حال، پروندههای اپستین یک وسواس عمومی ایجاد کرده است، بهطوری که هر جزئیات جدید، طوفانی از علاقه، کلیک، لایک و اشتراکگذاری ایجاد میکند؛ سازمانهای خبری مستقل و پادکستهای محبوب، گزارشهای گستردهای در مورد روابط اپستین با رژیم صهیونیستی منتشر کردهاند، بنابراین بعید است که این موضوع از گفتوگوی عمومی محو شود.
رسانههای جریان اصلی در نهایت ممکن است مجبور شوند به این روند بپیوندند، حتی اگر به هیچ دلیلی جز حفظ اعتبار ظاهری نباشد؛ به هر حال، مخاطبان اخبار بهزودی (اگر تا الان این کار را نکرده باشند) از خود میپرسند که چرا خبرنگاران به راحتی در مورد روابط ادعایی اپستین با اسلواکی و نروژ گزارش میدهند، اما ارتباطات او را با یک متحد کلیدی غرب که درگیر درگیریهای بزرگ با پیامدهای گسترده است، نادیده میگیرند.
این لحظه مهمی برای سازمانهای خبری غربی و بهویژه آمریکایی است؛ خبرنگاری اقتدار خود را از تمایل خود به دنبال کردن حقایق ناراحتکنندهای که برای عموم مهم است، میگیرد.
تعداد فزایندهای از ناظران در آمریکای شمالی و اروپا از قبل معتقدند که یک استاندارد دوگانه، نحوه برخورد با رژیم صهیونیستی در پایتختهای غربی را شکل میدهد.
به گزارش الجزیره، رسانهها باید از دامن زدن به این سوءظن، بهویژه اکنون که اعتماد عمومی به رسانهها در پایینترین حد خود قرار دارد، خودداری کنند؛ در شرایط فعلی، بزرگترین خطر برای خبرنگاران، اشتباه در ارائه یک خبر نیست، بلکه این است که به نظر برسد اصلا تمایلی به گفتن آن ندارند.
انتهای پیام/