صفحه نخست

رئیس قوه قضاییه

اخبار غلامحسین محسنی اژه‌ای

اخبار سید ابراهیم رئیسی

اخبار صادق آملی لاریجانی

قضایی

حقوق بشر

مجله حقوقی

سیاست

عکس

جامعه

اقتصاد

فرهنگی

ورزشی

جهان

فضای مجازی

چندرسانه

اینفوگرافیک

حقوق و قضا

محاکمه منافقین

جنگ دوم ۱۴۰۴

صفحات داخلی

یادداشت|

اختلافات آمریکا و اروپا؛ شکاف در اتحاد یا بازتعریف آن؟

۲۳ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۸:۴۵:۰۲
کد خبر: ۴۸۸۱۰۷۷
دسته بندی‌: جهان ، آمریکا و اروپا
اختلافات میان آمریکا و اروپا ابعاد گسترده‌ای به خود گرفته و محدود به سبک مدیریت اروپا نیست بلکه به حوزه منافع راهبردی کشیده شده است.

عابد اکبری، کارشناس مسائل بین‌الملل طی یادداشتی برای میزان به بررسی ابعاد روابط میان آمریکا و اروپا در دوره دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا پراخته است.

متن این یادداشت را در ادامه می‌خوانید:

روابط آمریکا و اروپا سال‌ها به‌عنوان ستون فقرات نظم بین‌المللی پس از جنگ سرد معرفی می‌شد؛ اتحادی که نه‌تنها بر منافع مشترک، بلکه بر روایت مشترکی از «ارزش‌ها» استوار بود، اما امروز این روایت بیش از هر زمان دیگری ترک برداشته است.

اختلافات کنونی دیگر محدود به سبک مدیریت یا شخصیت رؤسای دولت‌ها نیست؛ بلکه به سطح منافع راهبردی، برداشت از تهدید‌ها و حتی تعریف نظم جهانی رسیده است.

نخستین نشانه جدی این شکاف را می‌توان در جنگ اوکراین دید. اگرچه اروپا و آمریکا در ظاهر در حمایت از کی‌یف هم‌صدا بوده‌اند، اما در عمل هزینه‌ها به‌طور نامتوازن توزیع شده است. اروپا با بحران انرژی، تورم ساختاری و رکود صنعتی دست‌وپنجه نرم می‌کند، درحالی‌که آمریکا با صادرات LNG، جذب سرمایه و تقویت صنایع دفاعی، از این جنگ منافع اقتصادی قابل‌توجهی برده است.

گزارش‌های اخیر اتحادیه صنایع آلمان نشان می‌دهد بیش از ۱۰ درصد ظرفیت تولید صنعتی این کشور در دو سال گذشته به آمریکا منتقل شده؛ پدیده‌ای که در پاریس و برلین دیگر یک «نگرانی اقتصادی» نیست، بلکه به یک مسئله امنیت ملی تبدیل شده است.

اختلاف دوم به سیاست صنعتی و تجاری آمریکا بازمی‌گردد. «قانون کاهش تورم» (IRA) و بسته‌های حمایتی واشنگتن، عملاً شرکت‌های اروپایی را در موقعیت نابرابر قرار داده‌اند. مقامات اروپایی به‌صراحت می‌گویند آمریکا با زبان اتحاد سخن می‌گوید، اما با منطق ملی‌گرایی اقتصادی عمل می‌کند. این تناقض، باور به رهبری مسئولانه آمریکا را در اروپا تضعیف کرده است.

در سطح راهبردی‌تر، چین به کانون اختلافات بدل شده است. آمریکا خواهان مهار همه‌جانبه پکن است، اما بسیاری از دولت‌های اروپایی —به‌ویژه آلمان، فرانسه و ایتالیا— چین را نه فقط یک تهدید، بلکه یک شریک اقتصادی اجتناب‌ناپذیر می‌دانند. داده‌های ۲۰۲۵ نشان می‌دهد حجم تجارت اتحادیه اروپا با چین، با وجود فشار‌های سیاسی، همچنان بالاتر از تجارت با آمریکاست. این واقعیت ساده، سیاست «همسویی کامل» با واشنگتن را برای اروپا پرهزینه و حتی غیرواقع‌بینانه می‌کند.

اختلافات به حوزه امنیتی نیز کشیده شده است. فشار فزاینده آمریکا برای افزایش بودجه نظامی اروپا، اگرچه به‌ظاهر منطقی است، اما از نگاه بسیاری از اروپایی‌ها به معنای انتقال بار ریسک‌های آمریکا به قاره‌ای است که بیشترین آسیب را از بی‌ثباتی می‌بیند. بحث‌های اخیر درباره آینده ناتو، به‌ویژه اظهارات برخی سیاستمداران آمریکایی درباره «مشروط‌سازی تعهدات امنیتی»، زنگ خطر را در پایتخت‌های اروپایی به صدا درآورده است.

در همین چارچوب، ایده «خودمختاری راهبردی اروپا» دیگر یک شعار فرانسوی نیست. سرمایه‌گذاری‌های جدید اتحادیه اروپا در صنایع دفاعی، نیمه‌هادی‌ها و زنجیره‌های تأمین حیاتی، نشان می‌دهد بروکسل به‌تدریج در حال آماده‌سازی خود برای جهانی است که در آن آمریکا شریک قابل‌ پیش‌بینی گذشته نیست. نکته مهم این است که این روند نه از سر ضدیت با آمریکا، بلکه از سر بی‌اعتمادی فزاینده به ثبات سیاست داخلی آن شکل گرفته است؛ بی‌اعتمادی‌ای که با هر انتخابات پرتنش در واشنگتن تشدید می‌شود.

با این حال، سخن گفتن از «پایان اتحاد آتلانتیک» اغراق‌آمیز است. پیوند‌های نهادی، اطلاعاتی و نظامی همچنان عمیق‌اند و اروپا هنوز جایگزین فوری برای آمریکا ندارد. اما آنچه در حال رخ دادن است، گذار از اتحاد ایدئولوژیک به همکاری گزینشی است؛ همکاری‌ای که در آن اروپا بیش از گذشته منافع خاص خود را محاسبه می‌کند و آمریکا نیز کمتر مایل است هزینه‌های رهبری جهانی را به‌تنهایی بپردازد.

چشم‌انداز روابط آمریکا و اروپا، نه فروپاشی کامل است و نه بازگشت به «روز‌های طلایی». محتمل‌ترین سناریو، رابطه‌ای پرتنش، معامله‌محور و متغیر است؛ رابطه‌ای که در آن هر بحران جدید —از اوکراین گرفته تا خاورمیانه و چین— می‌تواند شکاف‌ها را عمیق‌تر کند. در جهانی که ناسیونالیسم، رقابت قدرت‌های بزرگ و فرسایش نهاد‌های بین‌المللی در حال بازگشت است، اتحاد آتلانتیک نیز ناگزیر باید خود را با واقعیت‌های جدید وفق دهد؛ حتی اگر این به معنای کنار گذاشتن برخی توهمات قدیمی باشد.

انتهای پیام/ 



ارسال دیدگاه
دیدگاهتان را بنویسید
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *