صفحه نخست

رئیس قوه قضاییه

اخبار غلامحسین محسنی اژه‌ای

اخبار سید ابراهیم رئیسی

اخبار صادق آملی لاریجانی

قضایی

حقوق بشر

مجله حقوقی

سیاست

عکس

جامعه

اقتصاد

فرهنگی

ورزشی

جهان

فضای مجازی

چندرسانه

اینفوگرافیک

حقوق و قضا

محاکمه منافقین

جنگ دوم ۱۴۰۴

صفحات داخلی

مخبر: پارادایم پیش‌آفرینی زیربنای توسعه پایدار و عدالت بین‌نسلی است

۲۰ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۵:۲۱:۱۲
کد خبر: ۴۸۸۰۸۹۱
دسته بندی‌: سیاست ، عمومی
مشاور و دستیار مقام معظم رهبری با تبیین پارادایم پیش‌آفرینی، این رویکرد را گذار از سیاست‌گذاری واکنشی به کنشگری خلاق دانست و تأکید کرد پیش‌آفرینی آینده مطلوب، پایه توسعه پایدار، عدالت بین‌نسلی و امیدآفرینی اجتماعی است.

مشاور و دستیار مقام معظم رهبری در یاداشتی با بیان اینکه پارادایم پیش‌آفرینی، ما را از وضعیت واکنشی به مرتبه خلاقیت سوق می‌دهد نوشت: این پارادایم زیربنای سیاست‌گذاری پیش‌نگر، توسعه پایدار و عدالت بین‌نسلی محسوب می‌شود.

محمد مخبر در یادداشتی نوشت: اکنون که در ایام مبارک دهه فجر انقلاب اسلامی قرار داریم، ضمن تبریک این ایام فرخنده و تقارن خجسته آن با اعیاد پربرکت ماه شعبان، شایسته است یاد و خاطره دوران پرافتخار پیروزی انقلاب بزرگ ملت ایران را گرامی بداریم؛ انقلابی که به هدایت و رهبری حضرت امام خمینی (ره)، به ثمر نشست و در بیش از چهار دهه گذشته، دستاورد‌های ارزشمند و ماندگاری را در عرصه‌های فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و اجتماعی برای کشور به ارمغان آورده است.

صحبت از ایام‌الله دهه فجر، صرفاً بحثی تاریخی برای بازخوانی گذشته نیست؛ بلکه یادآور تجربه‌ای عینی و موفق از ساخت آینده‌ای متفاوت است. انقلاب اسلامی در شرایطی به پیروزی رسید که بسیاری از معادلات رایج سیاسی و تحلیلی، تحقق آن را ناممکن می‌دانستند.

آنچه این تحول بزرگ را ممکن ساخت، «تفکر پیش‌آفرینانه حضرت امام (ره)» و ترسیم یک تصویر مطلوب از آینده و کنش آگاهانه برای تحقق آن بود. در واقع، انقلاب اسلامی را می‌توان نمونه تاریخی عبور از منطق واکنشی و حرکت به‌سوی کنشگری پیش‌دستانه و آینده‌ساز دانست؛ تجربه‌ای که امروز، بیش از هر زمان دیگر، نیازمند بازخوانی و بازتولید مفهومی آن هستیم.

پارادایم پیش‌آفرینی، یکی از مفاهیم جدی در مطالعات آینده به شمار می‌رود که ما را از وضعیت واکنشی به مرتبه خلاقیت سوق می‌دهد؛ پارادایمی که فراتر از پیش‌بینی، پیش‌بینی‌پذیری و حتی آینده‌نگاری مشارکتی، بر خلق آگاهانه آینده‌های مطلوب تأکید دارد. منطق پیش‌آفرینی بر این پیش‌فرض استوار است که آینده لزوماً یک واقعیت از پیش‌تعیین‌شده نیست، بلکه برساختی اجتماعی، شناختی و نهادی است که از طریق کنش‌های امروز بازیگران شکل می‌گیرد.

این گزاره به معنای توانایی یک فرد، سازمان یا جامعه برای ادراک محرک‌های ضعیف، تصویرسازی آینده‌های بدیل، انتخاب آینده مطلوب و مداخله هدفمند برای تحقق آن است. فرایندی که در آن، بازیگران آینده با استفاده از تخیلِ استراتژیک، تصاویری از آینده مطلوب را در ذهن و سپس در بستر اجتماعی می‌سازند و به‌گونه‌ای رفتار می‌کنند که گویی آن آینده اکنون محقق شده است.

این مفهوم ریشه در فلسفه «پیش‌انگاری» دارد که بیان می‌کند سیستم‌های زنده (از جمله جوامع انسانی) برای بقا، خود را علاوه بر انطباق با وضعیت کنونی، با آینده نیز تطبیق می‌دهند. در پارادایم پیش‌آفرینی، ما از آینده احتمالی عبور کرده و به سمت آینده ترجیحی حرکت می‌کنیم و آن را به آینده ممکن تبدیل می‌سازیم. به بیانی دقیق‌تر، پیش‌آفرینی، گذار از منطق واکنشی و تطبیقی به منطق پیش‌کنشی، مولد و ایجادی است.

اهمیت پیش‌آفرینی در شرایطی برجسته می‌شود که جهان با چالش‌هایی اعم‌از پیچیدگی‌های فزاینده، عدم‌قطعیت‌های بنیادین، شتاب در تغییرات فناورانه و بحران‌های چندسطحی مواجه است؛ بنابراین در چنین بستری، اتکای صرف به پیش‌بینی‌های خطی ناکارآمد است. پیش‌آفرینی امکان تاب‌آوری آینده‌محور، نوآوری‌های تحول‌آفرین و حاکمیت آینده‌نگر را فراهم می‌سازد.

در سطح کلان، این پارادایم زیربنای سیاست‌گذاری پیش‌نگر، توسعه پایدار و عدالت بین‌نسلی محسوب می‌شود؛ بنابراین باید گفت که اهمیت توجه به پارادایم پیش‌آفرینی برای یک کشور، از دلایل بنیادین و چندلایه‌ای ناشی می‌شود که فراتر از یک انتخاب روش‌شناختی بوده و با بقا و حیات یک ملت گره خورده است.

در اینجا اهمیت حیاتی این پارادایم را در پنج بُعد اصلی می‌توان تبیین نمود: گذار از تقلید به نوآوری؛ افزایش تاب‌آوری در برابر شگفتی‌ها و ریسک‌های ژئوپلیتیک؛ همسوسازی سرمایه‌های ملی و ایجاد اجماع استراتژیک؛ حفظ هویت و استقلال فرهنگی در برابر جهانی‌سازی و بهره‌برداری از پنجره‌های فرصت.

نخست، گذار از تقلید به نوآوری: پارادایم پیش‌آفرینی به یک کشور این امکان را می‌دهد که خود خالق بازی‌های جدید باشد. در این رویکرد، کشور به‌جای صرف انرژی برای بومی‌سازی فناوری‌های دیروز، با استفاده از تصور استراتژیک، نیاز‌های نسل‌های آینده را پیش‌بینی کرده و برای آنها راه‌حل‌های نوآورانه می‌اندیشد.

دوم، افزایش تاب‌آوری در برابر شگفتی‌ها و مخاطرات ژئوپلیتیک: در جهان امروز اگر کشوری فقط برای آیندۀ خطی برنامه‌ریزی کند، به واسطه مواجهه با اولین بحران غیرمنتظره (مانند بیماری‌های همه‌گیر، جنگ‌های ترکیبی و یا بحران‌های اقلیمی) کارآمدی خود را از دست می‌دهد. پارادایم پیش‌آفرینی با تدوین سناریو‌های متنوع و ساختن آینده‌های جایگزین، به سیستم حکمرانی کشور ایمنی شناختی می‌بخشد. یعنی کشور قبل از وقوع بحران، در ذهن خود آن را تجربه کرده و راهکار‌های مقابله مؤثر را آماده می‌کند.

سوم، همسوسازی سرمایه‌های ملی و ایجاد اجماع استراتژیک: یکی از مهم‌ترین چالش‌های کشور‌های درحال‌توسعه، پراکندگی منابع و عدم اجماع نخبگان درخصوص مسیر پیشرفت است. پارادایم پیش‌آفرینی با ارائه یک تصویر مشترک از آینده، نقشه راهی را ترسیم می‌کند که تمامی ارگان‌های دولتی، بخش خصوصی، دانشگاه‌ها و مردم را در یک راستا هماهنگ می‌کند.

وقتی یک تصویر روشن و مطلوب از آینده ترسیم شود، سرمایه‌گذاری‌ها، قوانین و آموزش‌ها به‌جای اینکه بر اساس نگرش‌های کوتاه‌مدت و مقطعی باشند، حول محور آن هدف بزرگ چرخش کرده و اثربخشی سیستم را چندین برابر می‌کنند. چهارم، حفظ هویت و استقلال فرهنگی در برابر جهانی‌سازی: امروزه یکی از بزرگ‌ترین تهدیدات پیش‌روی کشورها، همسان‌سازی فرهنگی و انحلال هویت ملی است. پیش‌آفرینی اجازه می‌دهد که هر کشور آینده مطلوب خود را مطابق با ارزش‌های بومی، دینی و تاریخی‌اش طراحی نماید.

بُعد پنجم که عبارت است از بهره‌برداری از پنجره‌های فرصت: تاریخ نشان می‌دهد کشور‌ها در مقاطع زمانی خاصی با پنجره‌های فرصت مواجه می‌شوند (مانند انقلاب صنعتی، انقلاب دیجیتال یا فناوری اطلاعات)؛ بنابراین کشور‌هایی که از آمادگی لازم برای پیش‌آفرینی برخوردار باشند، می‌توانند از این پنجره‌ها عبور کرده و به یک بازیگر تعیین‌کننده بدل شوند. ازاین‌رو می‌توان نتیجه گرفت که پیش‌آفرینی آینده مطلوب می‌تواند ضمن افزایش امید جمعی برای فردایی بهتر، کشور را به یک پیشرو و بازیگر مؤثر در صحنه جهانی تبدیل نماید.

از سوی دیگر، تحقق پیش‌آفرینی مستلزم مجموعه‌ای از الزامات و مؤلفه‌های شناختی، نهادی و فرهنگی است که عبارتند از: افزایش دانش نسبت به آینده، برخورداری از تصور راهبردی به‌منظور خلق تصاویر بدیل از آینده، کنشگری آینده‌محور که مبتنی بر پذیرش مسئولیت اخلاقی نسبت به آینده است، نهادسازی پیش‌نگر به‌منظور ایجاد سازکار‌های تصمیم‌گیری همزمان کوتاه و بلندمدت شبکه‌سازی و هم‌آفرینی ذینفعان، و انعطاف‌پذیری و یادگیری مستمر.

در اینجا توجه به این نکته بسیار حایز اهمیت است که هدف اصلی از ساختن آینده مطلوب، جهت‌دهی آگاهانه مسیر تحولات اجتماعی و امیدآفرینی در جامعه است. در غیاب تصویر مطلوب، جامعه دچار سرگردانی نسبت به آینده می‌شود؛ وضعیتی که در آن تصمیم‌ها عمدتاً کوتاه‌مدت، واکنشی و مبتنی بر ترس خواهد بود.

تصویر مطلوب آینده مانند یک راهنما عمل می‌کند و امکان هم‌راستاسازی سیاست‌ها، سرمایه‌گذاری‌ها، نظام آموزشی و کنش‌های فردی را فراهم می‌سازد. در واقع تصویر مطلوب از آینده، کارکردی عمیقاً انگیزشی دارد. نظریه‌های کنش اجتماعی نشان می‌دهند که انسان‌ها بدون تصویر روشن از آینده، توان کنش پایدار را از دست می‌دهند.

هنگامی که جامعه، آینده را تهدیدآمیز، مبهم یا فاجعه‌بار تصور می‌کند، الگو‌های رفتاری محافظه‌کارانه، انزواطلبانه و گاه مخرب تقویت می‌شود. در مقابل، وجود یک تصویر مثبت، واقع‌گرایانه و دست‌یافتنی از آینده، سرمایه روانی جمعی را افزایش می‌دهد. در اینجا پارادایم پیش‌آفرینی آینده، با عبور از روایت‌های بدبینانه، زمینه را برای بازتعریف آینده به‌عنوان یک فضای جدید برای امکان‌های تازه فراهم می‌کند. این بازتعریف، جامعه را از منطق بقا به منطق شکوفایی سوق می‌دهد.

در ماه‌های اخیر، برخی فشار‌های اقتصادی ناشی از محدودیت‌های خارجی و تداوم تحریم‌های ظالمانۀ آمریکا، آثار ملموسی بر معیشت خانوارها، سطح رفاه عمومی و ثبات اقتصادی کشور برجای گذاشته است. افزایش هزینه‌های زندگی، دشواری تأمین نیاز‌های روزمره و ناپایداری اقتصادی، فضای جامعه را ملتهب کرده است. در چنین شرایطی، لزوم توجه امیدآفرینی در کشور از طریق ارائه تصویری دقیق و مبتنی بر ظرفیت‌های واقعی از آینده، ضرورت پیدا می‌کند.

پیش‌آفرینی تصویر آینده مطلوب، این امکان را فراهم می‌سازد که جامعه فراتر از محدودیت‌های کنونی، افق‌هایی از رشد اقتصادی، ارتقای رفاه و شکوفایی سرمایه انسانی را پیش‌روی خود دیده و نسبت به تحقق آنها احساس مشارکت و مسئولیت داشته باشد. هنگامی که آینده در قالب اهداف مشخص، مسیر‌های روشن و دستاورد‌های قابل‌سنجش طراحی شود، اعتماد عمومی به امکان بهبود تدریجی شرایط تقویت شده و نگاه کوتاه‌مدت جای خود را به کنشگری هدفمند می‌دهد.

در این چارچوب، پیش‌آفرینی به ابزاری برای پیوندزدن رنج‌های امروز با دستاورد‌های فردا تبدیل شده و به شهروندان نشان می‌دهد که تحولات اقتصادی و اجتماعی در مسیر مشخصی در حال شکل‌گیری است. چنین رویکردی می‌تواند سرمایه روانی جامعه را تقویت کرده، انسجام اجتماعی را افزایش داده و بستر لازم برای همراهی مردم با اصلاحات و برنامه‌های پیشرفت کشور را فراهم آورد.

ازاین‌رو نوشتار حاضر، بخش نخست از یادداشت‌های سه‌گانه‌ای است که در خصوص مفهوم پیش‌آفرینی آینده مطلوب ارائه می‌شود. در یادداشت‌های آتی به ترتیب به پیشران‌های اقتصادی و زیرساختی و متعاقب آن به پیشران‌های نرم و سازکار‌های اجرایی در فرایند پیش‌آفرینی تصویر مطلوب از آینده ایران پرداخته خواهد شد.

انتهای پیام/


ارسال دیدگاه
دیدگاهتان را بنویسید
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *