صفحه نخست

رئیس قوه قضاییه

اخبار غلامحسین محسنی اژه‌ای

اخبار سید ابراهیم رئیسی

اخبار صادق آملی لاریجانی

قضایی

حقوق بشر

مجله حقوقی

سیاست

عکس

جامعه

اقتصاد

فرهنگی

ورزشی

جهان

فضای مجازی

چندرسانه

اینفوگرافیک

حقوق و قضا

محاکمه منافقین

جنگ دوم ۱۴۰۴

صفحات داخلی

گسست روایی در «پل»؛ فراموشی اصل قصه در حاشیه‌پردازی‌ها

۱۸ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۶:۴۴:۴۰
کد خبر: ۴۸۸۰۴۶۴

فیلم «پل» ساخته محمد عسگری که در بخش مسابقه چهل و چهارمین جشنواره فیلم فجر حضور دارد از منظر موضوعی، خود را در زمره آثاری قرار می‌دهد که تلاش دارند نمایی انسانی از جنگ را در جغرافیای نمادین پل خیبر به تصویر بکشند. با این حال، مواجهه منتقدانه با این اثر، فراتر از بررسی نیت اولیه، ما را به واکاوی شکافی قابل تأمل رهنمود می‌کند، شکاف میان ایده مرکزی جذاب و اجرایی که در دام گسست روایی و فقدان عمق شخصیت‌پردازی گرفتار می‌آید. این نوشتار با اتکا به نقدی ساختارگرا و با توجه به چارچوب‌های رایج در تحلیل سینمای دفاع مقدس به ارزیابی این فیلم می‌پردازد و کاستی‌های آن را نه صرفاً به عنوان ضعفی در یک اثر منفرد که به مثابه نشانه‌ای از برخی بن‌بست‌های تکراری در این ژانر سینمایی تفسیر می‌کند. 

hیده محوری فیلم بر دوش قصه خانوادای است که پسرش را در جنگ از دست داده و اکنون برادر دیگر، «موسی»، برای یافتن او راهی جبهه شده است. این نقطه آغاز، ظرفیت قابل توجهی برای خلق درامی انسانی و درون‌نگر دارد؛ روایتی که می‌تواند فراتر از صحنه‌های نبرد، جست‌وجوی معنا، امید و تسکین در میان ویرانه‌های جنگ را دنبال کند. پژوهش‌های علمی نیز بر این اصل تأکید دارند که جذابیت واقعی سینمای دفاع مقدس، نه در صحنه‌های پرهزینه نظامی که در تمرکز بر روابط و شخصیت‌های انسانی است. با این حال، فیلمنامه «پل» در ادامه مسیر به طرز چشمگیری از این پتانسیل غنی چشم می‌پوشد. 

همان‌گونه که اشاره شد روایت اصلیِ جست‌وجو به کلی به حاشیه رانده می‌شود و در انبوهی از روایت‌های فرعیِ به ظاهر بی‌ربط گم می‌گردد. این گسست ساختاری، منجر به فقدان ریتمی یکدست و پایان‌بندی قانع کننده می‌شود. 

نقطه اوج، به جای آن‌که برآیند منطقی تنش‌های دراماتیک قصه اصلی باشد، در میان همین حاشیه‌ها رنگ می‌بازد و تاثیرگذاری خود را از دست می‌دهد. 

این فراموشی قصه اصلی، تنها یک اشکال روایی نیست، بلکه ریشه در مشکلی عمیق‌تر در شخصیت‌پردازی دارد. شخصیت موسی که باید محور شناسایی و پیگیری باشد، در عمل تهی از کنش‌گری مؤثر جلوه می‌کند. این ضعف در انتخاب بازیگران و نحوه استفاده از آن‌ها نیز تشدید می‌شود. 

حضور بازیگر شناخته شده‌ای چون سروش صحت در نقش یک راننده وانت، بدون بهره‌گیری از ظرفیت‌های دراماتیک این چهره، نمونه‌ای گویا از این نابسامانی است. این انتخاب بیش از آن‌که در خدمت پیشبرد قصه باشد به عنصری تزئینی تبدیل می‌شود و این پرسش را به ذهن متبادر می‌سازد که آیا حضور ستاره‌های سینما، جایگزین خلق شخصیت‌های ماندگار می‌شود؟ 

در «پل»، حتی هنگامی که پای چهره‌های شناخته شده به میان می‌آید، این شناسایی رخ نمی‌دهد، چرا که شخصیت‌ها فاقد عمق و توسعه لازم هستند. 

در کنار روایت و شخصیت‌پردازی، عناصر فنی فیلم نیز نتوانسته‌اند ضعف‌های بنیادین اثر را پوشش دهند. تدوین اثر که می‌توانست با ایجاد پیوندی منطقی بین خطوط داستانی پراکنده، به انسجام کلی کمک کند در حدی معمولی باقی مانده است. تصویربرداری و قاب‌بندی نیز، علیرغم فرصت استفاده از لوکیشن نمادین و با اقتضایی مانند پل خیبر، نتوانسته‌اند معنایی فراتر از ثبت جغرافیا ارائه دهند و حتی از منظر فنی نیز چندان رضایت‌بخش نیستند. طراحی صحنه و لباس، اگر چه به درستی انجام شده، اما به تنهایی قادر به نجات فیلم نیست. در حوزه صدا نیز، دیالوگ‌ها، سکوت‌ها و موسیقی آن چنان که باید در خدمت تقویت فضاسازی و احساسات نهفته در روایت اصلی قرار نگرفته‌اند. این پراکندگی در اجزا، بازتابی از همان پراکندگی در کلیت روایت است. 

با وجود تمامی این نقدها، نمی‌توان فیلم را فاقد هرگونه نقطه روشن دانست. حضور طفل شیرخوار به عنوان تنها بخش جذاب فیلم، نکته‌ای کلیدی است. این عنصر، به صورت نمادین، می‌توانست نماینده امید، معصومیت از دست رفته یا آینده‌ای باشد که در جنگ به مخاطره افتاده است. متأسفانه، این نماد قدرتمند نیز در دل روایت فرعی گم می‌شود و به ظرفیت کامل خود نمی‌رسد. این نشان می‌دهد که فیلمساز نگاه انسانی و نیم‌نگاهی به المان‌های مؤثر داشته، اما نتوانسته آن‌ها را در بافتی منسجم و هدفمند بگنجاند. 

در نهایت، «پل» را باید در فضای گسترده‌تر سینمای دفاع مقدس ایران معنا کرد. مطالعات علمی نشان می‌دهند که بسیاری از آثار این ژانر، صرف نظر از دسته‌بندی، بیش از آنکه به بازتاب پیچیدگی‌های رویدادهای دفاع مقدس بپردازند در تلاش برای تبلیغ و شکل‌دهی به افکار عمومی بوده‌اند. در این مسیر، گاه عمق روایت‌های انسانی قربانی انتقال پیام‌های مستقیم شده است. 

«پل» نیز با انتخاب یک ایده مرکزی انسانی و سپس غرق کردن آن در حواشی، ناخواسته در دام همین کلیشه می‌افتد. اثر، اگرچه ظاهراً قصد دارد از نمایی انسانی به جنگ بنگرد، اما با فراموش کردن قلب تپنده داستان خود از ایجاد ارتباطی عمیق و ماندگار با مخاطب بازمی‌ماند. حس غالب پس از تماشای آن، به جای تأثر یا درک، بیشتر سردرگمی و حسرت برای داستانی است که می‌توانست باشد. 

سینمای دفاع مقدس برای زنده ماندن و اثرگذاری بر نسل جدید، چاره‌ای جز فرار از چنین الگوهای تکراری و روی آوردن به قصه‌گویی صادقانه، متمرکز و مبتنی بر شخصیت‌های باورپذیر ندارد؛ روایت‌هایی که در آن مردم خود را بیابند، نه تنها تصاویر کلیشه‌ای از گذشته را. «پل»، با همه کاستی‌هایش، یادآور همین ضرورت است. 

انتهای پیام/


ارسال دیدگاه
دیدگاهتان را بنویسید
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *