صفحه نخست

رئیس قوه قضاییه

اخبار غلامحسین محسنی اژه‌ای

اخبار سید ابراهیم رئیسی

اخبار صادق آملی لاریجانی

قضایی

حقوق بشر

مجله حقوقی

سیاست

عکس

جامعه

اقتصاد

فرهنگی

ورزشی

جهان

فضای مجازی

چندرسانه

اینفوگرافیک

حقوق و قضا

محاکمه منافقین

جنگ دوم ۱۴۰۴

صفحات داخلی

«بیلبورد»، پالت شکسته رنگ‌های شهرت

۱۷ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۱:۲۵:۱۰
کد خبر: ۴۸۸۰۲۴۲
سعید دشتی با نخستین فیلم بلند خود، تلاش کرده است تا یکی از کهن‌ترین و در عین حال به‌روزترین مضامین هنر معاصر یعنی تنش بنیادین بین زندگی عمومی و حریم خصوصی سلبریتی‌ها در سینما را واکاوی کند.  

فیلم «بیلبورد» که در بخش سودای سیمرغ «چهل و چهارمین جشنواره فیلم فجر» حضور دارد، روایتگر زوال یک سوپر استار سینما با بازی آناهیتا درگاهی است. 

 

دشتی، کارگردان تئاتر با پیشینه‌ای در فیلم‌کوتاه و مستند، صراحتاً اعلام می‌کند که دغدغه اصلی‌اش پرداختن به نسبت میان خانواده و فضای کاری، به‌ویژه در حرفه‌ای مانند سینما بوده است. 

 

بنابراین، «بیلبورد» از ابتدا خود را نه صرفاً به عنوان یک درام شخصی، بلکه به مثابه یک اثر درباره خود سینما و نوعی نقد درون‌گفتمانی معرفی می‌کند. با این حال، پرسش محوری که پس از تماشای فیلم باقی می‌ماند، میزان توفیق اثر در تبدیل این ایده و جامعه شناختی به یک تجربه سینمایی منسجم و اثرگذار است. 

 

از منظر تحلیل روایت، ایده استفاده از مونولوگ درونی شخصیت ثانویه، در قالب یک روزنامه‌نگار یا هوادار می‌توانست افق‌های تحلیلی گسترده‌ای بگشاید. این رویکرد می‌توانست امکان نقدی از درون دستگاه شهرت را فراهم آورد و لایه‌های پنهان رابطه سلبریتی و جامعه، اسطوره‌سازی و سپس براندازی آن اسطوره را با زبانی خودآگاه و شاید حتی آغشته به طنز آشکار کند. با این حال، به نظر می‌رسد فیلم از ظرفیت این قالب روایی بهره چندانی نمی‌برد و ترجیح می‌دهد در فرمی سطحی به روایت بپردازد. 

 

فقدان این صدای انتقادیِ درون داستانی، فیلم را از عمق و پیچیدگی محروم می‌سازد و آن را بیشتر به سوی یک ملودرام خطی درباره سقوط سوق می‌دهد. در حالی که پژوهش‌های جامعه شناختی مانند مطالعه قوم نگاری مجازی مؤلفه‌های فرهنگ سلبریتی به خوبی نشان می‌دهند که پدیده شهرت در جامعه امروز ایران، شبکه‌ای پیچیده از خود برند سازی، تئاتری شدن زندگی و مصرف‌گرایی است که درک آن نیازمند شکافتن لایه‌های متعددی است. «بیلبورد» اگرچه این مضامین را هدف می‌گیرد، اما در نهایت در نشان‌دادن مکانیسم‌های درونی و پرهزینه این شبکه چندان که باید موفق نباشد. 

 

شاید یکی از عوامل این امر، شرایط چالش‌برانگیز تولید فیلم باشد که خود دشتی به آن اشاره کرده است. ساخت «بیلبورد» به عنوان یک اثر شاید مستقل و خصوصی است. 

 

این فیلم در بازه‌ای فشرده ۳۰ تا ۳۵ جلسه فیلمبرداری انجام شده است و کارگردان تأکید می‌کند که تولید فیلم غیر کمدی در بخش خصوصی کار سختی است. 

 

این شرایط سخت زمان، بر فرآیند خلاقه تأثیر گذاشته و پرداخت عمیق‌تر به شخصیت‌ها و آزمایش فرم‌های روایی پیچیده‌تر را از گروه گرفته است. اما این دلایل نمی‌تواند جوابگوی سطحی بودن اجرای بازیگران و یا ضعف در فیلمنامه و کارگردانی باشد که نشان‌دهنده شکافی احتمالی بین نیت مفهومی فیلم و سطح اجرایی آن است. 

 

با این حال، صرف نظر از ضعف‌های اجرایی، نفس پرداختن به چنین سوژه‌ای در فضای فعلی سینمای ایران هم نه لازم و نه حائز اهمیت است. 

 

فیلم با قراردادن شخصیت اصلی در تهرانِ ملتهب (اصطلاحی که کارگردان به کار می‌برد) می‌کوشد بی‌ثباتی اجتماعی را به استعاره‌ای برای بی‌ثباتی زندگی زیر ذره‌بین تبدیل کند. این انتخاب، فیلم را از یک تراژدی شخصی محض کمی فراتر برده است. 

 

در نهایت «بیلبورد» را باید به عنوان پروژه‌ای جسورانه و تکراری، اما ناتمام در نظر گرفت. پروژه‌ای که ایده و نیت مرکزی آن، کالبد شکافی قیمت شهرت، ستودنی و لازم است، اما در مرحله تبدیل ایده به زبان سینمایی قدرتمند و تأثیرگذار، با موانعی زیادی از جمله نیاز به پرداخت دقیق‌تر فیلمنامه و ژرف‌بخشی به شخصیت‌ها روبرو شده است. 

 

انتهای پیام/



ارسال دیدگاه
دیدگاهتان را بنویسید
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *