صفحه نخست

رئیس قوه قضاییه

اخبار غلامحسین محسنی اژه‌ای

اخبار سید ابراهیم رئیسی

اخبار صادق آملی لاریجانی

قضایی

حقوق بشر

مجله حقوقی

سیاست

عکس

جامعه

اقتصاد

فرهنگی

ورزشی

جهان

فضای مجازی

چندرسانه

اینفوگرافیک

حقوق و قضا

محاکمه منافقین

جنگ دوم ۱۴۰۴

صفحات داخلی

سه روایت، یک چالش و بحران روایت در سینمای جشنواره‌ای ایران

۱۷ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۱:۰۹:۵۳
کد خبر: ۴۸۸۰۲۳۷
  «جشنواره فیلم فجر»، به عنوان ویترین اصلی سینمای ایران، همواره عرصه‌ای برای آزمون ایده‌های بلندپروازانه و روبه‌رویی با چالش‌های ساختاری این سینما بوده است.

در ششمین روز «چهل‌وچهارمین جشنواره فیلم فجر»، سه فیلم «رقص باد»، «بیلبورد» و «حال خوب زن» اگرچه در ژانر و موضوع متفاوت بودند، اما در یک نقطه مشترک تلاقی کردند: تلاش برای روایت داستانی پیچیده در چارچوبی فراتر از کلیشه‌های رایج و دست‌وپنجه نرم کردن با شکاف میان «نیت مفهومی» و «اجرای سینمایی». 

 

بررسی این سه اثر نه تنها کیفیت منحصربه‌فرد هر یک را روشن می‌سازد، بلکه تصویری گویا از برخی مسائل مکرر در فیلمسازی معاصر ایران، از ضعف در ساختار روایی و شخصیت‌پردازی تا تقلیل مضامین اجتماعی و تاریخی، ارائه می‌دهد. هر یک از این فیلم‌ها با جسارت به سراغ سوژه‌هایی رفته‌اند که در سینمای جریان اصلی کمتر دیده می‌شود، اما میزان توفیق آن‌ها در تبدیل این ایده‌ها به تجربه‌ای سینمایی اثرگذار و منسجم، متفاوت و اغلب بحث‌برانگیز بوده است. 

 

«رقص باد»؛ گسست بین زمینه تاریخی و درام شخصی 

 

فیلم «رقص باد» به کارگردانی سید جواد حسینی، بلند پروازانه‌ترین و در عین حال، پرچالش‌ترین اثر روز ششم جشنواره است. 

 

این فیلم با انتخاب بستر سیاسی- تاریخی جنگ دوازده‌روزه و تلاش برای تلفیق آن با یک درام عاشقانه کهنسال، وعده ایجاد تقاطعی جاه طلبانه بین سینمای متعهد و ملودرام را می‌دهد. با این حال، فیلم از گسستی عمیق بین این دو لایه روایی را نشان می‌دهد. 

 

جنگ در این اثر، به جای آنکه نیروی محرکۀ دراماتیک و تعیین‌کننده‌ای باشد، صرفاً به یک «تم زمینه‌ای» تقلیل یافته است. اخبار جنگ به صورت عناصری گذرا و الحاقی حضور دارند، بدون آنکه تأثیری ملموس و اجتناب ناپذیر بر سرنوشت، تصمیمات و فضای روانی شخصیت‌های اصلی، یونس با بازی علیرضا شجاع‌نوری و خورشید با بازی سودابه بیضایی بگذارند. این ضعف ریشه در فیلمنامه‌ای دارد که نتوانسته دو خط داستانی بازگشت عاطفی یونس و فاجعه جمعی جنگ را به صورت ارگانیک درهم بیامیزد. این گسست محتوایی به فرم فیلم نیز آسیب زده و منجر به ریتمی کند، فقدان فراز و فرودهای اثرگذار و تدوینی ناتوان از ایجاد ارتباط معنادار بین سکانس‌های شخصی و صحنه‌های مربوط به جنگ شده است. در نتیجه، نقطه اوج فیلم که مرتبط با جنگ است، برای مخاطب ممکن است تصنعی و نامربوط به نظر برسد. با وجود بازی قابل توجه بازیگران اصلی و فضاسازی بومی جنوب، «رقص باد» نتوانسته به وعده خود وفادار بماند و در فضایی میانی و سست، از پرداخت قانع‌کننده به هر دو سو بازمانده است. 

 

«بیلبورد»: تقابل نیت مفهومی با ضعف اجرا 

فیلم سینمایی «بیلبورد» به کارگردانی سعید دشتی، به یکی از مضامین پیچیده جهان معاصر، یعنی صنعت سلبریتی‌سازی و فرسایش مرز میان زندگی عمومی و خصوصی، می‌پردازد. فیلم داستان سقوط یک سوپر استار سینما با بازی آناهیتا درگاهی را روایت می‌کند که بحرانی خانوادگی، بنیان شهرت او را متلاشی می‌سازد. نیت اصلی فیلم، که خود را اثری «درباره سینما» و نقدی درون گفتمانی معرفی می‌کند. 

 

فیلم «بیلبورد» می‌خواهد شبکه پیچیده خود برند سازی، تئاتری شدن زندگی و مصرف‌گرایی در فرهنگ شهرت را واکاوی کند. با این حال، نقد وارد بر فیلم این است که در عمل، از عمق بخشیدن به این مضامین جامعه شناختی بازمانده و به یک ملودرام خطی درباره سقوط تقلیل یافته است. یکی از ضعف‌های کلیدی، عدم استفاده مؤثر از قالب روایی پیشنهادی یعنی «مونولوگ درونی شخصیت ثانویه» مانند یک روزنامه‌نگار یا هوادار است که می‌توانست لایه‌های پنهان رابطه سلبریتی و جامعه را با زبانی خودآگاه و انتقادی آشکار کند. علاوه بر این، شرایط دشوار تولید فیلم به دلیل زمان محدود تولید، اگرچه قابل درک است، اما نمی‌تواند توجیه‌کننده ضعف‌های محسوس در فیلمنامه فاقد پیچیدگی، اجرای سطحی برخی بازیگران و کارگردانی بدون ریتم متناسب باشد. حتی حضور یک «دراماتورژ» در فیلم نیز نتوانسته به انسجام روایی اثر کمک شایانی کند. در نتیجه، «بیلبورد» به عنوان پروژه‌ای ناتمام ارزیابی می‌شود که ایده مرکزی آن لازم و به‌جا، اما اجرای آن از تبدیل این ایده به یک تجربه سینمایی قدرتمند و ماندگار عاجز مانده است. 

 

«حال خوب زن»؛ تحلیل بینارشته‌ای یک رابطه در آستانه فروپاشی 

 

فیلم «حال خوب زن» به کارگردانی مهدی برزکی، نمونه‌ای از پرداختی نسبتاً موفق به یک درام روان شناختی پیچیده است. 

 

این اثر با تمرکز بر زندگی یک زوج پزشک که تحت فشار اختلال وسواس فکری- عملی سارا با بازی مهتاب ثروتی قرار دارند و پلی میان روان‌شناسی فردی، جامعه‌شناسی روابط و نقد فمینیستی ایجاد می‌کند.

 

تحلیل فیلم نشان می‌دهد که وسواس سارا صرفاً یک علائم فردی نیست، بلکه نمادی از یک ترومای حل‌نشده و سازوکاری دفاعی برای کنترل اضطراب است. پاسخ همسر، ابراهیم با بازی علی مرادی که به پیشنهاد شوکه‌کننده ازدواج مجدد از طرف سارا می‌رسد، در چهارچوب نظریه‌های «استرس مراقبتی» و مطالعات مربوط به «رضایت زناشویی» در ایران قابل تحلیل است. فیلم جسورانه به یکی از تابوهای گفتمان عمومی، یعنی رابطه رضایت جنسی با پایداری ازدواج، می‌پردازد و پدیده «طلاق عاطفی» را به تصویر می‌کشد. 

 

استفاده نمادین از المان‌هایی مانند «عروسک‌ها» به عنوان اشباح گذشته و «اسب» به عنوان نماد نیروی زندگی و چرخه رنج، به عمق فلسفی اثر می‌افزاید. 

 

نقطه قوت اصلی فیلم، عبور از سطح نشانه‌شناسی یک بیماری و کاوش عمیق در تبعات آن بر پیکره یک رابطه است. اگرچه فیلم می‌توانست با پیچیدگی بخشی بیشتر به فیلمنامه و شخصیت‌پردازی ابراهیم از برخی کلیشه‌ها دوری کند، اما در کل، «حال خوب زن» را باید تلاشی ارزشمند و تا حد زیادی موفق برای پرداختن به مضامین عمیق در قالبی منسجم دانست. 

 

در جستجوی زبان روایی منسجم 

بررسی این سه فیلم از «چهل‌وچهارمین جشنواره فیلم فجر»، الگوی تکرار شونده‌ای را آشکار می‌سازد؛ میل فزاینده فیلمسازان به پرداختن به سوژه‌های پیچیده، جامعه شناختی و روان شناختی، در تقابل با چالش‌های پایدار در حوزه روایت، ساختار فیلمنامه و اجرای سینمایی. 

 

«بیلبورد» در ایده‌پردازی تا حدی موفق ست اما در اجرا و عمق‌بخشی به مفهوم خود می‌لغزد. 

 

«حال خوب زن» با وجود برخی کاستی‌ها، نشان می‌دهد که تلفیق تحلیل روان شناختی و اجتماعی در قالب یک درام شخصی منسجم ممکن است. 

 

«رقص باد» اما نمونه‌ای کلاسیک از شکاف میان مقیاس بزرگ یک ایده، تلفیق تاریخ و عشق و توانایی ساختاری برای تحقق آن است. 

 

چالش اصلی، فراتر از محدودیت‌هایی همانند بودجه، یافتن زبانی سینمایی دقیق و منسجم برای ترجمه ایده‌های بزرگ به روایت‌هایی باورپذیر و اثرگذار است. این امر نیازمند تأمل بیشتر بر ساختار فیلمنامه، توسعه کاراکترهای چند بعدی، و ایجاد پیوندی ارگانیک بین فرم و محتوا است. سینمای ایران، همان‌گونه که این سه فیلم نشان می‌دهند، از نظر محتوایی به سمت پیچیدگی بیشتری در حرکت است؛ اما آینده کیفیت آن در گرو عبور از این شکاف روایی و تبدیل نیت‌های بلندپروازانه به آثاری است که نه تنها در ایده، که در تجربه سینمایی کامل بر مخاطب تأثیر بگذارند. 

 

انتهای پیام/



ارسال دیدگاه
دیدگاهتان را بنویسید
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *