ضرورت گسترش جنبش بایکوت برای توقف نقض حقوق بینالملل توسط آمریکا
در دوره ریاست جمهوری دونالد ترامپ، آمریکا در حال تشدید خشونت در خارج از کشور و سرکوب در داخل است، در حالی که با هیچ یک از تحریمهای معمول مورد درخواست دیگر کشورها مواجه نیست؛ اکنون یک کارزار تحریم و عدم سرمایهگذاری جهانی ممکن است تنها راه غیرخشونتآمیز برای وادار کردن به پاسخگویی باشد.
به گزارش الجزیره، آمریکا تحت هدایت ترامپ، طی یک سال گذشته بهطور مداوم هنجارها و قوانین بینالمللی را نقض کرده است؛ نوسانات موانع تعرفهای، مذاکرات ساختگی صلح اوکراین و اعلام آتشبس دروغین در غزه، در حالی که آشکارا در مورد تبدیل این منطقه به «ملک اقیانوسی» فکر میکرد، به خودی خود به اندازه کافی بد بودند.
اما فقط در چند ماه گذشته، آمریکا نیجریه را با ادعای دفاع از مسیحیان بمباران کرده، به ونزوئلا حمله کرده و رئیسجمهور آن، نیکولاس مادورو، را پس از ماهها منفجر کردن قایقهای ونزوئلایی در آبهای بینالمللی دستگیر کرده و آشکارا ایران، گرینلند و مکزیک را به مداخله نظامی تهدید کرده است.
در داخل آمریکا اداره مهاجرت و گمرک ICE، ترامپ در روند تحقق وعده خود مبنی بر اخراجهای دستهجمعی، به آسیبهای فراقانونی ادامه داده است؛ از آغاز سال ۲۰۲۶، ماموران فدرال دستکم ۳ شهروند آمریکایی را کشتهاند: کیت پورتر جونیور ۴۳ ساله در ایالت کالیفرنیا و رنه نیکول گود و الکس پرتی ۳۷ ساله در مینه سوتا.
کشته شدن گود و هم پرتی خشم عمومی را نسبت به گسترش استفاده از نیروی کُشنده توسط ادارههای مهاجرت فدرال تشدید کردند.
جهان اکنون باید با توجه به تهدیدها و اقدامهای آمریکا در داخل و خارج از کشور، از هدایت مارتین لوتر کینگ جونیور در سالهای اولیه جنبش حقوقی درس بگیرد؛ جهان باید شرکتهای آمریکایی، محصولات ساخت آمریکا و رویدادهای تحت هدایت آمریکا را تحریم و از آنها سلب مالکیت کند.
به جز درگیری داخلی، جنگ داخلی یا اقدام نظامی، هیچ راه دیگری برای جهان برای مختل کردن تجاوز آمریکا مگر از طریق فشار اقتصادی گسترده وجود ندارد؛ در مقیاسی بسیار کوچکتر، کینگ و بسیاری دیگر از سیاهپوستان در دهه ۱۹۵۰ فهمیدند که ضربه زدن به کیف پول کسانی که مدتها از کار و درد سیاهپوستان بهرهمند شده بودند، میتواند در آمریکا موثر باشد؛ این یکی از معدود ابزارهای موجود در مبارزه آنها علیه یورش روزانه تبعیض نژادی خشونتآمیز بود.
تحریم اتوبوسهای مونتگومری در ایالت آلاباما به مدت ۳۸۱ روز، واکنشی به دههها جداسازی نژادی در حملونقل عمومی بود، نه صرفا به دلیل امتناع رزا پارکس از واگذاری صندلی «ویژه سفیدپوستان» در جلوی اتوبوس در اول دسامبر ۱۹۵۵.
در طول این اعتراض یک ساله، حدود ۴۰ هزار نفر از ساکنان سیاهپوست مونتگومری یا با ماشین مشترک یا پیاده به مدرسه، محل کار، کلیسا و جاهای دیگر میرفتند؛ کینگ در دفاع از این تحریم گفت: ما به این نتیجه رسیدیم که در درازمدت، راه رفتن با عزت و احترام، شرافتمندانهتر از سوار شدن با تحقیر است.
- بیشتر بخوانید:
- استمرار بایکوت رژیم صهیونیستی؛ واکنشی جهانی به نسلکشی در غزه
- افزایش تحریمهای جهانی علیه نسلکشی رژیم صهیونیستی در غزه
ساکنان سفیدپوست مونتگومری با دستگیریهای گسترده، تهدیدها و دیگر اقدامهای ارعاب، ازجمله بمبگذاری در خانه کینگ در ۳۰ ژانویه ۱۹۵۶، واکنش نشان دادند؛ یک ماه پس از آن که دیوان عالی آمریکا، پرونده براودر علیه گیل، حکم ممنوعیت جداسازی نژادی در حملونقل عمومی را تایید کرد و کلودت کالوین، معترض آمریکایی در میان شاکیان بود، مونتگومری رسما در ۱۷ دسامبر ۱۹۵۶ به سیاستهای جداسازی اتوبوس خود پایان داد، اگرچه ساکنان سفیدپوست سالها پس از آن به آزارواذیت، حمله و حتی لینچ کردن مسافران سیاهپوست اتوبوس و فعالان حقوقی ادامه دادند.
کینگ گفت: هدف ما هرگز ورشکست کردن شرکت اتوبوسرانی نبوده است، بلکه اجرای عدالت بوده است.
اجرای عدالت در مورد آمریکا نیازمند تلاشی جهانی است؛ جهان باید بر جنبش BDS (بایکوت، عدم سرمایهگذاری و تحریم) علیه رژیم صهیونیستی به هدایت فلسطین تکیه کند و این درسها را در آمریکا بهکار گیرد.
جنبش یادشده در جولای ۲۰۰۵ با حمایت ۱۷۰ سازمان فلسطینی بهعنوان تلاشی غیرخشونتآمیز برای اعمال فشار اقتصادی و فرهنگی بر رژیم صهیونیستی با هدف پایان دادن به حکومت آپارتاید آن بر غزه و کرانه باختری آغاز شد.
موسسهای این جنبش عمر برغوثی و اینگرید جرادات گاسنر، از بایکوتها، عدم سرمایهگذاریها و تحریمهای جهانی ضد آپارتاید علیه آفریقای جنوبی در دهههای ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ الهام گرفتند.
درست است که لابیهای قدرتمند و دیگر حامیان غربی صهیونیسم، به این جنبش اتهام یهودستیزی زدهاند، اما این نیز درست است که کسانی که با عدالت اجتماعی مخالفند، برای بیاعتبار کردن و نابودی جنبشهایی که قدرت آنها را به چالش میکشند، تمام تلاش خود را خواهند کرد.
در طول سالها، جنبش بایکوت به افزایش آگاهی جهانی در مورد تخریب روزمره و نظاممند فلسطین و زندگی فلسطینیهایی که تحت آپارتاید و اشغال رژیم صهیونیستی زندگی میکنند، کمک کرده است؛ این جنبش همچنین احتمالا دلیل اصلی این است که چرا نسلکشی جاری در غزه هرگز حمایت گسترده بینالمللی یا حمایت پایدار در میان آمریکاییهای عادی را به دست نیاورد.
در مورد جنبش تحریم جهانی علیه ظلم و تجاوز آمریکا، برخی از قبل خواستار تحریم جام جهانی مردان فیفا ۲۰۲۶ در تابستان امسال شدهاند که قرار است بیشتر مسابقات برنامهریزیشده در ورزشگاههای سراسر آمریکا برگزار شود.
پستهای رسانههای اجتماعی که از مردم میخواهند بلیطهای جام جهانی و برنامههای سفر به آمریکا را لغو کنند و ورزشکاران و مشاغل آن را تحریم کنند، پس از تیراندازی جاناتان راس، مامور اداره مهاجرت به رنه نیکول گود، به سرعت در حال گسترش است.
با توجه به افزایش درگیریها و آزارواذیتهای مدنی بیگانههراسانه و نژادپرستانه در داخل و خارج از آمریکا، اکنون با نزدیک شدن جهان به تاریخهای ژوئن برای مسابقات این مسابقات، واکنش شدیدی علیه گردشگری آمریکا در حال شکلگیری است.
در حال حاضر، مخاطرات برای آمریکا و جهان بسیار زیاد است و تحریم بزرگترین رویداد ورزشی جهان، اگرچه قابل توجه است، اما به سختی میتواند برای تحت فشار قرار دادن یک حکومت بهطور فزاینده متخاصم و مستبد کافی باشد؛ تحریم و سلب مالکیت از کسبوکارهای آمریکایی که از ظلم به مردم به حاشیه راندهشده حمایت میکنند، بهویژه شرکتهایی مانند گوگل، آمازون و پالانتیر، با سرمایهگذاریهای نظارتی خود در رژیم صهیونیستی، میتواند نقطه شروع باشد.
عدم سرمایهگذاری از انحصارهای رسانهای مستقر در آمریکا، چه نیوز کورپوریشن، واشنگتن پست یا پارامونت گلوبال، تا حد زیادی به کاهش سلطه انحصارهای این کشور بر رسانههای غربی کمک خواهد کرد.
تحریم جشنهای America۲۵۰ که قرار است در ماه جولای برگزار شود، المپیک تابستانی ۲۰۲۸ در لسآنجلس و رویدادهای فرهنگی بینالمللی سالانه مستقر در آمریکا نیز فشار وارد خواهد کرد.
تحریم حامیان سرشناس آمریکایی نظامیگری، چه ترامپ، باری وایس یا ایلان ماسک، توجه بیشتری را به خود جلب خواهد کرد؛ اگر جهان میخواهد آمریکا با مردم خود بهتر عمل کند و بهعنوان یک دولت-ملت بهتر در صحنه جهانی عمل کند، باید بهطور جمعی برای تحریم و سلب نفوذ این کشور اقدام کند.
کینگ در سال ۱۹۶۷ گفت: مضرات سرمایهداری به اندازه شرارتهای نظامیگری و نژادپرستی واقعی هستند؛ مشکلات بیعدالتی نژادی و بیعدالتی اقتصادی بدون توزیع مجدد و رادیکال قدرت سیاسی و اقتصادی قابل حل نیستند.
این چیزی است که جهان باید در سال ۲۰۲۶ به آمریکا یادآوری کند.
انتهای پیام/