صفحه نخست

رئیس قوه قضاییه

اخبار غلامحسین محسنی اژه‌ای

اخبار سید ابراهیم رئیسی

اخبار صادق آملی لاریجانی

قضایی

حقوق بشر

مجله حقوقی

سیاست

عکس

جامعه

اقتصاد

فرهنگی

ورزشی

جهان

فضای مجازی

چندرسانه

اینفوگرافیک

حقوق و قضا

محاکمه منافقین

جنگ دوم ۱۴۰۴

صفحات داخلی

بازگشت تیغ شرارت‌های جنگ‌طلبانه غربی به سمت متحدان و شهروندان

۱۲ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۸:۰۰:۰۱
کد خبر: ۴۸۷۹۲۷۱
دسته بندی‌: حقوق بشر ، عمومی
از قوانین نظارتی و به‌اصطلاح ضد تروریستی پس از ۱۱ سپتامبر تا سرکوب همبستگی با غزه، جنگ‌طلبی کشور‌های غربی را به سمت جنگ علیه متحدان و نیز شهروندان و عرصه داخلی سوق داد.

از زمان حادثه ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ و تصویب قانون میهن‌پرستی سرکوبگرانه، آمریکا و به‌اصطلاح دموکراسی‌های لیبرال اروپای غربی که با قوانین سرکوبگرانه خود از این قانون پیروی کردند، قدرت‌های نظارتی قابل توجه خود را بر مردم خود گسترش داده‌اند، در حالی که توجیه‌های جنگ‌های امپریالیستی خود را در سراسر جهان گسترش داده‌اند.

سازوکار‌های نظارتی پس از ۱۱ سپتامبر که در غرب برقرار شده بود، در طول همه‌گیری کرونا ۲۰۲۰-۲۰۲۲ دوباره گسترش یافت و به‌اصطلاح «حقوق و آزادی‌های لیبرال» را بیش از پیش کاهش داد.

موج سوم تثبیت دولت‌های پلیسی در این به‌اصطلاح «دموکراسی‌ها» از اوایل دهه ۲۰۲۰ آغاز شد و پس از آغاز نسل‌کشی ۲ ساله رژیم صهیونیستی علیه غزه تشدید شد.

آنچه پس از جنگ جهانی دوم به‌عنوان پلیس امپریالیستی و سرکوب نواستعماری در خارج از کشور و همچنین نژادگرایی و دیگر اشکال سرکوب در داخل کشور‌های غربی آغاز شد، از سال ۲۰۰۱ در یک دولت پلیسی تثبیت شده است که قدرت‌های سرکوبگرانه آن دیگر منحصرا به سمت خارج هدایت نمی‌شود، بلکه به‌طور فزاینده‌ای به سمت داخل نیز هدایت می‌شود.

سرکوب اعتراض‌های دانشگاهی به نسل‌کشی در غزه

پس از جنگ رژیم صهیونیستی علیه غزه، تلاش‌های مشترک دولت‌های پلیسی و مدیریت دانشگاه‌ها در کشور‌های غربی برای سرکوب و قلع و قمع هرگونه ابراز مخالفت با نسل‌کشی، به سمت ادعای یهودستیزی گرایش پیدا کرده است.

این سرکوب با این ادعا توجیه می‌شود که دانشجویان یهودی و غیریهودی که با نسل‌کشی مخالفند، احساسات دانشجویان و اساتید یهودیِ منکر یا طرفدار نسل‌کشی را جریحه‌دار می‌کنند و باعث می‌شوند آن‌ها احساس «ناامنی» کنند.

این منطق بر این فرض استوار است که حمایت یا انکار نسل‌کشی فلسطینی‌ها برای یهودیان آمریکایی امری عادی است؛ این واقعیت که بیشتر یهودیان آمریکایی با این قتل‌عام مخالفند و اقدام‌های رژیم صهیونیستی را محکوم می‌کنند، دولت پلیسی یا اداره‌های همدست دانشگاه را تحت تاثیر قرار نداده است.

یک نظرسنجی اخیر که به‌طور گسترده مورد استناد قرار گرفته است، نشان داد که ۶۱ درصد از یهودیان آمریکایی معتقدند که رژیم صهیونیستی مرتکب جنایت‌های جنگی علیه مردم فلسطین می‌شود، در حالی که ۳۹ درصد معتقدند که رژیم صهیونیستی مرتکب نسل‌کشی می‌شود.

این کارزار‌های سرکوب مشارکتی که تحت ریاست جمهوری جو بایدن و دونالد ترامپ اداره می‌شدند، همراه با مدیریت دانشگاه‌ها، آزادی دانشگاهی، آزادی بیان و اجتماع را از بین برده و فرهنگ ترس و وحشت را در دانشگاه‌ها ایجاد کرده‌اند.

این موضوع به همان اندازه که در انگلیس و آمریکا صادق است، در کشور‌های پلیسی فرانسه، آلمان و هلند و دیگر کشور‌ها نیز صادق است.

این سرکوب اکنون به حوزه دیجیتال نیز گسترش یافته است، جایی که خبرنگاران فلسطینی که نسل‌کشی را مستند می‌کنند، برای همیشه از پلتفرم‌های رسانه‌های اجتماعی تحت کنترل آمریکا منع شده‌اند.

تشدید نظارت‌های پلیسی در داخل کشورهای غربی

جنگ علیه مهاجران قهوه‌ای و سیاه‌پوست در آمریکا که در دوران ریاست جمهوری باراک اوباما که ۳ میلیون نفر را اخراج کرد، شتاب گرفت، در دوران ترامپ به سطوح وحشتناکی رسیده است.

در کنار هدف قرار دادن دانشجویان و استادان دانشگاه‌ها به دلیل مخالفت با نسل‌کشی رژیم صهیونیستی، حکومت ترور و وحشتی که توسط اداره مهاجرت و گمرک آمریکا (ICE) ترامپ آغاز شده است، شامل ربودن دانشجویان عرب و مسلمان از خیابان‌ها و زندانی کردن آن‌ها در اردوگاه‌های کار اجباری تا زمان اخراج از کشور نیز می‌شود.

فقط در سال اول، این دولت ده‌ها هزار مهاجر آمریکای لاتین، آفریقایی و آسیایی، ازجمله کودکان را ربوده و زندانی کرد که منجر به مرگ ده‌ها نفر در این اردوگاه‌های وحشتناک شد.

بسیاری از آن‌ها به یک شکنجه‌گاه تحت مدیریت السالوادور تبعید شده‌اند؛ ربودن نیکولاس مادورو، رئیس جمهور ونزوئلا و همسرش و آوردن آن‌ها به سیاه‌چال‌های آمریکا توسط ترامپ در اوایل این ماه را می‌توان به‌عنوان امتداد چشمگیر این سیاست دانست.

علاوه بر ربودن مردم از خیابان‌های شهر‌های آمریکا، ازجمله بیرون کشیدن خشونت‌آمیز آن‌ها از ماشین‌ها، ماموران فدرال اکنون می‌توانند بدون حکم به خانه‌های آمریکایی‌ها حمله کنند.

در هفته‌های اخیر، اداره مهاجرت آمریکا به روشنی اعلام کرده است که اگر سفیدپوستان در برابر دستور نژادپرستانه آن برای ربودن افراد قهوه‌ای و سیاه‌پوست مانع ایجاد کنند، امتیاز‌های نژادی خود را از دست می‌دهند و به‌عنوان «تروریست‌های داخلی» هدف قرار خواهند گرفت، همانطور که سرنوشت رنه گود و الکس پرتی، ۲ سفیدپوست اهل مینه‌سوتا که توسط ماموران مهاجرت فدرال کشته شدند، چنین شد.

امپراتوری مرگ به درون خود روی می‌آورد

قربانی کردن سفیدپوستان توسط ترامپ در راستای سیاست‌های آشکارا نژادپرستانه‌اش، متحدان سفیدپوست اروپای غربی و کانادایی آمریکا را نیز در بر می‌گیرد.

نیاز ادعایی آمریکا به فضای زندگی به حدی است که ترامپ بر الحاق پاناما، کانادا و گرینلند اصرار دارد (هرچند احتمالا ایسلند نیز ممکن است شامل شود، زیرا ترامپ اغلب از گرینلند به‌عنوان ایسلند یاد می‌کند).

قابل توجه است که جاه‌طلبی او برای مالکیت غزه که اکنون از طریق به‌اصطلاح هیئت صلح وی در حال اجرا است و ادعایش درباره اینکه حاکم «عملی» ونزوئلا به منظور دزدیدن نفت آن است، خشم بسیار کمتری را از اروپا و کانادا نسبت به طرح‌های وی در مورد خاک آن‌ها برانگیخته است.

مارک کارنی، نخست‌وزیر کانادا و مدیر سابق صندوق‌های پوشش ریسک و بانکدار مرکزی، در سخنرانی اخیر خود در مجمع اقتصاد جهانی داووس اذعان کرد که متحدان سفیدپوست آمریکا همیشه می‌دانستند که سیاست‌های امپریالیستی و نژادپرستانه آمریکا فقط در مورد افراد و کشور‌های غیرسفیدپوست اعمال می‌شود و بنابراین کانادا و اروپای غربی آن‌ها را تحمل می‌کردند، زیرا آن‌ها نیز ذینفع بودند: ما می‌دانستیم که داستان نظم بین‌المللی مبتنی بر قوانین تا حدی نادرست است، اینکه قوی‌ترین‌ها در صورت لزوم خود را معاف می‌کنند، اینکه قوانین تجاری به‌صورت نامتقارن اجرا می‌شوند.

کارنی افزود: ما می‌دانستیم که قوانین بین‌المللی بسته به هویت متهم یا قربانی با دقت متفاوتی اعمال می‌شود؛ با وجود این، از آنجایی که این سیاست‌ها اکنون امپریالیسم سفیدپوست واشنگتن را هدف قرار می‌دهند، کارنی اذعان کرد: این معامله دیگر کارساز نیست؛ ما در میانه یک گسست هستیم، نه یک گذار.

همدستی کشور‌های غربی با آمریکا

کانادا و دولت‌های اروپای غربی تنها کسانی نبودند که می‌دانستند چگونه از سیستم تبلیغاتی آمریکا سود می‌برند.

روشنفکران و هنرمندان سفیدپوست آن‌ها نیز همین را می‌دانستند، کسانی که از زمان جنگ جهانی دوم تا حد زیادی از این سیاست‌ها علیه جهان سوم حمایت کرده‌اند و در عین حال از امتیاز‌های شهروندان سفیدپوست خود تجلیل می‌کنند.

بسیاری از این افراد همچنین از سیاست‌های سرکوبگرانه علیه شهروندان غیر سفیدپوست، ازجمله بومیان آمریکا و آمریکایی‌های آفریقایی‌تبار، در طول و پس از جیم کرو (قوانینی ایالتی و محلی مصوب بین سال‌های ۱۸۷۶ و ۱۹۶۵ که به‌طور دوژور دستور جداسازی نژادی در همه تاسیسات عمومی ایالت‌های جنوبی را صادر می‌کردند) در آمریکا و سرکوب پس از جنگ مسلمانان و آفریقایی‌های فرانسوی، آلمانی، انگلیسی و هلندی در اروپا حمایت کردند.

به‌تازگی، شرکای امپریالیست کوچک آمریکا از برچیدن نظم حقوقی بین‌المللی ایجاد شده پس از جنگ جهانی دوم ازجمله حمله‌ها به دیوان بین‌المللی کیفری ICC و دیوان بین‌المللی دادگستری ICJ یا از قطعنامه ۲۸۰۳ شورای امنیت نوامبر ۲۰۲۵ حمایت کردند که سازمان ملل را به کلی از بین خواهد برد؛ این قطعنامه، هیئت صلح را تاسیس کرد که ترامپ رئیس مادام‌العمر آن بود.

بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی به‌عنوان فردی نسل‌کش وظیفه‌شناسانه به آن پیوست.

کریگ مخیبر، مدیر سابق دفتر حقوق بشر سازمان ملل در نیویورک، این ترتیبات را به شرح زیر توصیف کرد: موسولینی اعلام کرده است که در حال تاسیس یک هیئت صلح برای حکومت بر بازماندگان هولوکاست و تصرف اموال آن‌ها است و از هیتلر دعوت کرده است تا عضوی از این هیئت باشد؛ این طرح توسط جامعه ملل تایید شده است.

این تحولات اخیر نشان می‌دهد که نابودی نهایی قوانین بین‌المللی و سازمان ملل در حال برنامه‌ریزی است تا قدرت پلیسی آمریکا را، چه در داخل علیه شهروندان خود و چه در خارج علیه حتی شرکای امپریالیست سفیدپوست کوچک‌ترش، بیشتر افزایش دهد.

نابودی قوانین و نهاد‌های بین‌المللی به منظور تسهیل نسل‌کشی رژیم صهیونیستی، اکنون علیه شهروندان سفیدپوست لیبرال خود آمریکا به کار گرفته می‌شود.

حمایت بی‌وقفه اروپایی-آمریکایی از نسل‌کشی مداوم مردم فلسطین توسط رژیم صهیونیستی و نابودی قوانین و نهاد‌های بین‌المللی به منظور تسهیل آن، اکنون علیه شهروندان سفیدپوست خود آمریکا و متحدان سابق آن در کانادا و اروپا که دیگر در برابر تجاوز آمریکا مصون نیستند، به‌کار گرفته می‌شود.

امروزه، در واکنش کارنی و کسانی که او را ستایش و تکرار می‌کنند، به سیاست‌های ترامپ، شباهت زیادی به رویکرد‌های کشور‌های اروپایی پس از جنگ وجود دارد و فقط این سرکوب شهروندان سفیدپوست توسط ترامپ و حمله به شرکای سفیدپوست آمریکا است که اساسا غیرقابل تحمل تلقی می‌شود.

تحولات از سال ۲۰۰۱، آمریکا و متحدان کوچک‌تر آن را به یک جمهوری واقعی از ترس برای شهروندان خود تبدیل کرده ، چیزی که همیشه برای شهروندان غیرسفیدپوست خود و از زمان جنگ جهانی دوم، برای افراد غیرسفیدپوست در سراسر جهان بوده است.

انتهای پیام/


برچسب ها: جنگ طلبی آمریکا

ارسال دیدگاه
دیدگاهتان را بنویسید
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *