صفحه نخست

رئیس قوه قضاییه

اخبار غلامحسین محسنی اژه‌ای

اخبار سید ابراهیم رئیسی

اخبار صادق آملی لاریجانی

قضایی

حقوق بشر

مجله حقوقی

سیاست

عکس

جامعه

اقتصاد

فرهنگی

ورزشی

جهان

فضای مجازی

چندرسانه

اینفوگرافیک

حقوق و قضا

محاکمه منافقین

جنگ دوم ۱۴۰۴

صفحات داخلی

جراحی بدون بیهوشی، نگاهی موشکافانه به کاهش هزینه در جشنواره فیلم فجر ۴۴

۲۰ دی ۱۴۰۴ - ۰۸:۰۵:۰۱
کد خبر: ۴۸۷۵۹۴۶
در آستانه چهل و چهارمین دوره جشنواره ملی فیلم فجر، دبیرخانه این رویداد دست به یک جراحی گسترده ساختاری زده است.

منوچهر شاهسواری، دبیر جشنواره با تصمیماتی مانند حذف هیئت انتخاب مستقل، لغو وعده‌های غذایی، حذف کارت‌های فیزیکی به نفع کیوآرکد و احتمالاً تعطیلی بولتن روزانه، هدف خود را چابک‌سازی و کاهش هزینه‌ها اعلام کرده است. این تصمیمات در حالی اتخاذ می‌شود که سخنگوی کمیسیون فرهنگی مجلس از کاهش ۵۰ درصدی هزینه‌های برگزاری نسبت به سال گذشته خبر داده است. در نگاه نخست این اقدام در شرایط دشوار اقتصادی حرکتی عقلایی و مسئولانه جلوه می‌کند، اما پرسش اساسی اینجاست آیا این کم هزینه کردن لزوماً به معنای بهتر شدن است؟ یا آنکه با نادیده گرفتن اصول مدیریت رویدادهای فرهنگی و حذف سرمایه‌گذاری‌های ضروری در درازمدت به اعتبار، کارآمدی و حتی اقتصاد جشنواره آسیب زده و در آینده نیازمند هزینه‌های گزاف ترمیمی خواهیم بود؟ 

هر یک از این تصمیمات فارغ از نیت اولیه می‌تواند تبعاتی فراتر از صرفه‌جویی مالی داشته باشد: 

۱- حذف هیئت انتخاب، تمرکز قدرت یا کارآمدی؟ 

تصمیم حذف هیئت انتخاب و واگذاری گزینش آثار به دبیر جشنواره و هیئت مشورتی منتخب او بحث‌برانگیزترین تغییر است. طرفداران این طرح معتقدند این امر از حواشی و گاه لابی‌گری در هیئت‌های چند نفره می‌کاهد و مسئولیت را شفاف و یکجا بر عهده دبیر می‌گذارد، اما خطر اصلی این است که سلیقه فردی جایگزین داوری جمعی متخصصان شود. در جشنواره‌های معتبر، هیئت انتخاب متشکل از چهره‌های مختلف منتقد، فیلم‌ساز و دانشگاهیان، تضمینی برای پوشش زوایای گوناگون و کاهش سوگیری است. تمرکز قدرت انتخاب در یک نفر حتی اگر آن فرد صلاحیت داشته باشد، جشنواره را نسبت به خطاهای تشخیصی آسیب‌پذیرتر کرده و می‌تواند موجی از ابهام و بی‌اعتمادی در جامعه سینمایی ایجاد کند. این اقدام بیشتر شبیه تصمیم‌گیری در یک بنگاه اقتصادی کوچک است تا مدیریت یک رویداد ملی پیچیده فرهنگی. 

۲- فناوری نوین، زیرساخت قدیم: ریسک جایگزینی کارت با کیوآرکد

حذف کارت‌های فیزیکی و استفاده از کیوآرکد برای دسترسی، نمونه‌ای بارز از تصمیمی به ظاهر مدرن اما بالقوه مخاطره‌آمیز است. گرچه این کار از هزینه‌های چاپ و توزیع می‌کاهد، اما موفقیت آن منوط به وجود زیرساخت دیجیتال کاملاً پایدار، امن و کاربرپسند است. آیا سامانه مورد نظر ظرفیت پذیرش هزاران درخواست هم‌زمان را دارد؟ آیا دسترسی به اینترنت در همه محل‌های برگزاری جشنواره پرسرعت و بدون مشکل است؟ اختلال در چنین سامانه‌ای می‌تواند به هرج و مرج در محل‌های برگزاری و نارضایتی شدید مهمانان و اصحاب رسانه بیانجامد. این تغییر تنها زمانی عاقلانه است که سرمایه‌گذاری قبلی کافی روی فناوری و پشتیبانی فنی صورت گرفته باشد نه آنکه صرفاً به عنوان یک جایگزین ارزان‌تر دیده شود. 

۳. حذف پذیرایی: صرفه‌جویی یا تنزل شأن حرفه‌ای؟ 

قطع وعده غذایی که پیش از این به یک وعده شام تقلیل یافته بود، از جنبه اقتصادی قابل درک است؛ به ویژه با استناد به رقم حدود ۱۵ میلیارد تومانی هزینه شام در دوره قبل. این کار همچنین از حواشی مرتبط با کیفیت و کمیت غذا نیز جلوگیری می‌کند، اما این تصمیم را باید فراتر از یک صرفه‌جویی ساده دید. جشنواره‌ها صرفاً نمایش فیلم نیستند، بلکه محلی برای تبادل نظر، شبکه‌سازی و گفت‌وگوی غیررسمی میان فیلم‌سازان، تهیه‌کنندگان، منتقدان و اصحاب رسانه هستند. این تعاملات اغلب در زمان‌های استراحت و پذیرایی شکل می‌گیرد. حذف کامل این فضاها، جشنواره را به یک رویداد خشک اداری تبدیل می‌کند و فرصت‌های ارزشمند همکاری و گفت‌وگو را از بین می‌برد. 

۴. کاهش هزینه یا کاهش توجه؟ نگاهی کلان‌تر از جشنواره

انتقاد اصلی به فلسفه این کاهش هزینه‌ها، نگاه سلبی و یک‌جانبه حاکم بر آن است. چرا همت برای کاهش هزینه‌های جشنواره وجود دارد، اما برای حمایت مالی از تولید فیلم‌های باکیفیت، تجهیز سالن‌های سینما یا رفع مشکلات معیشتی سینماگران اراده‌ای دیده نمی‌شود؟ آیا مشکلات سینمای ایران تنها با کم کردن از جشنواره حل می‌شود؟ 

این نگاه به جای درمان بیماری‌های ساختاری سینما تنها به تسکین موقت درد بودجه دولت می‌اندیشد؛ به عبارت دیگر این تصمیم بیشتر شبیه آن است که برای بهبود وضعیت یک بیمار به جای خرید دارو، هزینه ویزیت پزشک را حذف کنیم. 

درس‌هایی از جشنواره‌های جهانی: هزینه‌کرد یک سرمایه‌گذاری است

برای درک اشتباه استراتژیک نگاه صرفاً کاهش محور مقایسه با جشنواره‌های بزرگ جهانی مانند کن، ونیز یا برلیناله ضروری است. این رویدادها کم‌هزینه نیستند، اما هزینه‌کرد در آن‌ها یک سرمایه‌گذاری هوشمند محسوب می‌شود که سود آن به کل صنعت سینمای کشور میزبان و شهرت بین‌المللی آن باز می‌گردد. 

این جشنواره‌ها تنها متکی به بودجه دولتی نیستند. آن‌ها از طریق حامیان مالی بزرگ بین‌المللی (اسپانسر)، فروش حق پخش به رسانه‌ها، فروش بلیت، اخذ هزینه از غرفه‌های بازار فیلم و کمپین کمک‌های مردمی درآمدزایی می‌کنند. برای مثال جشنواره کن یک موتور اقتصادی برای شهر کن و صنعت سینمای فرانسه است. هزینه‌کرد در آن، نوعی تبلیغات و سرمایه‌گذاری روی برند فرهنگی فرانسه محسوب می‌شود. 

بودجه کلان این جشنواره‌ها صرف ریخت و پاش نمی‌شود، بلکه خرج ارتقای مستمر زیرساخت‌های فنی، تأمین امنیت و آرامش برای هزاران مهمان بین‌المللی، تدارک خدمات حرفه‌ای رسانه‌ای از جمله مراکز مطبوعاتی مجهز و پشتیبانی فنی و جذب بهترین فیلم‌های دنیا می‌شود. آن‌ها می‌دانند که کیفیت خدمات، کلید جذب فیلم‌های مهم و شخصیت‌های برجسته است. 
هیئت‌های انتخاب و داوران این جشنواره‌ها معمولاً از چهره‌های بین‌المللی و مستقل تشکیل می‌شوند. این استقلال، اعتبار هنری جشنواره را تضمین می‌کند. تمرکز بر شفافیت و اعتبار در نهایت خود به جذب اسپانسر و درآمد بیشتر کمک می‌کند.

آن‌ها هزینه می‌کنند تا اعتماد بخرند 

و در نهایت مدیریت این جشنواره‌ها مبتنی بر یک چشم‌انداز بلند مدت است. آن‌ها خود را نه یک هزینه سالانه، بلکه یک دارایی ملی و بین‌المللی می‌دانند که ارزش آن باید هر سال افزایش یابد. 

به جای جراحی بی‌برنامه، نیازمند نقشه راهی اصولی هستیم

اصلاح ساختار جشنواره فیلم فجر پس از ۴۴ سال، امری ضروری است. فربگی اداری، هزینه‌های غیرضروری و برخی حواشی، قطعاً نیاز به بازنگری دارند، اما مسیر اصلاح لزوماً از کم کردن مطلق و حذف ساختارهای بنیادی نمی‌گذرد. 

تجربه جهانی به ما می‌گوید که جشنواره‌های موفق، نهادهایی هزینه‌بر اما درآمدزا و اعتبارآفرین هستند. مشکل جشنواره فیلم فجر میزان هزینه آن نیست بلکه نحوه هزینه‌کرد، فقدان تنوع در منابع درآمدی و نگاه کوتاه مدت به آن به عنوان یک هزینه مصرفی است. کاهش ۵۰ درصدی بودجه اگر با خلق ساز و کارهای جدید درآمدزایی و بازتعریف استراتژیک مأموریت جشنواره همراه نباشد، تنها به کاهش کیفیت، کاهش جذابیت و تنزل جایگاه آن خواهد انجامید. 

راه درست، تعریف یک نقشه راه چندساله است که در آن: 

شفافیت مالی کامل در مورد دخل و خرج جشنواره حاکم شود. 

برای جذب حامیان مالی خصوصی و اسپانسرشیپ‌های حرفه‌ای برنامه‌ریزی شود. 

بازار فیلم بین‌المللی قدرتمند به بخشی جدایی‌ناپذیر از جشنواره تبدیل شود. 

زیرساخت‌های فناوری و خدماتی پیش از اجرای تغییرات تقویت و آزمایش شوند. 

ساختارهای انتخاب و داوری به گونه‌ای طراحی شود که استقلال هنری و اعتماد جامعه سینمایی را تقویت کند. 

کم هزینه کردن آسان است، اما هوشمندانه هزینه کردن که نتیجه آن ارتقای کیفیت، افزایش اعتبار و در نهایت خودکفایی بیشتر باشد، نیاز به دانش، برنامه‌ریزی و اراده‌ای فراتر از یک دوره دبیری دارد.

امید است جراحی جشنواره فیلم فجر به جای قطع اعضای حیاتی به درمان ریشه‌ای بیماری‌های ساختاری آن بیانجامد. در غیر این صورت، این صرفه‌جویی امروز، می‌تواند به ضرری بزرگ‌تر برای آینده سینمای ایران تبدیل شود.

انتهای پیام/


ارسال دیدگاه
دیدگاهتان را بنویسید
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *