چرا "شیار143" خوب فروخت و چرا "میهمان داریم" نه؟
: تا همین چند سال پیش کافی بود نام پرویز پرستویی به عنوان بازیگر اصلی یک فیلم بیاید تا مخاطبان مدتها قبل از اکران اثر برای دیدن فیلم برنامه ریزی کنند. تا همین چند سال پیش این کارگردانان باتجربه بودند که نامشان ملاکی بود برای انتخاب فیلم جهت تماشا.
به گزارش /حامد مظفری: با این حال روزگاری که در آن به سر می بریم روزگار انفجار اطلاعات است و مخاطبی که می خواهد به سینما برود هم بیشتر از آن که با معیارهای کلیشه شده ای چون شناخته شده بودن بازیگر اصلی یا معروف بودن کارگردان، فیلمی را برای دیدن انتخاب کند قبل از هر کار گشتی می زند در فضای مجازی و شبکه های اجتماعی و سپس با بازخوردی که آثار سینمایی در این فضا داشته اند فیلمی را برای تماشا برمی گزیند.
تک تک مخاطبان خود یک رسانه اند
دیگر به مانند ده سال و حتی پنج سال قبل نیست که همه چیز از فیلتر تعداد محدودی رسانه کاغذی سینمایی یا زاویه دید اندکی خبرگزاری روایت شود. روزگار ما روزگاری است که هر کدام از مخاطبانی که به تماشای یک اثر می روند به واسطه عضویتشان در گروه های مجازی به مانند خبرنگار یک رسانه عمل می کنند. همین مخاطبان هستند که با ارائه نظرات صریح و بی پرده شان در شبکه های اجتماعی شرایط آگاهی آشنایان و دوستان درباره محتوای یک فیلم را فراهم می آورند.
دیگر نمی توان برای مخاطب تعیین تکلیف کرد
دیگر گذشت آن زمانی که یکی دو ماهنامه سینمایی به واسطه قدمت خویش و گعده ای که نام منتقدان را به خود الصاق کرده به واسطه وابستگیهای سیاسی خویش بتواند برای مخاطبان تعیین تکلیف کند. این روزها حتی مخاطبان پیگیر سینما نیز در کنار تورق کردن صفحات سینمایی نشریات شناخته شده سهمی از آگاهی خود درباره فیلمها را از فضای مجازی استحصال می کنند.
همین است که فیلمی که بلحاظ امکانات تبلیغاتی از بیلبورد گرفته تا خرید روی جلد نشریات قدیمی و حتی پخش پی در پی تیزرها وضعیتی به شدت مطلوب دارد و به واسطه نام تولیدکننده اش بخش عمده ای از سینماهای کشور را در اختیار دارد حتی این توانایی را ندارد که روزی 20 میلیون تومان بفروشد. از آن طرف فیلمی که حتی یک سوم چنین فیلمی تیزر تلویزیونی ندارد به راحتی 3 برابر این فیلم می فروشد.
چرا کفه به سمت کم تجربگان می چربد؟
مقایسه آمار فروش دو فیلم "شیار143" و "میهمان داریم" که به اعتقاد سازندگان شان هر دو به دنبال تبیین ارزشهای والای انقلاب و دفاع مقدس در سینما هستند گواهی است بر نقش ارزنده فضاهای مجازی در سمت و سو دادن به رونق اکران. هر دو فیلم چیزی حدودا یک ماه و چند روز روی پرده بوده اند اما یکی یعنی "شیار143" رقم فروش 2 میلیارد را رد کرده است و دیگری یعنی "مهمان داریم" تازه به مرز 500 میلیون تومان رسیده است!
این در حالی است که کارگردان "میهمان داریم" هم به واسطه فعالیتهای مدیریتی و هم به واسطه سوابق سینمایی خویش به شدت مشهورتر از کارگردان جوان "شیار143" است. از آن سو بازیگر اصلی "میهمان داریم" یعنی پرویز پرستویی هم بلحاظ پیشینه کاری بسیار جلوتر از بازیگر اصلی "شیار143" است.
سوابق تهیه کنندگان دو اثر را هم که بررسی کنیم در مورد "میهمان داریم" به تهیه کننده ای باتجربه به نام منوچهر محمدی برمی خوریم که تهیه کنندگان "شیار143" یعنی محمدحسین قاسمی-ابوذر پورمحمدی روی هم حتی یک پنجم وی نیز اثر در کارنامه خود ندارند.
تبلیغ مستقیم مخاطبان برای فیلمها
ماجرا هر چه است بر سر سهم بالای فضای مجازی در سوق دادن مخاطبان به تماشای فیلمهاست. اگر می بینیم اثری به شدت تراژیک نظیر "شیار143" که بلحاظ تصویری زرق و برق چندانی هم ندارد خوب می فروشد فقط و فقط به واسطه ارتباط مستقیمی است که فضای داستانی اثر با مخاطب برقرار کرده است. درام داستان آن قدر گیراست که تک تک مخاطبانی که آن را می بینند چنان درگیر آن شده و از تماشای آن بلحاظ روحی دگرگون می شوند که بلافاصله بعد از خروج از سالنهای سینما، صفحات شخصی خویش در فضای مجازی را پر می کنند به تحسین درباره فیلم.
از آن طرف لحن روایی "میهمان داریم" آن قدر کند پیش می رود و آدمهای داستان آن قدر کلیشه شده و تکراری هستند که مخاطب ممکن است حتی در نیمه های فیلم نیز تماشای اثر را رها کرده و سرخوردگی پیش آمده به واسطه تماشای اثری از پرستویی را خیلی زود در رسانه شخصی اش(!) بازتاب دهد.
ای کاش سینماگران ما از این پتانسیل بیشتر استفاده کنند
همین می شود که آرام آرام فروش یک فیلم بالا رفته و فیلمی دیگر درجا می زند و این ماجرا در نهایت سودش به نفع سینما رقم خواهد خورد؛ چراکه سینماگران ما نیز با اندکی تیزهوشی خواهند توانست از پتانسیل ارتباط رودررو با مخاطبان در فضاهای مجازی برای موفق یا عدم موفقیت آثارشان بهره گرفته و بر این اساس برای ادامه مسیر کاری خویش برنامه بریزند.