صفحه نخست

رئیس قوه قضاییه

اخبار غلامحسین محسنی اژه‌ای

اخبار سید ابراهیم رئیسی

اخبار صادق آملی لاریجانی

قضایی

حقوق بشر

مجله حقوقی

سیاست

عکس

جامعه

اقتصاد

فرهنگی

ورزشی

جهان

فضای مجازی

چندرسانه

اینفوگرافیک

حقوق و قضا

محاکمه منافقین

جنگ دوم ۱۴۰۴

صفحات داخلی

آرزوهای بچه های آسمانی در دست باد یا مسئولان

۲۰ مهر ۱۳۹۳ - ۱۶:۵۵:۳۵
کد خبر: ۱۰۱۲۰
دسته بندی‌: حقوق و قضا ، عمومی
خبرگزاری میزان: امروز آخرین روز هفته ملی کودک است، کودکانی از جنس کار که آرزوهای کودکی شان را در دل های شیشه ای پنهان کرده اند، کودکانی که خواسته هایشان را به رسم روزگار به دست باد سپرده اند.

: امروز آخرین روز هفته ملی کودک است، کودکانی از جنس کار که آرزوهای کودکی شان را در دل های شیشه ای پنهان کرده اند، کودکانی که خواسته هایشان را به رسم روزگار به دست باد سپرده اند.

به گزارش خبرنگار حقوقی ، مرجع ملی کنوانسیون حقوق کودک میزبان کودکان کار، بهزیستی، کمیته امداد امام خمینی (ره) و معلولان جسمی با آرزوهای گم شده بود که زیر سقف وزارت دادگستری جمع شده بودند تا درد و دل هایشان را به گوش مسئولان برسانند.

آرزوهای کودکان کار گم شده است


به قول مجید، آرزوهای کودکان کار در دره های فرحزاد و دروازه غار و.... گم شده است. دره هایی که این روزها پناهگاه معتادانی است که کودکانشان را مجبور به کار کرده اند و سرما و گرما برایشان مفهومی ندارد.
مجید 17 سال سن دارد هنگامی که میکروفن را به دست می گیرد صدای خسته اش سالن را پر می کند، صدای که از روزگار گله دارد و می گوید: از 9 سالگی اعتیاد را تجربه کرده ام و کسی نبود که به من بد و خوب را بگوید، اگر کسی مریض می شود به دکتر می رود دارو می خورد تا بیماری اش بهبود یابد. اعتیاد راه و چاره دارد رفتن به زندان مشکلی را حل نمی کند

او ادامه داد: 8 ماهه که پاک است و به قول خودش از دره نجات پیدا کرده اما به فردایش اعتمادی ندارد.

این کودک کار درد دل هایش را با اشک به تصویر می کشد و می گوید: در ماه مهر به جای اینکه مداد به دست بگیرم، در چهارراه ها اسفند دود می کنم تا نان شبم را در آورم، با این سن کمم باید خرج کرایه خانه، آب، برق گاز را بدهم. پدرم 9 ماه است که پاکی را تجربه می کند از این بابت بسیار خوشحال هستم ولی باید بگویم که ما به نان شبمان محتاج هستیم.

امروز اینجا آمده که به مسئولان بگوید دیگر توان ندارد، روزی هزاران بار غرورش را زیر پا می گذارد تا دستان پینه بسته اش را برای پولی دراز کند تا نانی را مهمان سفره خالی پدرو مادرش کند.
مجید که تا به امروز به آینده اش فکر نکرده از مسئولان درخواست می کند که دستش را بگیرند تا او هم بتواند خودش را بالا بکشد.

کودکی نکرده ام که بگویم چه آرزویی دارم

ساناز هم از کودکان کار است که تا 10 سالگی بی هویت بوده و حالا با کمک حامیانش موفق به دریافت شناسنامه شده است.
با تشویق حاضرین به روی صحنه می آید و با گریه می گوید: کودکی نکرده ام که بگویم چه آرزویی دارم چون پدر و مادری نداشته ام که به من کودکی یاد بدهند. دست نوازشی برسرم کشند و محبت مادری را احساس کنم.

توی این هفته کودکان بسیاری به دنیا آمدند که بدلیل فقر پدر و مادرشان فروخته شدند و خیلی از آن ها هم هنوز بی هویت و بی شناسنامه هستند.

ساناز در حالی که گریه امانش نمی دهد می گوید: مسئولان به ما کمک کنند تا کودکی ما در کار از بین نرود. من هم دوست دارم کودکی کنم.

حسرت زنگ ورزش را دارم

امیر علی یکی دیگر از مهمانان مجمع ملی کنوانیسیون حقوق کودک است که زندگی اش در یک ویلچر آهنی خلاصه شده است به سختی در مقابل دوربین حاضر می شود و با صدای بچه گانه می گوید: آرزو دارم که پاهایم خوب شود و وزنه بردار شوم. او با حسرت می گوید زنگ ورزش را دوست دارم اما آقا معلم به من اجازه ورزش نمی دهد.

سام به نمایندگی از امیر علی می گوید: ما استعدادهای زیادی داریم با دستانم زیاد نمی توانم کار کنم و به سختی راه می روم. پله های مترو برقی بیشتر اوقات خراب است و بیشترین زحمت من برای پدرو مادرم است خدا می داند که به سختی رفت و آمد می کنم.

انتظارات معلولان جسمی زیاد هم نیست، باید بسترهای لازم برای این گروه از افراد جامعه فراهم شود تا آنان بیش از این قربانی نشوند.


تغییر نام کمیته امداد به بچه های آسمانی

عقربه های ساعت به سختی می گذرد این بار نوبت فرزندان کمیته امداد بود که درد و دل هایشان را به مسئولان بگویند. افرادی که به قول خودشان در حسرت نوازش پدر مانده اند. کودکانی که حرف های زیادی برای گفتن داشتند.

مائده سادات به نمایندگی از بچه ها صحبت می کند و می گوید: مخارج زندگی زیاد است و برای ما هزینه ای دیگر نمی ماند که خرج بیماری هایمان را بدهیم. دوست داریم مثل بچه های دیگر زندگی کنیم و از کتاب های کمک درسی بهره مند شویم.

اسم کمیته امداد موجب رنجش فرزندان تحت پوشش است به گفته خودشان وقتی که اسم کمیته امداد را در مدرسه می آورند هم کلاسی هایشان آن ها را مسخره می کنند و موجب خجالتشان می شود. آنها از مسئولان خواستند که این اسم را به بچه های آسمانی تغییر نام دهند تا فرقی بین آنها با دیگر بچه ها نباشد و در واقع به عدالت به آنها کمک شود.

دوباره آرزوهایم را می خواهم


امیرحسین آخرین سخنران همایش ملی حقوق کودک بود که به نمایندگی از بچه های کانون اصلاح و تربیت در این مراسم اظهار خوشحالی کرد که می تواند به نمایندگی از هم سن و سالهایش صحبت کند. حرف هایش را بی ریا مطرح می کند. از محله ای می گوید که کودکی اش را در آنجا گذرانده است و به قول خودش متضاد با جامعه رفتار می کرد تا مورد توجه بیشتری قرار گیرد.

در خانواده ای با مشکلات بسیار بزرگ شده و نبودن پدر از مهم ترین مشکلات اوست که می توانست با کمی توجه و رسیدگی برطرف شود.

او می گوید: خیلی سعی کردم که مشکلاتم را حل کنم اما نتوانستم و به سمت افرادی کشیده شدم که باعث شدند در کانون اصلاح و تربیت بمانم. خیلی از ما بچه ها به خاطر مشکلات کوچک راهی اینجا شده ایم و از دوران شیرین و طلایی کودکی ونوجوانی استفاده نکرده ام.

در مدرسه به جای اینکه مسئولان و دست اندرکاران مشکلات ما را آسیب شناسی کنند سعی می کردند صورت مساله را پاک کنند و در آخر پرونده را به دستمان داده و راهی خانه می کردند.

چه مشکلاتی باعث شد که نتوانیم درس بخوانیم افرادی که نمره انضباط پایین داشتند حرف من را می فهمند. حرف من با یک نهاد خواست نیست ولی از این مرجع ملی چند نفره خواهش می کنم که از بچه هایی که به آنها ظلم می شود دفاع کنند.

امیرحسین مشکلات زیادی دارد که تمام مشکلاتش را در افرادی می بیند که او را روانه کانون اصلاح وتربیت کرده اند. مادرش آرزو داشت که دکتر شدنش را ببیند اما امروز در کانون هست و روزگارش را به خاطر مسائل کوچک می گذراند.

او می گوید: مهارت های زیادی را درکانون دیده ام اما به چه امیدی می توانم زندگی کنم. بعد از آزادی به همان محیطی برمی گردیم که باعث شد ما به کانون برویم.یک مرجع باید پشتیبان ما باشد. باید دوباره به جامعه برگردیم و آرزوهایمان سرکوب شود. حق ما نیست ما بچه های ایران پر از فرهنگ و تمدن هستیم. دوست ندارم برای هم سن هایم درس عبرت شوم و سرم بالای چوبه دار برود.

حق چیزی است که هر کودک باید داشته باشد یا قادر به انجام آن باشد. همه کودکان حقوقی برابر دارند و نیازمند مراقبت و حمایت های ویژه هستند در حالی که بزرگسالان لزوما به آن نیازی ندارند بنابراین پیمان نامه ای لازم بود تا تمامی این حقوق را در خود جای دهد. حقوقی که به یکدیگر مرتبط هستند و از اهمیت یکسانی برخوردارند.

پیمان نامه حقوق کودک توافقی شد میان کشورها تا از قانونی واحد برای حمایت از کودکان پیروی کنند در حال حاضر از 193 کشور جهان، 191 کشور به این پیمان نامه ملحق شده و خود را ملزم به اجرای آن کرده اند.

گزارش: ندا طلایی


ارسال دیدگاه
دیدگاهتان را بنویسید
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *