محمدرضا شیرخانلو: کودک امروز، مخاطب دیروز نیست/ عبور از کلیشههای سینمای کودک با نگاه «نسل زد»
محمدرضا شیرخانلو نویسنده و بازیگر فیلم سینمایی سفر به لیمونیا در نقش غول لیموشیرین در گفتوگو با میزان با تأکید بر تغییر ذائقه مخاطب، یکی از اصلیترین دغدغههای گروه تولید را شناخت نسل جدید دانست و گفت: شناختِ نسل زد (Z) و نسلهای بعد از آن، نیازمند زیستن در فضای آنهاست؛ چیزی که نویسندگان نسلهای قبلی ممکن است با آن فاصله داشته باشند.
وی افزود: نویسندگان باسابقه دانش و تجربه بالایی دارند، اما درکِ دغدغههای کودکِ امروزی که با موبایل و اینترنت به کل جهان دسترسی دارد، مستلزمِ نزدیکیِ سنی و درکِ شهودیِ این نسل است.
فانتزی ایرانی با استانداردهای قابلقبول برای نسل جدید
این بازیگر و نویسنده، رقابت با آثار جهانی را برای سینمای ایران یک ضرورت خواند و گفت: کودکِ دههنودیِ امروز، بهترین انیمیشنهای دنیا را میبیند. بنابراین اگر بخواهیم اثری بسازیم که از استانداردهای روز دنیا فاصله داشته باشد، مخاطب آن را پس میزند. در این شرایط، وظیفه ما این بود که فانتزی ایرانی را با استانداردهای قابلقبول طراحی کنیم تا کودک مخاطب، اثر را به عنوان یک فیلم جدی و باکیفیت بپذیرد.
تیمینویسی؛ تقابل دیدگاهها در جهان فانتزی
وی در تشریح روند نگارش فیلمنامه این اثر، همکاری تیمی را نقطه قوت آن دانست و به تفاوت نگاهها اشاره کرد و گفت: ایده اولیه از من بود، اما در ادامه کار بهصورت تیمی میان من و مجید حاتمی تقسیم شد. مجید حاتمی در دیالوگنویسی تخصص داشت، اما من بر فانتزیپردازی، طراحی کاراکترها و موقعیتهای کمدی تمرکز داشتم تا برای مخاطب کودک گیرایی بیشتری داشته باشد.
تعادل سخت میان سرگرمی، پیام و کمدی کودکانه
شیرخانلو درباره چالشهای محتوایی فیلمنامه گفت: تلاش ما حرکت در مسیری بود که کمدیها نه برای بزرگسال، بلکه دقیقاً متناسب با فضای کودکانه طراحی شوند. به دلیل اختلاف سنی و نگاه ما به عنوان نویسندگان با کارگردان (آقای مقدم)، گاهی بحثهای جدی بر سر نحوه انتقال پیامهای تربیتی شکل میگرفت. هدف ما این بود که فیلم به شعارزدگی نیفتد و پیامهایش در دل سرگرمی و جذابیتِ موقعیتها پنهان شود.
تغییرات فیلمنامه در جریان تولید؛ وقتی جهان خیالی روی کاغذ نمیماند
وی با اشاره به ماهیتِ غیرقابلپیشبینیِ ژانر فانتزی یادآور شد: در دنیای فانتزی، متنِ روی کاغذ با اجرا در صحنه تفاوتهای زیادی دارد. ما بارها مجبور شدیم تغییراتی در لحظه اعمال کنیم. هرچند این کار فرآیند تولید را دشوار میکرد، اما برای باورپذیر شدنِ اثر در فضای فانتزیِ لوکیشن، کاملاً ضروری بود.
غول لیموشیرین چطور به محمدرضا شیرخانلو رسید؟
این بازیگر درباره ورودش به حوزه بازیگری در این پروژه توضیح داد: قرار نبود من بازی کنم. آقای مقدم در مرحله پیشتولید از من خواست این نقش را بپذیرم و بعد از کلی مقاومت، پذیرفتم.
وی افزود: در واقع بازیگری من در این پروژه، نتیجه یک ضرورتِ تولیدی بود که در نهایت با پذیرش نقشِ غول لیموشیرین محقق شد.
سختترین چالش؛ پیدا کردن صدای یک غول فانتزی
شیرخانلو درباره جزئیات طراحی شخصیت غول لیموشیرین گفت: بعد از چهار تست گریم، تازه فهمیدم چه صدایی به این غول میآید. بزرگترین چالش من این بود که با لباس و گریم کامل، استایل حرکتیِ این کاراکتر را پیدا کنم و لحنِ صدایی بسازم که هم برای کودک جذاب باشد و هم با فیزیک سنگینِ غول همخوانی داشته باشد.
گریم سنگین، سرمای منفی ۱۸ درجه و دشواری جانبخشیدن به کاراکتر
وی در پایان با اشاره به شرایط سختِ تولید، از فشار فیزیکیِ نقش گفت: گریم سنگین لاتکس در سرمای منفی ۱۸ درجه لوکیشن، باعث آسیب پوستی شد و چندین بار کار را متوقف کرد. با وجود این سختیها، بازخوردهای مخاطبان کودک در اکرانها نشان داد که لیموشیرین به شخصیتی قابلقبول و بامزه تبدیل شده است؛ نتیجهای که تمامِ آن رنجها را به خاطرهای شیرین تبدیل کرد.
انتهای پیام