«آقای قاضی» و احیای عدالت مصلحانه؛ جلوهای از حکمرانی اخلاق در پرتو فصل خصومت عادلانه
مجموعه تلویزیونی «آقای قاضی» نهتنها یک اثر نمایشی، بلکه فضایی برای بازخوانی جایگاه قاضی در ترازوی مصلح اجتماعی است. آنچه در قسمت دوم این سریال دیدیم، تجسم عینی قضاوت عادلانه در سایه سعه صدر است؛ در این رویکرد، قانون نهتنها به مثابه هنجاری خشک و بیروح، بلکه همچون معیاری پویا و منعطف عمل میکند که برای حکمرانی شایسته و ایجاد سازش، دست قاضی را گشوده میگذارد. قاضی در این مقام، با عبور از چهره خشک و انعطافناپذیر قانون، از ظرفیتهای مغفول همان هنجارها بهره میگیرد تا به جای بسنده کردن به فصل خصومت محض، عرصهای برای تشویق به گذشت، تحکیم برادری و ترمیم پیوندهای اجتماعی فراهم آورد.
در پروندهای که در این قسمت شاهد بودیم، تعارض کلاسیک دارندگی و برازندگی و چالشهای ناشی از مفهوم چاردیواری اختیاری، زمینهای برای نمایش مدیریت بحران بود. قاضی در این سکانس، با تأسی به حدیث شریف نبوی که میفرماید: «فَلْیَعدِلْ بَینَهُم فی لَحظِهِ وإشارَتِهِ…»، تساوی در نگاه و رفتار را به عنوان نخستین سنگ بنای اعتماد عمومی به نمایش گذاشت.
او نه تنها با صبوری مثالزدنی، تماشاگر را به یاد توصیه مؤکد «لا تُمَحِّکُهُ الخُصومُ» میاندازد (که قاضی نباید در برابر جنجال طرفین از کوره در برود)، بلکه در خصوص ادعاهای پیاپی طرفین مرز صلاحیت قضایی شعبه خودش را تعریف کرد و برای ادعاهای دیگر که در صلاحیت رسیدگی خودش نبود، آنها را به مرجع دارای صلاحیت راهنمایی کرد.
اوج درخشش این قسمت در لحظهای بود که قانون و اخلاق در یک بزنگاه سرنوشتساز به هم رسیدند. قاضی با احراز تخلف خوانده، در مقام یک مجری قانونی میتوانست رأی به تنبیه و اجرای قهری قانون دهد، اما در آن لحظه، عدالت با مصلحت اجتماعی پیوند خورد. قاضی دریافت که اجرای خشک قانون، منجر به بیکاری چندین زن سرپرست خانوار میشود.
اینجاست که قاضی در مقامِ مُصلح، بهجای تخریب ساختار معیشتی، به سمت جلب رضایت و جبران خسارت حرکت کرد. این همان معنای بلند «ما عُبِدَ اللّهُ بشیءٍ أفضَلَ مِن أداءِ حقِّ المؤمنِ» است. او میداند که گاهی بهترین حکم، حکمی است که در آن، طرفین به جای خروج از دادگاه با کینه، با رضایت و رفاقت خارج شوند. «آقای قاضی» شاید در ظواهر متبلور، با واقعیت تفاوت داشته باشد - که آن هم به نظر میرسد ناشی از محدودیتهای تولیدات هنری باشد تا قصه دچار ملال نشود- اما در روح قضاوت، الگویی را پیش روی قضات، وکلا و جامعه میگذارد که همه کنشگران حقوقی باید در پی آن باشند.
سریال «آقای قاضی» به ما نشان میدهد که رسالت دادگستری، فقط صدور احکام خشک و قانونی نیست؛ بلکه مأموریت اصلی، بازگرداندن آرامش به جامعه است.
این سریال یادآوری میکند که قاضی هم یک انسان است؛ انسانی که با عواطف و درک اجتماعی خود، میتواند فراتر از متن خشک قانون، به ریشه مشکلات نگاه کند. او با استفاده از این درک انسانی، میتواند جلسه را به شکلی پیش ببرد که شاید لزوماً به یک حکم قضایی ختم نشود، اما با مهربانی و درایت، گره از کار مردم باز کرده و صلح را به زندگیشان برگرداند.
این سریال، دعوتی است به یک بازاندیشی در شیوه قضاوت؛ دعوتی برای اینکه قانون را نه به عنوان چوبی خشک، بلکه به مثابه ابزاری برای صلح به کار گیریم.
آنچه در انتهای این قسمت شاهد بودیم، یعنی تبدیل عناد و عداوت دو همسایه به دوستی و مرافقت، تنها یک پایان سینمایی نبود، بلکه ترسیم همان عدالتی بود که جامعه امروز ما بیش از هر زمان دیگری به آن نیاز دارد.
انتهای پیام/