انجمن سینمای جوانان در دور باطل شوراها؛ فیلمسازان جوان همچنان در انتظار سیاستگذاری!
منتظری در گفتوگو با میزان اظهار کرد: اگر بخواهم وضعیت امروز سینمای ایران را در یک جمله توصیف کنم، میگویم بزرگترین بحران امروز سینمای ایران، بحران سیاستگذاری است. سالهاست درباره بودجه، اکران، تولید و جشنواره حرف میزنیم، اما کمتر درباره این سؤال اساسی صحبت میکنیم که اساساً سازمان سینمایی کشور قرار است سینمای ایران را به کدام مقصد برساند؟ امروز اگر از بدنه حرفهای سینما بپرسید مهمترین اولویت سازمان سینمایی چیست، بعید میدانم پاسخ روشنی وجود داشته باشد. این یعنی ما با خلأ راهبرد مواجه هستیم؛ خلأیی که به اعتقاد من، از هر بحران مالی خطرناکتر است.
این منتقد سینما ادامه داد: مدیریت فرهنگی زمانی معنا پیدا میکند که بتواند مسیر ترسیم کند، نه اینکه صرفاً امور جاری را اداره کند. اداره روزمره، هنر مدیریت نیست. هنر مدیریت، ساختن آینده است. متأسفانه احساس من این است که سازمان سینمایی در ماههای اخیر بیشتر درگیر مدیریت روزمره بوده تا ترسیم افق. وقتی افق وجود نداشته باشد، تصمیمها هم به اقدامات پراکنده تبدیل میشوند؛ جشنواره برگزار میشود، شورا تشکیل میشود، احکام صادر میشود، اما این پرسش همچنان بیپاسخ میماند که این تصمیمها قرار است کدام مسئله واقعی سینمای ایران را حل کنند.
وی تصریح کرد: به همین دلیل معتقدم خبر معرفی شورای سیاستگذاری جشنواره فیلم کوتاه تهران، بهتنهایی موضوع اصلی نیست. این خبر فقط یک نشانه است؛ نشانهای از نوع نگاه مدیریتی که سالهاست بر بخشی از مدیریت فرهنگی حاکم شده است. ما بیش از آنکه سیاست تولید کنیم، ساختار تولید میکنیم؛ بیش از آنکه راهبرد ارائه دهیم، شورا تشکیل میدهیم.
عضو انجمن منتقدان و نویسندگان سینمای ایران با اشاره به جایگاه انجمن سینمای جوانان گفت: انجمن سینمای جوانان ایران، یکی از مهمترین نهادهای فرهنگی کشور است. مأموریت این انجمن، برگزاری جشنواره نیست؛ مأموریتش کشف استعداد، آموزش، تربیت و حمایت از نسل آینده سینمای ایران است. اگر انجمن این مأموریت را بهدرستی انجام دهد، آینده سینمای ایران تضمین میشود و اگر از آن فاصله بگیرد، هیچ جشنوارهای نمیتواند این خلأ را جبران کند.
منتظری خاطرنشان کرد: من سالهاست عملکرد انجمن را دنبال میکنم و معتقدم امروز باید یک سؤال جدی از مدیران این مجموعه پرسیده شود؛ کارنامه واقعی انجمن چیست؟ نه کارنامه رسانهای، نه تعداد اخبار منتشرشده، نه تعداد جلسات و مراسم؛ بلکه کارنامه واقعی. چند استعداد ماندگار به سینمای ایران معرفی شدهاند؟ چند فیلمساز جوان توانستهاند از دل این مجموعه وارد جریان حرفهای سینما شوند؟ سهم انجمن در آینده سینمای ایران دقیقاً چیست؟
وی ادامه داد: به اعتقاد من، کارنامه هر مدیر فرهنگی را نباید از روی بولتنهای روابط عمومی سنجید؛ باید از روی اثری که در بدنه فرهنگ و هنر گذاشته است، ارزیابی کرد. روابط عمومی میتواند روایت بسازد، اما نمیتواند جای کارنامه را بگیرد. این دو را نباید با هم اشتباه گرفت.
این روزنامهنگار حوزه سینما با اشاره به دفاتر استانی انجمن اظهار کرد: انجمن سینمای جوانان یکی از گستردهترین شبکههای فرهنگی کشور را در اختیار دارد. دهها دفتر در استانها و شهرهای مختلف که اگر درست مدیریت شوند، میتوانند بزرگترین شبکه استعدادیابی سینمای ایران باشند. اما امروز یک سؤال جدی وجود دارد؛ در این دفاتر دقیقاً چه میگذرد؟ خروجی آنها چیست؟ چند استعداد تازه از دل این شبکه به سینمای حرفهای معرفی شدهاند؟ چه جریان فرهنگی در استانها شکل گرفته است؟ و اساساً عملکرد این دفاتر بر اساس چه شاخصی ارزیابی میشود؟ به اعتقاد من، کارنامه واقعی انجمن را باید در دفاتر استانیاش جستوجو کرد، نه در تعداد جلسات شوراها.
منتظری تصریح کرد: اگر قرار باشد مهمترین خروجی انجمن، برگزاری یک جشنواره باشد، یعنی از مأموریت اصلی خود فاصله گرفته است. جشنواره، بخشی از مأموریت انجمن است، نه همه آن. انجمن باید کارخانه تولید امید برای فیلمساز جوان باشد، نه صرفاً برگزارکننده یک رویداد سالانه.
وی با اشاره به معرفی شورای سیاستگذاری جشنواره فیلم کوتاه تهران افزود: در همین چارچوب، ترکیب شورای سیاستگذاری نیز قابل تأمل است. پرسش من درباره اشخاص نیست؛ درباره معیارهاست.
انتظار طبیعی جامعه سینمایی این است که اعضای اتاق فکر مهمترین جشنواره فیلم کوتاه کشور، نسبت روشن و قابل دفاعی با سینمای جوان، فیلم کوتاه و سیاستگذاری فرهنگی داشته باشند. هرگاه این معیارها برای افکار عمومی شفاف نباشد، پرسش نیز شکل میگیرد و این پرسش کاملاً طبیعی است.
عضو انجمن منتقدان و نویسندگان سینمای ایران ادامه داد: به نظر من، ترکیب هر شورای سیاستگذاری، بیانیه نانوشته آن جشنواره است. از روی ترکیب یک شورا میتوان فهمید مدیران آن مجموعه چه نگاهی به تخصص، تجربه و آینده آن حوزه دارند. بنابراین انتظار میرود فرآیند انتخاب اعضا نیز با شفافیت بیشتری برای جامعه سینمایی تبیین شود.
منتظری با انتقاد از گسترش شوراهای سیاستگذاری گفت: سالهاست در مدیریت فرهنگی، شورا جای سیاست را گرفته است. تقریباً برای هر رویدادی یک شورای سیاستگذاری تشکیل میشود، اما اگر این شوراها واقعاً سیاست تولید میکنند، چرا حال سینمای ایران بهتر نشده است؟ چرا جشنوارهها هر سال برگزار میشوند، اما کمتر از گذشته جریانسازند؟ چرا فیلمساز جوان همچنان احساس میکند مسیر حرفهای روشنی پیش روی او نیست؟
وی افزود: من معتقدم جشنواره فیلم کوتاه تهران نیازمند بازتعریف مأموریت خود است. جشنواره زمانی موفق است که پس از پایان آن، تغییری در زیست حرفهای فیلمسازان ایجاد شود. اگر جشنواره فقط چند روز برگزار شود، جایزه بدهد و به پایان برسد، آن را نمیتوان جریانسازی نامید. سینمای ایران امروز بیش از هر چیز به نهادهایی نیاز دارد که آینده بسازند، نه اینکه صرفاً تقویم فرهنگی را پُر کنند.
این منتقد سینما تأکید کرد: امروز بسیاری از فیلمسازان جوان با احساس بلاتکلیفی روبهرو هستند و بسیاری از سینماگران باسابقه نیز احساس میکنند در فرآیندهای تصمیمسازی کمتر دیده و شنیده میشوند. این وضعیت برای آینده سینمای ایران نگرانکننده است. سرمایه اصلی سینما، ساختمانها و جشنوارهها نیست؛ سرمایه اصلی آن، انسانها هستند و هر زمان این سرمایه احساس بیاعتمادی کند، خسارت آن بهمراتب سنگینتر از هر بحران اقتصادی خواهد بود.
منتظری در پایان گفت: من با افراد مسئلهای ندارم؛ با شیوه حکمرانی فرهنگی مسئله دارم. با الگویی که تصور میکند میتوان به جای سیاستگذاری، شورا تشکیل داد؛ به جای پاسخگویی، گزارش عملکرد منتشر کرد؛ و به جای حل مسئله، رویداد برگزار کرد. سینمای ایران امروز بیش از هر زمان دیگری به شجاعت در تصمیمگیری، شفافیت در انتخابها و بازگشت نهادهای فرهنگی به مأموریتهای ذاتیشان نیاز دارد. اگر انجمن سینمای جوانان قرار است خانه نخست فیلمسازان جوان باشد، باید قبل از هر چیز نشان دهد که دغدغه اصلیاش کشف استعداد، تربیت نسل آینده و جریانسازی برای سینمای ایران است؛ نه صرفاً برگزاری جشنوارهها و تشکیل شوراهایی که جامعه سینمایی همچنان درباره میزان اثرگذاری آنها پرسشهای جدی دارد!
انتهای پیام/