«دختر پری خانم»؛ روایتی از سوگ در زیست اجتماعی معاصر
فیلم سینمایی «دختر پری خانم» به کارگردانی علیرضا معتمدی، یکی از آثار تأملبرانگیز چهلوچهارمین جشنواره فیلم فجر است و در ادامه و شکل تکامل یافته دو فیلم پیشین معتمدی است که با پرهیز از روایتهای مستقیم و مسئلهمحور، به سراغ لایههای پنهانتری از تجربه اجتماعی انسان معاصر میرود. این فیلم که در پنجمین روز جشنواره در پردیس سینمایی ملت به نمایش درآمد، تلاشی است برای بازنمایی بحرانهای اجتماعی از مسیر روان فردی.
معتمدی در این اثر، بهجای تصویر کردن مستقیم آسیبهای اجتماعی، وضعیت ذهنی و عاطفی فردی را به تصویر میکشد که درگیر فقدان و سوگ است؛ سوگی که نه مقطعی و گذرا، بلکه مزمن و ادامهدار است. این رویکرد، فیلم را از سطح یک روایت شخصی فراتر میبرد و آن را به بازتابی از حالوهوای جامعهای بدل میکند که در سالهای اخیر با انباشت تجربههای تلخ و ناگوار مواجه بوده است.
هر چند این به ظن خود فیلمساز از تجربه زیستهاش برآمده، چرا که در عنفوان کودکی مادر خود را از دست داده است.
فیلم به میزان بسیار زیادی شخصی است، اما این شخصیسازی سوژه و روایت و لحن و پرداخت، بیربط به زندگی دیگران نیست و به راحتی مخاطب از پی همذاتپنداری با معتمدی همراه میشود.
سوگ بهمثابه وضعیت اجتماعی
در «دختر پری خانم»، سوگ صرفاً واکنشی به مرگ یک عزیز نیست، بلکه بهعنوان یک وضعیت پایدار در زندگی شخصیتها جریان دارد. شخصیت اصلی نه در مسیر عبور از فقدان، بلکه در حال زیستن با آن است؛ وضعیتی که میتوان آن را بازتابی از تجربه جمعی جامعهای دانست که فرصت ترمیم زخمها و عبور از بحرانها را نیافته است.
فیلم در این معنا، تصویری از «سوگ خاموش» ارائه میدهد؛ سوگی که بیان نمیشود، اما همهچیز را تحتتأثیر قرار میدهد. این نگاه، «دختر پری خانم» را به اثری اجتماعی بدل میکند که بدون شعار و اغراق، به عمق رنج انسانی نزدیک میشود.
مرز واقعیت و خیال؛ گسست اجتماعی
یکی از مؤلفههای مهم فیلم، حرکت مداوم میان واقعیت و خیال است. این انتخاب فرمی، در سطح اجتماعی میتواند نشانهای از گسست میان آرزوهای فردی و واقعیتهای زیستشده باشد. در شرایطی که واقعیت اجتماعی امکان تحقق خواستهها را محدود میکند، خیال به پناهگاه ذهنی شخصیتها بدل میشود.
از این منظر، خیالپردازی در فیلم نه بهعنوان گریز، بلکه بهمثابه واکنشی به فشارهای اجتماعی قابل تحلیل است؛ واکنشی که ریشه در ناتوانی ساختارهای بیرونی در پاسخگویی به نیازهای عاطفی و روانی افراد دارد.
زنِ غایب و فروپاشی هویت عاطفی
عنوان فیلم و جایگاه شخصیت زن در روایت نیز حامل دلالتهای اجتماعی قابلتأملی است. «دختر پری خانم» بیش از آنکه درباره حضور یک زن باشد، درباره غیاب اوست؛ غیاب مادری که نقش محوری در شکلگیری هویت عاطفی شخصیت اصلی داشته است.
این غیاب، بهنوعی نماد فروپاشی تکیهگاههای عاطفی در جامعهای است که پیوندهای انسانی در آن شکنندهتر شدهاند. زن در این فیلم، نه بهعنوان یک شخصیت فعال، بلکه بهمثابه حافظه، خاطره و فقدان حضور دارد؛ حضوری که نبودنش، خلأیی عمیق برجای گذاشته است و البته دیگر شخصیتهایی که همگی زن هستند. اما زن جوانی که سابقا همسر شخصیت اصلی داستان است و فردی ناآرام پرهیجان که به سبب آرزوی دوران کودکیاش الینه شده و عاشق میشود. روایت فیلم باز میگردد به دوران کرونا. قهرمان داستان از همه چیز و همه کس تبری میجوید جز از مادرش که سالهاست انتظار او را میکشد تا از کما برخیزد...
در میان آثار چهلوچهارمین جشنواره فیلم فجر که بسیاری از آنها بهدنبال طرح مستقیم معضلات اجتماعی هستند، «دختر پری خانم» مسیری متفاوت را انتخاب میکند. این فیلم بهجای پرداختن به نمودهای بیرونی بحران، به پیامدهای درونی آن میپردازد و از خلال روان فرد، وضعیت جامعه را بازخوانی میکند.
«دختر پری خانم» را میتوان نماینده بخشی از سینمای اجتماعی دانست که بهجای فریاد زدن مسئله، آن را زندگی میکند؛ سینمایی آرام، کمادعا و مبتنی بر تأمل که بیش از آنکه پاسخ بدهد، پرسش طرح میکند
انتهای پیام/



