ششمین روز از جشنواره فیلم فجر و بینظمیهایی که ادامه دارد
ششمین روز چهلوچهارمین جشنواره فیلم فجر در پردیس ملت، روز دو قطبیِ روایت و اجرا بود؛ روزی که بعضی فیلمها تلاش کردند مخاطب را وارد جهان خود کنند و بعضی دیگر، پیش از آنکه داستانشان آغاز شود، حوصله تماشاگر را از سالن بیرون فرستادند.
سانس اول با «رقص باد» آغاز شد؛ فیلمی که از همان پلانهای ابتدایی با تصویر یک لنج و ورود به جزیرهای در جنوب ایران، تلاش میکند فضای جنگ دوازدهروزه و حمله اسرائیل به ایران را نه با شعار، بلکه در پسزمینه زندگی روزمره شخصیتها روایت کند.
با این حال، بسیاری از اهالی رسانه معتقد بودند فیلم در پرداخت دراماتیک موقعیت جنگی محافظهکار است. یکی از منتقدان در راهروی پردیس ملت میگفت:
«جنگ توی فیلم هست، ولی بیشتر شبیه صدای موج میمونه؛ شنیده میشه، اما خیست نمیکنه.»
بازی علیرضا شجاعنوری و سودابه بیضایی عموماً مورد توجه قرار گرفت، اما برخی خبرنگاران معتقد بودند شخصیتها بیش از حد در فضای سمبلیک رها شدهاند
و فیلم، بهویژه در نیمه دوم، دچار ایست روایی میشود. با این حال «رقص باد» دستکم توانست سالن را با خود نگه دارد و تماشاگرانش را تا پایان بنشاند؛ امتیازی که همه فیلمهای این روز نداشتند.
بیلبورد یک کنجکاوی و دیگر هیچ
در سانس دوم، «بیلبورد» ساخته سعید دشتی روی پرده رفت؛ فیلمی که پیش از نمایش، بهواسطه موضوع درونسینماییاش کنجکاوی زیادی ایجاد کرده بود. داستان سقوط یک سوپراستار سینما، دستمایهای بود که بسیاری از خبرنگاران آن را جسورانه، اما نصفهنیمه توصیف کردند.
یکی از اهالی رسانه در یادداشت کوتاهش نوشت:
«بیلبورد حرف مهمی درباره شهرت دارد، اما جرأت نمیکند آن را تا ته بزند.»
بازی امین حیایی با واکنشهای دوگانه همراه شد؛ برخی آن را متفاوت و کنترلشده دانستند و برخی دیگر معتقد بودند فیلم بیش از حد روی چهره ستارهاش حساب باز کرده است. آناهیتا درگاهی نیز اگرچه حضوری قابل قبول دارد، اما به باور منتقدان، شخصیتپردازیاش قربانی ریتم نامتعادل فیلم شده است. «بیلبورد» از آن دست فیلمهایی بود که بحثهایش بیشتر از خود فیلم، در لابی سینما شکل گرفت.
حال بد زن
اما نقطه اوج حاشیههای روز ششم، نه به یک فیلم خاص، بلکه به بینظمی جدول نمایشها و سپس فیلم جایگزین آن بازمیگشت. تغییر زمان نمایش «قایقسواری در تهران» ساخته رسول صدرعاملی، آن هم به دلیل اصلاح نور و رنگ، باعث سردرگمی اهالی رسانه شد؛ بسیاری از خبرنگاران این پرسش را مطرح میکردند که چگونه فیلمی در این سطح، هنوز به نسخه نهایی نرسیده است. در حالی که در سینماهای مردمی چندین مرتبه اکران و حتی به سانس فوق العاده رسیده است.
در پی این تغییر، «حال خوب زن» ساخته مهدی برزکی در سانس سوم ساعت ۱۹ به نمایش درآمد؛ فیلمی که بهسرعت به سیبل انتقادات تند اهالی رسانه تبدیل شد.
واکنشها به این فیلم بهقدری منفی بود که برخی خبرنگاران، سالن را پیش از پایان ترک کردند. یکی از منتقدان باسابقه در همان دقایق ابتدایی گفت:
«این فیلم نه حال خوب دارد، نه زن را میشناسد.»
انتقادها عمدتاً متوجه فیلمنامهای بود که بهزعم منتقدان، دچار کلیشههای فرسوده، دیالوگهای شعاری و نگاه سطحی به مسائل زنان است. برخی اهالی رسانه معتقد بودند فیلم بیش از آنکه دغدغهمند باشد، به دام شعار افتاده و تلاش میکند با عنوانی فریبنده، ضعفهای ساختاری خود را پنهان کند.
یکی دیگر از خبرنگاران معتقد است:
«حال خوب زن، نمونهای از سینمای نیتخوب، اما نتیجهبد است؛ فیلمی که حتی نمیداند مخاطبش کیست.»
ریتم کند، سوژه حساسی که سوخت، بازی استثنائی مهتاب ثروتی در نقش سارا در تقابل با بازیگر بسیار ضعیف مقابلش در فیلمی که ادعای روانکاوی زناشویی دارد و تنها تابو روابط را میشکند.
حالِ خوبِ زن فیلمی است که میخواهد وارد عمیق مسائل روانشناختی زوجین شود و در عین حال نه تنها روانکاوی نمیداند بلکه از جامعهشناسی هم سودی نمیجوید، رگههایی از فضای اجتماعی و حتی نگاه درمانمحور تنها در این فیلم ادا میشود و کارکرد ندارد.
از قضا میخواهد نسخهای آگاهیبخش و تا حدی شفابخش باشد، اما تنها در بیان و عنوان و طرح مسئله نیز دچار مشکل است.
در پایان روز ششم، فضای پردیس ملت بیش از آنکه تحتتأثیر فیلمها باشد، تحتتأثیر حاشیهها و نارضایتیها قرار گرفت؛ از فیلمهایی که میتوانستند عمیقتر باشند و نشدند، تا آثاری که اساساً نتوانستند با مخاطب حرفهای جشنواره ارتباط برقرار کنند.
روز ششم جشنواره فجر، روزی بود که نشان داد در کنار روایتهای جنگ و شهرت، هنوز بزرگترین چالش جشنواره، کیفیت نابرابر فیلمها و مدیریت اجرایی پرحاشیه آن است.
انتهای پیام/



