خشونت علیه اسیران فلسطینی؛ میراثداری رژیم صهیونیستی از زنجیره استعماری
عبداللطیف غیث که بعدها مدیر سازمان حقوق اسیران فلسطینی «آدامیر» شد، در سال ۱۹۶۹ در بازداشتگاهی در قدس اشغالی نگهداری میشد که زندانبانان صهیونیستی رسمیه عوده، اسیر فلسطینی را پس از شکنجه با پدرش مواجه کردند؛ این زن فلسطینی در واکنش به خواسته پدر گریانش برای اعتراف و پایان دادن به شکنجه، گفت: چیزی برای گفتن ندارم، زیرا کاری نکردهام.
رسمیه ۱۰ سال بعد، در سال ۱۹۷۹، پس از تبادل اسیران، در مقابل کمیته سازمان ملل در ژنو ایستاد و آنچه را که با وی در آن سلول زندان قدس اشغالی انجام شده بود، شرح داد؛ شهادت وی سالها پیش از تصویب کنوانسیون مبارزه با شکنجه وارد پرونده سازمان ملل شد.
اما رسمیه، همانطور که غیث میگوید، نخستین قربانی نبود؛ وی گفت: در فلسطین، ما شاهد موقعیتهای زیادی مانند این بودهایم و رسمیه آخرین نفر نخواهد بود.
شکنجه برای فلسطینیها چیز جدیدی نیست
فرانچسکا آلبانیز، گزارشگر ویژه سازمان ملل در سرزمینهای اشغالی فلسطین، در فیلم بدنهای شاهد Bodies of Evidence گفت: شکنجه در واقع نشانهای از ۲ سال اخیر ظلم به مردم فلسطین است.
اما وی اصرار دارد که این چیز جدیدی نیست؛ آلبانیز گفت: شکنجه برای فلسطینیها چیز جدیدی نیست؛ اسرائیل از همان ابتدای موجودیت خود، شکنجه را علیه فلسطینیها اعمال کرده است.
آلبانیز در ادامه به موضوعهایی اشاره کرد که بحثهای مودبانه بینالمللی ترجیح میدهند به آن اشاره نکنند؛ وی گفت: در طول دوران قیمومیت انگلیس در فلسطین، مستند شده است که دولت انگلیس از شیوههای شکنجه یا اجرای قانون استفاده میکرد که قبلا علیه شورشیان ایرلندی بهعنوان بخشی از اقدامهای ضد شورش استفاده شده بود؛ این شیوهها در فلسطین اعمال میشدند و همچنین مستند شده است که مقررات اضطراری انگلیس در سیستم حقوقی اسرائیل گنجانده شده بود؛ آنها اقتباس نشده بودند. ترجمه نشده بودند؛ مدرن نشده بودند.
به گفته آلبانیز، آنها «بلافاصله در سیستم اسرائیل پذیرفته و ریشه دوانده بودند»؛ به عبارت ساده، خشونت جنسی در بازداشتگاههای رژیم صهیونیستی امروز تصادفی نیست؛ این میراث یک روش امپریالیستی است که انگلیس در ایرلند تمرین کرد، به فلسطین صادر کرد و در کنیا تکرار کرد؛ فرانسه در الجزایر صنعتی شد؛ و آپارتاید آفریقای جنوبی علیه سیاهپوستان آفریقای جنوبی نظاممند شد؛ رژیم صهیونیستی، پروژه استعماری-مهاجرت اروپایی که خود انگلیس آغازگر آن بود، سپس آن را از آن خود کرد، سلولها تغییر میکنند، لباسهای فرم تغییر میکنند، اما این روند تغییر نمیکند.
آلبانیزی در ادامه تصریح کرد: این روند ناشی از رژیمهای نژادپرستانه است، زیرا اعمال تحقیر و حذف شخصیتها بهعنوان عملی برای کنترل تلقی میشود.

شکنجه جنسی چیست؟
در قوانین بینالمللی ازجمله کنوانسیون سازمان ملل علیه شکنجه، اساسنامه رُم دیوان بینالمللی کیفری، احکام دادگاههای یوگسلاوی سابق و رواندا و قانون بشردوستانه عرفی کمیته بینالمللی صلیب سرخ، خشونت جنسی تعریف شده است؛ در عین حال، هنگامی که هر یک از اعمال خشونت کلامی یا فیزیکی تعریفشده در حضور اعضای خانواده انجام شود، آن نیز خشونت جنسی محسوب میشود؛ همه اینها میتواند بهعنوان شکنجه، جنایت جنگی، جنایت علیه بشریت تحت پیگرد قانونی قرار گیرد.
کونو تارفوسر، قاضی سابق ایتالیایی در دیوان بینالمللی کیفری، این نکته را به صراحت در بدنهای شاهد، بیان میکند: خشونت جنسی به چیزی بیش از جرم تبدیل میشود؛ جرایم جنسی به روشی برای مبارزه در جنگ تبدیل میشوند.
کفایه خریم، هماهنگکننده بینالمللی حمایت در مرکز زنان برای کمک حقوقی و مشاوره (WCLAC) مستقر در رامالله، میگوید نیروهای صهیونیستی دقیقا میدانند چه میکنند؛ وی توضیح داد که چگونه بسیاری از زنان به گروههایی حقوقی در مورد دستگاههایی که در داخل بدنشان کار گذاشته شده است، میگویند، بدون اینکه بتوانند آن را تجاوز یا خشونت جنسی تشخیص دهند.
هماهنگکننده بینالمللی حمایت در مرکز زنان برای کمک حقوقی و مشاوره، گفت: نیروهای اسرائیلی از برچسب اجتماعی آگاه هستند و از آن سوءاستفاده میکنند.
برای درک آنچه انگلیس در فلسطین انجام داد، باید کارهای آن در ایرلند را مطالعه کرد.

ایرلند: جایی که امپراتوری آموخت چگونه مردمی را در هم بشکند
بین سالهای ۱۹۲۰ تا ۱۹۲۲، همزمان با اوج گرفتن جنگ استقلال ایرلند، انگلیس یک نیروی شبهنظامی را در ایرلند مستقر کرد که به نمادی برای ترور استعماری تبدیل شد: بلکاند تنس و همتایان افسر آنها بهعنوان نیروهای کمکی؛ هنگامی که جنگ ایرلند پایان یافت، امپراتوری بلکاند تنس خود را بازنشسته نکرد، آنها را دوباره مستقر کرد.
تقریبا ۶۵۰ نفر از بلکاند تنس سابق در آوریل ۱۹۲۲ به فلسطین تحت قیمومیت اعزام شدند تا ژاندارمری جدید فلسطین انگلیس را تشکیل دهند؛ براساس مطالعه ریچاردای. کیهیل با عنوان «برو به سوی جنون: سیاه و برنزهها در فلسطین»، در سال ۱۹۲۳، سیاه و برنزههای سابق بین ۷۵ تا ۹۵ درصد از آن نیرو را تشکیل میدادند.
آنها روشهای خود را با خود آوردند؛ یکی از اعضای این گروه در سال ۱۹۳۱ به جرم وادار کردن یک افسر زیردست به بدرفتاری و آزار جسمی یک زندانی مجرم شناخته شد.
این زنجیرهای است که آلبانیز به آن اشاره میکند؛ این یک استعاره نیست؛ این همان مردانی هستند که در ساحلی دیگر، همان کارها را با مردم استعمار شده دیگری انجام میدهند که تحت حمایت همان قانون اضطراری هستند.
- بیشتر بخوانید:
- ستاد حقوق بشر: رژیم صهیونیستی در ۸ دهه گذشته بهصورت سازمانیافته به ۴ جرم اصلی بین المللی دست زده است
- قرار گرفتن رژیم صهیونیستی در فهرست سیاه سازمان ملل؛ گامی دیرهنگام، اما درست
فلسطین، ۱۹۳۶: امپراتوری به کار خود ادامه میدهد
تا دهه ۱۹۳۰، انگلیس دیگر در فلسطین آزمایش نمیکرد؛ آن را بهعنوان یک پروژه استعماری-مهاجرتی با طراحی خود اداره میکرد؛ اعلامیه بالفور در سال ۱۹۱۷، انگلیس را به «ایجاد یک خانه ملی برای قوم یهود در فلسطین» متعهد کرده بود؛ این قیمومیت که در سال ۱۹۲۲ اعطا شد، انگلیس را به مامای استعماری پروژه صهیونیستی تبدیل کرد.
در سال ۱۹۳۶، فلسطینیها با یک اعتصاب عمومی ۶ ماهه پاسخ دادند؛ این اعتصاب به قیام بزرگ اعراب تبدیل شد، ۳ سال قیام مسلحانه علیه حکومت انگلیسی و پروژه صهیونیستی که در حال ساخت آن بود.
پس از آن، کارزاری از ترور دولتی آغاز شد: انگلیس بیش از ۲۰ هزار سرباز را به فلسطین اعزام کرد، مقررات منع رفتوآمد و جریمههای جمعی وضع کرد، خانهها را با دینامیت منفجر کرد، بخش زیادی از یافای قدیمی را تخریب کرد و از غیرنظامیان فلسطینی بهعنوان سپر انسانی استفاده کرد.
دستورالعملهای پلیسیِ دورهی قیمومیت نیازی به صدور دستور تجاوز نداشتند. آنها اتاقهایی را ساخته بودند که در آنها میشد تجاوز را انکار کرد: دستگیری بدون حکم، ورود اجباری، تفتیش با زور، حملههای مشترک پلیس و ارتش و غرامت برای افسرانی که «با حسن نیت» عمل میکردند.
یک وکیل کهنهسرباز صهیونیست، تصریح کرد: اسرائیل همچنین از دوران قیمومیت، رویه بازداشت اداری را به ارث برده است که براساس آن فلسطینیها بدون هیچ اتهامی بهطور نامحدود در زندان نگه داشته میشوند.
همین منطق از خودِ قیمومیت نیز دوام آورد؛ انگلیس فقط راهنمای نکبت ۱۹۴۸ و نکبتی را که از آن زمان تاکنون ادامه دارد، ننوشت، بلکه میدان را خالی کرد.

کنیا: امپراتوری وقتی فکر میکند کسی حواسش نیست چه میکند؟
در دهه ۱۹۵۰، همان دولت امپراتوری که بر فلسطین حکومت میکرد، شبکهای از اردوگاههای بازداشت در کنیا برای شکستن قیام علیه حکومت انگلیس طراحی کرد؛ اردوگاههایی که مملو از خشونتهای جنسی بودند.
در سال ۲۰۱۳، پس از سالها مبارزه حقوقی توسط بازماندگان که توسط یک شرکت حقوقی انگلیسی نمایندگی میشدند، دولت انگلیس این پرونده را حلوفصل کرد.
الجزایر: فرانسه شکنجه را به دکترین تبدیل کرده است
اگر انگلیس معماری را ساخت، فرانسه دکترین را نوشت؛ در طول جنگ الجزایر، ارتش فرانسه به زنان الجزایری در بازداشت و در خانههایشان تجاوز کرد؛ مردان الجزایری لخت و به برق وصل شدند و تهدید به تجاوز به بستگانشان شدند.
پرونده جمیله بوپاشا که توسط چتربازان فرانسوی شکنجه شد، به یک رسوایی بینالمللی تبدیل شد، زیرا ژیزل حلیمی، وکیل و فعال فرانسوی-تونسی و سیمون دوبوار، فیلسوف و فعال فرانسوی، آن را مطرح کردند و از ناپدید شدن آن خودداری کردند.
در بلیده، حدود ۴۵ کیلومتری پایتخت الجزایر، فرانتس فانون، روانپزشک و فیلسوف فرانسوی، قربانیان الجزایری شکنجه فرانسوی را در همان بیمارستانی که کارکنان فرانسوی مجری آن را درمان میکرد، درمان کرد.
فانون میدانست که شکنجه، زیادهروی در جنگ نیست، بلکه جوهره رابطه استعماری است؛ همانطور که آلبانیز میگوید: فرانتس فانون قربانیان شکنجه و عاملان آن را درمان میکرد.

رژیم صهیونیستی و فرانسه: اتحادی که با خون الجزایریها شکل گرفت
رژیم صهیونیستی فقط معماری خشونت جنسی و شکنجه انگلیس را به ارث نبرد؛ همچنین، تقریبا بلافاصله پس از جعلش در سال ۱۹۴۸، خود را به پروتکل فرانسه متعهد کرد؛ در اکتبر ۱۹۵۶، انگلیس، فرانسه و رژیم صهیونیستی پروتکل سور، توطئهای مخفی برای حمله به مصر و سرنگونی جمال عبدالناصر را امضا کردند.
این فرانسه بود که به رژیم صهیونیستی در ساخت نیروگاه هستهای دیمونا کمک کرد؛ دانشمندان و مهندسان فرانسوی نقش محوری در طراحی راکتور و زیرساختهای بازفرآوری داشتند که به رژیم صهیونیستی بمب اتمی داد، اما بمب تمام چیزی نبود که این رژیم از فرانسه آموخت.
این رژیم همچنین آموخت که با خودِ یک جمعیت ضداستعماری بهعنوان دشمن رفتار کند و اینکه بدن استعمارشده، خوابش، خانوادهاش و شرمش، همگی زمینههای مشروع جنگ هستند.
کمیسیون لاندوی رژیم صهیونیستی در سال ۱۹۸۷ این را «فشار فیزیکی متوسط» مینامید! با وجود این، دادگاه عالی رژیم صهیونیستی در سال ۱۹۹۹ برخی از روشها را ممنوع کرد، در حالی که در را برای استفاده از چنین شیوههایی در صورت لزوم باز گذاشت؛ و چه کسی تصمیم میگیرد که چه چیزی «ضروری» است؟ همان کابینه امنیتی رژیم صهیونیستی که قرار بود حکم دادگاه عالی آن را محدود کند.

شکنجه از همان زمان جعل رژیم صهیونیستی
هیچکدام از اینها تعجبآور نیست.
خرایم گفت: خشونت جنسی چیزی است که از زمان تاسیس اسرائیل بهطور تاریخی علیه همه فلسطینیها توسط اسرائیل اتفاق افتاده است؛ کاملا مشخص است که در سال ۱۹۴۸، در طول پاکسازی قومی، از خشونت جنسی بهعنوان وسیلهای برای پاکسازی قومی فلسطینیها استفاده شد.
بنی موریس، مورخ صهیونیست، با استناد به بایگانیهای از طبقهبندی خارجشده، دستکم ۱۲ مورد تجاوز مستند توسط نیروهای صهیونیست در سال ۱۹۴۸ را تایید کرد، رقمی که او آن را «تنها نوک کوه یخ» نامید.
در دهههای ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰، حتی افراد داخلی اراضی اشغالی اذعان میکنند که در بازجوییها از زور استفاده شده است؛ دیدهبان حقوق بشر این روشها را در سال ۱۹۹۴ مستند کرد.
در آن سوی این طیف، نامها تغییر میکنند، رسمیه عوده در سال ۱۹۶۹، محمد زکی البکری در سال ۲۰۲۴، اما روشها تغییر نمیکنند.
بازماندگان اکنون صحبت میکنند
بایگانی تاریخی مهم است، زیرا مانند زمان حال به نظر میرسد.
در کتاب «مدارک: تاریکترین سلاح اسرائیل»، یکی از بازداشتشدگان سابق جنین، یک نگهبان زن را توصیف میکند که در حین بازرسی بدنی، خواهرش را تهدید جنسی میکند؛ وی گفت: هرگز آن لحظه را فراموش نمیکنم، اشکهایم سرازیر شد، من ۱۸ ساله بودم.»
محمد زکی البکری بدن مورد حمله را با عبارتهای سادهتری توصیف میکند: تو دیگر انسان نیستی؛ تو فقط یک بدن تحت کنترل آنها هستی.
این سازوکاری است که کفایه خریم توصیف میکند: سلاحسازی خانواده، انگ و شرم.
سده تیمان: حلقه زمان حال در زنجیره
اگر کسی به یک آدرس واحد نیاز داشته باشد که در آن زنجیره استعماری به حلقه فعلی خود میرسد، آن آدرس سده تیمان است؛ سدی تیمان، یک پایگاه نظامی در صحرای نقب، که پس از ۷ اکتبر به بازداشتگاه فلسطینیهای غزه تغییر کاربری داد؛ براساس شهادت اسیران آزاد شده، افشاگران صهیونیست مانند بتسلم و کمیته عمومی مبارزه با شکنجه در اراضی اشغالی و فیلمهای فاش شده، سده تیمان به نمادی از آنچه سیستم بازداشت رژیم صهیونیستی پس از فروپاشی محدودیتهای رسمیاش به آن تبدیل شد، مبدل شده است.
همانطور که در بخش آغازین فیلم بدنها شاهد آمده است: تمام اتهامهای علیه ۵ سرباز متهم به سوءاستفاده جنسی از یک زندانی فلسطینی در زندان نظامی سده تیمان در ژوئیه ۲۰۲۴ لغو شده است.
بازداشتشدگان شرح دادهاند که هفتهها در غل و زنجیر و چشمبند نگه داشته شدهاند، از مراقبتهای پزشکی محروم بودهاند، مورد ضربوشتم، گرسنگی، پوشک نگه داشته شده و مورد سوءاستفاده جنسی قرار گرفتهاند؛ در مارس ۲۰۲۶، افسر ارشد حقوقی ارتش رژیم صهیونیستی اتهامهای مربوط به پرونده اصلی سوءاستفاده جنسی را لغو کرد؛ عفو بینالملل این تصمیم را «شرمآور» خواند.
یک تبادل نظر عمومی فوقالعاده، پس از افشای رسوایی، دکترین پشت همه اینها را آشکار کرد؛ هانوخ میلویدسکی، عضو کنست از حزب لیکود بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر، در پاسخ به پرسش احمد طیبی، سیاستمدار فلسطینی درباره مشروع بودن خشونت جنسی در بحثی در کنست در ژوئیه ۲۰۲۴، پاسخ داد: اگر وی یک جنگجوی حماس باشد، انجام هر کاری مشروع است، هر کاری.
لحظهای تکاندهنده بود: نه انکار سوءاستفاده، بلکه دفاع از آن تحت زبان ضرورت؛ در آن جمله، منطق استثنا به صراحت بیان شد، اینکه به محض اینکه یک بازداشتشده بهعنوان دشمن مشخص شود، قانون میتواند به حالت تعلیق درآید، بدن میتواند مورد تجاوز قرار گیرد و ظلم میتواند بهعنوان امنیت دوباره مطرح شود.
در سال ۲۰۲۵، گزارش سالانه دبیرکل سازمان ملل در مورد خشونت جنسی مرتبط با درگیری، رژیم صهیونیستی را در فهرست وضعیتهای نگرانکننده خود قرار داد و به الگوهای خشونت جنسی توسط نیروهای صهیونیست علیه بازداشتشدگان فلسطینی اشاره کرد.

محیطی شکنجهآور
آلبانیز سده تیمان را «محیطی شکنجهآور» مینامد: مکانی که در آن اعمال درد عمدی و مداوم است؛ این سرکوب شامل کسانی که سعی در مستندسازی آن دارند نیز میشود؛ تحسین علیان از الحق، سازمان حقوق بشر فلسطین، میگوید که سازمان وی به دلیل کارش هدف قرار گرفته است.
در اکتبر ۲۰۲۱، وزارت جنگ رژیم صهیونیستی تحت نظر بنی گانتز، وزیر جنگ وقت، الحق و ۵ گروه دیگر فلسطینی را بهعنوان «سازمانهای تروریستی» معرفی کرد، اقدامی که کارشناسان سازمان ملل آن را بهعنوان حمله به مدافعان حقوق بشر فلسطینی محکوم کردند.
وکیل باسابقه صهیونیست، فضای پس از ۷ اکتبر را «آزار و اذیت خالص» توصیف میکند؛ وی گفت: تحقیر فلسطینیها و برخورد با آنها بهعنوان موجوداتی غیرانسانی، نگرانکننده نیست؛ این ابزار کار میکند، زیرا سکوت ایجاد میکند.
این همان چیزی است که غیث در سال ۱۹۶۹ شاهد آن بود؛ این همان چیزی است که بازماندگان امروز وقتی سربازان از سوءاستفاده فیلم میگیرند و تهدید میکنند که آن را برای خانوادهها ارسال میکنند، توصیف میکنند؛ سکوت سلاح است؛ شکستن سکوت مقاومت است.
چرا بدنها به یاد میآورند
در سال ۱۹۶۹، یک بازجوی صهیونیست پدر رسمیه عوده را در راهرویی در قدس اشغالی به گریه انداخت؛ در سال ۱۹۷۹، رسمیه در مقابل کمیته سازمان ملل در ژنو ایستاد و به جهانیان گفت که چه بلایی بر سر بدنش آمده است؛ جهان صدای او را شنید؛ این کار بسیار کمی انجام داد.
در سال ۲۰۲۶، بازماندگانی که شهادتهای خود را در کتاب «شهادت بدنها: تاریکترین سلاح اسرائیل» به اشتراک میگذارند، در حال انجام همان کار، با همان هزینه، در درون سیستمی هستند که برای غیرممکن کردن گفتار آنها طراحی شده است.
راجی سورانی، بنیانگذار و مدیر مرکز حقوق بشر فلسطین، به سادگی میگوید: ما نمیخواهیم غزه گورستان قوانین بینالمللی باشد و میخواهیم غزهایها عدالت و کرامت داشته باشند.
شانتال ملونی، وکیل جنایی ایتالیایی، استاد حقوق کیفری بینالمللی در دانشگاه میلان و مشاور حقوقی ارشد در امور جرایم بینالمللی و پاسخگویی در مرکز اروپایی حقوق اساسی و بشر، این لحظه را «نخستین ترکهای بتنی در دیوار مصونیت طولانیمدت» مینامد.
این مصونیت، مانند خشونت جنسی که آن را محافظت میکند، از ایرلند به فلسطین، از فلسطین به کنیا، از الجزیره به پرتوریا و از آنجا به الخلیل نیز سفر کرده است؛ امپراتوریها وقتی پرچم خودشان پایین میآید، معماری سوءاستفاده خود را به رژیم بعدی که مایل به استفاده از آن است، تحویل میدهند، سپس اصرار میکنند که هرگز چنین اتفاقی نیفتاده است.
نجاتیافتگان فلسطینی که امروز صحبت میکنند، از جهان نمیخواهند که یک وحشت بیسابقه را باور کند؛ آنها از جهان میخواهند که یک وحشت قدیمی را به رسمیت بشناسد و این بار، اقدام کند؛ یونیفرمها تغییر میکنند، واژگان قانونی تغییر میکنند، وضعیت اضطراری تغییر نام میدهد، اما این نهاد، سوابق را ثبت میکند.
انتهای پیام/

