روایت یک فقدان؛ از «شیار ۱۴۳» سینما تا «مادران» تلویزیون
اگر در بسیاری از آثار مرتبط با جنگ، تمرکز اصلی بر میدان نبرد، قهرمانان خط مقدم و دستاوردها و فداکاریهای رزمندگان است، سریال تلویزیونی «مادران» تلاش میکند به پشت صحنه این روایتها برود؛ به زندگی آدمهایی که شاید در متن حادثه نبودهاند، اما عمیقترین زخمها را خوردهاند و بیشترین درد را چشیده اند. در مرکز این نگاه، مادر ایستاده است؛ مادری که همزمان صبر، فقدان، امید و استقامت را با هم زندگی میکند.
شاید مهمترین ویژگی «مادران» همین باشد که مادر را نه در حاشیه، بلکه در متن روایت قرار داده است. این مجموعه از معدود سریالهایی است که قهرمان اصلیاش مادر شهید است؛ چه در جنگ تحمیلی هشتساله و چه در جنگ ۱۲ روزه. در تلویزیون و حتی سینمای ایران، بارها با شخصیت مادر شهید روبهرو شدهایم، اما در اغلب موارد این شخصیت نقشی فرعی، نمادین یا کوتاه داشته است. «مادران» تلاش میکند این نگاه را تغییر دهد و نشان دهد آنچه از جنگ در حافظه عمومی باقی میماند، فقط صحنههای نبرد نیست، بلکه رنجی است که در خانهها، در قاب عکسها، در انتظارها و در سکوت مادران ادامه مییابد.
در این زمینه، مقایسه «مادران» با فیلم سینمایی «شیار ۱۴۳» طبیعی و حتی اجتنابناپذیر است. «شیار ۱۴۳» با بازی ماندگار مریلا زارعی، یکی از شاخصترین آثاری است که توانسته است مفهوم مادر منتظر و داغدیده را به شکلی عمیق و تأثیرگذار به تصویر بکشد. حالا «مادران» نیز در برخی اپیزودهای خود، بهویژه در لحظات مواجهه مادر با پیکر فرزند شهیدش، یادآور همان حس و درد است. این شباهت در بعضی صحنههای «مادران» آنقدر پررنگ میشود که مخاطب احساس میکند سریال به شکلی مستقیم از «شیار ۱۴۳» الهام گرفته است. برای مثال، صحنه مواجهه فاطمه در «مادران» با پیکر فرزند شهیدش، بیاختیار مخاطب را به یاد لحظه مواجهه الفت با پیکر فرزندش در «شیار ۱۴۳» میاندازد. این شباهت، از یک طرف، «مادران» همان راه موفق روایت درباره مادران شهید را ادامه میدهد و از سوی دیگر این خطر را هم دارد که در برخی لحظات به مرز تکرار یا حتی کپیبرداری نزدیک شود.
با این حال، ساختار اپیزودی «مادران» این امکان را داده است که از دل هر قسمت، تصویری تازه از مادرانگی ارائه شود؛ هر بار با روحیهها و سنها و قومیتهای مختلف. در دو اپیزودی که تاکنون پخش شده است، این نشانه دیده میشود که سازندگان قصد ندارند تنها به یک فرم ثابت از سوگ و انتظار بسنده کنند، بلکه وجوه متفاوتی از زندگی مادران را در موقعیتهای گوناگون روایت میکنند. همین ویژگی است که میتواند در ادامه، سریال را از افتادن در دام تکرار نجات دهد؛ هرچند هنوز برای قضاوت نهایی زود است و باید دید در قسمتهای آینده این تنوع حفظ میشود یا نه.
یکی از امتیازهای اصلی «مادران» تا اینجا، بازی رویا افشار است؛ بازیگری که در هر اپیزود نقش مادری متفاوت را بر عهده دارد و در دو قسمت اول نشان داده است که توانایی بالایی در انتقال لایههای پیچیده عاطفی دارد. بازی او فقط بر گریه و اندوه استوار نیست، بلکه در لحظات سکوت، نگاه و تغییرات ظریف چهره و حتی لرزش دست، تأثیر خود را میگذارد. نمونه روشن این توانایی را میتوان در اپیزود «قاب عکس» دید؛ جایی که شیرین پس از پیدا کردن عکس پسر شهیدش، احساسی دوگانه را تجربه میکند. در چهره او همزمان میتوان شادی یافتن عکسی از فرزند را دید و غم بیانتها از اینکه آنچه باقی مانده، تنها یک تصویر است. این تلفیق شادی و اندوه در بازی رویا افشار، از آن جنس لحظاتی است که بدون نیاز به دیالوگهای طولانی، معنا را به مخاطب منتقل میکند و در ذهن ثبت میشود.
نکته قابل توجه دیگر، دیالوگهای سریال است. «مادران» در برخی لحظات، بهجای آنکه از دیالوگهای طولانی و شعاری استفاده کند، از جملههایی کوتاه، ساده و عمیق استفاده میکند. دیالوگی مثل «جنگ یعنی بچه من ازم دور شده…» نمونهای روشن از همین رویکرد است. این جمله به ظاهر ساده، در واقع یکی از دقیقترین تعریفهای انسانی و واقعی از جنگ و تاثیرات آن است. در اینجا جنگ دیگر یک مفهوم نظامی یا تاریخی نیست، بلکه به زبان یک مادر، به تجربهای شخصی و دردناک تبدیل میشود؛ تجربه دور شدن فرزند. همین سادگی و صداقت باعث میشود دیالوگ به دل بنشیند و اثر احساسی خود را بگذارد.
از سوی دیگر، «مادران» نشان میدهد جنگ فقط آن چیزی نیست که در خط مقدم دیده میشود. پشت هر لانچر، پشت هر عملیات و پشت هر پیروزی یا شکست، زندگیهایی وجود دارد که کمتر روایت شدهاند. آدمهایی که شاید نامشان در متن رویدادها نیاید، اما سرنوشتشان به شکل مستقیم با جنگ گره خورده است. این زاویه نگاه، به سریال بعدی اجتماعی و انسانی میدهد و آن را از یک روایت صرفاً مناسبتی و کلیشهای دور میکند.
با همه اینها، باید تأکید کرد که درباره «مادران» قضاوت کلی هنوز زود است. تاکنون تنها دو اپیزود از این مجموعه پخش شده و سریال هنوز در ابتدای راه است، اما آنچه تا اینجا دیده شده، شروعی امیدوارکننده است؛ شروعی که هم در انتخاب سوژه، هم در بازی رویا افشار و هم در برخی دیالوگها و سکانسها، نشانههایی از کیفیت و تأثیرگذاری دارد. با این حال، موفقیت نهایی سریال به این بستگی دارد که آیا در قسمتهای بعدی هم میتواند همین کیفیت را حفظ کند، تنوع روایی داشته باشد و از تکرار یک الگوی ثابت احساسی فاصله بگیرد یا نه.
سریال «مادران» در ۸ قسمت هر هفته جمعهها ساعت ۲۲ از شبکه یک پخش میشود.
انتهای پیام/

