قیام عاشورا بشارتدهنده امید برای اجرای حکومت اسلام ناب محمدی
حجتالاسلام محمدهادی هدایت در گفتوگو با میزان در مورد امام حسین(ع) گفت: در جامعه بعد پیامبر اسلام (ص) بنی امیه و بنی عباس تلاش کردند که یک باور را در جامعه بسط و گسترش دهند تا بتوانند شرایط را برای حکمرانی خود فراهم کنند و آن «ناامیدی» بود؛ ناامیدی از اینکه اسلام نابی که پیامبراسلام(ص) آن را ارائه کرده است، دیگر اجرا نمیشود، اما امام حسین(ع) در مقابل این تفکر نادرست ایستادند و با خون خود نشان دادند که امید همیشه زنده خواهد ماند.
وی ادامه داد: حرکت امام حسین(ع) از مدینه با ۱۸ نفر آغاز شد. ایشان در مکه نیز تبلیغات بسیاری برای گسترش امید کردند، اما جز تعداد انگشتشماری بقیه به سیدالشهدا(ع) توصیه میکردند تا از راهی که در پیش گرفته است، بازگردد و در آرامش به زندگی خود بپردازد، اما ایشان هرگز قبول نکردند و تا لحظه شهادت همه مردم خصوصا لشکریان دشمن را به امید دعوت کردند. دعوتی که همچنان ادامه دارد و در زمان ظهور اجرایی میشود و شاهد آن خواهیم بود.
حجتالاسلام هدایت ذات واقعه کربلا را مورد بررسی قرار داد و اظهار کرد: امام حسین(ع) امید داشتند تا در هر شرایطی جامعه را به سمت حقیقت هدایت کنند و در این زمینه با تمام وجود تلاش کردند. سعی در بیدار کردن مردم جاهلی که در مقابل ایشان صفآرایی کرده بودند، بسیار سخت و دشوار بود و در این راه حضرت علی اصغر(ع) و حضرت علی اکبر(ع) را از دست دادند و در نهایت خود ایشان نیز به شهادت رسیدند.
رضا حسنی کارشناس علوم قرآنی نیز در مورد درسهای کربلا و فلسفه شکلگیری آن اظهار کرد: امام حسین(ع) در واقعه کربلا امید و ایمان را در هم تنیده بودند تا نکتهای ارزشمند را خاطرنشان کنند؛ ایمان به خدا. در آیه ۳۶ سوره زمر نیز به این نکته اشاره شده است که «أَ لَیْسَ اللَّهُ بِکافٍ عَبْدَه؛ آیا خدا برای بندهاش کافی نیست؟» این نکته بیانگر این مهم است که اگر انسان بنده خدا شد و ایمان خود را مستحکم کرد، بیمه میشود و خداوند امور او را کفایت و کفالت میکند، پس در برابر تهدیدهای دشمنان، با یاد، امداد و تکفّل الهی، خود را آرام کنیم. از نظر روحی نیز این نکته قابل توجه است.
وی اضافه کرد: دشمنان در مقابل لشکر کوچک امام حسین(ع) صفآرایی کردند و هر لحظه دسیسهای برای کاروان کربلا در سر داشتند، اما امام حسین(ع) با توکل بر خداوند و رضایت از آنچه خداوند در نظر گرفته است، در مقابل آنان میایستد. ابزار کافران، ایجاد محیط رعب و وحشت است. خداوند متعال همواره به مومنان تاکید دارد که از کمی تعداد و امکانات نترسید، از این بترسید که از مدار بندگی خدا بیرون روید که اگر بنده او باشید، هیچ قدرتی شما را نمیشکند. نکته نهفته دیگر در قیام کربلا و رویکرد امام حسین(ع) ثابتقدم ماندن بر حقیقت با اتکا به ایمان است. انسان موجودی است که در سنگدلی به جایی میرسد که هیچ راهنمایی در او مؤثّر نیست و در ایمان به جایی میرسد که هیچ حادثهای او را منحرف نمیکند. قیام عاشورا این مهم را به خوبی به نمایش گذاشت؛ کارازی که یک سوی آن امام حسین(ع) بودند و ایمان ایشان سبب شد تا به جای برسد که از هیچ قدرتی به جز خداوند متعال نترسند و در مقابل نیز سپاه دشمن بود که حتی به طفل شیرخوار نیز رحم نکرد و سنگدلی در عمق وجود آنان اثر گذاشته بود.
حسنی به بعد دیگر از واقعه کربلا پرداخت و تاکید کرد: در کتاب بحارالانوار مجلسی بیان شده است، زمانی که امام حسین(ع) در اثر شهادت نزدیکان و فرزندانش تنها شدند، فریاد زدند: «آیا کسی هست که از حرم اهل بیت(ع) دفاع کند؟ آیا کسی هست که به فریاد ما برسد؟» در تفسیر ندای «هل من ناصر ینصرنی» امام حسین(ع) دکتر علی شریعتی میگوید: «این سؤال امام حسین(ع)، سؤال از تاریخ فردای بشری است و این پرسشی از آیندگان محسوب میشود و تک تک ما را مورد سوال قرار داده است.» و استنتاج روایت امام جعفرصادق(ع) میفرمایند: «کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا و کل شهر محرم.»
وی در مورد فلسفه قیام امام حسین(ع) تصریح کرد: فلسفه قیام عاشورا و رویکرد امام حسین(ع) نرفتن زیر بار ذلت بود. آن زمان قدرتهای یزیدی میخواستند امام حسین(ع) را وادار به بیعت با قدرتهای ظالمانه کنند، اما حضرت زیر بار ذلت نرفتند و با شعار «هیهات من الذله» گفتند «من جانم را میدهم ولی زیر بار ذلت نمیروم» و حرکت خود را آغاز کردند. امام حسین(ع) نماد مظلومیت در تمام کره زمین است و هیچ کس نتواسته از نظر مظلومیت جایگاه ایشان را کسب کند.
حسنی علل گریستن در شهادت امام حسین(ع) را مورد بررسی قرار داد و افزود: برخی فکر میکنند ما برای فقدان امام حسین(ع) اشک میریزیم، در صورتی که ایشان اگر در کربلا شهید نمیشدند، بالاخره بعد از ۶۰ یا ۷۰ سال دیگر شهید میشدند و یا از دنیا میرفتند. در واقع ما با عزاداری برای نماد مظلومیت جهان یک فریاد همگانی علیه ستمکاران و یزیدیهای عالم سر میدهیم، اشک ریختن ما یک کار نمادین و یک نوع مبارزه با یزیدیان است و این تنها اشک ریختن ساده نیست و به قول استاد مطهری یک حرکت است و یک بنیاد نیست.
وی ادامه نهضت امام حسین(ع) را در ظهور امام زمان(عج) معنا و خاطرنشان کرد: قیام مهدوی، در امتداد نهضت عاشورا و جلوه کامل و گستردهای از آن خواهد بود، حتی در این زمینه اشتراکاتی نیز وجود دارد. یکی از مباحث قابل توجّه درباره قیام حضرت مهدی(عج)، وقوع آن در روز عاشورا است، یعنی انقلاب مهدوی، نهضتی عاشورایی و حسینی و علیه تمام یزیدیان و طاغوتهای زمان است. امام باقر(ع) در این زمینه میفرماید: «گویا حضرت قائم (عج) را میبینم که روز عاشورا روز شنبه بین رکن و مقام ایستاده و جبرئیل پیش روی او ندا میکند: بیعت برای خداوند است. پس زمین را پر از عدل میکند، همان گونه که پر از ظلم و جور شده بود.»
انتهای پیام/

