نقطه جوش بحران آب در ایران/ تنش آب در بین استان ها جدی می شود

: کم آبی معضل جدی برای آینده ایران است که اکنون شاهد کاهش شدید سطح آب های زیرزمینی و کاهش بیش از نیمی از ذخایر آب ایران هستیم اما تاکنون تصمیم جدی به منظور مدیریت معضل کم آبی و فرهنگ سازی برای مصرف صحیح آب اتخاذ نشده است.
به گزارش خبرنگار اقتصادی میزان، طبق گفته کارشناسان، ایران از لحاظ آب و هوایی و بارش باران طی 30 سال، شرایط بسیار سختی را سپری خواهد کرد که اکنون در ابتدا این راه قرار داریم.
ستار محمودی قائم مقام وزیر نیرو طی گفت وگو با خبرنگار اقتصادی میزان از وضعیت هشدار آب در تمامی استان های کشور خبر داد و گفت: وضعیت آب در اکثر شهر و استان های مختلف کشور از وضعیت هشدار عبور کرده و به مرز بحران رسیده است.
وی ادامه داد: اگر تنها صرفه جویی در مصرف آب صورت نگیرد، سطح آب های زیرزمینی و ذخایر کاهش یافت. باتوجه به گفته های قائم مقام وزیر باید گفت که اگر به همین روند مصرف آب و بی مدیریتی ها به همین منوال ادامه پیدا کند چراغ قرمز وضعیت اورژانسی آب روشن خواهد شد و آن زمان مسئولان باید برای جلوگیری از فاجعه چندبرابر هزینه کنند و پول بیت المال را صرف ضعف مدیریتشان کنند.
اکنون استان هایی مانند سمنان، کرمان، شیراز و حتی ارومیه برای تامین آب دست به دامن آب دریا شده اند و عملیات عمرانی لوله کشی در برخی از استان ها آغاز شده است.
طبق گفته رحیم میدانی معاون وزیر نیرو، تهران اراک، اصفهان، شیراز، قزوین، قم، کرج، کرمان، مشهد، همدان و یزد از جمله شهرهایی هستند که با تنش آبی روبرو هستند و در مرز هشدار قرار دارند. به جرات می توان گفت بیش از 12 هزار روستا در کل کشور با تانکر آبرسانی می شوند که بیشترین آمار در خراسان و کرمان وجود دارد. استان هایی مانند کهگیلویه و بویراحمد، چهارمحال بختیاری و لرستان که هر کدام از این استان ها بیش از 10 درصد از سهم آب کشور را در اختیار دارند اکنون روستاهایی این استان ها با مشکل آب روبرو هستند و برخی از مناطق با تانکر آبرسانی می شود.
اکنون آسیا 60.5 درصد جمعیت جهان را در خود جای داده است و 36 درصد آب جهان را دارد اما در ایران با وجود اینکه یک درصد جمعیت جهان را دارد تنها دارای 0.3 درصد منابع تجدید پذیر دنیا است و هر سال این درصد در حال کاهش است، طبق گفته کارشناسانو تا 10 سال آینده به بحران آبی جدی می رسیم.
سرانه آب شیرین ایران از سال 1960 تا 2025 کاهش پیدا کرده که اکنون700 لیتر سرانه ما است در صورتی که میانگین و مرز تنش آبی جهان یک هزار و 700 لیتر است بنابراین ایران سال هاست که این مرز عبور کرده است.
هزینه های کاذب دولت
متاسفانه دولت و وزارت نیرو برای جبران کم آبی در برخی از استان ها اقدام به انتقال آب از استان پرآب کرده است اما باید گفت چنین اقدامی مسکن موقت درد خواهد بود و چنین مشکلاتی باید به صورت ریشه حل شود. به عنوان مثال آب اصفهان به یزد در فاز نخست انتقال داده شده است که مسئولان به فکر فاز دوم نیز هستند، این در حالی است که خود اصفهانی ها تشنه آب هستند و برای تامین آب دست نیاز به سوی خوزستانی ها دراز کرده اند، انتقال آبی که آرزوی اصفهانی و کابوس خوزستانی ها شده است.
اکنون پروژه ای انتقال آب از کارون به اصفهان در حال اجرا است، انتقال آب در عمق 300 متری زمین به طول 76 کیلومتر با هزینه سنگین اجرایی می شود و از سوی دیگر با انتقال آب کارون، فاضلاب آن باقی خواهد ماند.
یا نمونه دیگر انتقال آب از اردبیل به سمت ارومیه است که مسئولان عملیات انتقال آب از ارس به سمت دریاچه ارومیه را بیش از 3 هزار میلیارد تومان در 15 سال زمان پیش بینی کرده اند که نمایندگان اردبیل با چنین طرحی مخالفت کرده اند و اعتقاد نمایندگان بر این است که اگر با آب منتقل شده طلا هم کشت بشود از لحاظ اقتصادی توجیهی ندارد.
کم آبی در استان های کوهستانی!
هر ساله مسئولان استان هایی مانند همدان و کردستان از جیره بندی آب و همچنین انتقال آب با تانکر به برخی از روستاها خبر می دهند. البته بخشی از این امر نشان دهنده سوء مدیریت و ضعف در جمع آوری آب های سطحی است و بخشی دیگر آن حفر چاه های عمیق به طول 300 متر به تعداد بسیار زیاد است که نمونه آن را در همدان شاهد هستیم. حفر چاه عمیق در اطراف نیروگاه حرارتی شهید مفتح واقع در دشت فامنین سبب خشک شدن چاه های چندصد روستای منطقه شده است و کشاورزی روستاییان را فلج و به نابودی کشانده است.
علی نعمت چهاردولی عضو کمیسیون عمران و نماینده ملایر در گفت وگو با خبرنگار اقتصادی میزان، با اشاره به اینکه اکنون برخی از روستاهایی ملایر با تانکر آبرسانی می شود، گفت: تصور برخی از مسئولان این است که استان کوهستانی مانند همدان و شهرستان های آن با مشکل آب مواجه نیستند در صورتی که اکنون شاهد وضعیت هشدارگونه آب برخی از روستاها هستیم که حل این موضوع نیازمند توجه و برنامه ریزی مسئولان است.
بحران کم آبی و نابودی صنعت کشاورزی و تولید
یکی از تبعات بحران کم آبی نابودی صنعت تولید و کشاورزی است که اکنون استان هایی مانند ارومیه درگیر آن شده اند. با خشک شدن دریاچه ارومیه بسیاری از واحدها و صنایع وابسته به کشاورزی به صورت نیمه فعال و تعطیل درآمده اند و هزاران کشاورز بیکار شده اند با ادامه چنین روندی در آینده ای نزدیک میلیون ها شهروند از این آذربایجان غربی به سمت کلانشهرهای دیگر مهاجرت خواهند کرد.
نماینده ارومیه در مجلس در گفت وگو با خبرنگار اقتصادی میزان با اشاره به اینکه بیش از 30 هزار حلقه چاه و چندین سد در مسیر رودخانه های ورودی به دریاچه ارومیه حفر و احداث شده است، گفت: تا کنون اقدامی جدی برای احیای این دریاچه صورت نگرفته است.
نادر قاضی پور افزود: مرگ دریاچه ارومیه تبعات جبران ناپذیری را برای منطقه به همراه خواهد داشت که نمونه آن کاهش ظرفیت صنایع وابسته به کشاورزی، بیکاری دامداران و کشاورزان، مهاجرت و افزایش ریزگردهای نمکی در منطقه خواهد بود.
همین شرایط در استان های دیگر مانند خوزستان، فارس، هرمزگان و کرمان وجود دارد و نمایندگان این استان ها از نابودی کشاورزی و صنعت سخن می گویند.
نماینده دزفول و عضو کمیسیون کشاورزی در گفت وگو با خبرنگار اقتصادی میزان گفت: در حال حاضر شاهد انتقال آب کارون به استان های دیگر هستیم که به اسم آب شرب منتقل می کنند اما در عمل برای مصارف کشاورزی و کارهای دیگر استفاده خواهند کرد. اکنون شهروندان و کشاورزان خوزستانی از نعمت آب کافی محروم هستند و این امر بر میزان تولیدات کشاورزی منطقه تاثیرگذاشته است.
عباس پاپی زاده تصریح کرد: با ادامه چنین روندی مشکلات عدیده ای برای کشاورزان و صنایع تولیدی و همچنین شهروندان این استان ایجاد خواهد شد، انتظار ما از مسئولان این است که ابتدا نیاز منطقه را در نظر بگیرند و سپس اقدام به انتقال آب کنند.
نمونه ای دیگری از انتقال آب، سرشاخه های سد دز به استان قم است که با هزاران میلیارد تومان و سال ها انتظار شهروندان قمی، این انتقال صورت گرفت اما با این وجود باز آب آشامیدنی قم شور است. این انتقال آب سبب سیراب شدن 10 شهر و 100 روستا شده است اما از سوی دیگر 90 درصد چشمههای آب شرب روستاهای لرستان خشک شده است و طبق گفته نمایندگان مجلس این استان به بیش از 100 روستا با تانکر آبرسانی می شود، روستاهای استانی که 12 درصد آب کشور را در اختیار دارد با کم آبی مواجه هستند.
خشک شدن تالاب و دریاچه های ایران
در حال حاضر شاهد خشک شدن تالاب و دریاچه های ایران یکی پس از دیگری هستیم که نمونه آن دریاچه هامون، ارومیه، تالاب پریشان، طشک، کافتر، چغاخور و گندمان چهارمحال و بختیاری، شادگان و گاوخونی هستیم. البته دریاچه زیوار مریوان نیز به عنوان بزرگ ترین دریاچه آب شیرین جهان نیز در حال خشک شدن و نابودی است. با خشک شدن هر دریاچه و تالاب هزاران کشاورز، صیاد و دامدار بیکار شده است.
حمیدرضا پشنگ نماینده خاش و عضو کمیسیون عمران مجلس در گفتوگو با خبرنگار اقتصادی میزان گفت: خشک شدن دریاچه هامون یعنی نابودی سیستانوبلوچستان چرا که تا کنون هزاران کشاورز و صیاد بیکار شده اند، البته بخشی عمده خشکی تالاب هامون، کشور افغانستان است که حق آبه ایران را در فصل زمستان می دهد که دردی از صنعت کشاورزی سیستان و بلوچستان را درمان نخواهد کرد و شهروندان این منطقه به سمت بازارچه های مرزی و شغل های کاذب روی آورده اند.
انتقال آب دریا درمانگر کم آبی نیست
به مسئولان کشور باید گفت که به فکر انتقال آب دریا نباشند به دلیل اینکه با انتقال آب دریا میلیون ها تن نمک در مسیر انتقال رسوب خواهد کرد که نمونه آن انتقال آب خزر به سمنان است. در حال حاضر تنها با 20 درصد ظرفیت باید انتقال آب از خزر به سمنان انجام شود چرا که مسئولان محیط زیست به دلیل رسوب میلیون ها تن نمک مجوز انتقال آب با 100 درصد ظرفیت را نمی دهند.
نماینده سمنان در گفت وگو با خبرنگار اقتصادی میزان با اشاره به این موضوع گفت: انتقال آب خزر به سمنان با 20 درصد ظرفیت سبب رسوب سه میلیون تن نمک می شود که مسئولان حفاظت محیط زیست در محاسبه نمک رسوبی اشتباه کرده اند.
علیرضا خسروی افزود: در گذشته عمق حفر چاه 17 متر بود اما اکنون برای رسیدن به آب باید 220 متر حفاری صورت گیرد و اکنون سمنان با تراز منفی 11 میلیارد متر مکعبی آب مواجه است.
به طور کلی باید گفت که مسئولان و شهروندان دلشان را به انتقال آب از دریا خوش نکنند به دلیل اینکه چنین اقدامی نیازمند میلیاردها تومان اعتبار و پیامدهای زیست محیطی فراوانی است بنابراین به جای اینکار باید به فکر مدیریت صحیح و جمع آوری آب های سطحی و همچنین استفاده از ظرفیت رسانه ها به منظور فرهنگ سازی مناسب و هشدار جدی برای صرفه جویی در مصرف آب است تا وضعیت آب از مرز هشدار و بحران عبور نکند و چراغ قرمز وضعیت اورژانی روشن شود.
در حال حاضر 609 دشت در کل کشور وجود دارد که دارد که بیش از نیمی از دشت ها در وضعیت بحرانی قرار دارد و بقیه دست ها نیز در بحران خاموش به سر می برد. اکنون نیز آب های زیرزمینی در مناطق شرقی کشور رو به اتمام است، بنابراین باید راندامان را بالا ببریم و مدیریت آب داشته باشیم و اینگونه از آب های زیرزمینی استفاده نکنیم.
به عنوان مثال قره قوم به معنای شن سیاه، بیابانی است در آسیای میانه و یکی از بزرگترین کویرهای شنی جهان که حدود ۷۰ درصد از مساحت کشور ترکمنستان را پوشانده است، در حال حاضر 500 متر مکعب سرانه آب قره قوم سمت مشهد است و مشهد در حوزه قره قوم است بنابراین با این سرانه آب جمعیت بسیار زیادی در مشهد قرار گرفته است و این موضوع از هر نظر در خطر و چالش آفرین است.
جدال آب در آینده ای نزدیک
در مورد چالش آب و منابع طبیعی، باید گفت که در افق 1400 با شدت یافتن کمیابی آب جدال ها میان مصرف کنندگان آب بین مناطق کشور برای دسترسی به آب تشدید شده و به معضلات زیست محیطی و بحران های اجتماعی دامن زده خواهد شد.
آنچه امروز در برخی مناطق شاهد آن هستیم هشداری برای گسترش بحران های آتی است. با عنایتی با موارد فوق توجه جدی سازگاری با شرایط طبیعی و اقلیم در تامین و مصرف آب و ذخایر زیستی یک راه حل عقلایی، پایدار و بلند مدت است که با مدیریت توام و پویای تقاضا و عرضه با مشارکت نهادهای دخیل(دولتی ها) و ذینغع مردم به صورت همزمان و هماهنگ امکان می یابد.

