تالو زیر سایه ساندا؛ چرا از قدرتهای شرق آسیا عقب افتادیم؟
سالهاست وقتی نام ووشوی ایران به میان میآید، بیشتر از هر چیز نام ساندا و قهرمانان بزرگ این بخش به ذهن میرسد. در این میان، تالو همواره زیر سایه ساندا قرار داشته و با وجود ظرفیتها و استعدادهای موجود، نتوانسته جایگاهی همتراز با ساندا در ووشوی ایران پیدا کند. حالا، اما شرایط به نقطهای رسیده که به نظر میرسد باید برای آینده تالوی ایران جدیتر از همیشه فکر کرد.
در شرایط فعلی بدون تردید یکی از مهمترین سرمایههای تالو در ایران، حضور فرشاد عربی به عنوان سرمربی تیم ملی است. شاید حتی بتوان با قاطعیت گفت که در حال حاضر مربیای بهتر از عربی برای هدایت تالوی ایران وجود ندارد. کارنامه او چه در دوران قهرمانی و چه در سالهای مربیگری، مملو از موفقیت و تربیت قهرمانان بزرگ است و سابقهاش به خوبی نشان میدهد که از دانش و تجربه لازم برای هدایت این بخش برخوردار است.
با این حال، مسئله اصلی شاید جایی خارج از جایگاه سرمربی تیم ملی باشد. به نظر میرسد نسل فعلی تالوکاران ایران هنوز به سطحی نرسیده که بتواند در بزرگترین میدانهای قارهای مانند بازیهای آسیایی به مدال برسد. اتفاقی که در بازیهای آسیایی ناگویا نیز به شکل کاملا مشخص خودش را نشان داد. تالو که در غیاب المپیک، بازیهای آسیایی را میتوان مهمترین میدان برای مدالآوری و اثبات تواناییهای خود دانست، در ناگویا نتوانست به مدال برسد و این اتفاق باید به عنوان یک زنگ خطر جدی برای تالو ایران در نظر گرفته شود.
شاید مهمترین نشانه این وضعیت را بتوان در نتیجه زهرا کیانی دید. بانوی اول تالوی ایران که سابقه کسب مدال نقره و برنز بازیهای آسیایی را در کارنامه دارد، این بار در ناگویا هم نتوانست روی سکو برود. وقتی حتی یکی از باتجربهترین و پرافتخارترین تالوکاران ایران نیز در چنین میدان مهمی به مدال نمیرسد، نمیتوان این اتفاق را صرفا یک ناکامی مقطعی تلقی کرد. باید پذیرفت که تالو ایران نیازمند یک تغییر جدی و یک جهش واقعی است.

البته برای این شرایط راهکارهایی هم وجود دارد. یکی از گزینههایی که میتواند به رشد تالو در ایران کمک کند، استفاده از دانش مربیان و کارشناسان خارجی به خصوص از شرق آسیاست. حضور یک مشاور فنی چینی در کنار کادر فنی، استفاده از مربیان چینی یا حتی برگزاری دورههای آموزشی برای مربیان ایرانی توسط مدرسان چینی میتواند بخشی از فاصله ایجادشده را کاهش دهد.
از سوی دیگر برگزاری اردوهای مشترک با کشورهای صاحب سبک تالو در شرق آسیا و حضور مستمر در تورنمنتهای بینالمللی نیز میتواند سطح فنی تالوکاران ایران را افزایش دهد. تالو رشتهای است که جزئیات فنی، کیفیت اجرا، تنوع حرکات و استانداردهای روز در آن اهمیت بسیار زیادی دارد؛ بنابراین صرف تمرین در داخل کشور و حضور در تعداد محدودی از مسابقات نمیتواند پاسخگوی نیازهای یک تیم ملی باشد که قرار است در بالاترین سطح قاره رقابت کند.
حتی میتوان فراتر از حضور یک مربی خارجی فکر کرد. ارتباط مستمر میان مربیان ایرانی و مدرسان تالو در چین میتواند باعث انتقال دانش و ایجاد یک جریان آموزشی جدید شود. اگر قرار است فاصله ایران با قدرتهای سنتی تالو در آسیا کاهش پیدا کند، این فاصله تنها با تغییر چند حرکت یا افزایش ساعات تمرین از بین نمیرود. نیاز به یک برنامه بلندمدت برای انتقال دانش، افزایش تجربه مسابقهای و پرورش نسل جدید وجود دارد.
در این میان نباید فرشاد عربی را قربانی نتایج این روزهای تالو کرد. اگر قرار باشد درباره ریشههای مشکل صحبت کنیم، به نظر میرسد سرمربی تیم ملی یکی از آخرین بخشهایی باشد که باید مورد سؤال قرار بگیرد. عربی از نظر دانش، تجربه و کارنامه، یکی از بهترین گزینههای ممکن برای هدایت تالوی ایران است و اتفاقاً باید ابزار و امکانات بیشتری در اختیار او قرار گیرد تا بتواند برنامههایش را اجرا کند.
اینکه بگوییم داوری تالو سلیقهای است، رقبای شرق آسیایی صاحب سبک هستند یا تالوکاران ایران نهایت تلاش خود را انجام دادهاند، شاید بخشی از واقعیت باشد، اما هیچکدام به تنهایی مشکلی را حل نمیکند. اگر قرار است تالو ایران در آینده به مدالهای بازیهای آسیایی برسد، باید یک جهش واقعی در این رشته اتفاق بیفتد.
ووشوی ایران سالهاست از قدرت ساندا بهره برده و قهرمانان بزرگی را در این بخش معرفی کرده است. حالا زمان آن رسیده که تالو نیز از سایه ساندا خارج شود و برای خودش یک مسیر تازه بسازد.
انتهای پیام/