ادامه سریال وعدههای توخالی قلعهنویی؛ وقتی دست ژنرال رو میشود
تیم ملی فوتبال ایران فیفادی مهرماه را با ۲ شکست مقابل ازبکستان و روسیه سپری کرد؛ شکستهای تلخی که اصلاً سرآغاز خوبی برای آمادهسازی در راه جام ملتهای آسیا ۲۰۲۷ به شمار نمیرود.
یوزها ابتدا یک شکست نسبتاً سنگین را مقابل ازبکستان تجربه کردند؛ آن هم در شرایطی که ازبکها دست به جوانگرایی زده بودند و برخی از مهمترین ستارههای خود را در اختیار نداشتند. همچنین روسیه هم مطابق دیدار سال گذشته، باز هم برتری خود را به رخ شاگردان قلعهنویی کشید و موفق شد یک پیروزی دیگر را به دست آورد، آن هم در شرایطی که درخشش نیازمند در نیمه دوم مانع شکست سنگینتر تیم ملی شد.
ادعاهایی که یکی پس از دیگری رد میشوند
پس از این باختهای عجیب و تکراری که منجر به سقوط رنکینگ تیم ملی در فیفا هم شد، فدراسیون فوتبال گفتوگویی با امیر قلعهنویی ترتیب داد. سرمربی تیم ملی در این مصاحبه دم از تغییرات زد. او اعلام کرد که انتقادات را میپذیرد، نقاط ضعف تیم را برطرف میسازد، تیم ملی را بازسازی میکند، به جوانها فرصت میدهد، نحوه گذر از روزهای تلخ را بلد است و میخواهد با تسلیمناپدیری خود، تیم ملی جدیدی بسازد. ادعاهایی تکراری که بیش از آنکه دلگرمکننده و یا امیدوارکننده به نظر برسند، به اظهاراتی برای خریدن زمان شبیه هستند؛ اما چرا؟
نخست آنکه تقریباً محرز شده است که قلعهنویی و دستیارانش، مربیان انتقادپذیری نیستند و همچنان اعتقاد دارند در جام جهانی دستاوردسازی کردهاند و این مسئله در نشست خبری پیش از دیدار مقابل ازبکستان نیز عیان شد. ضمناً هنوز فراموش نکردیم که قلعهنویی برخی از منتقدان را ایرانفروش خواند و مدعی شد برخی دوست ندارند تیم ملی نتیجه بگیرد.

دوم آنکه نقاط ضعف تیم ملی حدوداً ۴ سال است که برطرف نشده و احتمالاً باز هم برطرف نخواهد شد. ضعف دفاعی آشکار تیم ملی که اکثر هواداران تیم ملی نسبت به آن معترض هستند و با وجود هشدارهای چندینباره و ابراز نگرانیهای متعدد کارشناسان و مربیان، تقریباً هیچگونه پیشرفتی در آن حاصل نشد و تیم ملی از همین مسئله بارها ضربه خورده و گلهای زیادی دریافت کرده است. مثال بارز آن بازی مقابل نیوزیلند در جام جهانی که با وجود اینکه همگان چندین ماه نسبت به خطرسازی کریس وود هشدار داده بودند، اما کادر فنی هیچ تدبیری برای مقابله با او نداشت و موجب شد یوزها در تعیینکنندهترین مسابقه مرحله گروهی، برنده نباشند.
سوم آنکه وعده جوانگرایی و بازسازی تیم ملی را میتوان یکی از پوسیدهترین و توخالیترین وعدههای قلعهنویی نامید. او پس از پایان جام ملتهای آسیا ۲۰۲۳، مدعی شد تیم ملی وارد یک پوستاندازی و جوانگرایی جدی میشود؛ وعدهای که نهتنها باعث فرصت دادن به جوانها نشد، بلکه با تفکری محتاطانه و صرفاً نتیجهگرا، میانگین سنی تیم ملی در جام جهانی ۲۰۲۶ را به نزدیک ۳۰ سال رساند و باعث تداوم حضور بازیکنان باتجربه و حتی رکوردشکنی کاپیتانهای تیم ملی شد. اصلاً اگر این روند از آن زمان آغاز شد؛ چگونه در ۳ سال بعد باز هم به عنوان برنامهای برای آینده مطرح میشود؟
البته یکی از ادعاهای قلعهنویی را میتوان کاملاً درست و انجامپذیر نامید؛ آن هم تسلیمناپذیری او. با توجه به مبالغ و پاداشهایی که او دریافت میکند، طبیعی است که اصلاً قصد تسلیمشدن نداشته باشد و با قدرت به کارش ادامه دهد.
در ۳ ماه چگونه شاهد بازسازی تیم ملی خواهیم بود؟
حتی اگر فرض کنیم نتایج اخیر باعث تحول ناگهانی و تغییر رویکرد کادر فنی شده است، تیم ملی عملاً زمانی برای ایجاد تغییرات گسترده و آزمون و خطا ندارد. این فیفادی که برای تیم ملی پایانیافته محسوب میشود و در فیفادی بعد نیز تنها فرصت انجام ۲ بازی دوستانه خواهیم داشت و یوزها بعد از آن در عربستان و در چارچوب جام ملتها گرد هم خواهند آمد. مضاف بر آنکه تنور مسابقات لیگ برتر و مسابقات آسیایی در این بازه ۳ ماهه حسابی داغ است و لژیونرها هم سخت مشغول بازیهای باشگاهی هستند و خبری از اردوی طولانی مدت نخواهد بود.

بنابراین حتی اگر قلعهنویی واقعاً بخواهد تیمش را بازسازی کند، دیگر فرصت چندانی برای این کار نخواهد داشت و میتوان گفت برای انجام این کار خیلی دیر است. اگر واقعا هدف کادر فنی انجام چنین پروژه بازسازی بود، این کار باید خیلی زودتر و شاید در طول یکی، ۲ سال گذشته انجام میشد.
با این تفاسیر به احتمال فراوان، اسکوادی مشابه جام جهانی را در جام ملتها خواهیم دید و سبک بازی تیم ملی هم تغییر چندانی نخواهد کرد. این صحبتهای قلعهنویی هم دیگر برای دنبالکنندگان حرفهای فوتبال ایران نخنما شده و تازگی ندارد؛ اصطلاحاً میتوان گفت دست ژنرال رو شده و حنای او دیگر رنگ چندانی برای تیم ملی ندارد.
انتهای پیام/