ارجاع هوشمند؛ نقطه آغاز مدیریت دادهمحور در دادسراها
در فرآیند دادرسی کیفری، نخستین تصمیم درباره مسیر حرکت یک پرونده، پیش از آنکه قاضی پرونده را بگشاید و پیش از آنکه طرفین اولین اظهارات خود را بیان کنند، گرفته میشود. ارجاع، به ظاهر اقدامی اداری برای تعیین شعبه یا مرجع رسیدگی است، اما در واقع نقطهای است که سرنوشت زمانی و کیفی یک پرونده در آن رقم میخورد. اگر این گام نخستین با تأخیر، توزیع نابرابر یا تصمیمگیری موردی همراه باشد، اثر آن تا انتهای دادرسی ادامه مییابد.
با اجرای طرح ارجاع هوشمند پروندهها که از ابتدای مهرماه ۱۴۰۵ در دستگاه قضایی به صورت رسمی آغاز شد، فضای جدیدی برای بازتعریف این مرحله در دستگاه قضایی فراهم شده است. در این رویکرد، هدف صرفاً جایگزینی فرآیند دستی با فرآیند الکترونیکی نیست؛ بلکه تلاش میشود دادههای موجود در سامانههای قضایی به مبنایی برای توزیع دقیقتر پروندهها، مدیریت ظرفیت واقعی شعب و کاهش اطاله دادرسی تبدیل شود. در سطح ملی نیز از ارجاع هوشمند به عنوان ابزاری برای توزیع متوازن پروندهها، مدیریت ظرفیتها، کاهش خطا و مداخلات انسانی و تسریع در رسیدگی یاد میشود.
اما در دادسرا، به دلیل جریان متنوع و مستمر پروندههای کیفری، اهمیت این موضوع ابعاد گستردهتری پیدا میکند. دادسرا در حقیقت با پروندههایی مواجه است که از نظر نوع اتهام، تعداد متهمان، حجم تحقیقات، ضرورت اقدامات فوری، تعداد شاکیان، نیاز به کارشناسی، استعلام و تحقیق از ضابطان با یکدیگر تفاوت اساسی دارند؛ بنابراین نمیتوان صرفاً با یکسانسازی تعداد پروندههای ورودی، از توزیع عادلانه و منطقی سخن گفت. توازن واقعی زمانی ایجاد میشود که بار واقعی کار نیز در کنار تعداد پرونده مورد توجه قرار گیرد.
در همین رابطه عباس نجفی دادستان عمومی و انقلاب مرکز استان همدان، در گفتوگو با میزان، ضمن تشریح ابعاد مختلف ارجاع هوشمند، تأکید کرد: ارزش واقعی این طرح نباید در خودکار شدن یک فرآیند خلاصه شود، بلکه باید در خروجی آن برای مردم و در تجربه شهروندان از عدالت سنجیده شود.
مشروح سخنان دادستان همدان را در ادامه میخوانید.
ارجاع هوشمند؛ ابزاری برای مدیریت پیشینی جریان پروندههای کیفری
نجفی با اشاره به اجرای ارجاع هوشمند پروندهها از ابتدای مهرماه ۱۴۰۵، این طرح را گامی فراتر از یک تغییر فنی توصیف کرد و گفت: ارجاع صرفاً یک اقدام اداری برای تعیین شعبه یا مرجع رسیدگی نیست؛ بلکه نخستین تصمیم مدیریتی درباره مسیر حرکت یک پرونده کیفری است.
وی با تأکید بر اینکه هدف از اجرای این طرح، صرفاً جایگزینی فرآیند دستی با فرآیند الکترونیکی نیست، افزود: در رویکرد جدید، تلاش میشود اطلاعات موجود در سامانههای قضایی به مبنایی برای توزیع دقیقتر پروندهها و مدیریت ظرفیت واقعی شعب تبدیل شود. در سطح ملی نیز از ارجاع هوشمند به عنوان ابزاری برای توزیع متوازن پروندهها، مدیریت ظرفیتها، کاهش خطا و مداخلات انسانی و کاهش اطاله دادرسی یاد شده است.
توازن واقعی؛ حرکت از تعداد پرونده به بار واقعی کار
دادستان همدان با اشاره به ویژگیهای خاص دادسرا و تنوع پروندههای کیفری، خاطرنشان کرد: دادسرا با جریان متنوع و مستمر پروندههای کیفری مواجه است؛ پروندههایی که از نظر نوع اتهام، تعداد متهمان، حجم تحقیقات، ضرورت اقدامات فوری، تعداد شاکیان، نیاز به کارشناسی، استعلام، تحقیق از ضابطان و سایر اقدامات قضایی با یکدیگر تفاوت دارند؛ بنابراین نمیتوان صرفاً با یکسانسازی تعداد پروندههای ورودی، از توزیع عادلانه و منطقی سخن گفت.
وی در تشریح مفهوم بار واقعی کار، تصریح کرد: ممکن است دو شعبه تعداد تقریباً یکسانی پرونده داشته باشند، اما پیچیدگی و زمان مورد نیاز برای رسیدگی به پروندههای آنها کاملاً متفاوت باشد. ارزش ارجاع هوشمند در چنین نقطهای آشکار میشود؛ یعنی حرکت از نگاه تعداد پرونده به سمت نگاه بار واقعی کار.
نجفی با تأکید بر اهمیت این تغییر نگاه برای دادسرا گفت: دادستان باید بداند هر شعبه در چه وضعیتی قرار دارد، چه میزان پرونده در جریان رسیدگی دارد، ورودی جدید آن چقدر است و ظرفیت عملی آن برای پذیرش پرونده جدید تا چه اندازه است. اگر این اطلاعات به شکل مستمر و دقیق در اختیار نظام مدیریتی قرار گیرد، تصمیمگیری از حالت واکنشی خارج میشود. به جای اینکه پس از شکلگیری تراکم به دنبال علت آن باشیم، میتوان نشانههای اولیه افزایش بار یک شعبه را شناسایی و مدیریت کرد.
کاهش فاصله میان ورود پرونده و شروع رسیدگی مؤثر
دادستان همدان در بخش دیگری از سخنان خود، به تأثیر ارجاع هوشمند بر کاهش زمان رسیدگی اشاره کرد و اظهار داشت: ارجاع هوشمند میتواند فاصله میان ورود پرونده و شروع رسیدگی مؤثر را کاهش دهد. در پرونده کیفری، گاهی یک تأخیر کوچک در ابتدای مسیر، در مراحل بعدی به تأخیرهای بیشتری منجر میشود؛ زیرا انجام تحقیقات مقدماتی، احضار یا جلب، اخذ اظهارات، بررسی ادله، استعلامها و ارجاع به کارشناسی، هر یک به مرحله بعدی وابسته است؛ بنابراین هر اندازه پرونده از ابتدا سریعتر و صحیحتر در مسیر رسیدگی قرار گیرد، امکان مدیریت بهتر زمان نیز افزایش مییابد.
تفکیک هوشمندسازی ارجاع از هوشمندسازی تصمیم قضایی
نجفی با تأکید بر لزوم تفکیک میان هوشمندسازی ارجاع و هوشمندسازی تصمیم قضایی گفت: در نظام قضایی، تصمیم قضایی جایگزینپذیر با ماشین نیست و تشخیص قضایی همچنان در اختیار مقام قضایی است؛ اما همه مراحل اداری و مدیریتی نیز الزاماً نیازمند تصمیم انسانی نیستند. هرجا قواعد روشن، اطلاعات معتبر و معیارهای قابل سنجش وجود داشته باشد، میتوان از فناوری برای اجرای دقیقتر همان قواعد استفاده کرد.
وی افزود: این تفکیک اهمیت زیادی دارد؛ زیرا هوشمندسازی ارجاع به معنای هوشمندسازی تصمیم قضایی نیست. فناوری در اینجا باید بستر منظمتری برای قرار گرفتن پرونده در مسیر رسیدگی فراهم کند و قاضی و دادستان را از بخشی از امور تکراری و محاسباتی بینیاز سازد تا تمرکز آنها بر وظیفه اصلی، یعنی رسیدگی قضایی و اتخاذ تصمیم قانونی، افزایش یابد.
حقوق عامه؛ معیار نهایی سنجش موفقیت
دادستان همدان در ادامه با اشاره به منظر حقوق عامه، تصریح کرد: شهروندی که شکایت کیفری خود را مطرح میکند، بیش از هر چیز انتظار دارد پرونده او در یک مسیر روشن، منظم و بدون تأخیرهای غیرضروری قرار گیرد. برای مردم، اینکه پرونده به صورت دستی یا هوشمند ارجاع شده است اهمیت مستقیمی ندارد؛ آنچه اهمیت دارد، اثر این فناوری در کیفیت و سرعت دریافت خدمت قضایی است. به همین دلیل، ارزش واقعی ارجاع هوشمند باید در خروجی آن برای مردم سنجیده شود، نه صرفاً در تعداد پروندههایی که از طریق سامانه ارجاع شدهاند.
لزوم پایش مستمر و مدیریت مبتنی بر داده
نجفی با تأکید بر اینکه هیچ سامانهای بدون داده صحیح، قواعد دقیق و بازخورد مستمر نمیتواند به نتیجه مطلوب برسد، اظهار داشت: لازم است عملکرد ارجاع هوشمند در دادسراها به صورت دورهای بررسی شود و مشخص شود که اجرای آن چه اثری بر مدت ارجاع، موجودی شعب، توزیع بار کاری، زمان تحقیقات مقدماتی و سایر شاخصهای مرتبط با عملکرد داشته است.
وی خاطرنشان کرد: اجرای ارجاع هوشمند یک نقطه پایان نیست، بلکه آغاز مرحلهای از مدیریت مبتنی بر داده در دادسراست. دادههای حاصل از نحوه توزیع پروندهها میتواند به مدیران قضایی نشان دهد کدام شعب با تراکم بیشتری مواجهاند، چه نوع پروندههایی بار بیشتری ایجاد میکنند، کدام فرآیندها بیشترین زمان را مصرف میکنند و در کدام نقاط نیاز به اصلاح یا تقویت منابع وجود دارد.
مدیریت پیشینی جریان پرونده به جای مدیریت پسینی تراکم
دادستان همدان در جمعبندی سخنان خود تأکید کرد: از نگاه دادسرا، اهمیت ارجاع هوشمند در خودکار شدن یک فرآیند خلاصه نمیشود؛ اهمیت آن در این است که پرونده کیفری از همان نقطه ورود، بر اساس اطلاعات واقعی و ظرفیت واقعی، وارد مسیر رسیدگی شود. اگر این هدف محقق شود، بخشی از اطاله پیش از آنکه شکل بگیرد مدیریت خواهد شد و مدیر قضایی نیز به جای مدیریت صرفاً پسینیِ تراکم، امکان مدیریت پیشینیِ جریان پرونده را خواهد داشت.
وی در پایان گفت: فناوری زمانی در دستگاه قضایی به تحول منجر میشود که از پشت صفحه سامانه عبور کرده و اثر آن در تجربه مردم از عدالت دیده شود. ارجاع هوشمند نیز باید با همین معیار سنجیده شود؛ نه اینکه چند پرونده هوشمندانه ارجاع شده است، بلکه اینکه این ارجاع تا چه اندازه به رسیدگی منظمتر، توزیع متوازنتر، استفاده بهتر از ظرفیت دادسرا و خدمت قضایی سریعتر و دقیقتر به مردم منجر شده است.
بر پایه این گزارش؛ ارجاع هوشمند پروندههای قضایی، اگرچه در ظاهر یک تغییر فنی در فرآیند ارجاع به نظر میرسد، در عمل میتواند نقطه عطفی در مدیریت جریان پروندههای کیفری باشد. همانگونه که دادستان همدان تأکید کرد، ارزش این طرح نه در خودکار شدن یک فرآیند، بلکه در توانایی آن برای ایجاد توازن واقعی در توزیع بار کاری، کاهش اطاله دادرسی و در نهایت، بهبود تجربه شهروندان از خدمت قضایی است.
تحقق این هدف، نیازمند پایش مستمر، دادههای دقیق و بازخورد دورهای است. اگر ارجاع هوشمند بتواند پرونده کیفری را از همان نخستین گام در مسیر درست، با بار متوازن و با کمترین توقف غیرضروری قرار دهد، میتوان امیدوار بود که بخشی از اطاله دادرسی پیش از آنکه شکل بگیرد، مدیریت شود. در این صورت، فناوری نه به عنوان یک هدف، بلکه به عنوان ابزاری در خدمت عدالت و حقوق عامه، نقش واقعی خود را ایفا خواهد کرد.
انتهای پیام/