سیاست تحریمی ترامپ در نقطه شکست؛ متحدان واشنگتن راه خود را جدا میکنند
تلاش ترامپ برای ضربه زدن به اقتصاد ایران بدون تشدید تنش نظامی، رژیم تحریمهای آمریکا را علیه ایران، روسیه، چین و سایر دشمنانش در معرض خطر قرار میدهد.
تاکنون، سال ۲۰۲۶، نگرانکنندهترین سال در تاریخ معاصر برای تصویر آمریکا از خود بوده است؛ با رسیدن به جنگ با ایران، واشنگتن نه با فروپاشی، بلکه با تثبیت نظام ایران مواجه است.
به جای بازیابی سلطه خود بر منطقه خلیج فارس، آمریکا اکنون باید مدیریت دائمی تهران بر بحرانیترین آبراه روی زمین را بپذیرد، در غیر این صورت با یک فاجعه اقتصادی جهانی روبهرو خواهد شد.
تجاوز آمریکا و رژیم صهیونیستی به جای تضعیف اهرم ایران، آن را بهطور تصاعدی افزایش داده و بیجهت سطحی از قدرت و نفوذ جهانی را به آن بخشیده است که در بیش از پنج قرن سلطه جهان غرب، تصور آن غیرممکن بود.
همزمان با نزدیک شدن به انتخابات میاندورهای و کاهش شدید ذخایر استراتژیک نفت، که شدت واقعی شوک انرژی را کاهش داده بود، دولت آمریکا بهزودی شاهد از بین رفتن یکی دیگر از ابزارهای قدرت خود خواهد بود که پیش از این در کنار ذخایر رو به کاهش مهماتش، بلامنازع بود؛ این ابزار، سیاست تحریمهای اقتصادی آن است.
بهتازگی کارزار ادعایی «طرد اقتصادی» آغاز شد که از طریق آن واشنگتن امیدوار است هر راه ارتباط اقتصادی بین ایران و جهان خارج را مسدود کند؛ این خبر توسط اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا اعلام شد.
بسنت، علاوه بر سردرگمیاش از افزایش قیمت نفت در واکنش به اقدامهای آمریکا، با شکست محاصره دریایی سواحل جنوبی ایران نیز دستوپنجه نرم میکند، محاصرهای که باعث تسلیم تهران نشده است.
دولت ترامپ با بازگشت به تاکتیکهای اجبار اقتصادی آشکار، تشدید بیسابقهای در شدت سیاست تحریمهای ثانویه خود را نشان داد، به این معنی که هر شرکت یا دولتی که با ایران فعالیت اقتصادی از هر نوع داشته باشد، در محرومیت آن از سیستم اقتصادی و مالی تحت حمایت دلار آمریکا سهیم خواهد بود.
این تهدید، علاوه بر اینکه علیه شرکای اقتصادی منطقهای و کوچک تا متوسط ایران اعمال میشود، صریحا چین و روسیه را نیز هدف قرار داده است؛ واشنگتن در تلاش برای وادار کردن ایران به تسلیم، جنگ را به سطح باجگیری اقتصادی جهانی، از جمله علیه اقتصاد همتای خود و رقیب بالقوه، افزایش میدهد.
حتی بسنت، با اعتراف خود، اذعان کرد که اعمال واقعی چنین تحریمهایی، سیستم مالی جهانی را منفجر خواهد کرد.
دولت ترامپ علاوه بر تهدید هر کشوری که به هر نحوی با اقتصاد ایران تعامل داشته باشد، به تشویق «اسرائیل»، به ایده اعمال محاصره کامل زمینی نیز روی آورده است. این امر مستلزم آن است که بازیگران منطقهای مهم و سیستماتیک مانند ترکیه، عراق و پاکستان را به شدت تحت فشار قرار دهد تا روابط اقتصادی طبیعی خود را با همسایه خود فدا کنند تا به اهداف همان قدرت خارجی که حال و آینده اقتصادی آنها را به هرج و مرج کشانده است، دست یابند.
پیش از اینکه این تحریمها آغاز شود، پکن بلوفهای ترامپ و بسنت را محکوم کرد و اطمینان داد که هرگونه تحریم آمریکا علیه نهادهایی که تبادل چین و ایران را تسهیل میکنند، «تمام اقدامات لازم» را در پاسخ به دنبال خواهد داشت.
- بیشتر بخوانید:
- سخنگوی کمیسیون امنیت ملی مجلس: حمله به لارک سند دروغپردازی آمریکا درباره باز بودن تنگه هرمز است
- رویکرد اقتصادی آمریکا در برابر ایران؛ کشورها چگونه هشدارهای واشنگتن را نادیده میگیرند؟
اثرات افزایش جدایی چین و آمریکا، زهر انباشته شده جنگ تعرفهای آمریکا علیه سایر نقاط جهان و اکنون فروپاشی آشکار بلوک اقتصادی آمریکای شمالی (که پیشتر نفتا نام داشت)، واشنگتن را در موقعیتی قرار نمیدهد که هزینههای واقعی چنین تلافیجویی را متحمل شود، چه رسد به تحریمهای متقابل همزمان از سوی کشورهایی مانند روسیه، ترکیه، هند، پاکستان و هر کشور دیگری که بیشتر به بازگشایی تنگه هرمز وابسته است تا تجارت با آمریکا.
ایرانیها نیز به هیچ وجه از سلاحهای اقتصادی خود بیبهره نیستند؛ تهران بهدرستی از کارزار اقتصادی آمریکا به عنوان قمار ناامیدانهای که وجود دارد صحبت کرده و با اولتیماتوم خود به آن پاسخ داده است؛ اینکه با هر کشور شرکتکننده در این رویکرد اقتصادی به عنوان دشمن رفتار خواهد شد.
ترامپ، ممکن است تصور کند که قرار گرفتن نسبتاً کمتر آمریکا در معرض تنگه هرمز، به او نوعی اهرم فشار میدهد؛ در واقع، برای اکثر کشورهای جهان که اقتصادشان تمام یا بخشی از آن به دلیل عبور سالانه ۲۰ درصد نفت و گاز طبیعی، ۳۰ درصد هلیوم صنعتی، ۴۰ درصد گوگرد و ۵۰ درصد کود از تنگه هرمز است، این واقعیت به آنها دلیل بسیار بیشتری برای کنار آمدن با ایران میدهد تا اینکه به تلاشهای واشنگتن برای تسلیم آن بپیوندند.
این سطح خیرهکننده از غرور اقتصادی، اگر عملی شود، یا شکست خواهد خورد و محدودیتهای اقتصادی قدرت آمریکا را نشان خواهد داد، یا موفق خواهد شد و جهان را به سیستمهای اقتصادی جهانی جداگانه تقسیم خواهد کرد.
مانند هر ترفند این ریاستجمهوری آشفته، موفقیت از شکست مخربتر خواهد بود؛ واشنگتن حتی نزدیکترین شرکای خود را چنان متخاصم کرده است که هر آنچه از «اقتصاد جهانی» متمرکز بر دلار باقی مانده است، بسیار کمتر از «جهانی» خواهد بود.
انتهای پیام/