رویکرد اقتصادی آمریکا در برابر ایران؛ کشورها چگونه هشدارهای واشنگتن را نادیده میگیرند؟
شش ماه پس از آغاز جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران در ۲۸ فوریه (۹ اسفند ۱۴۰۴)، این درگیری را نهتنها میتوان با خسارات وارده یا تعداد موشکهای شلیک شده ارزیابی کرد، بلکه میتوان آن را با این واقعیت عینی ارزیابی کرد که واشنگتن و تلآویو در دستیابی به اهداف استراتژیک خود شکست خوردهاند.
جنگی که قرار بود برتری ادعایی آمریکا و رژیم صهیونیستی را نشان دهد، به یک جنگ فرسایشی تبدیل شده است؛ مهمتر از آن، همان سیستم منطقهای که قرار بود این جنگ آن را تثبیت کند، شروع به آشکار کردن نقاط ضعف خود کرده است.
برای دههها، پادشاهیهای عربی خلیج فارس بخش قابلتوجهی از امنیت خود را پیرامون چتر نظامی آمریکا سازماندهی کرده بودند، اما جنگ اخیر محدودیتهای این تضمین را آشکار کرد.
پایگاهها، تأسیسات استراتژیک، زیرساختهای انرژی و مسیرهای دریایی دقیقا زمانی آسیبپذیر شدند که آمریکا ادعا میکرد قدرت نظامی عظیمی را در منطقه مستقر کرده است.
آبراهی که یکپنجم نفت جهان از آن عبور میکرد، به یکی از عرصههای اصلی رویارویی تبدیل شد؛ اگر هدف، نشان دادن توانایی آمریکا در کنترل نظامی مسیرهای انرژی منطقه بود، نتیجه نشان داد که ایران ابزارهایی برای تبدیل جغرافیای خود به قدرت استراتژیک دارد.
پیامدهای این جنگ برای آمریکا پیشتر فراتر از حوزه نظامی گسترش یافته است؛ صادرات نفت، فرآوردههای نفتی و گاز طبیعی مایع تحت تأثیر قرار گرفته است؛ سرمایهگذاری در مسیرهای جایگزین سرعت گرفته است؛ گردشگری، هوانوردی و فعالیتهای صنعتی نیز آسیب دیدهاند.
دولتهای خلیج فارس مجبورند میلیاردها دلار برای کاهش وابستگی خود به تنگه هرمز هزینه کنند، درست در زمانی که با فشار فزایندهای بر هزینههای دفاعی، تورم و پروژههای جاهطلبانه تنوع اقتصادی خود مواجه هستند.
این موضوع توضیح میدهد که چرا جنگ علیه ایران را نمیتوان صرفاً بهعنوان یک رویارویی دوجانبه درک کرد؛ این جنگ، الگوی نظم منطقهای ساخته شده از طرف آمریکا را در طول دههها، زیر سوال برده است.
شکست راهبرد نظامی و بازگشت به گزینه اقتصادی
اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا هفته گذشته را با وعده «حمله اقتصادی» علیه ایران و شرکای تجاریاش در تلاشی تازه برای پایان دادن به جنگ آغاز کرد و تا پایان هفته، کشورهایی که با تهران ارتباط دارند، تاکنون این تهدید را نادیده گرفته و تحلیلگران از اقدامهای آمریکا تحت تأثیر قرار گرفتند.
به گزارش مجله آمریکایی «فورچون»، چین که بخش عمده نفت ایران را میخرد، به جای عقبنشینی، هشداری جسورانه به واشنگتن صادر کرد؛ شعب بانکهای ایرانی در خارج همچنان باز ماندند؛ پروازهای تجاری نیز بین ایران و ترکیه و همچنین ایران و امارات که هفته گذشته قول داده بود تمام معاملات تجاری و مالی با تهران را قطع کند، ادامه دارد و مسیرهای پرواز به تایلند و جمهوری آذربایجان و همچنین چندین مقصد در روسیه و چین، بدون تغییر باقی ماندند.
الکس زردن، یکی از مقامهای سابق خزانهداری آمریکا و بنیانگذار موسسه Capitol Peak Strategies، گفت: با عبور جنگ از مرز شش ماه، اقدامهای عمومی انجام شده از طرف وزارت خزانهداری در این هفته با هیاهوی تبلیغاتی مطابقت ندارد.
- بیشتر بخوانید:
- شکست راهبردهای ترامپ در برابر ایران؛ از گزینه نظامی تا بازگشت به تدابیر اقتصادی گذشته
- میدل ایست مانیتور: محاسبات واشنگتن درباره ایران نادرست است
وی بیان کرد: عملیات «طرد اقتصادی» ادامه ۴۷ سال اقدامهای محدودکننده اقتصادی علیه ایران است، اما نظریه واضحتری از پیروزی اقتصادی یا نظامی در این کارزار فعلی ارائه نمیدهد.
تهدیدهای بسنت و بیاعتنایی جمعی جهانی تاکنون، معمای اصلی دولت ترامپ را در تلاش برای تحریم ایران جهت برآورده کردن خواستههایش برجسته میکند.
هرگونه کارزار تحریمی مؤثر باید چین را هدف قرار دهد، اقدامی که خطر تلافیجویی و پیامدهای اقتصادی گسترده جهانی را به همراه دارد؛ هر اقدامی کمتر از این برای تعدیل محاسبات استراتژیک کافی نیست.
علاوه بر این اعتبار آمریکا نیز در خطر است؛ بسنت با مبهمتر کردن تصویر مدعی شد که آمریکا برای رسیدن به هدف خود درگیر «دیپلماسی آرام» است؛ مقامهای آمریکایی به همتایان خود در انگلیس مراجعه کردند و خواستار بیانیه حمایت شدند.
به نظر نمیرسد آمریکا به پایان جنگی که ترامپ در اواخر فوریه در کنار رژیم صهیونیستی آغاز کرد، نزدیکتر شده باشد؛ ایران دههها تحریمهای شدید را تحمل کرده است.
مقامهای کشورهایی که بهطور سنتی روابط اقتصادی قوی با ایران داشتهاند، این هفته چیز زیادی از آمریکا نشنیدهاند؛ به گفته منابع آگاه، ترکیه هیچ دستورالعمل رسمی از آمریکا در مورد محدودیتها و نحوه اعمال آنها در مورد ایران دریافت نکرده است.
استفن فالون، متخصص بانکداری و تحریمها و مشاور اصلی در DBM Consulting، گفت: این ایده که میتوان ایران را با این تحریمها از میدان به در کرد، خندهدار است؛ این ایده کمکی به اوضاع نمیکند. نمیتوان بهطور کامل این موضوع را بهطور قطعی تایید کرد؛ بازیگران زیادی وجود دارند.
انتهای پیام/