عماد رحمانی: اکران داخلی «شمشیر و اندوه» تجربه تلخی بود/ حسرت دیدن نام فیلم بر سردر سینما برای عوامل آن باقی ماند
عماد رحمانی، کارگردان انیمیشن «شمشیر و اندوه» درباره حذف بخشی از سکانس پایانی نسخه اکرانشده این فیلم در سینماهای ایران بیان کرد: حدود ۱۰ دقیقه از فیلم کوتاه شد؛ در قسمت پایانی، سکانسی وجود داشت که دستی را نشان میداد و سرنوشت شخصیت اصلی را مشخص میکرد، اما این بخش را در نسخه سینمایی که در ایران اکران شد، ندیدم.
این کارگردان درباره دلایل کوتاه شدن فیلم گفت: دو اتفاق درباره «شمشیر و اندوه» رخ داد؛ بخشی از فیلم به دلیل مسائل مربوط به سینما و نکات مطرحشده از سوی پخشکننده در ایران، کوتاهتر شد. در این تصمیم عواملی مانند شرایط سالنها نیز مؤثر بود، «شمشیر و اندوه» نخستین تجربه سینمایی من و مهرداد بود و به دلیل پخش بینالمللی، ترتیب اکران آثار تغییر کرد. ابتدا «افسانه سپهر» روی پرده رفت و پس از آن «شمشیر و اندوه» اکران شد. در نسخه اصلی، سکانسی پس از تیتراژ وجود داشت که سرنوشت شخصیت اصلی را نشان میداد.
حذف سکانس پس از تیتراژ به دلیل شرایط اکران
رحمانی درباره حذف سکانس پس از تیتراژ توضیح داد: در بسیاری از سالنهای سینمای ایران، به محض آغاز تیتراژ پایانی، چراغهای سالن روشن میشود و مخاطب سالن را ترک میکند. برخلاف برخی کشورها، این فرهنگ که تا پایان کامل فیلم و تیتراژ، چراغهای سالن روشن نشود، در ایران وجود ندارد. به همین دلیل از ما خواسته شد سکانس پس از تیتراژ را به پلانهای پایانی فیلم بچسبانیم، اما این کار از نظر تدوین نتیجه مناسبی نداشت و اگر این بخشها پشت سر هم قرار میگرفتند، ساختار فیلم به یک کلیپ شبیه میشد و کاتهای ایجادشده نیز منطقی و درست نبودند. در نهایت تصمیم گرفته شد که این سکانس از نسخه اکران ایران حذف شود.
وی افزود: این مسئله برای مخاطب بزرگسال ممکن است فقط از تأثیر دراماتیک اثر کم کند، اما کودکان و نوجوانان معمولاً داستان را خطیتر دنبال میکنند و انتظار دارند سرنوشت شخصیتها به شکل روشنتری روایت شود.
اگر در سینمای ایران کار نکرده باشید، باور نمیکنید چنین اتفاقی ممکن است
این کارگردان درباره تجربه خود از تغییر نسخه سینمایی فیلم اظهار کرد: این اتفاق از مواردی است که تا زمانی که در سینمای ایران کار نکرده باشید، باور نمیکنید امکان وقوع آن وجود داشته باشد، اما در عمل، چنین مسائلی رخ میدهد و گاهی تصمیمهایی درباره نسخه نهایی اثر گرفته میشود که مستقیماً بر درک مخاطب از داستان تأثیر میگذارد.
رحمانی درباره تأثیر حذف ۱۰ دقیقه از فیلم بر ساختار نهایی آن گفت: من باور دارم زمانی که یک اثر بسته میشود و برای پلان به پلان آن تفکری وجود دارد، هر تغییری میتواند به فیلم لطمه بزند و در این موضوع تردیدی نیست، ولی با این حال، تمام تلاش ما این بود که تدوین فیلم به بهترین شکل انجام شود و آقای مصطفوی نیز به گروه اضافه شد و زحمت تدوین کار را بر عهده گرفت. درباره بخشهایی که باید از فیلم خارج میشد، گفتوگو و بررسی زیادی انجام دادیم، زیرا حذف کردن بخشهایی از یک اثر، بهویژه زمانی که برای هر قسمت آن طراحی و فکر وجود داشته، بسیار دشوار است.
تفاوت تولید انیمیشن و سینمای رئال در فرآیند تدوین
رحمانی درباره تفاوتهای ساختاری تولید انیمیشن با سینمای رئال گفت: در سینمای رئال مرسوم است که کارگردان با ۲۰۰ تا ۳۰۰ دقیقه راش مواجه است و در مرحله تدوین، اثری را از دل آن بیرون میکشد، اما در انیمیشن، تولید به صورت پلان به پلان انجام میشود و هزینه آن بهمراتب بیشتر از سینمای رئال است. بنابراین در اینجا ما با انباشت راش مواجه نیستیم، بلکه عملاً در حال ساخت قصه از ابتدا هستیم.
وی افزود: با وجود دشواریهای تدوین در این حوزه، برخی تغییرات در نسخه اکران ایران باعث شد ریتم فیلم بهبود یابد. قصه در نسخه ایران کمی خطیتر شد و با توجه به شرایط، تلاش کردیم ردهبندی سنی مخاطبان را کمی کاهش دهیم، چرا که هدفگذاری اولیه ما مخاطبان بالای ۱۵ سال بود. با این حال، تمام تلاش تیم تولید این بود که اثر در نهایت بهترین خروجی را داشته باشد.
مهندسی فروش؛ چالشی در مسیر اکران
کارگردان «شمشیر و اندوه» با انتقاد از وضعیت اکران این اثر در ایران بیان کرد: تجربه اکران برای من تجربه تلخی بود. متأسفانه متوجه شدم که چقدر راحت میتوان در ایران مهندسی فروش کرد. فیلم نه بیلبورد تبلیغاتی داشت، نه تبلیغات محیطی و نه حضور مؤثری در فضای مجازی. تنها حوزهای که از فیلم حمایت کرد، اهالی رسانه بودند و به غیر از آنها، این اثر مظلومانه اکران شد.
وی در ادامه خاطرنشان کرد: من در تمام سالهایی که عاشق سینما بودم، به یاد ندارم فیلمی تا این حد در گوشه سینماها مهجور مانده باشد. تعداد سالنهای در نظر گرفته شده برای این اثر بسیار کم بود و در مقایسه با انیمیشنهای دیگر که با حمایتهای خاص، ۷۰۰ سالن در اختیار دارند، عدالت در توزیع رعایت نشد. این در حالی است که فیلم موضوعی مناسبتی و مرتبط با ایام محرم داشت و انتظار میرفت شرایط بهتری برای اکران آن فراهم شود.
لزوم استانداردسازی سیستم توزیع سینمایی
رحمانی با مقایسه سیستم توزیع در ایران و خارج از کشور گفت: وقتی اثری در خارج از ایران اکران میشود، توزیعکننده از همان روز اول متعهد به تعداد مشخصی سالن و سانس میشود و قراردادهای تبلیغاتی شفاف و مشخصی وجود دارد، اما در ایران به نظر میرسد نوع حمایتها و تعداد سالنها به نهاد تهیهکننده وابسته است و این وضعیت در سیستم توزیع، غیرشفاف و نیازمند اصلاح جدی است.
وی در ادامه گفت: من به دنبال انتفاع مالی صرف در اکران داخلی نبودم و خدا را شکر میکنم که این اثر در خارج از کشور دیده شد و بازخوردهای مثبتی دریافت کرد، اما معتقدم برای رسیدن به استانداردهای جهانی سینما، سیستم توزیع در ایران باید از این وضعیت غیررقابتی و سلیقهای فاصله بگیرد.
ضرورت تولید برای کودک و نوجوان در بازار فقیر محتوا
کارگردان انیمیشن «شمشیر و اندوه» با تاکید بر مسئولیت تولیدکنندگان در حوزه کودک و نوجوان گفت: مگر ما وظیفهای غیر از این داریم که برای مخاطب کودک و نوجوان کار کنیم؛ آن هم در کشوری که محتوای کودک و نوجوان فقیر است و چیز خاصی وجود ندارد.
وی افزود: با این حال، در فضای اکران بازیهای عجیبی شکل میگیرد، من هم شاید دارم غرغر میکنم، اما واقعاً برایم سوال بود، چون میدانستم از قبل اعلام شده فیلم در حال پخش است، اما وقتی دنبال نمایش آن میگشتم، چیزی نمیدیدم.
دیدهنشدن در اطلاعرسانی؛ از بلیت آنلاین تا تبلیغات محیطی
این کارگردان با اشاره به ضعف اطلاعرسانی درباره اکران فیلم بیان کرد: عملاً فقط در بعضی سامانههای خرید آنلاین بلیت میشد اسم فیلم را دید، آن هم در سطحی بسیار پایین و واقعیت این است که تقریباً هیچ چیز وجود نداشت.
وی ادامه داد: من خودم از فروش فیلم تعجب میکنم؛ اگر کسی نداند فیلم چیست، معمولاً نمیرود بلیت بخرد و بنشیند آن را ببیند؛ مخصوصاً در شرایطی که مخاطب با یک کلیک در پلتفرمها با حجم زیادی از محتوا مواجه است و حتی درباره بعضی آثار نمیداند چه کسی ساخته، چه زمانی اکران شده و اساساً چطور روی پرده رفته است.

زحمت یک تیم بزرگ و انتظار حداقلی برای احترام به اثر
رحمانی با اشاره به تلاش گروه تولید و مسیر بینالمللی اثر گفت: این فیلم حاصل زحمت حدود ۲۰۰ نفر است. اثری که در خارج از کشور دیده شده است، بیش از ۲۰ جایزه بینالمللی دارد و حتی در آمریکا توزیعکننده آمریکایی داشته است.
وی افزود: با وجود این مسیر، بیمهری نسبت به اثر در کشور خودش واقعاً دور از انصاف و اخلاق به نظر میرسد.
نسبت روایت با تاریخ؛ برداشت از حوادث واقعی با ضرورتهای دراماتیک
کارگردان «شمشیر و اندوه» درباره نسبت داستان با تاریخ توضیح داد: داستان ما برداشتی از حوادث واقعی است و فضای اتفاقات و گروهی که در داستان فعالیت دارند، بر مبنای تاریخ شکل گرفته است، ولی خود شخصیت اصلی واقعی نیست.
وی ادامه داد: البته جایی که روایت از چارچوب تاریخی بیرون میزند، بخشی به ضرورت جذاب بودن کار برای مخاطب مربوط است و بخشی هم به ضرورتهای تولید و روایتپردازی برمیگردد.
رحمانی در پاسخ به این انتقاد که چرا بخارا سر سبز شده است و اصلا چنین شهری در آن دوران در این جغرافیا و شرایط اقلیمی نبوده است؟ تاکید کرد: اسم شهر در ابتدا بخارا نبود، بلکه یکی از شهرهای تاریخی استان مدائن بود که به دلایل اصلاحاتی که وارد شد به این نام تغییر کرد.
سوق دادن اجباری انیمیشنسازان از نوجوان به کودک
کارگردان انیمیشن «شمشیر و اندوه» با اشاره به وضعیت تولید در حوزه کودک و نوجوان گفت: امیدوارم واقعاً به سینما، بهویژه سینمای کودک و نوجوان در ایران، توجه بیشتری شود. «شمشیر و اندوه» نخستین کار ما بود و علاقه اصلی من در این مسیر، حوزه نوجوان بود، اما در عمل ما را به سمت حوزه کودک سوق دادند.
وی افزود: این اتفاق باعث میشود یک گروه سنی هدف در ایران، بهدلیل برخی مناسبات، عملاً کنار گذاشته شود و این مسئله برای من قابل قبول نیست. حتی در پروژههایی مانند «افسانه سپهر» هم اگرچه هدف اولیه، مخاطب نوجوان بود، اما در نهایت ناچار شدیم به سمتی برویم که با اقتضائات موجود همخوانی بیشتری داشته باشد.
دنیای کودک شیرین است، اما مسئله، حذف مخاطب نوجوان است
رحمانی با بیان اینکه کار برای کودکان برای او تجربهای ارزشمند بوده است، اظهار کرد: امروز از کار در این فضا لذت میبرم، چون دنیای بچهها واقعاً دنیای بینظیری است. به نظرم یکی از بزرگترین نعمتهایی که میتواند به یک هنرمند داده شود، کار کردن برای بچههاست.
وی ادامه داد: با این حال، نقد من متوجه اصل حذف شدن حوزه نوجوان است. هر اثر هنری، بهویژه وقتی وارد چرخه تجاری میشود، دو جنبه دارد؛ یکی تاثیرگذاری فرهنگی و دیگری تاثیرگذاری اقتصادی. وقتی یک حوزه تا این حد محدود میشود، طبیعی است که تمایل تهیهکننده هم به سمت حوزهای برود که امکان اکران و بازگشت سرمایه در آن بیشتر است.
حوزه نوجوان در سینمای ایران همچنان مظلوم مانده است
این کارگردان با اشاره به تجربه اکران آثار نوجوانمحور گفت: ما این وضعیت را در «افسانه سپهر» هم تجربه کردیم. آن اثر هم فیلم موفقی شد و اکنون اکران بینالمللیاش آغاز شده است، اما همچنان معتقدم حوزه نوجوان در ایران حوزهای مظلوم است.
وی افزود: در حال حاضر چند انیمیشن در صف اکران قرار دارند که تقریباً همگی در حوزه کودک تعریف میشوند و تنها با اغماض میتوان برخی از آنها را نزدیک به نوجوان دانست. در حالی که آثاری که مشخصاً برای نوجوان ساخته شدهاند، معمولاً با محدودیت بیشتری در اکران مواجه میشوند.

از «آخرین داستان» تا «شمشیر و اندوه»؛ مسیری تکراری برای آثار نوجوانمحور
رحمانی در ادامه با اشاره به تجربه برخی آثار دیگر در این حوزه بیان کرد: این مسئله فقط به «شمشیر و اندوه» محدود نمیشود. برای نمونه، در مورد «آخرین داستان» به کارگردانی اشکان رهگذر نیز چنین وضعیتی وجود داشت؛ اثری که در حوزه نوجوان تعریف میشد، در جشنوارهها و محافل مختلف مورد توجه قرار گرفت، اما در اکران با محدودیتهایی روبهرو شد.
وی گفت: به نظر میرسد این اتفاق برای آثار نوجوانمحور تکرار میشود. ممکن است برخی اساساً منکر وجود چنین روندی شوند، اما تجربه چند اثر نشان میدهد که این حوزه همچنان در دریافت سالن و امکان دیدهشدن، با موانع جدی مواجه است.
برای «شمشیر و اندوه» حتی حداقل تبلیغ هم انجام نشد
کارگردان «شمشیر و اندوه» با اشاره به وضعیت تبلیغاتی این اثر اظهار کرد: برای «شمشیر و اندوه» عملاً هیچ تبلیغی انجام نشد. نه بیلبوردی به آن اختصاص یافت و نه حتی حداقل تبلیغی که بتواند مخاطب را از اکران فیلم مطلع کند.
وی افزود: واقعاً هیچ تبلیغ موثری برای این اثری که هم در داخل و هم در خارج از ایران مسیر موفقی را طی کرده بود، صورت نگرفت و این مسئله برای من همچنان محل پرسش است.
فرهنگ و اعتقادات؛ بخشی جداییناپذیر از هویت ایرانی
کارگردان انیمیشن «شمشیر و اندوه» با اشاره به جایگاه آثار ملی و فرهنگی در سینمای ایران گفت: فرهنگ و مذهب ما از یکدیگر جدا نیستند و به نظر من، دو چیزی که نمیتوان از مردم ایران گرفت، وطن و اعتقادات آنهاست. ما با این مفاهیم بزرگ شدهایم و این باورها در خانوادههای ما جریان دارد.
وی افزود: با این حال، احساس میکنم مسئله اصلی بیشتر به این بازمیگردد که چه کسی بیشتر میفروشد و چه کسی در جایگاه بالاتری قرار دارد. گاهی افراد بیش از آنکه درباره خود اثر صحبت کنند، روی رکوردها، فروش و جایگاه خود تاکید میکنند.
اکران آثار به نام سازندگان و تهیهکنندگان گره خورده است
رحمانی در پاسخ به این پرسش که آیا جایگاه تهیهکننده و کارگردان بر روند اکران و دیدهشدن آثار تاثیرگذار است، بیان کرد: در انیمیشن، برخلاف سینمای رئال، به آن معنا سلبریتی وجود ندارد و مخاطب عمومی الزاماً این تفاوتها را تشخیص نمیدهد.
وی ادامه داد: با این حال، نمیتوان حقیقت را کتمان کرد که وقتی فیلمساز و تولیدکننده از مناسباتی مانند رانت و لابی دور باشند، فیلم حتی امکان دریافت یک بیلبورد یا یک جایگاه تبلیغاتی ساده را هم پیدا نمیکند. در حالیکه یک اثر چندین ماه بیشتر روی پرده میماند، تمام بیلبوردهای شهر را در اختیار میگیرد و حتی اکران آنلاین آن صدها برابر اکران سینمایی یک اثر دیگر بیلبورد و تبلیغات دارد، این واقعا مهندسی توهینآمیز آثار در ایران است.
شکلگیری دوباره یک ترکیب قدیمی در «شمشیر و اندوه»
رحمانی، درباره همکاری دوباره با تهیهکننده این اثر گفت: همکاری من با آقای جعفری از سالها قبل و از حوزه بازیهای ویدیویی آغاز شد. یکی از بهترین ترکیبهایی که میتواند روند تولید یک اثر را پیش ببرد، شناخت کافی از حوزه تولید و تهیه است. این شناخت در طول سالها شکل گرفته و حالا بیش از ۱۵ سال از آغاز این همکاری میگذرد.
وی افزود: در حوزه کارگردانی نیز همکاری میان من، مهرداد محرابی و آقای جعفری شکل گرفته و به نوعی یک مثلث حرفهای ایجاد شده است. سومین همکاری ما سال گذشته در جشنواره فیلم فجر با انیمیشن «نگهبان خورشید» رقم خورد. در آن اثر، تهیهکنندگی بر عهده آقای جعفری بود و من و مهرداد افتخار کارگردانی آن را داشتیم.
«شمشیر و اندوه»؛ فیلمی تنها در سالنهای سینما
این کارگردان با اشاره به وضعیت تبلیغات «شمشیر و اندوه» گفت: گاهی حتی یک بیلبورد هم به فیلم اختصاص داده نمیشود. برای نمونه، در یکی از سینماها، سازههای تبلیغاتی وجود دارد، اما برای «شمشیر و اندوه» هیچ بنری روی آن قرار نگرفت. فیلم در چنین شرایطی واقعاً فقیر و تنهاست.
وی افزود: وقتی تهیهکننده کنار گذاشته میشود و برای اثر تبلیغ و محتوای معرفی تولید نمیشود، طبیعی است که فیلم نتواند به مخاطب خود دسترسی پیدا کند.

نوجوان امروز از مسیر شبکههای اجتماعی فیلم را پیدا میکند
رحمانی با اشاره به تغییر شیوه انتخاب فیلم از سوی مخاطبان نوجوان اظهار کرد: نوجوانان امروز به سنی رسیدهاند که میتوانند فضا را درک کنند و آثار مختلف را با یکدیگر مقایسه کنند. نوجوان فیلم را صرفاً از مسیر تبلیغات رسمی انتخاب نمیکند، بلکه از طریق دوستان، فضای مجازی و شبکههای اجتماعی با آثار آشنا میشود.
وی گفت: حتی اگر نوجوانی فیلمی را نپذیرد، ممکن است از طریق همین ارتباطها درباره آن اطلاعات به دست آورد. بنابراین نبود تبلیغات و اطلاعرسانی موثر، مستقیماً بر امکان دیدهشدن آثار نوجوانمحور تاثیر میگذارد.
تولید بدون فرصت تجربه، مسیر پیشرفت را متوقف میکند
کارگردان «شمشیر و اندوه» با اشاره به اهمیت استمرار در تولید آثار نوجوانمحور بیان کرد: اگر یک اثر در حوزه نوجوان ساخته شود و پس از آن فرصت ادامه دادن و استفاده از تجربههای بهدستآمده وجود نداشته باشد، آن تجربه از بین میرود.
وی افزود: «شمشیر و اندوه» در داخل و خارج از کشور بازخوردهایی دریافت کرد و برای ادامه مسیر، نکات زیادی از این تجربه آموختیم. اما زمانی که در این حوزه اثر تازهای تولید نشود و حمایتی از آن صورت نگیرد، امکان استفاده از این تجربه هم از بین میرود؛ همانطور که تجربه اشکان رهگذر در «آخرین داستان» و دیگر آثار نوجوانمحور ادامه پیدا نکرد.
بازار با یک جمله مخاطب نوجوان را حذف میکند
رحمانی مشکل اصلی را در نگاه بازار به آثار نوجوان دانست و گفت: من معضل را در بازار میبینم؛ در جملههایی مانند اینکه این اثر نمیفروشد، فایده ندارد یا امکان بازگشت سرمایه ندارد. نتیجه چنین نگاهی این است که نوجوان را از دریافت محتوای مناسب محروم میکنیم.
وی ادامه داد: این مسئله فقط درباره انیمیشن نیست و در سینمای رئال نوجوان نیز دیده میشود. آثاری ساخته میشوند، اما وقتی مورد حمایت قرار نمیگیرند، ادامه مسیر برای تولیدکنندگان دشوار میشود.
سینمای جهان به سمت مخاطب نوجوان حرکت کرده است
رحمانی با اشاره به روند تولید آثار انیمیشن برای گروه سنی نوجوان در جهان اظهار کرد: منظور من این نیست که نباید برای کودک کار کرد، اما در سینمای انیمیشن جهان، توجه به گروه سنی میانی و نوجوان جدیتر شده است. ژاپن مدتهاست از این مرحله عبور کرده و هالیوود و سینمای مستقل اروپا نیز به سمت تولید آثار بیشتری برای نوجوانان حرکت میکنند.
وی افزود: در جهان، برای تینیجرها بهصورت جدی اثر تولید میشود و نمونههای مختلفی وجود دارد که میان نوجوانان محبوب هستند. اما در ایران، حتی به تولیدکنندهای که با سرمایه شخصی یا با حمایت محدود وارد این حوزه میشود، فرصت کافی داده نمیشود.
موفقیت بینالمللی تضمین دیدهشدن در ایران نیست
این کارگردان با اشاره به وضعیت اکران «شمشیر و اندوه» گفت: درباره این فیلم، نمیگویم اثر بینقصی است؛ هیچ سازندهای نمیتواند چنین ادعایی داشته باشد، اما فیلم در حد خودش موفقیتهای جدی بینالمللی داشته است و این موفقیت میتواند نوعی تایید نسبی برای اثر باشد.
وی ادامه داد: با این حال، «شمشیر و اندوه» در ایران از حداقل امکانات اکران و تبلیغات هم برخوردار نشد. فیلمی که میتوانست مخاطب خود را پیدا کند، با سالن محدود، نبود بیلبورد و تبلیغات ناکافی مواجه شد و حتی فرصت دیدهشدن در سردر سینماها را پیدا نکرد.
حسرت دیدن نام فیلم بر سردر سینما
رحمانی گفت: برای یک فیلمساز، دیدن نام اثر خودش بر سردر یک سینما اتفاق ساده اما مهمی است. با این حال، در مورد «شمشیر و اندوه» حتی همین فرصت ابتدایی هم فراهم نشد و حسرت دیدن نام فیلم بر سردر سینما برای عوامل آن باقی ماند.

تمرکز بر تکنیک در کنار تلاش برای روایت قصهگو
کارگردان انیمیشن «شمشیر و اندوه» با اشاره به ریشههای تیم تولید در صنعت بازیهای ویدیویی گفت: «شمشیر و اندوه» اولین تجربه مشترک من و مهرداد محرابی در کارگردانی سینمایی بود. از آنجا که خاستگاه اصلی ما ویدیو گیم بود، تکنیک برای ما اهمیت ویژهای داشت. با این حال، پذیرفتهام که در آن زمان روی روایت نیز تا حد توانمان کار کردیم؛ ما بسیار تلاش کردیم که روایت، ریتم، شکل قصهگویی و قاببندیها از اصول درستی پیروی کنند.
وی افزود: دو مسئله به دیده شدن اثر لطمه زد؛ نخست زمانبندی اکران و دوم، چالشهای مربوط به دوبله و تطبیق صدا با تصویر که به دلیل طراحی اولیه اثر برای بازار بینالمللی ایجاد شد.
چرا تطبیق لب و دهان در «شمشیر و اندوه» به چشم آمد
رحمانی درباره چالش فنی لیپسینک (تطبیق حرکات لب با گفتار) توضیح داد: از آنجا که نگاه ما برای عرضه بینالمللی بود، انیمیشن را بر اساس زبان انگلیسی بستیم و لیپسینکها نیز بر این اساس طراحی شدند. این اولین تجربه ما در این زمینه بود. وقتی کار دوبله شد، فشارهایی به دلیل ناهماهنگی حرکات لب با زبان فارسی به وجود آمد.
وی ادامه داد: البته در ایران آثار دوبلهشده محبوبیت زیادی دارند و مخاطب با دوبلههای خاطرهانگیز بزرگ شده است. اما چون کار ما از نظر بصری به سمت رئالیسم و طراحی صورتهای انسانی (هایپررئال) رفته بود، این ناهماهنگی نسبت به سایر انیمیشنهای فانتزی بیشتر به چشم آمد. در سایر آثار انیمیشن که فانتزیتر هستند، مخاطب به راحتی با این مسئله کنار میآید، اما در «شمشیر و اندوه» فرم بصری رئال باعث شد این تفاوت در دوبله فارسی بیشتر دیده شود و اثر تحتالشعاع قرار بگیرد.
هوش مصنوعی باید دستیار تولید باشد، نه جایگزین ارزش هنری
این کارگردان در ادامه با اشاره به گسترش استفاده از هوش مصنوعی در تولیدات تصویری بیان کرد: فضای استفاده از هوش مصنوعی در حال گسترش است و این موضوع در ایران نیز پررنگتر به نظر میرسد. امروز بسیاری از تبلیغات صداوسیما با استفاده از هوش مصنوعی تولید میشوند و به نظر من برخی از این آثار فاقد ارزش هنری هستند.
وی افزود: اگر هوش مصنوعی به عنوان دستیار مورد استفاده قرار گیرد، قطعاً ابزار مفیدی خواهد بود، اما زمانی که جایگزین ارزش هنری اثر شود، نمیتوان نسبت به نتیجه آن نگاه مثبتی داشت.
انتهای پیام/