تشدید تنش میان ریاض و صنعا؛ پاسخ ارتش یمن در امتداد یک مبارزه طولانی
سالهاست که یمن تحت محدودیتهای نظامی، اقتصادی و سیاسی اعمال شده از طرف عربستان زندگی کرده است، با این حال اکنون به استراتژی «محاصره در برابر محاصره» متوسل شده است.
پرسشهای بسیاری در این زمینه مطرح میشوند؛ آنها به هسته اصلی تحولاتی که منطقه شاهد آن است، در لحظهای که به نظر میرسد نقشههای قدرت و نفوذ در حال تغییر شکل هستند، اشاره میکنند.
به گزارش المیادین، رابطه بین ریاض و صنعا هرگز یک رابطه همسایگی ساده نبوده است؛ برای دههها، این رابطه با سطوح مختلفی از نفوذ سیاسی، اقتصادی و امنیتی مشخص شده است؛ آنچه پس از سال ۲۰۱۵ رخ داد، آغاز بحران نبود، بلکه تشدید آن به یک رویارویی نظامی مستقیم بود.
بنابراین، اقدام فعلی در گفتمان صنعا بهعنوان پاسخی به یک رویداد ناگهانی ارائه نمیشود، بلکه بهعنوان امتداد یک مبارزه طولانی است که آن را بهعنوان حاکمیت و شکستن محدودیتهای اعمال شده بر تصمیمگیری یمن میبیند.
این که چرا صنعا در این پاسخ تعلل کرده است؛ پاسخ آن ساده این است؛ صنعا در سال ۲۰۲۶ با صنعا در سال ۲۰۱۵ یا ۲۰۲۳ یکسان نیست.
از آغاز جنگ، صنعا نهتنها درگیر یک رویارویی نظامی خارجی بوده، بلکه برای تثبیت جبهه داخلی، تقویت امنیت و بازسازی نهادهای دولتی در مناطق تحت کنترل خود نیز تلاش کرده است، در حالی که همزمان در توسعه قابلیتهای نظامی، موشکی، هوایی و دریایی خود در شرایط محاصره پیچیده سرمایهگذاری کرده است.
بنابراین، تغییر از دفاع از قلمرو خود به تلاش برای نفوذ در خطوط کشتیرانی بینالمللی از ابتدا گزینهای در دسترس نبود؛ بلکه به سالها ظرفیتسازی و آزمایش نیاز داشت.
بنابراین، اگر این واقعیت را نادیده بگیرد که داشتن اراده لزوماً به معنای داشتن توانایی نیست، پرسش «چرا حالا؟» میتواند گمراهکننده باشد.
مشارکت در نبرد برای حمایت از غزه نقطه عطفی در این مسیر بود، زیرا به صنعا اجازه داد تا بخشی از قابلیتهای نظامی خود را در رویارویی مستقیم با قدرتهای منطقهای و بینالمللی آزمایش کند. همچنین این امر، اعتقاد صنعا را مبنی بر اینکه اکنون از قابلیتهای بازدارنده لازم برای ورود به مرحلهای جدید برخوردار است، تقویت کرد؛ مرحلهای که با انتقال بخشی از هزینههای محاصره به طرف مقابل مشخص میشود.
از این منظر، حرکت فعلی را میتوان بهعنوان گذار از مرحله پایداری و صبر استراتژیک به مرحلهای از تلاش برای تحمیل قواعد جدید درگیری تفسیر کرد؛ قواعدی که صنعا معتقد است اکنون ابزارهای آن را در اختیار دارد.
از همان لحظه اول که معادله «محاصره در برابر محاصره» آغاز شد، دشمنان ایران با عجله تلاش کردند تا وضعیت را بهعنوان اجرای مستقیم «دستورات ایران» به تصویر بکشند؛ این روایت با هر حرکتی که توسط هر یک از نیروهای درون جبهه مقاومت انجام میشود، تکرار میشود. اما آیا این روایت منعکس کننده واقعیت آنچه اتفاق میافتد است؟
بدون تردید، این رویکرد تفاوت بین هماهنگی و سرسپردگی را نادیده میگیرد؛ نه ایران و نه متحدانش وجود هماهنگی سیاسی و نظامی بین طرفین محور مقاومت را انکار نمیکنند و این امر بهوضوح در نبردهای حمایت از غزه مشهود بود، جایی که به نظر میرسید جبهههای متعدد در یک چارچوب سیاسی واحد، از لبنان گرفته تا یمن و عراق و ایران، فعالیت میکنند.
این موضوع از طرف رهبران محور مقاومت تأیید شده است؛ با این حال، وجود این هماهنگی لزوماً به این معنی نیست که هر تصمیم میدانی با «دستورات» مستقیم تهران صادر میشود.
درک دقیقتر از وضعیت این است که هر طرف طبق محاسبات ملی خود عمل میکند، در حالی که منافع مشترک متحدان خود را نیز در نظر میگیرد؛ صنعا از محیط استراتژیک ایجاد شده توسط رویارویی منطقهای برای تحکیم معادلاتی که سالهاست دنبال میکند، بهره میبرد.
- بیشتر بخوانید:
- بحران عربستان در مواجهه با ارتش یمن
- ارتش یمن پایگاههای مزدوران عربستان را در المخا هدف قرار داد
این سناریو شاید نزدیکترین سناریو به آنچه پس از تجاوز آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران برای حزبالله اتفاق افتاد، باشد؛ ورود به نبرد در این زمان پس از تحمل بیش از یک سال و نیم نقض آتشبس از طرف رژیم صهیونیستی، توسط این حزب مناسب تشخیص داده شد.
پرسش درست این است که آیا صنعا دریافته است شرایط منطقهای اکنون اجازه آنچه را که پیشتر غیرممکن بود، میدهد یا خیر.
اگر صنعا روی تغییر در موازنه قدرت شرطبندی میکند، روی تغییر در محاسبات دشمنان خود و هزینه گزینههای آنها نیز شرطبندی میکند؛ عربستان که «چشمانداز ۲۰۳۰» را در سال ۲۰۱۶، همزمان با وقوع جنگ، راهاندازی کرد، تحول اقتصادی، تنوعبخشی به منابع درآمد و کاهش وابستگی به نفت را ستونهای اساسی پروژه آینده خود قرار داده است.
در طول سالها، ثبات منطقهای بهطور فزایندهای با موفقیت این چشمانداز مرتبط شده است، چه از نظر جذب سرمایهگذاری، افزایش اعتماد به نفس در اقتصاد یا تثبیت موقعیت این کشور بهعنوان یک قطب مالی و گردشگری جهانی.
از این منظر، صنعا معتقد است که هرگونه بازگشت به یک رویارویی گسترده میتواند هزینهای متفاوت از جنگ قبلی برای عربستان داشته باشد، نهتنها از نظر نظامی، بلکه از نظر اقتصادی و سیاسی نیز، با توجه به مقیاس پروژهها و سرمایهگذاریهای مرتبط با «چشمانداز ۲۰۳۰».
بنابراین، صنعا معتقد است که موازنه بازدارندگی نهتنها با تعداد هواپیماها و موشکها، بلکه با میزان خسارات اقتصادی که هرگونه تشدید تنش جدید ممکن است ایجاد کند و با تأثیر آن بر پروژهها و تحولاتی که عربستان در درازمدت روی آنها حساب میکند، سنجیده میشود.
در جنگها، همه سناریوها همچنان باز هستند، بهویژه اگر طرف مقابل تشدید تنش را انتخاب کند و از کاهش تنش و توسل به منطق خودداری کند؛ بنابراین، اعمال محاصره بر بنادر عربستان بدون شک اولین قدم است.
اگر تجاوز علیه یمن ادامه یابد، اوضاع میتواند وخیمتر شود و احتمالاً منجر به مداخله مستقیم آمریکا و رژیم صهیونیستی شود، احتمالی که ترامپ آن را رد نکرده است و صنعا بهخوبی از آن آگاه است و آمادگی خود را برای آن، بهویژه پس از حمله اخیر عربستان و آمریکا به پایگاههای نیروهای بسیج مردمی در عراق، تأیید کرده است.
پیشبینی روند وقایع در منطقهای که پویاییها با سرعت بیسابقهای در حال تغییر هستند، دشوار است. با این حال، آنچه مسلم است این است که آنچه امروز اتفاق میافتد فراتر از صرفا دور جدیدی از درگیری عربستان و یمن است؛ این بخشی از تحولات گستردهتری است که توازن قدرت در خاورمیانه را تغییر میدهد.
تلاشهای دیپلماتیک ممکن است در مهار تشدید اوضاع موفق شوند، یا منطقه ممکن است به سمت یک رویارویی گستردهتر سوق یابد؛ در هر دو صورت، بازگشت به معادلاتی که در طول دهه گذشته بر منطقه حاکم بود، دشوار خواهد بود.
قدرت دیگر صرفاً با اندازه ارتش و موشکهای یک کشور سنجیده نمیشود، بلکه با توانایی آن در تأثیرگذاری بر اقتصاد، منابع انرژی و مسیرهای دریایی و افزایش هزینه جنگ برای دشمنانش نیز سنجیده میشود.
بنابراین، پرسش اولیه این است؛ چرا یمن اکنون دست به اقدام زده است؟ مهمترین پرسشی که در مرحله بعدی مطرح میشود این است؛ آیا ما با یک دور گذرا از تشدید تنشها روبرو هستیم یا لحظهای که در آن قوانین بازدارندگی در منطقه در حال تعریف مجدد هستند؟
آنچه امروز در حال تغییر است، نهتنها خطوط نفوذ، بلکه معادله هزینه است؛ کسانی که توانایی تهدید منافع حیاتی، اختلال در آبراههای استراتژیک و تحمیل هزینههای اقتصادی بر دشمنان خود را دارند، ممکن است در آینده کارتهایی داشته باشند که بسیار فراتر از قدرت نظامی متعارف آنها باشد. این ممکن است مهمترین تحولی باشد که منطقه شروع به ورود به آن کرده است.
انتهای پیام/