هیچ تهدید و حملهای ایران را از مطالبه عدالت بازنمیدارد/یک حسابرسی تاریخی در راه است
ادوکیت محمد ابوبکر از قضات با سابقه و از وکلای شاخص بینالملل در حوزههای حقوق بشر و حقوق بشردوستانه از آفریقای جنوبی که ماه گذشته به دعوت مرکز وکلای قوه قضاییه برای بازدید میدانی از جنایتهای صورت گرفته دشمن آمریکایی صهیونی طی جنگ تحمیلی اخیر به ایران سفر کرده بود در صفحه شخصی خود نوشت : من بهتازگی از ایران بازگشتهام؛ از میان آن تشییع جنازه بیسابقه و میلیونی، از محل جنایات جنگی ارتکابیافته علیه دانشآموزان، از محلّی که کودکان در زمین ورزشی مشغول بازی بودند، از محل استقرار قضات و مأموران دستگاه قضایی، از مناطق مختلف مسکونی، و حتی از مناطق جنگیِ در معرض حملات هوایی و موشکی در نزدیکی بندرعباس.
بهراستی، تمام جهان بهطور مستقیم شاهد مراسم تشییع و ادای احترام ۴۳ میلیون شهروند، از همه گرایشها و اقشار، از مردم عادی گرفته تا علما، دانشمندان، دیپلماتها و نخستوزیران، به رهبر فقید جمهوری اسلامی، آیتالله سید علی خامنهای، بود؛ مراسمی که گفته میشود بزرگترین اجتماع تشییع در تاریخ بشر بوده است.
هیچ رهبری در دوران معاصر، و حتی در دو قرن گذشته، چنین میزان احترامی را از سوی شهروندان خود و مردم سراسر جهان به خود جلب نکرده است.
برخلاف هدفی که جنگافروزان غربی از «تغییر رژیم» دنبال میکردند، این ترور هدفمند و تلاش برای قطع سرِ رهبری، صرفاً خونِ فداکارانه کربلای قرن چهاردهم را به کربلای قرن بیستویکم پرتاب کرد.
جمهوری اسلامی ایران امروز کانون کربلاست؛ آماده است بهای عدالت را با خون بپردازد.
یزیدیانِ غرب، یعنی ستمگران، باید معنای این حقیقت را دریابند. هیچ میزان تهدید، زورگویی، حملات هوایی، اهانت، بمباران زیرساختها یا حتی قتل عام بیگناهان، ایران را از گرفتن انتقام این بیعدالتیها با خون بازنخواهد داشت.
آستانه تحمل درد و رنج، ده برابر افزایش یافته است.
یک حسابرسی تاریخی در راه است.
کارل فون کلاوزویتس، حکیم و نظریهپرداز نظامی پروسی، بهگونهای غیرمستقیم میگوید که جنگ «تابع هدف سیاسی» است؛ و از این رو، «ارزش این هدف باید میزان فداکاریهایی را که برای دستیابی به آن باید انجام شود، چه از نظر شدت و چه از نظر مدت، تعیین کند. هنگامی که هزینه تلاش از ارزش هدف سیاسی فراتر رود، باید از هدف صرفنظر کرد و صلح باید در پی آن بیاید.»
میزان اشتیاق یک طرف جنگ برای دستیابی به اهداف سیاسی خود، تعیین میکند که تا چه اندازه حاضر است برای آن اهداف هزینه بپردازد و تا چه مدت حاضر است این هزینه را تحمل کند.
با این تعریف، کربلا یک هدف عادی نیست.
کربلا هدفی بیپایان است و درد و رنج آن نیز پایانناپذیر است.
اما برخلاف هدفی که کلاوزویتس تعریف میکند، هدف کربلا صلح نیست؛ بلکه عدالت است ــ والاترین ارزش برای وجود انسان.
زیرا صلح بدون عدالت، صلح نیست.
غربی که ذهنیتی سکولار دارد و از نظر اخلاقی دچار انحطاط و فساد شده است، این نقص مهلکِ مفهوم صلح را درک نمیکند.
افزون بر این، آستانه تحمل درد و رنج در آن تقریباً وجود ندارد. همین امر رهبران آن را نسبت به تحقیر و شکست خود، که در ارتکاب این عمل جنایتکارانه متحمل شدهاند، نابینا میکند.
آنان از دیپلماسی نه برای برقراری صلح، بلکه بهعنوان پوششی برای ارتکاب تجاوز استفاده میکنند.
با دو زبان سخن میگویند؛ نمایشی بیشرمانه از ریاکاری و معیارهای دوگانه.
آنان هیچ ابایی ندارند که در برابر جهانیان از نظر اخلاقی برهنه ظاهر شوند؛ گویی هیچ احساس عزت نفس، کرامت یا شأن انسانی در آنان باقی نمانده است.
در کنفرانسهای مطبوعاتی حاضر میشوند، در حالی که در برابر پرسش درباره کشته شدن کودکان، سرفه میکنند و شوخی میکنند.
به این حقیقت کتاب مقدس نیز اعتنایی ندارند که حقیقتِ بیسلاح، قدرتمندترین سلاح در جهان هستی است.
ما در آثار مورخان و نویسندگان مشهور، و حتی در قالب کاریکاتورهای زشت و هولناک از رفتار انسان، نمونههایی از چنین انحطاطی را خواندهایم و حتی گاه با آن سرگرم شدهایم؛ اما هرگز تصور نمیکردیم که در زمانه خودمان، با چشمان خود شاهد چنین کاریکاتورهای زشتی از رفتار انسانی باشیم که بهصورت زنده و در برابر دیدگان تمام جهان به نمایش گذاشته شوند.
این، تاریخ واقعی است.
I just returned from Iran, from the midst of the unprecedented funeral mass, from the sites of the war crimes committed against the school children, from the children playing in the sports ground, the judges and officers of judiciary, various residential areas and even from the war zones open to aerial and missile attacks near Bandar Abbas. Indeed the entire world just witnessed at first hand a funeral gathering of ۴۳ million citizens of all persuasions, from laypeople to scholars, scientists, diplomats, and prime ministers, (the largest in human history) , pay homage to the late Supreme Leader Ayatollah Sayed Ali Khamenei. No leader in contemporary times nor in the past two centuries has commanded such respect from his citizens and from people around the world. Far from regime change, the Western war mongers’ targeted decapitation assassination merely served to catapult the sacrificial blood of the Karbala of the ۱۴th Century to the Karbala of the ۲۱st Century. The Islamic Republic of Iran is the locus of Karbala today, ready to pay the price for justice in blood. The Yazids (tyrants) of the West must know the meaning of this. No amount of threats, bullying, aerial strikes, insults, bombing of infrastructure or even slaughter of innocents will deter Iran from avenging the injustices in blood. The threshold of enduring pain has risen tenfold. A reckoning is coming.
Prussian martial sage Carl von Clausewitz observes, in oblique language, that war is “controlled by its political object,” and thus “the value of this object must determine the sacrifices to be made for it, in magnitude and also in duration. Once the expenditure of effort exceeds the value of the political object, the object must be renounced, and peace must follow” (Carl’s emphasis). What he means in plainspoken English is this - how much a combatant desires its political goals determines how much it is prepared to pay for those goals—and for how long.
By this definition Karbala is not an ordinary goal. It is an endless goal and its pain is endless.
But unlike the goal defined by Claus, the goal of Karbala is not peace but justice, the highest value for human existence. For peace without justice is no peace. A secular-minded morally depraved and corrupt West does not understand this fatal flaw of peace. Besides, its threshold to endure pain is non-existent. It blinds its leaders to their own humiliation and defeat in perpetrating the criminal act. They use diplomacy, not for peace but as a cover to commit aggression. They speak with forked tongues - a shameless display of hypocrisy and double standards. They have no qualms of appearing morally naked, without any sense of self-worth or dignity. They appear before press conferences, cough and joke when confronted with killing of children. They pay no heed to the biblical truth that truth unarmed is the most powerful weapon in the universe.
Indeed we read (and even entertained) of ugly caricatures of human behaviour by well known historians and writers but never imagined that in real time we will see such ugly caricatures on full display before the eyes of the entire world. This is real history
انتهای پیام/